1. واااااااااای مولانا چکار کرده !!!!!!!!!!

    Comment by نازبانو — بهمن ۱۳, ۱۳۹۱ @ ۳:۴۹ ب.ظ

  2. این غزل بینهایت زیبا را “خداوندگار” در وصف و خطاب به مرادش شمس الدین تبریزی سرود که مبادا بار دیگر او را تنها گذاشته و از قونیه عزم سفر کند.

    Comment by نادر — تیر ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۹ ب.ظ

  3. بی ارتباط نیست:
    از کنار من افسرده تنها تو مرو
    دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو
    اشک اگر می چکد از دیده تو در دیده بمان
    موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو
    ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز
    قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو
    ای قرار دل طوفانی بی ساحل من
    بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو
    سایه ی بخت منی از سر من پای مکش
    به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو
    ای بهشت نگهت مایه ی الهام سرشک
    از کنار من افسرده ی تنها تو مرو

    Comment by هادی — آذر ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۰ ب.ظ

  4. تو گران مایه ترین ثروت ملی هستی
    نفت اگر میرود از بشکه ی ایران تو مرو

    Comment by صادق — اسفند ۱۲, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۰ ب.ظ

  5. با احترام به نظرات دوستان دیگر … بنظر من این شعر رو فقط در مورد خالق هستی سروده و ربطی به شمس تبریزی نداره
    در بیت آخر هم هجده هزار عالم رو اشاره میکند
    مولانا قوانین هستی را نقض نمیکند
    یعنی قانون
    الحمد ا… رب العالمین

    Comment by علیرضا مداح — اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۵:۲۸ ب.ظ

  6. بیت یکی به آخری درستش اینه:
    هست طومار دل من به درازای ابد

    Comment by سعیـــد — بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۳ ب.ظ

  7. اولا آقای مولوی معرفتی به امام عصرنداشته که در فراقش غزل بگه چون اصول عقاید ایشان معلومه بر همگان که اندک تتبعی دارند
    دوما شعر را باید در بستر زمان و فرد شاعر سنجید اگر این شعر نسبت به خدا سروده شده باشه باید همه اشعار این سبکی مولوی نسبت به خدا باشه که بعیده و قراین خلاف این رو نشون میده
    احتمالا همون نظر بزرگواری که گفتن برای شمسه به واقع نزدیکتره

    Comment by مهدی — فروردین ۹, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۱ ب.ظ

  8. مضمون این شعر ایمان هستش،و درباره ترس از فقدان ایمان هستش

    Comment by حمید حیدر — فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۵ ب.ظ

  9. کی بود بنده که گوید به سلطان تو مرو

    Comment by فریدون — مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۱ ب.ظ

  10. فریدون گرامی
    درود بر شما
    آن طور که شما فرمودید اشکال وزنی پیدا می کند.
    همانگونه که در گنجور عزیز آمده است درست است.

    Comment by روفیا — مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۷ ق.ظ

  11. هست طومار دل من به درازی ابد
    برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو
    مرا به یاد داستانی انداخت که در آن مردی هراس عمیقی از خرس داشت،
    روزی از خواب بیدار می شود و ناگهان در می یابد که خرس شده است، وحشت بیش از اندازه او را تصور کنید در حالی که نمی تواند از دست خود و خرس به جایی بگریزد!
    این بیت مولانا نیز بی درنگ این داستان را به یادم آورد،
    تو گویی او نیز بدانکه در دل او مسکن گزیده است التماس می کند تو مرو…
    اگر تو بروی آن خرس می آید و من نمی خواهم با آن خرس تنها باشم!

    Comment by روفیا — مرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۶ ق.ظ

  12. بیت یکی مانده به پایان تصویر سازی فوق العاده دارد

    Comment by محمد — آذر ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۵۰ ق.ظ

  13. به قول خود مولانا: شمس من و خدای من…
    بنابراین شاید بشه گفت برای مولانا شمس و خدا از هم جدا نیستند و شمس هم جلوه ای است از تجلیهای خداوند…
    اما نکته ی دیگه اینکه در نقد نو هر خواننده ای میتونه از متن برداشت و فهم خاص خودش رو داشته باشه( و این به نوعی خودش ی آفرینش دوباره هم هست و کمک میکنه به زنده ماندن متن های باز) که البته باید با نشانه های متن بخونه…
    بنابراین همه ی این برداشتهای مختلف دوستان میتونه درست باشه…

    Comment by سپهر — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۲ ب.ظ

  14. عالی عالی عالی ازاین بهترنمیتونه کسی باکلامش روح آدمی روبه پروازدربیاره.واقعالقب خداوندگارعشق فقط برازنده مولاناس

    Comment by سعید — فروردین ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۶ ب.ظ

  15. در سخنرانی شبی با مولانا و یکی از بهترین سخنرانی های دکتر سروش این شعر به زیبایی خوانده وتجلیل می شود.

    Comment by HS — مهر ۵, ۱۳۹۷ @ ۶:۴۸ ب.ظ

  16. این مولانا چه موجودی بوده؟

    Comment by عباس قادری — دی ۲, ۱۳۹۷ @ ۱:۳۴ ق.ظ

  17. اهل ایران همه در ترس دم خاتمه اند
    ترسم از رفتن توست ای شه ایران تو مرو

    Comment by والا — دی ۱۷, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۲ ب.ظ

  18. بالاخره کی بود صحیحه یا که بود؟

    Comment by علی — تیر ۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۰۴ ب.ظ

  19. ای که دُر سخنت صافتر از طبع لطیف

    Comment by کسرا — تیر ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۱:۲۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره