1. برگردان فارسی این مصرع (عؤمروْم کئچدى ، گلممه دیم ، گئج اوْلدى‬)یعنی عمرم گذشت نتوانستم بیایم و دیرشد می باشد که به اشتباه نوشته شده (عمرم گذشت و ماند به سویت نگاه من)باتشکراسماعیل سیدعلیزاده

    Comment by lمیراسماعیل سیدعلیزاده — مهر ۶, ۱۳۹۰ @ ۱:۰۴ ب.ظ

  2. درمصرع (هئچ بیلمه دیم گؤزللروْن نئج اوْلدى‬)
    کلمه {گؤزللروْن}به معنی زیبارویان می باشدکه مترجم محترم آن را{زادگاه}ترجمه کرده است به این صورت (دیگر خبر نشد که چه شد زادگاه من)

    Comment by lمیراسماعیل سیدعلیزاده — مهر ۶, ۱۳۹۰ @ ۱:۱۹ ب.ظ

  3. این مصرع(سلیماننان ، نوحدان قالان دوْنیادى‬ )یعنی: این دنیا ازسلیمان و نوح به مارسیده است .که این ترجمه{کشتیّ عمر نوح و سلیمان روانه شد}کاملا”اشتباه می باشد.

    Comment by میراسماعیل سیدعلیزاده — مهر ۶, ۱۳۹۰ @ ۲:۳۷ ب.ظ

  4. در مصرع (شجاع خال اوْغلونون باکى سوْقتى‬)یعنی: سوغاتی پسر خاله شجاع از باکو. که مترجم محترم به این صورت معنی کرده اند‫.آمد ز بادکوبه پسرخاله ام شُجا‬

    Comment by رامین — آذر ۱۱, ۱۳۹۰ @ ۸:۴۲ ب.ظ

  5. مصرع( اوشاخلارون بیر دسته گوْل باغلاسین !‬ ) به این صورت( یک دسته گُل ببند براى منِ خراب‬ ) ترجمه شده دو اشکال دارد که البته دراکثر مصراعها این اشکال وجود دارد: ۱-بعضی کلمه ها اصلا در ترجمه حذف شده است. مانند : اوشاخلارون که به معنی بچه ها می باشد۲-کلماتی درترجمه آمده است که اصلا درمصراع وجود ندارد.مانند{برای من خراب}به نظر بنده نبایستی مفهوم شعر را فدای بازی با کلمات کرد و باید درترجمه حق شعر و شاعر را به جا آورد وقتی کسی شعر ترکی را نمی تواند بفهمد بهتر است نخواند چراکه لذت و حلاوت شعردر آهنگین و موزون بودن آن است . در صورت عدم توانایی در ترجمه موزون و آهنگین آن بهتر است برای فهم دیگران شعر به نثر روان و قابل فهم ترجمه شود.

    Comment by میراسماعیل سیدعلیزاده — دی ۱۲, ۱۳۹۰ @ ۴:۵۸ ب.ظ

  6. منظومه ی حیدر بابا نه تنها به پارسی بلکه به هیچ زبانی قابل ترجمه نیست به قول خود استاد شهریار: راز و نیازها همه با آن زبان دل. آن راز و آن نیاز نگنجد به پارسی!
    با تشکر از مترجم اما خود شعر کجا و ترجمه اش کجا؟

    Comment by کوروش — بهمن ۳, ۱۳۹۰ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  7. این ترجمه مصداق این شعر مولوی است که هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من با احترام به مترجم ولی بیشتر ترجمه ها ربطی به منظور شاعر و مایه شعر ندارد

    Comment by محمد باقر — بهمن ۶, ۱۳۹۰ @ ۸:۲۲ ب.ظ

  8. نام حید را بابا را ازهمان ایام جوانی و دانشجویی شنیده بودم، اما به علت ندانستن زبان ترکی هیچ وقت نتوانستم آن را بخوانم تا امروز بر حسب تصادف ترجمه فارسی ان را پیدا کردم و تا آخر خواندم . می دانم میان ترجمه و فارسی و اصل شعر به ترک فاصله زیادی است . با این حال از خواندن ترجمه فارسی ان لذت بردم
    همراه شهریار به سرزمین دور ها رفتم ، به سرزمین ایران . به هر گوشه اش که سر شار از زیبایی های زندگی است
    نام شهریار جاوادان باد

    Comment by بنی اسدی — بهمن ۹, ۱۳۹۰ @ ۲:۵۹ ب.ظ

  9. ضمن سلام وآرزوی توفیقات بیشتر درانتشار فرهنگهابالاخص
    امثال این ترجمه خوب إچرا برای اینکه مصداق آن مطلبی که در مقطع دبیرستان دبیر ادبیّاتمان آقای بیغم در دبیرستان شهید رجایی
    شهرستان مهربان از توابع سراب می گفت:اگه یک لیوان آب به کسی که اهل نظر است نشان بدهی وبپرسی که چه دیدی؟اَگه گفت تا نصفه پر است او خوش بینه وهستی را میبیندامّا اگه بگوید که تا نصفه لیوان خالیه او بدبین است وهستی را نمیبیند.
    بنابراین مترجم عزیز خیلی زحمتها کشیده واینجا گلهای آذری را
    به عزیزان فارسی زبان هدیه داده.به نوبه خودم بینهایت سپاسگذارم.
    یعقوب عباسی اقدم (مهدیار).

    Comment by یعقوب عباسی اقدم — بهمن ۱۰, ۱۳۹۰ @ ۸:۵۴ ب.ظ

  10. با سلام
    همانطور که دوستان اشاره کرده اند در تبدیل شعر از ترکی به فارسی اشتباهات زیادی رخ داده البته من کل شعر حیدربابا به زبان فارسی رو نخوندم در بیت ۷۵ کلمه ( بوغگینان ) که به معنی خفه کن می باشد به اشتباه کور کن معنی شده است
    درضمن زبان آذری وجود ندارد بلکه زبان ترکی صحیح می باشد
    روح شهریار شاد
    یادش زنده باد

    Comment by مسعود — فروردین ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۳:۱۳ ب.ظ

  11. با سلام درکل کاری انجام دادید ولی طلا را نمی توان بامس جلوه داد .
    “قولاخ باتیب ” معادلی در فارسی ندارد مجبورا می شود “گوشش کر شده” که دنیا دنیا با کلمه اصلی تفاوت دارد.

    Comment by حامد — فروردین ۲۸, ۱۳۹۱ @ ۷:۰۸ ق.ظ

  12. سلام با تشکر از ترجمه شما. من به زبان ترکی آشنا نیستم ولی این ترجمه بسیار دلنشین بود. با ادوه شهریار و رنج تنهایی اش دلم گرفت. روحش شاد

    Comment by اشک پنهان — اردیبهشت ۲, ۱۳۹۱ @ ۲:۵۲ ب.ظ

  13. حیدربابا را با صدای خود شهریار بشنوید:

    http://irafta.com/showfile.aspx?id=19

    Comment by رسته — اردیبهشت ۴, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۳۰ ق.ظ

  14. ترجمه واقعا ضعیف و غلط است

    Comment by حامد — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۷:۰۴ ب.ظ

  15. لطفا ترجمه را یا حذف و یا اصلاح نمایید

    Comment by حامد — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۷:۰۶ ب.ظ

  16. با احترام به مترجم دانشمند و بزرگوار که زحمت زیادی را متقبل شده اند به اطلاع میرساند ترجمه دیگری از حیدربابا توسط آقای کریم مشروطه چی منتشر شده که واقعا بسیار رساتر و به متن اصلی نزدیکتر است در صورت امکان آن نسخه را ارایه کنید.

    Comment by مهدی — خرداد ۲, ۱۳۹۱ @ ۵:۴۳ ب.ظ

  17. سلام..من آذری هستم و مطالعات زیادی در رابطه با زبان ترکی دارم..
    و عنوان میکنم که این ترجمه بسیار ضعیف هستش

    Comment by حامو ص.د — خرداد ۸, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۵۹ ق.ظ

  18. باتشکر اززحمات فراوانتان. اگر ممکن است درترجمه از نسخه ی استاد مشروطچی استفاده کنیدچون هم شیواتروهم رساتر و به متن اصلی نزدیکتراست.ودر کلیات اشعار فارسی استاد هم ازاین ترجمه استفاده شده است.

    Comment by سیداحمد خشگنابی — تیر ۱۳, ۱۳۹۱ @ ۱:۵۲ ق.ظ

  19. با عرض سلام در ترجمه اشکالات زیادی مشاهده می‌شود و در بسیاری از جاها انسان احساس میکند مترجم آشنایی با زبان ترکی نداشته است ولی در هر صورت خدا مترجم محترم را بیامرزد. جناب مرحوم دکتر بهروز ثروتیان.

    اما جناب شهریار که افتخار ایرانی و مخصوصا افتخار ترکهای قهرمان و خون گرم کشور عزیزمان می‌باشد خدا او را بیامرزد.

    Comment by علی — مرداد ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۸ ب.ظ

  20. باسلام مجددبه همه دوستانِ ادب دوست ومهرورز،بنده دوزدوزانی
    هستم(مهدیارهم دیارشهریار) ازتوابع شهرستان سراب استان آذربایجان شرقی درواقع بین منطه ما واستاد شهریار کوهی بنام (بُزکوه) قرارگرفته،بنابراین هم اُستانیم که بماند هم ولایتیم پس ایشان دراُستان( آذر)بایجان شرقی بدنیا آمده ولی (بگیم که )ترکیه ای!!! معنی نداره اصالت را انکار کنیم سرپاره ای لجبازی.مترجم عزیز ضمن متحمل زحمات عشق انگیز،خودش هم آستان بوس شهریاره که اومده اشعارشو ترجمه کرده وادعا هم نداره جزارادت!!

    Comment by یعقوب عباسی اقدم (دوزدوزانی) — شهریور ۱, ۱۳۹۱ @ ۴:۵۳ ب.ظ

  21. سلام.این برگردان حیدر بابای شهریار نیست . سخنانی است که برای کم ارزش و بی مایه نمایاندن اشعار ناب حیدر بابا به تعمد ، به جای برگردان واقعی آن به فارسی نگاشته شده است . از روح شهریار خجالت نمی کشید لا اقل حرمت ادب و شعر را پاس بدارید .

    Comment by محمد — مهر ۳, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۳ ق.ظ

  22. به این اقای محترم بفرمائید برادر درسته در مملکت نتاسفانه وضعی پیش امده که همه خود را سزاوار ومتخصص هر کاری میدانند ولی شمارا به خدا دیگه شما ادبیات اشعار شهریار رو خراب نکنید برادر شما اصلا ترکی وآذری بلد نیستی مگه مجبوری یعنی هیچ کار دیگری برای شما پیدا نمیشه جناب ثروتیان راستی شما فکر میکنی ترکی بلدی یا خودتون خیلی کودنی یا مردم ترک زبون رو کودن حساب کردی که به نظر من اولی درسته برو اقا خجالت بکش شعر شهریار رو خراب نکن

    Comment by سید جعفر — مهر ۳, ۱۳۹۱ @ ۴:۱۰ ب.ظ

  23. قصد اهانت به مترجم این اشاهکار عظیم را ندارم ولی معتقدم کسی که به این کار بزرگ دست می زند اصولا باید اشنایی مختصری هم که شده با فرهنگ وادب اذربایجان وهمچنین روستاهای این منطقه داشته باشد این ترجمه بسیار ابتدایی است و واقا در شان اثری به این زیبایی وپر محتوایی نیست .مترجم محترم باید خودشان در خواست حذف این ترجمه را از این صفحه بنمایند.

    Comment by حیاتی — مهر ۸, ۱۳۹۱ @ ۶:۴۰ ب.ظ

  24. chokh goolmalidi………
    خیلی خنده داره
    کسایی که واقعا میخوان ترجمه حیدربابا رو بدونن از ترجمه آقای کریم مشروطه چی استفاده کنند…خیلی ادبی تره و خیلی نزدیکتر به اشعار ترکی استاد شهریار
    تو اینترنت هم سرچ کنید میاد …..ساغ اولون

    Comment by aralim — آبان ۸, ۱۳۹۱ @ ۵:۱۹ ب.ظ

  25. به نظر من که هم شعر عالی بود و هم ترجمه ش فوق العاده. هرکس که ادعا داشته باشه میتونه این شعر رو ترجمه کنه و هر ترجمه ای زیبایی خاص خودش رو داره. ترجمه ی آقای مشروطه چی هم به نحوی زیباست… به نظر میاد که عده ای بی ادب و دور از فرهنگ از فضای مجازی برای تخلیه ی عقده های روانی خودشون سو استفاده می کن(چون ناشناس وارد میشن). خدا همشون رو شفا بده که این همه زیبایی رو در شعر و ترجمه نمی بینند.

    Comment by زیبا — آبان ۱۹, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۴ ب.ظ

  26. آقای به اصطلاح دکتر تو هیچ از شعور انسانیت بویی نبرده تو حتی دامپزشک نیستی معلوم نیست از کجا داری میخوری و جیره خوار کی هستی . مطمئن هستم که از شهریار قرنها نامش خواهد ماند و تبار تو به زودی مثل دایناسورها منقرض خواهد شد .خدا تو را هدایت کند بیمار روانی

    Comment by شاهین — آبان ۲۵, ۱۳۹۱ @ ۹:۴۴ ق.ظ

  27. من ترک نیستم ولی این شعر شهریار را خیلی دوست دارم و از اینکه به فارسی ترجمه کردین .ممنون. اگرچه بعضی از جاهای شعر نادرست ترجمه شده باشد باز هم جای تشکر دارد.

    Comment by ساناز — آذر ۵, ۱۳۹۱ @ ۴:۰۸ ب.ظ

  28. خیلی ردیف گفته.خیلی مردانست.
    ولی آقای به اصطلاح دکتر تو برو فعلا مریضا و خودتو معالجه کن هنوز بچه ای در مورد شعر نظر بدی.

    Comment by علدادا — آذر ۹, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۳۷ ق.ظ

  29. باسلام.ضمن تشکر از نظرات دوستان، در این ترجمه اشتباهای زیادی به چشم میخوره به عقیده ی منم وقتی کسی شعر ترکی بلد نیست نخونه ارزش روح این شعر زیبای شهریار فراتر از اینه که به هر زبانی به غلط ترجمه بشه.شهریار برامون باارزشه ، سخنان واشعارش ارزشمندتر

    Comment by سمانه — آذر ۹, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۱۸ ب.ظ

  30. متن ترجمه فوق العاده زیباست و کاملا هم درسته هر کس ادعا داره خودش ترجمه کنه ببینیم میتونه یا نه. با تشکر از مترجم گرامى

    Comment by شهریار — دی ۱, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ

  31. درود به همه دوستان
    اول اینکه مثلی است معروف (ادب از که آموختی از بی ادبان )
    ودر بالا مصداق این ضرب المثل جناب دکتر حامد را میبینیم که
    چگونه ادب آموز شده اند و رحمت به آن شیری که ترا خورد
    دو دیگر آنکه املای درست سرزمین « آزر » است نه آذر که معنای دیگری دارد
    سوم آنکه کوشش مترجم گرامی موجب امتنان است ولی اشتباهات زیاد دارد ای کاش قبل از ترجمه با زبان آزری بیشتر آشنا میشدند

    Comment by مسعود .م — دی ۱۲, ۱۳۹۱ @ ۷:۳۴ ب.ظ

  32. استاد شهریار از مفاخر شعرو ادب پارسی و ادبیات ترک است که فرهنگ ملی ایران و آذربایجان را با لطیف ترین و زیباترین ایماژها به تصویر کشیده است. این شاعر اندیشمند و متفکر دربخش های از اشعارش به نفوذبیگانه در فرهنگ ملی و مذهبی ایران اشاره می کند. آنگاه که بیگانه آهسته به درون خانه ها رخنه می کند و موذیانه با تمسخر رسم و آیین های ملی و مذهبی آنها را مورد هدف قرار می دهد. حیدربابا با بیان آداب و رسوم و افکار و عقاید روستاییان ، خصال نیک مردان ، دیانت و انسانیت و… نام شهریار را درجرگۀ نام آورانی ثبت کرد که رسم جوانمردی و آیین های ایرانی را از گزند آسیب دشمنان مصون می دارند.
    روحش غریق رحمت پروردگار باد
    نامش به نامیان جهان ماندگار باد
    ترجمه آقای ثروتیان بسیارزیبا بود اگرچه ترجمه اصل نیست.بیاد داشته باشیم هرکس از کارنیک مخلوق تشکر نکند درمقابل خالق خود نیز سپاسگزار نخواهد بود

    Comment by رباب — دی ۲۰, ۱۳۹۱ @ ۲:۱۵ ب.ظ

  33. من درباره ی مترجم این شعر تحقیق کردم؛ دکتر ثروتیان هم آذری زبان هست و هم دکترای ادبیات فارسی داره بنابراین هیچکس مثل ایشون نمیتونه ترجمه ی درست و کاملی از حیدربابا ارائه بده.
    در ضمن جالبه بدونید این ترجمه در کنگره ی بین المللی ادبیات اقتباسی به عنوان بهترین ترجمه ی فارسی حیدربابا انتخاب شده. بهتره به جای ایراد گرفتن از مترجم کمی فارسی و ترکی خودتون رو تقویت کنید.

    Comment by بهداد — دی ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

  34. واقعا با این ترجمه ها ما باید به خودمان افتخار کنیم؟!؟!
    تورو خدا بلد نیستید یا نمی تونید وارد نشوید حیف حیدر بابا که این جوری تباهش کردید.

    Comment by شیدا — بهمن ۳, ۱۳۹۱ @ ۸:۱۲ ق.ظ

  35. از سایت گنجور تشکر میکنم که فرقی بین زبان فارسی و ترکی نگذاشته است و همه ی شعرها را (چه فارسی و چه ترکی) مال ما ایرانیان میداند. درباره ترجمه های منظوم حیدربابا و ارزیابی علمی آنها استاد دکتر صدیق اظهار نظر کرده اند و سیزده ترجمه فارسی و یک ترجمه گیلکی و یک ترجمه کردی و یک ترجمه تالشی را که همه منظوم است، معرفی و بررسی و ارزیابی کرده اند که میتوانید در سایت http://www.duzgun.ir (بخش شهریارشناسی) و وبلاگ یوردوموز یووامیز (isamajidi.blogfa.com)مطالعه فرمایید

    Comment by عیسی مجیدی — اسفند ۱۲, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۰۸ ق.ظ

  36. با سلام
    در آغاز با یک سوال سروع می کنم آیا ترجمه ‌ناپذیری فرهنگی واقعیت است یا نظریه و حدس گمان؟
    جناب آقای ثروتیان تورک هستن و دکتری زبان فارسی دارن، پس تسلط لازم و کافی ایشون در زبان مبدا نیست در زبان مقصد است صرف تورک بودن دلیل منطقی تسلط بر زبان مادری نیست. در شعر نقش قالب و محتوی چیست؟ آیا قالب شعر مهمتر است یا محتوی شعر؟ عزیز من تورکم و با تمام احترام میگم محتوی نقشی تو متون ادبی نداره و این قالب و رفتار شناسی شعره که نقش اصلی رو ایفا میکنه
    حال جناب آقای ثروتیان دقیقا دچار همین اشتباه شدند ایشون محتوی فرضی خودشونو با کلمات ادبی ترجمه فرض کردن در صورتی که قالب این اشعار ، روایت واقعیت است نه سرودن بر پایه فرضیات
    عاشیق رستم سازین دیللندیرنده
    « از بهر ساز رستم عاشق بیان ببین »
    این مشتی از انبوه اشتباه معناییه وقتی یک فارس زبان میخونه درکش مستقیم بطرف شاهنامه میره در صورتی که عاشیق اینجا صفت نیست بلکه اسمه عاشیق حرفه رستمه نه صفت رستم عاشیق تو زبان و ادبیات فارسی وجود نداره قالب اشعار عاشیق ها مقامی و
    yanikh kerem Solo saz
    جزئی از ساز های اونا بوده بنظر من بی تعارف میگم این هنر نیست افتضاح ادبیه

    Comment by آراز — اسفند ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۲:۳۴ ب.ظ

  37. جای تاسف است که فضای مجازی باعث ابراز وجود اشخاص متعصبی میشود که تفکر ناصحیح خودشان را مبنای قضاوت قرار میدهندو با قرار دادن القاب دکتر و… درکنار اسم خودعقده های خود را نمایان میکنند اسائه ادب آنها به شاعرعزیز وگرانقدر ما موجب کم ارزش شدن شهریار عاشق پیشه نخواهد شد
    ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

    Comment by سامیه — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۵ ق.ظ

  38. اذربایجان سر پر افتخار و تاج سر ایران است و شاعر هایش همیشه بهترین پارسی را سروده اند از نظامی گنجه ای تا خاقانی شروانی و دیگرانی که نام بردن از همه امکان پذیر نیست البته شهریار هم ازبهترین شاعران پارسی گو و اذری است و همین بس که نخستین فرهنگ نامه فارسی را که بدست ما رسیده است از اسدی توسی به نام مردم اذربایجان نگاشته شده است ، کسی که لقب دکتر به خودش میدهد باید شرافت و بزرگی دوست داشتن همه مردم بدون توزش و تعصب را داشته باشد درود بر پاکی و سادگی اذری ها با همه هوش و زیبایی که برای ما به ارمغان دارند . کوچک همه اذری های هم میهنم هستم

    Comment by دکتر امین کیخا — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۱:۰۴ ب.ظ

  39. من از ترجمه شدن شعر شهریار هر چند به نانکویی و ناخوبی پشتیبانی می کنم مترجم تکاپوی خود را کرده باید دیگران به بهبودی اش بپردازند وگر نه من در اهواز و خوزستان چگونه شعر اذری یاد بگیرم مگرنه باید همه برای درک ودریافت بهتر هم بکوشیم، اینکه شعر اذری مضامین نا بازگفتنی دارد درست ، اما باید تلاش کرد و برای مردمی که اذری برایشان دوریاب است ترجمه کرد

    Comment by دکتر امین کیخا — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۱:۲۸ ب.ظ

  40. عمیقا مراتب نارضایتی خود را از توهین کسی که خودش رابه دروغ دکتر نامیده إبراز میکنم

    Comment by دکتر امین کیخا — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۱:۳۳ ب.ظ

  41. بسم ا..
    دوستان گرامی نظرات خوبی را مطرح ساخته بودند این حرف درست است که ترجمه خیلی خوب نیست و دارای اشتباهاتی است ولی نباید این را هم از یاد برد که زبان ترکی گستردگی و فراوانی اجزای جمله ی خیلی بیشتری نسبت به زبان فارسی را داراست و این کار خیلی سخت است که بتوانی یک زبانی به این گستردگی را به زبان فارسی که چیزی در مقابل آن نیستو دایره ی لغت چندانی درمقابل آن ندارد ترجمه کنی

    Comment by آراز — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۸:۴۷ ب.ظ

  42. آقای دکتر حامد (که واقعا دیپلم هم نداری) چرا به شاعر گرانقدر شهریار عزیز اهانت می کنی .حرمت خودت را نگه دار .که توهین شما باعث می شود تا ترک زبان نیز تلافی کنندو یک معذرت خواهی لطف کن بذار تو این صفحه .متن رو لطف کنید به نثر روان ترجمه کنید.چون شعر ترکی لطافتهایی دارد که در برگردان به فارسی آن لطافت از دست میرود.

    Comment by مهندس امیر افشار — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۴ ق.ظ

  43. اقای مهندس افشار قربان پاکی و مهربانی اذریها قربان دل اوری نادر قلی پسر دلیر ایران قربان ستار خان و باقر خان و درود به نظامی به خاقانی به سرباز ان أذربایجان که وقتی وطن در خطر بود به نجات ما در خوزستان امدند وطن مادر همه ماست جان نا قابلم فدای اذربایجان باد نارحت بی أدبی کسانی که اهمیت شما را نمی دانند نباشید همه باید دوستار هم باشیم و بی أدبی را مانند برادر باید با شکیبایی پاسخ داد

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۲:۲۱ ب.ظ

  44. درسته که میگین این ترجمه غلطه ولی این برخوردم واقعا درست نیست اما اقای مترجم حق بدید به ما که نگران میراث ادبی سرزمینمون باشیم….خیلی ها مثله منی که ترکی بلد نیستم ممکنه به اشتباه بیفتم.

    Comment by زهرا — خرداد ۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۳ ق.ظ

  45. من فارس زبان هستم ولی چهار سال در زنجان کار کرده ام و ترکی را تا اندازه ای یاد گرفته ام و ازخواندن این شعر زیبا لذت می بردم و ترجمه فارسی به من کمک کرد تا این شعر زیبا را بهتر درک کنم

    Comment by رضا رستم پور — خرداد ۱۲, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۱ ب.ظ

  46. در بیت ۷ امده دیلوْزه که غلت است و شکل صحیح نوشتاری این وازه دیلیزَ هست.

    Comment by حسین — خرداد ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۴ ب.ظ

  47. دکتر حامد
    به شما پیشنهاد می کنم یک بار همین شعر را کلمه به کلمه برای خودتون ترجمه کنید و بدون بغض و کینه و قصد و غرض کنار هم بچینید و وجدانتون رو به قضاوت بگیرید…اشعار شاملو .ابتهاج .سهراب.اخوان و… در مقابلش ناچیز هستند.ضمنا بی احترامی به شخصیت های اینچنینی که در دوران پوچ گرایی شاعران فارسی بار سنگین اصالت شعر ایرانی و اخلاقی را به دوش کشیدن کم لطفی بزرگی است.
    شهریار نامت تا ابد جاویدان خواهد ماند چون هر آنچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند…یاشاسین ترکلار یاشاسین آدربایجان یاشاسین قا
    شقایلار

    Comment by قشقایی — خرداد ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۸ ب.ظ

  48. جناب قشقایی بزرگوار کاش یک درود دیگر می فرستادی انهم این بود که درود به همه میهن با همه مردمش بدون تبعیض البته اذری ها و ترکان تاج سر ما هستند ان گاه خرم می شدم . اذربایجان مادر مردان بزرگی است که بهترین پارسی را سروده اند اگر یک نفر را بخواهم با فردوسی بسنجم ان نظامی است که گنجه ای است در همین گنجور شعرهای مهستی دختر روان نهاد گنجه را بخوانیم به این نازش و برازش ما می فزاید روزی که پسرانم بزرگ شوند به انها می اموزم که خاک توس و اذربایجان و سیستان و خوزستان یکیست و ان توتیای چشم ماست کاش یک اذری بزرگوار هم این درود مرا باز گوید تا دلم شادان و خرم گردد

    Comment by امین کیخا — خرداد ۳۱, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۳۹ ق.ظ

  49. درسته که ترجمه با شعر اصلی خیلی فرق داره ولی برای حفظ وزن ترجمه فارسی مترجم مجبور بوده این رو هم در نظر بگیرین که زبان ترکی یک زبان بسیار غنی است و خیلی از لغات که در شعر به کار رفته معادل فارسی ندارند
    به طور کلی باید ترکی بلد بود و با فرهنگ ترکی آشنا بود که لذت و بزرگی این اثر رو درک کرد
    من خودم هر بار میخونم بغض میکنم
    بعضی از رسوماتی که تو این شعر اومده برای نسل جدید حتی خود ما ترکا قابل درک نیست مخصوصا شهر نشین ها بعنوان مثال شال ساللاماخ (شال آویزان کردن که متاسفانه این لغت هم معادل نداره) دیگه تو شهرها معنی نداره
    در ترجمه شعر همیشه یک اصل هست که یا باید وزن حفظ بشه با مفهوم در آثار ادبی سعی بر حفظ وزن و در آثار مذهبی مثل قران سعی در خفظ محتواست در کل مشکل ترین نوع ترجمه ترجمه شعره که هم باید طبع شعر هم تسلط به هر دو زبان و هر دو فرهنگ باشه

    Comment by علی — تیر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۹ ق.ظ

  50. جناب امین کیخا…انتقاد شما به جاست…درود بر شما و درود بر همه ایرانیان

    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد…

    Comment by قشقایی — تیر ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

  51. بسم النور
    آقای دکتر حامد عزیز شما که از شاملو و …صحبت می کنیدبفرمایید ببینیم کدام شعر شاملو ویا شاعران دیگر به۸۳ زبان زنده ی دنیا ترجمه کردند من قصد توهین به شاملو و… را ندارم ولی به قول دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی اگر این همه که مجله ها و روزنامه ها و …از شاملو به عنوان شاعر ملی و…و لقب هایی که شاملو سهل است نیما هم در حد آن ها نیست شاطر شاه عباس را تبلیغ می کردن از شاملو بیشتر طرفدار پیدا می کرد و در ضمن در مدرسه های بزرگ سالان همیشه باز است و رایگان هم درس می دهند شما هم سری بزنیدالبته فکر نکنم شما را قبول کنند !!!!!!!

    Comment by آتیلا — مرداد ۷, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۴۴ ب.ظ

  52. با سپاس از برادر هممیهنم قشقایی بزرگوار

    Comment by امین کیخا — مرداد ۸, ۱۳۹۲ @ ۱:۴۸ ق.ظ

  53. سلام برهمه
    حقیرهرگزدرخصوص آنچه که سواد واطلاعاتش را ندارم اظهارنظرنمیکنم ، نه ترکم ونه ترکی میدانم اما بسی خواهان این هستم که کسی به حقیربگوید این آقای حیدربابا کیست یا که بوده واگرآنطورکه بنظرمیرسد یک قهرمان ملی بوده اند آیا منبع ومأخذ دیگری هم هست که ارزش تاریخی داشته باشد وازحیدربابا وسرنوشت وفعالیت های ایشان سخن گفته باشد ویا اگرشخصیتی افسانه ای مثلا همانند رستم است ، خالق آن کیست وچرا حد اقل حقیردرتواریخ ایران وآذربایجان چیزی که نام ایشان درآن آمده باشد ندیده ام . بسیار مفتخروممنون خواهم بود که دراین امرمرا یاری فرمایید . حمیدرضای ثانی

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  54. حمیدرضا جان حیدربابا نام کوه کوچکی ست که شهریار گویا کودکی خود را در نزدیکی آنجا گذرانیده است و در این اثر کوه مزبور مخاطب شهریار است .البته من ترجمه شعر را خوانده ام و ترکی نمیدانم

    Comment by مینا جمعه زاده — مهر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ

  55. عجبا وحیرتا !! فکرهمه چیزرا میکردم الی اینکه حیدربابا یک کوه باشد وچقدر آنها که عرایض مرا می خوانند به بلاهت من خواهند خندید هنگامی که میرسند به آنجا که من دراوج حماقت گفته ام این آقای حیدربابا کیستند که من نام مبارکشان را هرگزنشنیده ام درصورتیکه نزد خود فکرمیکنم از تاریخ وطنم بطورنسبی آگاهم . خدایا آخرچه کسی نام کوهی را حیدربابا می گزارد ، با اینهمه من فکرمیکنم ای بسا اگرازکهنسالان سؤال کنم احتمال دارد بگویند که روزگاری پیرمردی مقدس رفته ودردل این کوه ساکن شده که نام آن مرد حیدربابا بوده وحالا نام کوه برگرفته ازنام آن مرد قدیس است چرا که درشیراز چیزی تقریباً مشابه این وضعیت وجود دارد ویک کوهی درآنجاست بنام بابا کوهی واین بابا کوهی را درخرد سالی من درآن کوه دیده بودم .بهرحال مرسی که زحمت کشیدید و این را گفتید . بهترین ها را برایتان آرزو میکنم .

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۸ ب.ظ

  56. درود برمردمان قهرمان آذربایجان که یکپارچگی وطن را ازدلاوری های ایشان داریم زمانیکه بیگانه به سرزمین مقدس ایران تجاوزکرد چه درشمال چه درجنوب این رادمردان دلیر اگرنبودند امروزایران وایرانی نبود . پس تا ابد رهین منت ایشانیم وسرداران وسالاران وپاسداران این سرزمین پاک ایشانند .
    دوستان عزیزم امین کیخا جان ومینا جان و سایر عزیزانم بدانید که بی ادبی و توهین و گستاخی و خشونت را نمی توان با روشی مشابه پاسخ داد که آنچه دربالا دیدم دلم را بدرد آورد . این نتیجه دشنام دادن که دشنام دهنده خود ازعملش زیان فکری وروحی بیشترمی برد سالیان درازاست که بلحاظ علمی هم اثبات شده است . من خود ازمنتقدین شعر استاد شهریارم اما هرگز بخود اجازه نمی دهم که به شخصیت شاعر توهین وجسارت ورزم ودرشگفتم که جناب دکتر چگونه این زشت کاری پیشه کردند وبه شخصیت مردی ناسزا گفتند وفحاشی و هتاکی کردند که خود نیست تا به دفاع ازخویش بپردازد ومحال است کسی تا مقطع دکتری دردانشگاه پیش برود وچنین رفتارزشتی ازاو صادرشود . این مثال یک استاد کاراته است که می تواند تنها با دستان خود مردی را بقتل برساند اما به موازات تعلیمات رزمی ازجهات روحی نیزبگونه ای تربیت میشود که ازاین کارخود داری ورزد . کسی که تا مدرک دکتری درس میخواند نیزچنین است و به موازات افزایش دانش ، میزان افتادگی و تواضع او نیز افزون میگردد واما آنچه مرا بازهم آزرد قیاس مع الفارق میان شعر شهریار و شعر شاملو ونیما ومهدی اخوان بود وازآن بدتر نام نبردن ازبانوی شعرنوی ایران فروغ که این دو را نمیتوان دریک ترازو گذاشت ودیدیم که همان هتاکی به شهریارتوسط جناب دکتربلا فاصله پاسخش را گرفت که توهین به شاملو بود واو را با شاطرعباس یکی کردن . دوستان من میدانند که مدتی دراز ازمیهن دوربوده ام و قدری ازاوضاع زمانه دروطن بدورافتادم اما دراین دوهفته تعطیلی گنجور جناب حمید رضا که ازطریق ایمیل با ایشان مرتبط بودم چشمانم را بروی بعضی حقایق که فراموش کرده ام بازکرد وچه مرد فرزانه ایست این هم نام عزیزو محترم من دوستان . مقایسه شعرشاملو و شهریار مثال قیاس همان طوطی مرد بقال درمثنوی است که گفت :
    از چه ای کل با کلان آمیختی
    تو مگرازشیشه روغن ریختی
    ویا این بیت مشهورکه :
    کار پاکان را قیاس از خود مگیر
    گرچه آید درنبشتن شیر و شیر
    حال که سخن ازشاملو سازشد واگرچه شعرای نو پرداز را درگنجور جایی نیست اما لابد شما هم دیده اید که گنجور رومیزی این کمبود بکلی جبران کرده و ازهمه ایشان کل آثارشان را درخود دارد حتی شاعر - نقاشی را که حقیربا اشعار و هم با نقاشی او مشکلات دارم مرحوم سهراب سپهری . اما قصد من ازطرح این موضوع دراینجا خود دیگر است و علت هم آن باشد که بخش حواشی نویسی گنجور رومیزی هنوز بکار نیفتاده است .
    ادامه دارد …

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۴۵ ق.ظ

  57. باسلام از همه و تشکر ودرود می فرستم.ازآنجا که نژادپرستیی در دیین اسلام نفی شده بنده هم شیعه هستم و فرزند دیاری بامردمی که در سر نوشتش جای تولدی براو مقدّراست ونمیتواند انکار کند اما دلیل نیست که دیگر سرزمینهارا کمرنگ جلوه بدیم جززادگاه خودمون بنابراین همه جای این کره خاکی محترم است…مثل شهراقبال لاهوری ..ویا دعبل خزائی که شعر اهل بیت می سرود هم خودشونرو وهم وطن اونهارو دوست داریم واین موجب وحدت است وتداوم همدلی ودال بر ادعایمان خواهد ماندشهریار هم شاعربزرگ این کره خاکی درعصر مابوده وحتی پلی بود بین زمان حافظ وامروزبا زبانهای روشن وآشکار ومتنوع..با احترام

    Comment by یعقوب عباسی اقدم (دوزدوزانی) — آذر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۴:۰۶ ب.ظ

  58. باسلام مجدد عرض کنم که استان شهریار استان( آذر)بایجان شرقی است نه کشور ترکیه و!!! پس بنابراین میتوانیم بگوئیم این استان افتخار آذری بودن را دارد وترکها ترکیه ای هستند نه ما بلکه ما آذرباجانیها آذری میگوئیم وآذری می نویسیم ومضمون حیدر بابا هم از استاد شهریار آذری (آنادیلی) میباشد. با تبریک وسپاس از شما

    Comment by یعقوب عباسی اقدم (دوزدوزانی) — آذر ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۴:۱۲ ب.ظ

  59. ما ایرانیها مردمان با حیایی هستیم و از روی رودربایستی به هر کسی که هر کاری بکند اعتراض صریح نمی کنیم و رعایت حالش را می کنیم اما از این سایت محترم عاجزانه خواهش می کنم ترجمه ی فارسی این شعر را حذف کند زیرا این ترجمه توهین بزرگی هم به شهریار و هم به شعر او و هم به خوانندگان ترک و فارس اس ت ترجمه ای که هیچ همخوانی با شعر ندارد و تنها مشتی لغات درهم است خواهش می کنم برای حفظ آبروی سایت خودتان ضمن مشاوره با یک آذری زبان این ترجمه ی سخیف را حذف کنید
    یا علی

    Comment by عرفان — دی ۱۳, ۱۳۹۲ @ ۴:۴۹ ب.ظ

  60. فقط یکنفر میتوانست منظومه حیدر بابارا به فارسی برگرداند انهم خود استاد شریار بود

    Comment by بابک — اسفند ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۳ ب.ظ

  61. فقط کسایی که معنی شعر ترکی رو نمیفهمند لطفا اظهار نظر نکنن حالا میخان دکتر باشن یا پرفسور……این شعرو کسی نمیتونه به طور کامل به زبان های متفرقه برگردونه جز خود استاد شهریار

    Comment by مهدی ابراهیم پور — فروردین ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۵:۳۸ ب.ظ

  62. بخدا سوگند این شعر مرا به تمام گذشنه های زیبای از دست رفنه میبرد. هارمونی این شعر تکانه ای به هویت تمام ابنا بشر میزند که سالهاست ان را فراموش کرده ایم . این صدای سخن دوست است که در حنجره استاد شهریار تبلور کرد.این شعر متعلق به همه سوخته دلان تاریخ است. حتی کسی که شعر را بخصوص با صدای خود استاد بشنود روجش به تکانه ای شدید می افتد .این شعر یکی از ذخایر ابدی و زاد و توشه اخرت شهریار است.عمیق نر بخوانید تا راز پنهانی اشعار را دقیق تر و کامل درک کنیم. بر سر قومیت و زبان جدل نکنیم این خیا نت به فرهنگ زیبای ایران و جهان است.ما همه یک امتیم. والسلام

    Comment by رضا کاشی زنوزی — فروردین ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۳:۲۴ ق.ظ

  63. سلام بر شهریار ،
    غرور آذربایجان، عاشق و عارف کامل است و سرشار از محبت به عالم.

    عزیزان
    خود ترجمه فی نفسه اشکال است اما ما مجبور به انتقال فرهنگ هستیم. اگر خود ما باید دست بکار میشدیم الان از غریبه ها ایراد نمی گرفتیم .
    اول ترجمه شده و بعد به شعر قابل قبول در آمده است.
    ترجمه و به تبع آن شعراشکالاتی دارد.
    اما ترجمه (جمله به جمله) هم جواب
    نمی دهدچرا که برای رساندن مفهوم شعر،تفسیر و توضیح لازم دارد.

    Comment by آذرشب — اردیبهشت ۵, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۰۳ ب.ظ

  64. ترجمه این منظومه بسیار ضعیف در مواردی غلط ترجمه شده است .

    Comment by ناصرحسن پور — اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۸:۳۷ ب.ظ

  65. با سلام وعرض خسته نباشید
    باتوجه به این که شما در این سال ها زحمات زیادی برای فرهنگ ایران وایرانی کرده اید متشکریم ولی یک اانتقاد داشتم
    ان هم در ترجمه ،این شعر زیبای توجه کمتری کرده اید وبه نظرات دیگر عزیزان احترام نگذاشته وان ترجمات را عوض نکرده اید لطفا کمی توجه کنید تا هوادارانتان را ازدست ندهید

    Comment by حافظ — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۹ ب.ظ

  66. در بیت ۱۴ مصرع ۲ کلمه “چوکنده” معنا نداره
    “کوچنده” درسته یعنی وقتی که سفر می کنند.

    Comment by حامد — خرداد ۲, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۸ ب.ظ

  67. من گیلک هستم و ذره ای ترکی نمیفهمم ولی استاد شهریار با این مجموعه شعرشون با من کاری کردن که من بیشتر منظومه حیدر بابا شون و حفظ کنم نه تنها این شعر استاد شهریار بلکه تمام غزل ها و شعر ها ی ایشون به من شور زندگی میده به همین دلیل حفظش میکنم
    من یه دختر ۱۳ ساله از استان گیلان هستم

    Comment by ناشناس — خرداد ۳, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۹ ب.ظ

  68. بااین ترجمه فارس غلط نظام شعر را بهم زدی آقا بلد نیستی نکن خوب

    Comment by علی آذین — خرداد ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۴۹ ق.ظ

  69. ۱- لطفا اجازه ندهید به کسانی که از شعر شهریار چیزی نمی فهمند به شاعر توهین کنند و القاب خودشان را به شاعر نسبت دهند
    ۲- چکنده به معنی این است که کسی یا چیزی در جایی (معمولا در گل) گیر نماید و تکان نخورد که احتمالا منظور شاعر همان است که ابرها در آنجا می بارد و تکان نمی خورد.

    Comment by قشقایی — مرداد ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۷ ق.ظ

  70. - لطفا اجازه ندهید به کسانی که از شعر شهریار چیزی نمی فهمند به شاعر توهین کنند و القاب خودشان را به شاعر نسبت دهند
    ۲- چکنده به معنی این است که کسی یا چیزی در جایی (معمولا در گل) گیر نماید و تکان نخورد که احتمالا منظور شاعر همان است که ابرها در آنجا می بارد و تکان نمی خورد.

    Comment by قشقایی — مرداد ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۸ ق.ظ

  71. منظور از چکنده به ضم چ همان چوکنده می باشد.

    Comment by قشقایی — مرداد ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۴ ق.ظ

  72. ترجمه بیشتر از اینکه به مفهوم شعر وفادار باشد، به قافیه وفادار بود متاسفانه. پیشنهاد دارم حذفش کنید.

    Comment by صنوبری — شهریور ۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۷ ق.ظ

  73. ترجمه ای بی نهایت ضعیف. من عاشق این شعرم ، ولی وقتی ترجمه ش و میخونم حالم بد میشه.یه فارس زبان این ترجمه رو بخونه. راجع به این شعر چه برداشتی میکنه. لطفا تر جمه ش و حذف کنید. مرسی

    Comment by آرمان قنبری — شهریور ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ

  74. برگردان فارسی جالبی نداره
    من ترک هستم و شعر ترکیش با محبت و مهربانی گفته شده
    اما معنی فارسی به شدت خشک و خشن هستش و البته اشتباه

    مثلا اونجایی که گفته میشه “‫منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه‬ ”
    معنی درستش اینه که با حالت عاجزانه و التماسانه داره میگه “برای یک بار شده اسم من هم بیاد به زبونتون”

    Comment by افشین — شهریور ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ

  75. سلام
    حقیقت امر این است که بعضی اشعار اونقدر در زبانی که سروده شدند زیبایی و شیوایی دارن که با هرگونه ترجمه اون اثر زیبایی اصلیش از بین خواهد رفت
    بعنوان مثال شما تصور بفرمایید که غزلیات حافظ رو وقتی به انگلیسی ترجمه میکنند با چه کلمه ای میتوان ترجمه کرد آنجا را که حافظ میفرماید :
    بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
    باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
    و امثال این اشعار که به لطف زبان فصیح فارسی کم نیستند.
    بنابراین حیدربابای شهریار در زبان شیرین ترکی و گویش آزری سرشار از معنا و مفهوم است
    من شخصاً علاقه ای به خواندن ترجمه ندارم و با شنیدن فایل صوتی این شعر حال میکنم
    اما خطاب به اون شخصی که به اسم دکتر حامد پیام گذاشتن باید عرض کنم که واقعا شخصیت خودت رو زیر سوال بردی با این حرفات
    پدر من مدتها با شهریار زندگی میکرد، پدرم استاد ادبیات هستن و از شهریار بعنوان یک انسان عاشق و وارسته یاد میکنن…شرم بر تو باد

    Comment by پردیس ع — مهر ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ

  76. شهریار شاعری است پراوازه

    Comment by محمدرضا — مهر ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۳۳ ب.ظ

  77. دکتر بهرام عزیز
    با عرض پوزش این ترجمه نه تنها دچار اشتباهات زیادی است بلکه در اکثر موارد معنی و مفهوم اصلی شعر را نیز
    تغیر داده است لطفا یک بار دیگر شعر وترجمه ان را با دقت بیشتری مطالعه بفرمایید

    Comment by پرویز — آذر ۲, ۱۳۹۳ @ ۳:۵۶ ب.ظ

  78. این ترجمه به روش آزاد هست و حق مطلب رو به خوبی ادا نمیکنه (به اون اقای بی ادب بالایی : هوچی پدرته) بهتره این ترجمه جایگزین بشه یا در ابتدای شعر توضیح داده بشه که این ترجمه به روش آزاد هست تا خوانندگان غیر ترکی زبان به اشتباه نیفتند.

    Comment by حسین — دی ۴, ۱۳۹۳ @ ۹:۳۵ ب.ظ

  79. من ترکی کامل بلد نیستم ولی احساس میکنم ترجمه ضعیفی است.

    Comment by حسین — دی ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۰ ق.ظ

  80. جناب آقای (مثلا دکتر)حامد.
    در جواب بی ادبانه و پر از کینه شما باید بگم که شاید از نظر شما شهریار تریاکی بوده اما علم و شعور و هنرش اگه بالاتر از نیما و اخوان و شاملو نباشه کمتر نیست. لااقل یه نظر زندگینامه شاملو و اخوان رو نگاه میکردی تا با این حرفات به اونا هم که مثلا طرفدارشونی توهین نمیکردی.
    شما که اطلاعاتت در حد پیش دبستانی هم نیست پس بهتره اول پی علم و ادب و هنر بری بعد به خودت اجازه بدی درباره دیگران اظهار نظر کنی.

    Comment by سحر — اسفند ۷, ۱۳۹۳ @ ۴:۰۶ ب.ظ

  81. دوستان من حیدر بابا رو ترجمه کردم
    چند قسمت اولشو میزارم لطفا ایراداتشو بگیرید. ممنون.
    ۱
    حیدر بابا, وقتی آسمان رعد و برق میزند
    وقتی آب جوی ها و چشمه ها موج میزند با آن صدای دلنشینش
    هنگامی که دختران در کنار هم ایستاده و محو تماشای این زیبایی ها می شنود
    سلام میدهم به بزرگی و تبار و قدمت تو
    در آن هنگام نامی هم از من بر زبان بیاور و مرا یاد کن

    ۲
    حیدربابا, وقتی کبکها پرواز می کنند
    از زیر بوته خرگوشی فرار می کند
    باغ و بوستانت به گل مینشینند
    در آن هنگام اگر به یادت ماند از ما هم یادی کن
    دلهای غم گرفته را بدین واسطه شاد کن

    Comment by سحر — اسفند ۷, ۱۳۹۳ @ ۴:۲۲ ب.ظ

  82. با سلام و خسته نباشید
    لطفا ترجمه فارسی این شعر زیبای استاد گرانقدر رو حذف کنید چون واقعا مفهوم و لغات شعر به دلخواه مترجم عوض شده و اصلا بیان کننده مفهوم اصلی ابیات شعر نیست. هر حرفی در بیان زبان خودش با مفهوم و دلنشین است و برای احترام به شاعر و تمامی هموطنان ترک زبان خواهشمند است ترجمه مذکور حذف گردد.

    Comment by Anonymous — اسفند ۱۱, ۱۳۹۳ @ ۵:۰۸ ب.ظ

  83. ترجمه شما اشتباه زیاد داره طوری که از خوندنش احساس بدی پیدا کردم

    Comment by nasrin mohamadi — اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۶ ب.ظ

  84. جناب شمس الحق:
    از اینکه ناخرسندی خود مبنی بر توهین دکتر حامد به استاد شهریار اعلام داشتید بسیار خرسندم … اما در بین خیل عظیم کامنت های که برای شعر “حالا چرا” از شهریار نوشته شده بود کامنتی از شما نیز دیدم که در انجا شما نیز توهین های به مراتب سخیف تر از جانب شما در مورد شهریار گفته شده بود که عینا در انتهای عرایضم خواهم اورد . این کامنت را نوشتم چرا که دچار سردرگمی شده ام که چگونه میشود که مردی سالخورده ( به گفته خودشان ) که روی سر ما جای دارند امروز توهین به یک فرد را نهی میکنند لیکن دیروز خود توهین به مراتب بیشتری نثار همان فرد میکنند ؟؟ ؟؟ ((( این هم کامنتی که عرض کردم )))

    شمس الحق نوشته:

    ناز شصتشان صادق جان ، گوارای وجودشان و بگذار این گل خرزهره و این سیب کرمو و این بادنجان بم هرچه زود تر از گلستان رنگ رنگ صد رنگ از لاله زاران حافظ و سعدی از یاسمن شعر مولوی از دشت شقایق نظامی از قلمستان سرو چمان فردوسی و ازمیان باغ و بوستانهای پر از انار و ترنج و لیمو و هلو و از میان کرت صیفیجات لبالب از ریحان و نعنا و تربچه و هندوانه و خربزۀ شعرو ادب ایران زمین بیرون شده نصیب شغالان مزارع باکو بشود . نوش جانشان .

    Comment by میلاد نونهال — اسفند ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۳:۳۵ ق.ظ

  85. جناب دکتر حامد، از چهارتنی که نام برده اید:
    شاملو ،ابتهاج سهراب و اخوان، دستکم دوتاشان
    تریاکی ، الکلیک وهرویینی بوده اند !!
    بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

    Comment by ادب دوست — اسفند ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۴:۱۷ ق.ظ

  86. با سلام
    جالب است هر کسی در این زمانه خود را عالم دهر دانسته و به بیان حقایق غیر واقع مپردازد
    یکی شهریار را مافنگی .یکی دکتر را شاطر عباس.دیگری شعر ترجمه میکند و دیگری لاف وطن پرستی می زند ویکی هم دوزدوزانی شده و لفظ آذری می راند وروح رضا خانی و وابستگان یهودی و تفرقه افکنان انگلیسی را با افتخار میراند
    کجایند دوستان؟دوستان بی مدعا
    آقای دوزدوزانی راستش را بگو با طرح دعوی باطل قصد چه مقصود خامی داری؟ وطن یعنی ترک و فارس و عرب کرد و بلوچ و گیلکی سیستانی و ….حتی همان تات و اذری
    راستی شهریار و سایر عزیزان شاعر متعلق به تمام ایرانی ها هستند
    آقای دوزدوزانی که مقاصد نامعلومی مانند دیگران در سر دارید
    هویت ایرانی به نژاد نیست به غیرت است به نام شهیدانی است. که نامشان جاوید مانده.
    دوستان هم که در باره این ترجمه نظر دادند ممنون
    این ترجمه که یکی از شاهکار های زبان ترکی آزربایجانی را به تماشا و فهم بیشتر سایر هموطنان زحمتی عظیم را متحمل شده هر چند دارای اشتباهات مفهومی هست ولی از لحاظ ترجمه کلمه به کلمه تقریبا حق مطلب را ادا کرده.
    راستی من به تمامی نژاد های ترک در کل ایران حتی در آزربایجان مظلوم ارادت خاص داشته و دارم و ببدانند به خاطر ولایت مدار بودنشان هست که خاری در چشم بد تینتان وطن فروش هستند.
    ایران سرزمین من است و خواهد بود

    Comment by Anonymous — اسفند ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۴:۲۰ ب.ظ

  87. ناصرازروستای اردلان ازتوابع بخش سراب مهربان ترجمه فارسی شعراستادشهریاربسیار ضعف است خیلی ازکلمه های فارسی هیچگونه ربطی به زبان ترکی ندارد

    Comment by ناصرشهابی — اسفند ۲۲, ۱۳۹۳ @ ۳:۲۱ ب.ظ

  88. با سلام
    من تا قبل از خوندن نظرات، معنی شعرو نخونده بودم ولی کنجکاو شدم ک بدونم چی نوشته. از لحاظ ترجمه خالی از اشکال نیست ولی این نکته رو هم باید در نظر داشت ک مترجم شعرو ب شعر معنی کرده. این، مترجمو خیلی محدود میکنه. این ترجمه واسه کسایی ک ب زبان و فرهنگ تورکی آشنان مناسبه. ب نظر من اگه ترجمه رو ب زبون ساده تر میذاشتین بهتر بود. هرچند، نمیشه تورکی رو کاملاً ب فارسی برگردوند.

    Comment by مهدی — اسفند ۲۸, ۱۳۹۳ @ ۳:۴۹ ب.ظ

  89. مترجم محترم زحمت کشیده اید اما من به عنوان کسی که هم شعر فارسی و هم به ترکی آشنایی دارم عرض میکنم ترجمه فارسی به هیچ عنوان شایسته این شعر نیست نه در آهنگ ونه در معنا
    پدر من ١٢ سال پیش فوت کردهاند بازنشسته و اهل مطالعه نبودند در اواخر عمر من کتاب حیدر بابا را براشون خریدم تا مشغول شوند اشک از چشمانشان سرازیر میشد وقتی حیدر بابا را می خاندند چون ایشان تقریبا همان زمانها را زندگی کرده بود ند که شهریار سروده بود ولی من به اندازه ایشان پدرم متاثر نمیشدم در حالی که عاشق حیدر بابا هستم
    به نظر من اصل شعر به زبان ترکی با ترجمه آن همان حالت را دارد ولی این ترجمه شعر به شعر کاملا دور از اصل آن میباشد شعر از آن دسته شعر هاست که برای فهمیدن آن با زبان ترکی باید زندگی کرده باشی
    ببخشید طولانی شد

    Comment by محمد — فروردین ۱, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۴ ب.ظ

  90. آقای مثلا دکتر حامد!!!
    حیف از این دنباله‌ی دکتر که به خود چسپانده‌اید! آقای نامحترم مقام بزرگ شهریار چیزی نیست که با اراجیف شما آلوده شود. دریا با آب دهان سگان آلوده نخواهد شد.
    “حیدر بابا”

    Comment by Anonymous — فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۳ ب.ظ

  91. یا حق
    سلام بر آن شخصی که شهریار ایران را تریاکی خطاب کرده///من فقط یک جمله خواهم گفت/
    بی خردان را در جامعه ی ادبیات جایی نیست//و یک بیت /

    شمر گوید گوش دادم تا چه خواهد از خدا//
    جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین///

    ما عشق حسین داریم پس دعایت میکنم//آدم شوی

    Comment by شهاب حسن نژاد — اردیبهشت ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۴ ب.ظ

  92. اقای دکتر به ظاهر محترم. نام بزرگ شهریار تا ابد بر دلها ماندگار خواهد ماند

    Comment by قشقایی — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۷ ق.ظ

  93. شهریاران بود و خاک مهربانان این دیار
    مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

    پس از خواندن انتقادهای دوستان از ترجمه شعر، به طور تصادفی یک بخش را انتخاب و ترجمه را با اصل شعر مقایسه کردم. متأسفانه اختلاف های زیادی بین اصل شعر و ترجمه بود. به گونه ای که رغبت نکردم ترجمه بخش های دیگر را بخوانم. برای سایت گنجور متأسفم که چنین ترجمه ای را همردیف اثر فاخر استاد شهریار قرار داده است.

    Comment by شهریاران — خرداد ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۸:۱۳ ب.ظ

  94. سلام .یعنی یکی پیدا نشد به این آقای بی سواد بگه آقا ترجمه کردن بلد نیستی چرا گند میزنی به شعر زیبای استاد شهریار . من حدود بیست بیت از ترجمه رو خوندم و دیگه نتونستم طاقت بیارم چیزی نگم. این ترجمه نیست این توهینه معنای شعر رو کاملا عوض کرده .این آقا اگه به زبان ترکی آشناست پس حتما بی سواد اگه آشنا نیست بیخود کرده ترجمه کرده بره بز بچرونه.آقا این مزخرفاتو تو سایتتون نذارین برا خودتون بده به خدا

    Comment by فیروز — تیر ۹, ۱۳۹۴ @ ۳:۱۲ ق.ظ

  95. با سلام ترجمه به فارسی خیلی خیلی اشتباه داره لطفا ترجمه درست بگذارید

    Comment by ذکی — شهریور ۲, ۱۳۹۴ @ ۹:۳۰ ب.ظ

  96. دکتر(قلابی)حامد
    خیلی کند ذهنی که این طور حرف میزنی
    خیلی خوب گفت که:
    “دریا با آب دهان سگان آلوده نمیشود”

    Comment by تورکم — شهریور ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۴:۵۶ ب.ظ

  97. امیراسماعیلنن چوخ تشکرالیرم.چوخ دوز دییپدی…یاشاسون آذری دیللار

    Comment by رخش — شهریور ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۴ ب.ظ

  98. من فارس هستم و ترکی رو نمیدونم ولی شعر حیدر بابا را با نحوه تلفظ ترکی اون رو خیلی دوست دارم و راجع به ترجمه آن از ترکی به فارسی نمیتونم نظر بدم .
    ولی از نحوه برخورد بعضی افراد متنفرم ، مخصوصاً اونایی که فارسی رو مورد هجمه قراردادن
    آقا یا خانم محترم که به زبان ترکی صحبت میکنی ، زبان رسمی مردم ایران فارسی است و چون شما در ایران زندگی میکنید بنابر این فارسی هم بلدین .
    این متن ترجمه شده برای فارسی زبانان است نه ترک زبان ، پس منِ فارسی زبان با متن ترجمه شده آن خیلی حال میکنم و شمای ترک زبان با متن ترکی آن حال کن.
    ضمن اینکه همه جای ایران سرای من است و همه از یک خانواده ، لطفاً ناسیونالسیتی برخورد نکنید .
    توهین کردن در شأن انسان ها نیست .
    از مدیریت محترم سایت مخلصانه تشکر میکنم .

    Comment by محمود از شراز — شهریور ۲۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۵۷ ق.ظ

  99. آقای دکتر حامد!
    در صدد هستم تنها به توهینی که نثار شهریار ملک سخن کردی جواب دهم چرا که مطمئنم چیزی از شعر و شاعری نمی دانی. بنابر این باید بگویم اگر ذره ای وجدان و جوانمردی در وجودت بود سراینده ی شعر آسمانی “علی ای همای رحمت” را آنگونه خطاب نمی کردی. گفتی ابتهاج بهتر است بروی و خاطرات ابتهاج را در خصوص شهریار بخوانی که چگونه در مکتب این شاعر بزرگ شاگردی و البته مریدی نموده است. در خصوص قیاس نابجایی که بین شهریار و امثال شاملو و اخوان ثالث ( که البته اینان هم مورد احترام می باشند) کرده ای بهتر است که دیگر چیزی نگویم چرا که کسی که “برنج را با پارچه!” مقایسه می کند سطح دانش خود را به بهترین شکل نشان داده است.

    Comment by Anonymous — شهریور ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۰ ق.ظ

  100. آقای دکتر حامد!
    در صدد هستم تنها به توهینی که نثار شهریار ملک سخن کردی جواب دهم چرا که مطمئنم چیزی از شعر و شاعری نمی دانی. بنابر این باید بگویم اگر ذره ای وجدان و جوانمردی در وجودت بود سراینده ی شعر آسمانی “علی ای همای رحمت” را آنگونه خطاب نمی کردی. گفتی ابتهاج بهتر است بروی و خاطرات ابتهاج را در خصوص شهریار بخوانی که چگونه در مکتب این شاعر بزرگ شاگردی و البته مریدی نموده است. در خصوص قیاس نابجایی که بین شهریار و امثال شاملو و اخوان ثالث ( که البته اینان هم مورد احترام می باشند) کرده ای بهتر است که دیگر چیزی نگویم چرا که کسی که “برنج را با پارچه!” مقایسه می کند سطح دانش خود را به بهترین شکل نشان داده است.

    Comment by آرش — شهریور ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۱ ق.ظ

  101. به نظر من ترجمه شعر خیلی با متن ترکی نمی خوند
    مترجم در واقع زیاد به ترکی اذری مسلط نبوده
    در واقع خود شعر کجا و ترجمه شعر کجا
    خیلی جاها اصلا غلط ترجمه شده
    به نظرم اصلا بعضی کلمات ترکی مثال فارسی سخت داشته باشن یا حتی نداشته باشن
    باتشکر از زحماتتون

    Comment by اقدس /ف — مهر ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ

  102. خداییش استخونای شهریار با این ترجمه تو قبر لرزید.

    Comment by من — مهر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۰۳ ب.ظ

  103. واقعا فوق العادست

    Comment by علی — مهر ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۳:۰۲ ق.ظ

  104. با قدردانی از زحماتی که برای ترجمه کشیده شده ولی باید بگم خیلی از بیت ها به درستی ترجمه نشده ولی مهمتر از ترجمه حرف بی منطق و نابه جای اون مثلا دکتری هست که استاد شهریار رو چنین خطاب کرده ۰واقعا نمیدونم با این آدم های مریض چه طور برخورد کرد -استاد شهریار همیشه باعث افتخار ایران بودن و هستن و خواهند موند

    Comment by هایده — آبان ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۲۵ ب.ظ

  105. ادبیات بکار رفته در برخورد با این مترجم دور از نزاکت و انصاف هست ای کاش به جای توهین ، محترمانه نقاط ضعف و ایرادات آن یاد آور می شد

    Comment by Anonymous — آذر ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۲ ب.ظ

  106. خیلی بی احساس معنی شده

    Comment by احسان — آذر ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۳ ب.ظ

  107. التبفلاب

    Comment by یلاال — دی ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۳:۰۰ ب.ظ

  108. مترجم سعی کرده ترجمه رو هم در قالب شعر بنویسه به خاطره همینه که کمی نسبت به معنی اصلیش فاصله داره

    Comment by محمد — دی ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۵ ب.ظ

  109. فقط میتونم بگم بی نظیر…

    Comment by میلاد ایرانی — بهمن ۸, ۱۳۹۴ @ ۹:۳۶ ب.ظ

  110. من ترکی نمی دانم ولی از گوش دادن به شعرخوانی های شهریار مخصوصا شعرهای که به زبان ترک هست بسیار لذت می برم . پیثشنهاد میکنم گوش دهید

    Comment by درود بر بچه های ترک — بهمن ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ

  111. واقعا ترجمه افتضاحه . معلوم نیس مترجمو از کجا برداشتن اوردن حتی یه بچه دبستانی ترک زبان خیلی بهتر از این میتونه این شعرو ترجمه کنه واقعا متاسفم برا این سایت

    Comment by حسام — بهمن ۱۵, ۱۳۹۴ @ ۴:۱۹ ق.ظ

  112. تو رو خدا هر چیزی را ترجمه می کنید حیدر بابا ی شهریار ما را ترجمه نکنید .به چندین دلیل:
    ۱- اولا برای خیلی ار کلمات ترکی معادلی که بتواند همون بار معنایی خود کلمه را داشته باشد و تمام و کمال همون منظور شاعر را به ذهن خواننده شعر شهریار متبادر کند وجود ندارد.
    ۲-کسی که ترکی بلد نباشد هرگز نمی تواند به عمق معنای شعر شهریار ورود پیدا کند و لذا ترجمه فقط کلمات نسبتا مشابه معنایی را در کنار یکدیگر قرار می دهد و هرگز اون حسی را که من ترک زبان با خواندن حیدر بابا حس می کنم را هر گز در کنخواهد کرد
    ۳- حیدر بابا اگه قرار بود به فارسی ترجمه شود شاعر گرانسنگ شهریار انرا فارسی می سرودند .ایا به زبان فارسی مسلط نبودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس حیدر بابا که به ترکی سروده شدا است را باید به ترکی خواند و به ترکی هم فهمید
    من الله توفیق
    علیرضا سجادی فاتح
    از پایتخت تاریخ و تمدن شهر زیبای همدان

    Comment by ali سجادی — بهمن ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۸ ب.ظ

  113. عجب ترجمه ای!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    Comment by کوثر(باران) — اسفند ۴, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ

  114. با درود و پاسداشت یاد بزرگانی چون استاد شهریار و استاد ثروتیان که هر دو از سرمایه های ادبی ایران عزیزمان هستند. همه شنیده ایم که ادب مرد به ز دولت اوست اما نمی دانم چرا با این همه گنجینه ادبی در بزنگاه ادب چراغی بر کوره راه نادانی امان نمی افروزد. به قول حافظ گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد. توهین و بددهانی که مایه شرم است ناشایستی اش بر همگان آشکار است. مهمترین دستمایه برای داوری افراد انگیزه و نیت درونی آنان است که هیچکسی را راه به پندار افراد نیست که از نیک و بدش آگاه باشد و بی پروا خدایی ناکرده لب به ناسزاواری و بی ادبی بگشاید. پس بهتر است با حفظ احترام آزرم داری کرده و حرمت نگه داریم. بی ادب محروم شد از لطف رب. چه ما با آنچه روبروییم کردار و گفتار افراد است نه پندار آنان. شهریار که مایه فخر ایران زمین است و کار های سترگی را هم به ترکی و هم به فارسی از خود یادگار گذاشته. استاد ثروتیان نیز که خود یک نظامی شناس بوده اند از آنجا که خودشان به زبان بسیار دوستداشتنی آذری چیره بوده اند چه زبان مادریشان نیز بوده است بی گمان در ترجمه یک اثر می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند. از آنجا که ایشان به زبان فارسی نیز احاطه کامل داشته اند شایسته ترین جایگاه برای ترجمه فاخر آثار شهریار برای ایشان محفوظ می ماند. اگرچه یک ترجمه بی اشکال نمی تواند باشد ولی نقد و بررسی دانشورانه یک چیزست و آشفتگی و سراسیمگی و انگ زدن و آتو گرفتن و در نهایت از کاهی کوهی درست کردن و پی سیاه نمایی رفتن چیز دیگریست. یکی از نشانه های نقد دانشورانه شاهد آوردن است. برای نمونه اگر کسی می گوید هرگز و ابدا نمی شود ظرائف ترکی را به فارسی برگرداند خوب دست مریزاد این ادعا نیاز به اثبات دارد و اثبات آن با ارایه یک واژه یا عبارت مثلا قارچیچگی و جز این و در ادامه بحث و ارایه دلایل ممکن می شود. امری مهم که در حاشیه بیشتر افرادیکه بی محابا وارد شدند و سراسیمه یک انگی را زدند و گذشتند دیده نشد. و از قضا همین روحیه حاشیه نگاری بر حیدر بابا را اکنون از فایده تهی کرده است. بر خلاف شعرهای دیگر که چون از تنش های حاشیه ای به دور مانده حاشیه نگاری ها با فضاهای نقادی و هم افزایی زیبایی همراه شده که بسیار سودمند افتاده اند. نظر بنده این است که اگر حیدربابا قرار است به شعر ترجمه شود به هر حال این شعر باید با هنجارها و ملزومات شعری فارسی همراه باشد و این لروما به معنای تطبیق لفظ به لفظ نخواهد بود. ای بسا تطبیق لفظ به لفظ عبارتی ملا لغتی و بی معنا ایجاد کند که برای خواننده دریافتی پدید نیاورد. گو اینکه ترجمه آثار مولانا و حافظ هم که به زبان های دیگر ترجمه شده اند یک ترجمه ادبی که گاه با مفاد لفظ به لفظ شعر مبدا ناهمسازند. به هر روی این یک ترجمه نه برای ترک زبانان که برای فارسی گویان است. از برخی در شگفتم که اساسا شائبه ترجمه هراسی در گفته هایشان به نظر می رسد. شان حیدر بابا با هیچ ترجمه ای مخدوش نخواهد شد و جایگاه شهریار اگر خدمت به ادب آذری و ایران زمین کرده باشد بی گزند خواهد ماند. سرانجام اگر حیدربابا پیامی برای دانش و حکمت بشری داشته باشد هر آنکس که در طلب آن حکمت است باید در فرجام زلف به زیور زبان آذری گره بزند. همانطور که کسی بخواهد از گنجور دیوان حافظ بهره ببرد باید لطف سخن دری داشته باشد.
    ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
    که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
    شاد و پایدار باشید

    Comment by محمد — اسفند ۵, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۹ ق.ظ

  115. در بند شش سطر اول سنن نوشته شده ولی درستش سندن است

    Comment by علی.گ — اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۲ ب.ظ

  116. با عرض سلام خدمت اهل ادب
    من هم یک تورک آذربایجانی هستم و تسلط کامل به شعر پارسی دارم لذا چون منظومه عظیم حیدربابا خیلی متاثرم کرد به فکر سرودن شعر در وصف حیدربابا افتادم و ۳۰۰۰ مصرع هم سرودم ولی چون هیچ بیتیرو در شان آن شاه اثر ندیدم منتشر نکردم مترجم هم مطمنا اینجا قصد بدی نداشته ولی بهتر هست در برخورد با چنین اشعار بزرگی با وسواس فراوان کار کنیم حتی دوستان هم در نظر دادن باید دقت فراوان کنند در مورد ترجمه عرض کنم این ترجمه نیست و هیچ ربطی هم نداره ولی برای آشنایی دوستانی که به تورکی مسلط نیستن خوبه و فقط باید این شعر رو نه بعنوان ترجمه بلکه بعنوان برداشتی از حیدربابا با قید نام شاعر نوشته میشد اینم چند بیت از وصف حیدربابا توسط بنده:
    ای شهریار اوجادیر سنین باشین
    مین قیلیجا بدلدیر تک بیر یازین
    شهریارین شعرین اورگه قازین
    یاده سالین،تک بیر بیتین ایتیرمین
    بیر گونوزو شهریارسیز گچیتمین خان اوغلو

    Comment by خان اوغلو — خرداد ۹, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۰ ب.ظ

  117. یاشاسین حیدر بابا

    Comment by حاج سیداسماعیل میرزائی — خرداد ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۹ ب.ظ

  118. سلام
    این منظومه کاری با روح من کرد که حافظ نکرد. روح این شعر نشات گرفته از خالص ترین؛ بی پرده ترین؛ زیبا و راست ترین؛ عمیق ترین؛ سوخته ترین زیبایی های انسانی و جهان موجوده که به قالب شعر در اومده و برای اهالی فهم آن نمایی دیگر از آن زیبایی هاست. من فکر نمی کردم بعد از حافظ شاعر دیگری بتونه روم تاثیری عمیق بگذاره اما شهریار با حیدربابا این کارو کرد. غزلییات شهریارو خونده بودم اما برای من تاثیر تمامی اونها در مقابل تاثیر این منظومه هیچه. با اینکه آذری می فهمیدم هیچ وقت حیدربابا رو نخونده یا گوش نکرده بودم تا چند ساعت پیش. این شعر به قدری خالصانه نوشته شده که به نظر می رسه یه پیامبر اونو سروده.
    (((عرض کنم باید با صدای خود شهریار مطالعه بشه))) باز تاکید می کنم این مجموعه با صدای شهریار (یا آن طور که شهریار خوانده خوانده شود مطمئن نیستم بشود) تاثیر فرازمینی داره و تاثیر اون بدوم صدای شهریار فوق العاده نزول می کند.
    اول در باب ترجمه : خواهش می کنم این ترجمه رو عوض کنید. حتی تحت الفظی هم نیست. غلطه.
    دوم در باب دکتر حامد : شهریار در بین تمامی {ادبا، نویسندگاه، موسیقیدانان ….} که بی غرض هستند و شعور و فهم درک (*زیبایی شناسی *)دارند جایگاه ویژه ای دارند. (حرکت شما در اینجا) واقعا یه جور (Antic( بود. بیشتر از اینکه عصبانی بشم؛ خندم گرفت.

    Comment by محمد — مرداد ۱۷, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۹ ب.ظ

  119. خط اول بیت ٤٣ غلط املایی هستش
    آرموت = آلموت = گلابی

    Comment by Hossein GHA — مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۹:۵۰ ب.ظ

  120. کامنت زیادی راجع به ترجمه ارسال شده
    باید بگم که دوستان درست میگن ٨٠ ٪‏ اشتب ترجمه شده
    از سویی هم باید بگم ترجمه گر مصلحتی اینکارو کرده که قافیه از بین نره
    ولی در کل بخواییم حساب کنیم ترجمه حذف شود بهتره چون ، اکثر دوستانی که میان سراغ استاد شهریار ، ترکی بلدن. ولی با این حساب دمه ترجمه گر گرم که زحمت زیادی کشیده

    Comment by Hossein GHA — مرداد ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۹:۵۸ ب.ظ

  121. ترجمه این اثر هم اثر هنری بزرگیه چرا که عروض و قافیه با حفظ مضمون تمام و کمال رعایت شده که بسیار کمن کسایی که چنین تسلطی هم بر فارسی و هم بر ترکی و همزمان چنین قریحه ای در سرودن دارن و البته صبری سرشار. چرا که شعر کوتاهی نیست. از کسایی که ایراد میگیرن و تقریبا هم در همه موارد ایرادی که میگیرن تحت اللفظی نبودن ترجمه هاست دعوت میکنم و خواهش میکنم فقط یک بند از این شعر رو به نظم ترجمه کنن!

    Comment by رضا — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۳:۵۷ ق.ظ

  122. منظومه حیدر بابا
    این منظومه مربوط به منطقه ای از آذر بایجان شرقی است که در هفت کیلومتری روستای قره چمن شامل سه ده قایش قورشاق،شنگول اباد و خشکناب اکثر محل ها واشخاص نامبرده شده اختصاص به قایش قورشاق میباشد که محل گذاران زمانی از نوجوانی های استاد است در دوران اوایل مشروطه تمام افراد قسمت اول از شاخصین قایش قورشاق وسادات نامبرده شده از شاخصین خشکناب میباشند
    ولی کل منظومه رفتار فورکاوریک وروز مره ان دوران بوده که حتی در منظومه از داستان های فورکلوریک زبان ترکی مثل شنگول ومنگول،کور اوغلی،و…استفاده شده مترجم فارسی این اثر جامع و بی بدیل را در حد اثری معمولی وپیش پا افتاده تقلیل داده
    متاسفانه این نحو ترجمه ها اثار غنی زبان ترکی را تهی از صنایع شعر،ادبیات،تاریخ ورفتار اجتماعی جلوه میدهند که امیدوارم با اختصاص کرسی زبان ترکی در دانشگاه ها حد اقل از اثار معاصر حفاظت و حراست شود
    این منظومه به هر زبانی که ترجمه شده خارج از اسم محل ها وأشخاص دقیقا رفتار فورکلوریک سالهای ١٢٩٠تا١٣٥٠ را تجسم مینماید
    از مترجمین محترم درخواست دارم در اثار جدید ترجمه حتما زیر نویس معرفی أشخاص ونام محل ها دقت نمایند تا استفاده کنندگان از برگردان این منظومه به أصل منظومه التفات بیشتری داشته باشند

    Comment by حمزه ندیمی قایش قورشاق — مهر ۲, ۱۳۹۵ @ ۸:۰۴ ب.ظ

  123. دوستان توجه کنید
    حیدر بابا نه اسمی ملی است ونه نامی افسانه ای است نام تپه ای بلند است که استاد در حیدر بابا ی ٢ صراحتا گفته در منظومه سهند نیز در جواب استاد سهند نیز اشاره فرموده ” من سنون تک داغا سالدیم بو سسی”
    این تپه بین روستای قایش قورشاق و خشکناب واقع شده
    روستای خشکناب روستای پدری استاد و روستای قایش قورشاق روستای بوده که عمه استاد در آنجا زندگی میکرده واین منظومه دقیقا خاطرات دو یا سه سال استاداز أقامت ایشان در ان دیار میباشد

    Comment by حمزه ندیمی قایش قورشاق — مهر ۲, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۰ ب.ظ

  124. سلام با تشکر از معنایی که برای هموطنان غیر ترک کرده اید
    ولی
    .
    .
    .
    نصف بیشتر ابیان معنی فارسیشون درست نیست و شما ارزش و مقامشو پاییا تر اوردید
    نمیشه اعتراز هم کرد چون بعضی واژه های ترکی معنای فارسوی ندارند مثلا
    شاققیلدییوب نوعی صداست{{{ در این بیت}}} مثل مانند معنای فراسی ان تا حدودی شر شر اه

    Comment by اراس — آبان ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۶ ب.ظ

  125. سلام ودرود محضرتمامی عزیزان
    بله منهای ترجمه که انتظاربالاتری ازاین سایت میرفت سایرمثل همیشه قابل استفاده بود
    ضمنا باید ارادتی عرض کنیم خدمت آقای گوهری عزیز وتوجهشون رو به تعدادکامنت و قدرت اشعاری که محدودیت قومی وزبانی هم دارن جلب کنیم.

    Comment by مهدی.ر — آذر ۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۱۱ ق.ظ

  126. این بدترین ترجمه ای بود که از حیدر بابا می شد کرد … یکی از ارکان ترجمه ، رعایت امانت در معنی است …..

    Comment by منوچهر — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۳ ب.ظ

  127. حیدربابا ، کندین گوْنى باتاندا
    اوشاقلارون شامین ئییوب ، یاتاندا
    آى بولوتدان چیخوب ، قاش-گؤز آتاندا
    بیزدن ده بیر سن اوْنلارا قصّه ده
    قصّه میزده چوخلى غم و غصّه ده
    شاهکاره شاهاکار

    Comment by علی عباسی — دی ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۸ ق.ظ

  128. در هنر هیچ اما و اگر و قوانین فیزیکی و شیمیایی و جغرافیایی و ژنتیکی و … وجود ندارد. شما یک تابلوی نقاشی را با قضیه فیساغورث رد نمیکنید. یا همین تابلوی نقاشی را محکوم به حذف نمیدانید اگر یک گیاه ژاپنی در کنار کوه آلپ کشیده شده. این برداشت هنرمند از احساسات درونی خودش هست که به زبان نقاشی در آورده. شاعران هم همینطورند. شهریار ماهی را میبیند که از پشت ابر بیرون آمده و با حرکات چشم و ابرو اشاره میکند (آی بولوتدان چیخوب ، قاش-گؤز آتاندا). مترجم هم از تصویری که شهریار ارائه داده ماهی را میبیند که از پشت ابر “غمزه” میکند. حالا فرض کنید بخواهد عیناً ترجمه کند: “وقتی که ماه از پشت ابر بیرون آمده و چشم و ابرو پرت میکند!” پس شعر را هم به زبان شعر باید برگرداند نه به زبان ریاضی، به سبک شاعرانه، نه به سبک ترجمه مقاله های فیزک کوانتوم.

    برای من که هم ترکم هم فارس و شنیدن صدای خود شهریار اشکم رو درمیاره واقعاً جالب بود خوندن این ترجمه شاعرانه و دوست دارم شاخ و برگها و تفسیرها و برداشت های بیشتری از این شعر به زبون شعر ببینم.

    Comment by هادی — خرداد ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۲ ق.ظ

  129. ترجمه بسیار بسیار بی روح و ضعیفی بود . نه تنها احساس رو از بین برده این ترجمه بلکه خیلی جاها چیز دیگه ای ترجمه شده .

    Comment by بهرام — تیر ۹, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ

  130. سلام دوست عزیزم. من قصد بی احترامی به شما ندارم . اما افرادی که آذری زبان هستند راحت معنی غلط را متوجه میشن. به طور مثال چند مصرع اول معنی اش اینطوری است حیدر بابا زمانیکه رعد و برق ها می غرد
    زمانیکه سیلها و آب ها با سر وصدا روان میشوند
    زمانیکه دخترها صف ایستاده وبه آن(منظور سیل ها) نگاه میکنند
    سلام به شوکت و جلالت باد
    نام من هم برزبان تو بیایید
    به زبان بسیار ساده از یه دختری آذری که از وطنش دور است ولی اصالتش و زبانش فراموش نشده.

    Comment by پگاه — تیر ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۸ ق.ظ

  131. سلام. ضمن تشکر از سایت مفیدتون، یه انتقادی که میشه به ترجمه این شعر وارد کرد اینه که طول مصرعهای ترجمه بلندتر از طول مصرعهای شعر اصلیه، شعر مصرعهای ۱۱ هجایی داره ترجمه ۱۴ هجایی، در منظومه های طولانی، این مساله باعث خستگی خواننده و شنونده میشه. البته بلند بودن مصرعهای این ترجمه یه دلیل دیگه هم داره که اونم سریع البیان بودن زبان ترکی است و شاید اصلا امکان ترجمه این شعر با قالب ۱۱ هجایی وجود نداشته باشه.
    مساله دیگر اینکه شعر در وزن هجایی سروده شده ولی مترجم در وزن عروض ترجمه اش کرده، مطمئنا اگه استاد شهریار میخواست، شعر رو به وزن عروض می سرود ولی زیبایی این شعر در همین وزن هجایی است که به شعر خلق و شعر عاشیقی نیز معروف است. عروض آزادی روح و احساس این شعر رو میگیره و در قالب منطق خودش گرفتار میکنه.

    مساله دیگه هم اینکه بهتره اول اصل شعر و بعد ترجمه نوشته شود. با تشکر.

    Comment by نوا — مرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۲ ب.ظ

  132. با تشکر از نظرات به جای دوستان ، مترجم شعر تقصیر خاصی ندارد به دلیل اینکه هر کلمه شعر ترکی وعلی الخصوص حیدر بابا صلابت و مفهوم خاصی دارد که در زبانهای دیگر ترجمه آن در کلمه نمی گنجد و باید از جمله کامل استفاده کرد وبهتر بود مترجم به جای بازی با کلمات مفهوم وموزون و آهنگ شعر را در ترجمه حفظ می کرد

    Comment by سجاد — شهریور ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۲۷ ق.ظ

  133. با تشکر از مترجم عزیز و زحماتشون ولی حقیقتا این ترجمه کاملا ناتوان در بیان و انتقال تمثیل های فوق العاده زیبا و احساسی و تشبیه ها و توصیفات جز به جز استاد است

    Comment by صدف — شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۹ ب.ظ

  134. من که اذری زبان نیستم بارها این اثر جاویدان را خوانده ام با ترجمه های متفاوت.ولی این ترجمه یک چیز دیگری است که خیلی بهتر فارسی زبانها با این اثر انس میگیرند در واقع این ترجمه ما فارسها را در لذت بردن از مفهوم شعر شریک میگرداند.

    Comment by سید مجید — مهر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۲ ق.ظ

  135. از آنجا که رشته این حقیر ادبیات نیست و با زبان ترکی نیز آشنایی نداریم از اساتید گرامی خواهشمندم در مورد قالب این شعر توضیح بفرمایند چون ظاهرا با قالبهایی نظیر مثنوی و قصیده همخوانی ندارد و بگمانم با شعر نوی نیما نیز مطابقتی تام به لحاظ محتوا و فرم نداشته باشدو پرسش دیگری که برایم پیش آمده اینکه آیا تمام شعر در یک وزن عروضی سروده شده و آیا اشعار استاد شهریار همگی دارای وزن عروضیست؟

    Comment by سعید.م — آذر ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۳:۵۶ ق.ظ

  136. ترجمه بسیار عالی بود. به نظرم آنهایی که ترجمه را نقد کرده اند در مورد شعر و شاعری بیگانه اند.واااااااااااقعا لذت بردم از ترجمه

    Comment by مصطفی فریدی — آذر ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۷:۱۰ ق.ظ

  137. با سلام و خسته نباشید خدمت شما و دوستان عزیز
    اولا باید عرض کنم خدمت دوستان عزیز که ایران عزیز سرزمین همه ماست,چه ترک چه فارس ,چه بلوچ,چه کرد,چه گیلک,چه لر,چه عرب و یا هر نژاد دیگر و چو ایران نباشد تن من مباد.و کسانی که به همدیگر توهین میکنند نه تنها مسلمان نیستند که انسان هم نیستند.
    دوما در باب ترجمه شعر باید ضمن تشکر از مترجم عزیز که بالاخره تلاش خود را انجام داده اند باید عرض کنم که در این ترجمه مفهوم و درونمایه شعر در بسیاری جاها فدای وزن و قافیه شعری شده است که در برخی مواقع مانند بیت اول ایرادی در مفهوم پدید نمی آورد,و در برخی مواقع مانند بند چهارم(اوشاخلارین بیر دسته گول باغلاسین”یک دسته گل ببند برای من خراب”)به مفهوم شعر آسیب میزند,(در این مصرع شاعر به مخاطب خود کوه حیدربابا میگوید:کودکانت{کودکانی که به مانند دوران کودکی خود شاعر در اطراف کوه به بازی و تفریح مشغولند} یک دسته گل ببندند,که در ترجمه از خود کوه خواسته که برای شاعر دسته گل ببندد و کلمه خراب که هیچ توجیهی در متن ترکی شعر ندارد.و در مواقعی هم که کلا معنی و مفهوم اشتباهی از متن اصلی بیان میشود که جای تامل دارد مثل بند هشتم:(عاشیق رستم سازین دیللندیرنده”از بهر ساز رستم عاشق بیا ببین”_یادوندادی نه هولسک قاچاردیم”بی اختیار سوی نواها دویدنم”_قوشلار تکین قاناد چالیب اوچاردیم”چون مرغ پر گشاده بدانجا رسیدنم”)اولا باید عرض کنم همه ترک ها میدونن که معنی عاشیق(آشیق)در این مصرع چیه و اصلا ربطی به کلمه عشق و عاشقی در زبان فارسی نداره که در ترجمه رستم عاشق یعنی رستم که عاشق شده معنی شده.عاشیق یا آشیق به نوازنده ی ساز مخصوص موسیقی فولکلور آذربایجانی گفته میشه که ساز سنتی آذربایجان به حساب میاد.و ترجمه درست تر میشه گفت به این شکل بیان میشه:زمانی که عاشیق رستم ساز میزند(به صدا در می آورد),بیاد داری که چه با عجله می‌دویدم,و مثل پرندگان بال در می آوردم و پرواز میکردم.البته این نوع اشتباهات به تناوب در شعر تکرار میشه.البته مترجم مجبوره برای اینکه ترجمه به شکل شعر بیان بشه در برخی جاها انعطاف به خرج بده ولی خوب اینکه مفهوم عوض بشه و خواننده ای که فقط به زبان ترجمه شده آشناست چیزی غیر از مفهوم اصلی تحویل بگیره(در حقیقت اصل امانت رعایت نشه) این هم خوب نیست.ترجمه هایی از این شعر موجود هست که خیلی درست تر از این ترجمه هست و نویسنده میتونست به اونها رجوع کنه.
    در مورد آقایان دکتر حامد باید بگم که از کوزه همان برون تراود که در اوست و ایشون همینن که هستند و حتی در مورد شان شاعران عزیز مثل شاملو,نیما و دیگر عزیزان که صحبت کردند من عرض میکنم اگر این آقا بدون کمک از اینترنت و کتاب و… اگه یک شعر از این عزیزان از حفظ بلد باشن من قول میدم تا آخر عمر حرف نزنم.
    آقای دکتر بهرام هم که بحث هوچی گری و پانترکیست رو مطرح میکنن باید عرض کنم که شما نه تنها ترک نیستید بلکه از زبان ترکی هم چیزی نمیدانید و این در پیام شما مشهود بود,پس لطفا در مورد چیزی که نمیدانید اظهار نظر نفرمایید و دیگران رو هم متهم به پانترکیستی نکنین,ممنون میشم.
    و جناب دکتر امین کیخای عزیز در مورد شما هم باید عرض کنم از کوزه همان برون تراود که در اوست.شما هم شخصیت والا و بزرگ خودتون رو ثابت کردید و اینکه برازنده احترام فراوان هستید.ممنون از شما
    به امید روزیکه فقر و محرومیت از جای جای کشورمون چه سیستان و چه کردستان و چه خوزستان و چه هرمزگان و یا هر کجای ایران عزیز رخت بربندد و ما هم بفهمیم که برتری انسانها به یکدیگر نه به نژاد و قومیت و نه به زبان بلکه به ارزشهای انسانی و تقوا و ادب هر فردی وابسته هست.

    Comment by وحید — آذر ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۲ ب.ظ

  138. جناب سید مجید عزیز که میفرمایید از این ترجمه لذت می‌برید،باید عرض کنم حرف شما درسته ولی این رو هم بدانید این شعری که شما از آن لذت بردید در حقیقت یک شعر جدید در سبک حیدربابای شهریار هست و خود حیدر بابا و حتی ترجمه اون هم نیست.

    Comment by وحید — آذر ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۱۱ ب.ظ

  139. ترجمه آزاد برای این اثر بیشتر به دل می نشیند. این ترجمه را بردارید لطفا. من که ترکی هم بلد نیستم کاملا متوجه می شوم که این ترجمه هیچ ربطی به حیدربابای شهریار ندارد.

    Comment by سروش — دی ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۶ ق.ظ

  140. دوستان عزیز من بارها کوه حیدر بابا رو از نزدیک دیدم و بارها از چشمه معروف داشلی بلاغ آب خوردم . به عنوان یک تورک باید بگم که این شعر به هیچ زبانی اینقدر زیبا نیست و اعتراض دوستای آذری هم از این جهته که زیبایی واقعی این شعرو درک میکنن ولی خب حتی بهترین ترجمه ها هم مثل اصل نمیشن ولی در کل میخام بگم که همه اون منظره هایی که شهریار توصیفشون کرده شاید از نزدیک زیبا ولی عادی باشه و قضیه هم همینه حیدر بابا فقط یه کوه کوچیک در یک روستای کوچیک نیست اون نشونی از کل ایرانه توصیف فرهنگو قدمت ایرانه اون داستان زندگی تکتک مردمی هست که در روستاها ویا شهر ها زندگی کردند سنت های خیلی زیبا .این شعر یه نقاشیه یه عکس از حقیقت نه چندان دور حتی مردم کشور آذربایجان هم که از ما بیشتر بااین شعر آشنان با شنیدنش گریه میکنن چون این شعر نشونی از فرهنگ مشترکه شاید بعضی رسومات در مناطق مختلف متفاوت باشه ولی درکل این ایران و تاریخ ماست .پس فکر نمیکنین که با تعصب ها و دعواهای کورکورانه فقط تن همه اونایی رو که برای این کشور خون دل خوردنو تو قبر میلرزونیم؟درضمن یادمون باشه نه شاعرا نه نویسنده ها ونه اظهار نظر کننده ها پیامبر نبودن که کامل باشن پس راحت تر از ضعف ها چشم پوشونی کنیم اینو به خودم هم که گاهی اشتباه یک فرد کل وجودشو به سوال میبرم هم میگم

    Comment by ندا — دی ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۸ ب.ظ

  141. بنده ترک زبان هستم ولی نه در آذربایجان بلکه در خنداب استان مرکزی زبان ما ترکیست ولی تفاوتهایی با ترکی آذربایجان دارد برخی از کلمات بکار رفته در شعر شهریار برای من که زبانم ترکیست نامفهوم است.چه برسد به فارس زبانان.پس ترجمه فارسی این اشعار حتما نمی تواند مفهوم را آنطور که در زبان اصلی درک میشود را برساند ولی باز هم جای تشکر دارد زیرا نمره ده به صد نمیرسد ولی از ۰ بهتر است.ضمنا رسم شال سالاماخ را ما هنوز داریم البته در شب عید نوروز ولی به آن توخ توخه میگوییم که البته چرایی استفاده از این لغت را نمیدانم.

    Comment by مهدی — بهمن ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۱ ب.ظ

  142. سلام.جالب است که اکثر عزیزان در ترجمه اشکال نموده اند در حالیکه متن آذری درج شده خود سراسر و آکنده از اغلاط املایی است.بنده ترک آذری هستم و یکی از قدیمی ترین نسخه های منظومه حیدر بابا را که شاید قریب به متجاوز از پنجاه سال پیش در تبریز چاپ شده است در اختیار دارم.بسیاری از کلمات با آنچه اصل آنهاست مغایرت دارند و متاسفانه باید عرض کنم که نسخه حاضر چندان قابل اطمینان نمی باشد.

    Comment by بابک قویمی — بهمن ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۲ ق.ظ

  143. شهریار ,شهریار عاشقانه ها ,یار شهر دل هجران نشینان است ,اشعارش مملو این از غمی عاشقانه و دلتنگی که شامل آثارش در هر دو زبان ترکی و فارسی می شود و دلشدگان همیشه با اشعارش عاشقی ها کرده اند .
    اما برای همچون منی که ترک هستم و احساس مفهمومی کلمات بکاربرده شده در این شعر را با جان احساس میکنم این دلتنگی عاشقانه و امید به باران و بهاری شدن اوضاع زمستانی عاشقی و هجر, جان را به تپش وا میدارد و همان بند اول برای کسانیکه ترکی میدانند کافیست تا نوعی همدلی غمگین زیبا و همراهی و امید با شاعر را احساس کنند .زیباست ,خیلی زیبا.
    الله رحمت ایله سین سنه شهریار و موز.

    Comment by سالار قشقایی — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ

  144. خیلی بهتر بود اگر ترجمه شعر ساده بیان میشد نه به صورت شعر . برای اینکه نه تنها ترجمه پر از اشتباه است بلکه معنی و مفهوم شعر رو از بین برده .
    خواهش میکنم این ترجمه رو پاک کنید و معنی و مفهوم ساده شعر رو بگذارید نه به صورت نظم و قافیه دار.

    Comment by علی شریفی — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۱ ق.ظ

  145. با سلام گرچه از حاشیه این آقای به اصطلاح دکتر زمان بسیاری گذشته اما بر خود لازم دانستم که صحبتشان بی جواب نماند.
    ببین پسر خوب از متنی که نوشته ای بر می آید که اصلا با شعر و شاعری میانه ای نداری و اصلا مطالعه نکردی شاهکارهای استاد را چه به ترکی و چه به پارسی.
    من یک ایرانی بی تعصبم و عشق میورزم به ادبیات این خاک از هر قوم و تباری که باشد. اما استاد شهریار تعلق به یک قوم ندارد بلکه یک شاعر ملی و یک افتخار ملی است. کما اینکه یکی دیگر از بزرگترین شعارای معاصر نیز از دیار آذربایجان است که نامی از او در نظرات ندیدم و آن کسی نیست جز پروین اعتصامی بزرگ.
    ما چه در ادبیات معاصر و چه در تاریخ ادبیات فارسی شعارای بزرگی از اقوام مختلف بالاخص از دیار آذربایجان داشتیم که اثرات ارزشمندی از آنها به جا مانده و بسیار کوته بیناننه است اگر بخواهیم به خاطر تعصبات قومی و نژاد پرستانه -که تاریخ مصرف آن گذشته- به یک افتخار ملی اینگونه توهین کنیم.
    من به شما پیشنهاد میکنم اشعار پارسی استاد را بخوانی.
    و همیطور اشعار فوق‌العاده پروین اعتصامی را که از قضا اشعار ایشان دقیقاً مخالف جریانات سیاسی آن زمان بوده و به قول غلط جنابعالی نان به نرخ روز خوردن نبوده.
    من به عنوان یک ادب دوست پارس زبان بر خاک پای شهریار بوسه میزنم، گر چه خودش همواره در برابر حافظ شیرازی ابراز تواضع میکند در این پیروی عاشقانه گاهی گوی سبقت را از خواجه اهل راز می رباید، مانند آن تضمین زیبایی که به شعر معروف (گفته بودم چو بیایی) سعدی زده و ارزش شعر را صد چندان کرده.
    به امید روزی که نژاد پرستی افراطی هم میهنان عزیزم به پایان برسد.

    Comment by از خاک شیراز — خرداد ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۱:۲۶ ق.ظ

  146. هر بار این شعر رو می خونم اشک از چشمانم جاری می شود.

    Comment by آراز — تیر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۳:۴۶ ب.ظ

  147. وای چقد اشتباه داره این ترجمه

    Comment by عادله — شهریور ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۵۳ ب.ظ

  148. با توجه به این که تعداد بن واژه های موجود در زبان ترکی آذربایجانی چن برابر فارسی است و لغات دارای معانی جدا و با نزدیکی زیاد به هم هستند برای مثال( توکمک_جالاماخ_سَپمَک_فیشقیردماخ)که در اکثر مواقع معادلی برای ترجمه دقیق با حالتی که ترک زبان در نظر دارد در فارسی ممکن نیست. همه ترجمه ها برای آگاهی از کلیات متن هستند.

    Comment by همدان ترکلری — مهر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۵:۲۶ ب.ظ

  149. حرفاشو تو شعر میزد تا در آینده بفمن چی میگفته

    Comment by حجت — آذر ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۷:۰۴ ب.ظ

  150. سلام . از موسسه ای همچون شما بعیده که ترجمه ای کنار اشعار شهریار نهاده باشد که ارزش شعر را کاما خدشه دارکند.
    کاش قبل از ترجمه ، یک ترک زبان آن را چک می کرد و یا اصلا ترجمه حاضر را بردارید و دنبال ترجمه جدید و اصیل باشید. متشکرم

    Comment by کرم زاده — دی ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۹:۱۶ ب.ظ

  151. بقول خود استاد
    سؤزلرده جواهر کیمی دیر اصلی بدلدن
    تشخیص ورن اولسا بوقدر زیر-زیبیل اولماز

    Comment by بهنام — بهمن ۱۲, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۲ ق.ظ

  152. با سلام و درود خدمت همه دوستان بزرگوار و با درود به همه آذری های عزیز و گرانقدر؛ خواستم بگم که آقای کریم مشروطه چی هم این شعر بی نظیر را ترجمه کرده اند و به نظر من ترجمه پخته تر و بهتری هست. لطفا در صورت امکان ترجمه ایشان را هم منتشر کنید. با سپاس بیکران

    Comment by س حسینی — تیر ۳, ۱۳۹۸ @ ۹:۰۳ ب.ظ

  153. کل معنیش اشتباه بود واقعا متاسفم برای اونی که اینو ترجمه کرده

    Comment by علی — تیر ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۱:۳۴ ب.ظ

  154. با سلام بر دوستاران ادبیات ایران زمین
    چه فارسی چه ترکی چه عربی و کردی و ادبیات همه اقوام ایران
    نخست این را بگویم من ترک ایران هستم از تبریز
    زبان ما ترکی است ترکی آذربایجانی که با ترکی استانبولی و ترکمنی میشوند زیر شاخه های ترکی اوغوز که با هم ریز لهجه تفاوت دارند ترکی اوغوز ، یکی از ۳۵ شاخه زبان ترکی است

    از دوستان آزاد اندیشم خواهش میکنم که به ما آذری نگویند و زبان ما را آذری نخوانند که پشت این واژه یک مکر سیاسی و ظلم است… ( رجوع شود به مقاله رد نظریه احمد کسروی در مورد زبان آذری . دکتر محمد حسین زاده صدیق )

    راستی بنده این چند بیت را در گنجور ندیدم
    اطمینان هم ندارم منتسب به شهریار است یا نه
    از سایت گنجور خواهش مندم نظر زا تایید کنند تا دوستان حول انتساب اشعار ذیل به شهریار نظر دهند

    حیدر بابا اوشاقلارین دیل آشدی
    تورکو آتیب آیری دیله دانیشدی
    اصیل دیلی اؤزگه دیله قاریشدی
    اویانماساق دیلیمیزدن آد قالماز
    شیرین دیلدن آغزیمیزدا داد قالماز

    وقتی نظرات را خواندم دیدم که سایت گنجور نسبت به ما ترک زبان ها جبهه ندارد و حتی نظرات کسانی که تر را تورک نوشته اندرا تایید کرده که نشانه بزرگ اندیشی شما در مورد اقوام هست
    از شما کمال تشکر را دارم
    یا حق.

    Comment by ارسلان — شهریور ۵, ۱۳۹۸ @ ۳:۵۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره