1. این شعر با اجرایی از فائقه آتشین (گوگوش)، در شهریورماه سال ۱۳۹۱ و در آلبوم وی (به نام «اعجاز») انتشار یافت. نام این قطعۀ موسیقی، «بی من و تو» و مدّت زمان آهنگ، چهار دقیقه و پنج ثانیه است.

    Comment by Avid — مهر ۷, ۱۳۹۱ @ ۲:۰۴ ق.ظ

  2. کلیپ ویدئویی آن هم در بهمن ماه ۱۳۹۱ منتشر شد

    Comment by Anonymous — بهمن ۲۸, ۱۳۹۱ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  3. همیشه از خود سوال میکردم آیا روزی می توانم با عزیزانم در جهان آخرت گرد هم جمع شویم تا اینکه این شعر بسیار زیبا توسط خواننده ای ایرانی ولی با تصاویر نامناسب خوانده شد این قسمت شعر که می فرماید من و تو بی من تو جمع شویم از سر ذوق که باور کنید با صدای بلند اشک میریختم و خداوند را ستایش و سپاس میگفتم به خود بالیدم که اینقدر مهربان است و به دل عزیزان و بندگانش توجه دارد من به عشق جوان ۱۷ ساله ام که از دست داده ام وبه شوق دیدارش پیش همسرم شانه هایم می لرزید درحالیکه نمی خواستم او گریه مرا ببیند در هر حال دست شاعر وخانم گوگوش درد نکند ای کاش اجراساده و سنگینی برای این شعر ملکوتی اجرا می کردند

    Comment by حسن — اسفند ۱۱, ۱۳۹۱ @ ۷:۲۸ ب.ظ

  4. این شعر با اجرای هنرمندانه خانوم گوگوش زیباییش دو چندانش شده…
    شاید خانوم گوگوش این شعر رو نمیخوند خیلی هامون هنوز نمیدونستیم چنین شعری با بار معنایی بالا تو فرهنگ و ادب ما یافت میشه!

    Comment by یاسی — فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ

  5. حسن جانم ، به نام پروردگار مهربان ودانایمان که نیک گوشه دلهایمان را میداند دانه ارزنی گم نمی شودو باز به پاداش فرزندت را ببینی و کاش من هم باشم وهمه نیک انجام . منهم از دلتنگیت گریستم برادرم ، سوگند به جوانمردان عالم که خرمی بهشت نشیمن دانایان و پاکان است و بوی ان از دورست باورداران را خیره میکند سراهای نور و سرود باشد که همدیگر را در اغوش بکشیم و خستگی گیتی از تن بدر رود ایدون باد ،

    Comment by امین کیخا — فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۱:۴۷ ب.ظ

  6. سلام من با الهام از این شعرزیبا برای فرزند دلبند هفده ساله ام معین اینطور نگاشتم و پیشاپیش ارزو می کنم هیچکس چنین تقدیری را نبیند

    به نام خدا
    یارب گلی که داده بودی کنون در مزار خوابیده ست چه جای شکوه وغم که گلم در جوار یار خوابیده ست
    خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و گلم در گل ئُ زار خوابیده ست
    زلطف توست که سینه چاک نمی دهم ای دوست چرا که دانم هر گلی که در جوار توست آرام خوابیده ست
    به اشک های سرخ همیشه جاریم ملامتم مکنی یارب زدوری غنچه ی نشکفته ام این چشم ها نخوابیده ست
    تو دانی و بس که به عشق تماشای وصال با جانم هزار هزار فرشته و ملک در آسمان ها نخوابیده ست
    ترسم که بیدار شود زنجوای با تو گلم چون خسته بود و رنجور کنون تازه خوابیده ست
    یا رب بیا و منت بنه بر ای این عاشق حقیر مرا به سرایی ببر که گلم خوابیده ست

    Comment by حسن — خرداد ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۵۶ ق.ظ

  7. سلام با تشکر ازجنابامین کیخا که با بنده اظهار همدردی کردند و با تشکر از صاحب وبلاگ که زحمت کشیدند
    با الهام از این شعر زیبا برای گل از دست رفته ام ایطور سرودم

    به نام خدا
    یارب گلی که داده بودی کنون در مزار خوابیده ست چه جای شکوه وغم که گلم در جوار یار خوابیده ست
    خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و گلم در گل ئُ زار خوابیده ست
    زلطف توست که سینه چاک نمی دهم ای دوست چرا که دانم هر گلی که در جوار توست آرام خوابیده ست
    به اشک های سرخ همیشه جاریم ملامتم مکنی یارب زدوری غنچه ی نشکفته ام این چشم ها نخوابیده ست
    تو دانی و بس که به عشق تماشای وصال با گلم هزار هزار فرشته و ملک در آسمان ها نخوابیده ست
    ترسم که بیدار شود زنجوای با تو گلم چون خسته بود و رنجور کنون تازه خوابیده ست
    یا رب بیا و منت بنه بر ای این عاشق حقیر مرا به سرایی ببر که گلم خوابیده ست

    Comment by حسن — خرداد ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۲ ق.ظ

  8. من با الهام از این شعر اینطور برای پسر گلم سرودم به نام خدا
    یارب گلی که داده بودی کنون در مزار خوابیده ست چه جای شکوه وغم که گلم در جوار یار خوابیده ست
    خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و گلم در گل ئُ زار خوابیده ست
    زلطف توست که سینه چاک نمی دهم ای دوست چرا که دانم هر گلی که در جوار توست آرام خوابیده ست
    به اشک های سرخ همیشه جاریم ملامتم مکنی یارب زدوری غنچه ی نشکفته ام این چشم ها نخوابیده ست
    تو دانی و بس که به عشق تماشای وصال با گلم هزار هزار فرشته و ملک در آسمان ها نخوابیده ست
    ترسم که بیدار شود زنجوای با تو گلم چون خسته بود و رنجور کنون تازه خوابیده ست
    یا رب بیا و منت بنه بر ای این عاشق حقیر مرا به سرایی ببر که گلم خوابیده ست

    Comment by محمد — خرداد ۲۵, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۷ ب.ظ

  9. از اظهار همدردی اقای امین کیخا کمال تشکر را دارم و امید وارم همانگونه که می فرماید باشد

    Comment by حسن — خرداد ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۲ ق.ظ

  10. از جناب اقای امین کیخا عزیز بخاطر ابراز همدری تشکر می شود

    Comment by حسن — خرداد ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ

  11. درود به حسن برادرم

    Comment by امین کیخا — مرداد ۶, ۱۳۹۲ @ ۱:۴۳ ب.ظ

  12. حسن جان فیه ما فیه را بخوان در باب در گذشتگان .به رادی سوگند و به راستی که در اغوش می کشیم همدیگر را و تو سیرفرزندت را می بینی .

    Comment by امین کیخا — مرداد ۶, ۱۳۹۲ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  13. آقای حسن سلام
    من با خوندن نوشته شما که در مورد پسر هفده ساله تون بود بسیار متاثر شدم و یاد برادر بیست ساله ناکام خودم افتادم یک قسمت از متن شما بسیار به دلم نشست :
    “خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و…”
    امیدوارم امیدوارم در اون دنیا در کنار عزیزترینمون که از دستش دادیم باشیم برای همیشه دنیا برای خودم شما و همه ی اونایی که عزیزترینشون رو از دست دادن این تنها آرزومه
    این شعر هم بسیار زیباست و من اولین بار با صدای دلنشین خانوم گوگوش با این شعر آشنا شدم

    Comment by سیما — فروردین ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۱ ق.ظ

  14. سلام سیمای نازنین از توجه شما وهمدردی با من بسیار ممنونم فقط یکی از دعاهایت این باشد خدایا وحوش را هم داغدار نکن اینو از بزرگانتون بپرس خواهند گفت باز هم ممنونم عزیزم

    Comment by حسن — مرداد ۱, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۵۱ ق.ظ

  15. به نام خدا
    یا ربا داغ چقدر سنگین است
    مبتلا گشته به آن مسکین است
    گر بخواهی که کنی زنده بگور
    داغ بر دل بنهی تا لب گور
    گفته اند بس حکما در این باب
    قصر و حور و گل و بلبل بود اجرش لب آب
    آن بهشتی که در آن قران است
    طالبش تاجر و ترسو یانند
    این درست است که طلااز کف من برداری
    دل من را به مسی مثل بهشت خوش داری
    یا که قربت به من ارزانی دار
    یا جگر گوشه ی من باز سپار
    راضیم من به جهنم به عذاب
    لحظه ای یار در آغوشم باد
    خلق و خوی و قد وبالای معینم زیباست
    صد بهشت پیش رخش نازیباست
    خالقا مفت سخن گویم وبر دل تو مگیر
    شده ام کور زعشقش توبه من سخت نگیر

    Comment by حسن — دی ۲۸, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۵۱ ب.ظ

  16. ش

    Comment by ش — آذر ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۰۹ ق.ظ

  17. واقعا که عالى است. نمى دانم آیا بهتر از این هم مى شود شعر سرود؟

    Comment by رضا. م — دی ۲۵, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۱۰ ب.ظ

  18. بخش هایی از این شعر در آهنگی با نام من و تو در گروهی با نام NU منتشر شده و بسیار زیباست. و برای من بسیار زیباتر بود وقتی که در کافه ای خارج از ایران و با حالتی دل تنگ ناگهان این آهنگ را از بلندگوهای کافه شنیدم…

    Comment by حافظ — اسفند ۵, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۸ ق.ظ

  19. دقیقا من هم در خارج از ایران این شعر را با اجرای گروه nu شنیدم

    Comment by مهتا — اسفند ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۰۷ ب.ظ

  20. من با صدای غزل شاکری هم شنیدم این شعر رو

    Comment by فاطمه — فروردین ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۵:۰۶ ق.ظ

  21. دوستان عزیز لطف کنید نظرات رو کمی تخصصی تر اعلام بفرمایید. در زیبا بودن شعر که شکی نیست. از مولانای جان هم کمتر از این انتظار نمیره…
    منظورم از تخصصی اینه که اگر کسی میدونه این شعر در چه زمانی سروده شده و منظور از برخی ابیات چیه مثلا در بیت :
    این عجبتر که من و تو به یکی کنج این جا
    هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو
    مخصوصا مصرع دوم اشاره به چی داره سپاس گزار میشم.
    آیا شمس آن زمان در عراق بوده؟

    Comment by بانو — آبان ۱۸, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۰ ق.ظ

  22. بی نهایت زیباست …

    Comment by کسرا — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۹ ب.ظ

  23. سلام به همه
    فاطمه جان منظور از عراق و خراسان هم اشاره به غرب و شرق بودن ان مکانها داره که “طی العرض” بودن روح و عظمت بشر و توانایی انسان متعالی رو نشون میده و هم اینکه روح زمانی و مکانی نیست.

    و با ایهام به پرده های عراقی و خراسانی که از پرده های آنگ اصیل ارانی هستند اشاره داره که این غزل غنی با تصنیف به هر دو گوشه میتونه خونده بشه
    و اون دو نوع ریتم آهنگ هم بسیار متفاوت هست

    و ابته کلمه عجب تر به اتفاق عجیبی که د ربیت قبل اتفاق میفته اشاره میکنه و میگه این از اون عجیب تره که ما در این کنج ایوان دنیا نشستیم ولی روح عظیم بشر شرق و غرب عالم رو طی میکنه اون هم به نوای موسیقی که از اصیل ترین و متعالی ترین هنرهاست

    Comment by الهه — مرداد ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۹ ق.ظ

  24. بسیار زیبا،
    راستش در دوران معاصر خواننده ای به قدرت کلام مولانا پیدا نمیشود ولی اگر ایشان زنده بودند به هر کس اجازه خواندن اشعارشان را نمیدادند، بنده چند اهنگ از اهنگ های مولانا را با صدای افراد مختلف شنیده ام، به فرض مثال کار های اقای چاوشی با اشعار مولانا را که به کار گوگوش در اهنگ من و تو که این شعر را خوانده اند متوجه تفاوت فاحش کیفیت کار شدم، حتی صدای شجریان و …. . ولی هیچ صدایی و اهنگی به قدرت و زیبای کار گوگوش نرسید.

    Comment by علیرضا — دی ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۹ ق.ظ

  25. با سلام به دوستان عزیز
    اگرچه که دیوان شمس در ظاهر به عشق مولانا به شمس تبریزی سروده شده اما معنی آن بسی عمیق تر از عشق های این جهانیست بطوری که منظور مولانا از شمس همان خورشید آگاهی است که در دل تمام انسانها منتظره که سیاهی نفس از بین بره و طلوع کنه ، در مورد بیت این عجبتر که منو تو به یکی کنج اینجا … از نظر حقیر منظور اینه که مولانا به ذهن انسان اشاره میکنه که زمان و مکان این لحظه رو انکار میکنه و مرتبا فکر در جهت هایه مختلف سیر میکنه و انرژی که میتونه صرف حضور ما در لحظه حال بشه رو به جهت هایه مختلف سرازیر میکنه و این باعث دوری از وحدت عارفانه و نتیجتا تکسر انسان میشه … میگه که این بیت هایه قبلی اصلا عجیب نیست عجیب اینه که انسان انرژیشو در جهت هایه مختلف سرازیر میکنه بجای حضور ابدی این لحظه و این باعث خسران بشر میشه ، این تعجب بیشتر به معنای تاثر مولانا از حال بشر است …

    Comment by وصال — خرداد ۹, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

  26. ببینید عزیزان در مورد زندگی مجدد بعد با عزیزان یه مطلبی رو به گوش همراهان گرامی برسونم.زندگی بسیار فراتر از این یک مرحله تجربه در زمین است و اگر ذهنیت ما اینجا باشد و بعد قیامت عدالت خداوند رو محدود کردیم.چرا که اگر من متولد بشم و زود فوت کنم متولد بشم و هزاران مشکلات دیگر و مورد قضاوت قرار بگیرم از رحمت خداوند به دور است.ما زندگی ها کرده ایم و زندگی ها خواهیم کرد.واینها قابل دفاع هم هست.و از مجموع بیشمار تجربه زندگی درکی جاری خواهد شد و ما به مقامی خواهیم رسید.ما از تجربه زندگی قبلی هیچ به یاد نداریم.و در زندگی های بعدی هم هیچ به یاد نداریم تا روز قیامت همه انها را به یاد خواهیم اورد.دروس بسیار بسیار گسترده ای وجود دارد که عزیزانی هستند برای اموزش.طلب خیر برای تک تک ناظران گرامی

    Comment by امیر — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۲:۱۶ ب.ظ

  27. مفقود خان
    شما مدرکی می خواهی که در اثبات آن ، خود مدرکی نداری
    شما اثبات کن تا من در نفی آن مدرک بیاورم
    اگر کسی گفت ده تا خدا وجود دارد ، اگر ثابت کرد ، باید یا چشم بسته قبول کرد ، یا مدرکی خواست ، شما چشم بسته به آنچه گفته اند باور داری
    خواهش می کنم ابتدا شما دلایل وجود روح را که معتقدی بیاور ، تا بعد به زندگی بعد از مرگ برسیم.

    Comment by محسن — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۸:۲۵ ب.ظ

  28. نه دیگه قرار بود مدرک بیاری
    واکنش مغزه ?
    کو مدرکت ?

    Comment by مفقود الاثر — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۳ ب.ظ

  29. حالا که به قول خودت می دانی
    بگو تا ماهم بدانیم !

    Comment by مفقود الاثر — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۷ ب.ظ

  30. گوگوش کلمه ی “نظّاره” رو بدون تشدید خونده و وزن، دچار کمی اخلال شده. اشتباه خوانی اشعار بزرگان توسط خوانندگان مشهور، موضوعی هست که می تونه موضوع حداقل یک مقاله باشه. حبیب، هایده و خیلیای دیگه هستن که ازین سوتی ها دادن و کاش قبل خلق چنین آثاری که در ذهن و زبان افراد جاری می شود، قبل از خواندن ترانه، از یک فرد مطلع و متخصص بخوان که فقط یک بار شعر رو براشون دکلمه کنن.

    Comment by وود زاک — شهریور ۶, ۱۳۹۸ @ ۹:۱۲ ب.ظ

  31. ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ۷۷۸

    《ﺑﻬﺎﺭ ﮔﺎﻫﯽ ﺧُﺮﺍﻓﺎﺗﯽ ﻣﯽ‌ﺷَﻮَﺩ》

    ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﻧﻬﻤﯿﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ۸۰ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ!
    ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ۷۷۸ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﺍﯾﻨﮏ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ.
    《ﺑﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦِ ﺫﻫﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ.》
    ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ۲۲۱۴ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺷﻤﺲ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ:
    ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ﻣﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳَﺮِ ﺫﻭﻕ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ، ﯾﮑﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﻪ ﻭﺣﺪﺕ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﻢ…
    ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﻗﻌﺎﺕ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ،
    ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﺁﮔﺎﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻨﺪِ ﺧُﺮﺍﻓﺎﺕ ﻣﯽ‌ﺟَﻬﯿﻢ

    Comment by خاموش — آبان ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۴۴ ب.ظ

  32. ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ۷۷۸

    《ﺑﻬﺎﺭ ﮔﺎﻫﯽ ﺧُﺮﺍﻓﺎﺗﯽ ﻣﯽ‌ﺷَﻮَﺩ》

    ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﻧﻬﻤﯿﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ۸۰ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ!
    ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ۷۷۸ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﺍﯾﻨﮏ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ.
    《ﺑﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦِ ﺫﻫﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ.》
    ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ۲۲۱۴ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺷﻤﺲ ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ:
    ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ﻣﺎﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳَﺮِ ﺫﻭﻕ ﺟﻤﻊ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ، ﯾﮑﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﯾﻢ، ﺑﻪ ﻭﺣﺪﺕ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﻢ…
    ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﻗﻌﺎﺕ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﻦِ‌ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ،
    ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﯼ ﺁﮔﺎﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺑﻨﺪِ ﺧُﺮﺍﻓﺎﺕ ﻣﯽ‌ﺟَﻬﯿﻢ

    Comment by خاموش — آبان ۱۵, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره