لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. این شعر را حضرت مولانا به هنگام مرگ و در بالین بیماری گفته است. قابل ذکر است که این آخرین غزل ویا در واقع آخرین شعر مولانا می باشد.

    Comment by علی اصغر آقاجانی — فروردین ۲۴, ۱۳۸۷ @ ۳:۳۳ ب.ظ

  2. با سلام
    یک بیت مانده به آخر
    گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
    عشق درست است نه عشقی

    پاسخ: با تشکر، دوستانی که به تصحیح فروزانفر دسترسی دارند ما را از ضبط این بیت در آن تصحیح آگاه کنند.

    Comment by رویا زلقی — آذر ۲۱, ۱۳۸۹ @ ۵:۱۰ ب.ظ

  3. دردی است غیر مردن ( کان ) را دوا نباشد که بر متن ( آن ) را دوا نباشد ترجیح دارد و با مصرع بعدی نیز ( کاین ) همخوانی دارد .
    با سپاس

    Comment by امیر — اسفند ۱۰, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ

  4. بنظر من بهتر است در مصراع دوم از اولین بیت کلمه “شبگرد” سر هم نوشته شود .
    همچنین مصراع دوم بیت ” گر اژدهاست … باید به این صورت باشد : ” از برق آن زمرد هین دفع اژدها کن”
    البته در مصراع اولش هم عشق درست است نه عشقی که دوستمان اشاره داشتند.
    یا حق

    Comment by علیرضا — دی ۱۲, ۱۳۹۰ @ ۱۱:۲۴ ق.ظ

  5. بیت مورد بحث در نسخه ی استاد فروزانفر اینگونه است :
    « گر اژدهاست بر ره ، عشقی است چون زمرد
    از برق این زمرد ، هین دفع اژدها کن »
    ___________________________

    Comment by مهرآیین — تیر ۲۲, ۱۳۹۱ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  6. از برق این زِمرّد هین دفع اژدها کن

    Comment by جواد — آذر ۱, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۱ ب.ظ

  7. در بیت ۴ مصراع ۲ سد جای آسیا کن صحیح است

    Comment by محمد — آذر ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۳۱ ق.ظ

  8. این شعر شاهکار مولاناست و ایراد گرفتن از آن روا نیست

    Comment by شمس — تیر ۴, ۱۳۹۲ @ ۶:۰۰ ب.ظ

  9. شاهکار است اما خرده گرفتن ازاد است بی ادبی کردن نه

    Comment by امین کیخا — تیر ۴, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۱۴ ب.ظ

  10. سلام چرا مدیران محترم سایت به وسیله این حاشیه ها متن را اصلاح نمی کنند؟ مثلا در مورد (هین دفع اژدها کن)

    Comment by اشکان — خرداد ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ

  11. منظور از تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن چیست؟

    Comment by محمد عزیزی — شهریور ۲۷, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۳۵ ب.ظ

  12. در مصرع دوم بیت چهارم ” صد جایْ ” درست است ( با سکون ی ) و منظور صد آسیای آبی است که منعطف به آب دیده است .

    Comment by سامان — آبان ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۰۶ ق.ظ

  13. این چکامه با صدای استاد شجریان خوش رنگتره

    Comment by فرشید — آذر ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  14. سلام
    مصرع دوم از بیت دوم نباید به این شکل باشه؟
    خواهی برو ببخشا خواهی بیا جفا کن
    با توجه به بیت اول و سوم میگم!

    Comment by آرش — دی ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۶:۵۰ ب.ظ

  15. خیر دوست عزیز اینگونه نیست ، به سه علت مطروحه زیر :
    اول آنکه با نسخه چاپ سنگی نیکلسون مطابقت دارد .
    دوم اینکه برای بخشیدن میایند و برای جفا کردن میروند .
    سوم آنست که این غزل را مولوی در بستر مرگ و خطاب به پسر کوچکش سلطان ولد نوشته است یا بواقع سروده است و این نکته را بسیاری از مفسران آثار مولوی گفته و نوشته اند و آنرا میتوان آخرین شعر یا یکی از آخرین غزل های این اعجوبه شعر و ادب پارسی نامید ، چرا که میدانیم پس از آخرین بیت مثنوی از دفتر ششم که اینک در دست ماست مثنوی دیگری نسروده است .
    اگر چه به بحث کنونی ما مربوط نمی شود ، اما این پسر یا سلطان ولد دفتر هفتمی بر مثنوی افزوده است که آنرا ولد نامه نامیده اند ، این دفتر را حقیر نخوانده ام و میل ندارم که بخوانمش ، اما در پایان برخی از نسخ مثنوی چند بیت از آغاز آن دفتر آمده است که حقیر را محزون میسازد بدین شرح :
    مدتی این مثنوی چون والدم / شد خمش گفتم ورا کی زنده دم
    از چه رو دیگر نمی گویی سخن / وز چه بر بستی در علم لدن
    قصه شهزادگان نامد بسر / ماند ناگفته در سوم پسر
    گفت نطقم زین سپس دیگر بخفت / نیستش با هیچکس تا حشر گفت
    از اینکه شما خوانندگان و دوستداران مولوی را هم محزون کردم متأسفم .

    Comment by شمس الحق — دی ۱۱, ۱۳۹۳ @ ۳:۵۸ ق.ظ

  16. در بیت ۴مصراع۲ یکی ازدوستان فرموده بودند سد جای آسیاکن بنظر بنده صد جای آسیا کن درست است یعنی بااشک ما میشود ۱۰۰ آسیاب کارکند

    Comment by قربان یاقوتی — دی ۲۸, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۵۵ ق.ظ

  17. از برق این زِمرّد هین دفع اژدها کن

    Comment by امیدی — بهمن ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۷:۲۲ ب.ظ

  18. سلام

    با پوزش از بزرگواران در نسخه ای ، این مصرع را خواندم:

    “با” آب دیده ما ، صد جای ، آسیا کن

    با تشکر

    Comment by فرزان — اسفند ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۲۷ ب.ظ

  19. دربیت سوم مصرع پنجم اینگونه صحیح تر است:
    از من گریز یارا اندر بلا نیفتی

    Comment by حسین — فروردین ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۹:۰۶ ب.ظ

  20. با سلام لطفا” فرزانه ای بگوید مصرع دوم از بیت پنجم چگونه خوانده می شود.

    Comment by روحی — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۴ @ ۲:۳۵ ب.ظ

  21. در جواب خانم/آقا ی روحی اینگونه خوانده می شود:
    بُکشَد،کَسَش نگوید تدبیر خونبها کُن

    Comment by فرید.ج — خرداد ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

  22. عرض ادب دوستان.گرامی
    لطفا در مورد مصرع پایانی توضیح دهید. سپاسگزارم

    Comment by فرزانه — تیر ۹, ۱۳۹۴ @ ۶:۲۱ ب.ظ

  23. عرض ادب دوستان گرامی
    در مورد مصرع پایانی غزل، استاد بزرگوار و والااندیش، جناب آقای بهرام باعزت چنین توضیح دادند.:

    “سوالی که در مورد بیت آخر سروده ی فوق کرده اید چندان بغرنج نیست در واقع حضرت مولانا به تاریخ زندگی ابوعلی سینا که فیلسوف و شاعر نیز است اشاره کرده و از این روزنه به ابوالعلا معری که او نییز فیلسوف و شاعری نابیناست و تقریبا هم دوره با ایشان است و شخصی فوق العاده نهیلیسم و پوچ گراست طعنه وارد می کند. البته بد نیست به مقایسه ی ابوالعلا معری با خیام نیز که استاد دینانی در کتاب هستی و مستی اشاره کرده است نگاهی بندازید. در این کتاب اشاره شده که خیام به عنوان فیلسوف، خواستار این است که حالا که وارد جهان شده ایم چرا باید آن را ترک کنیم در حالی که ابوالعلا معری می گوید اصلا آمدنمان اشتباه بوده است. فکر می کنم همین مقایسه در تفسیر بیت آخر این غزل زیبا مفید به فایده باشد. به یقین می دانید که این غزل از سروده های آخرین مولاناست و به پسرش که در بالینش بوده و پدرش را به زندگی متوجه می ساخته گفته است. “

    Comment by فرزانه — تیر ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۹ ب.ظ

  24. شعر استاد شفیعی کدکنی :
    صبح آمده ست برخیز
    بانگ خروس گوید
    وینخواب و خستگی را
    در شط شب رها کن
    مستان نیم شب را
    رندان تشنه لب را
    بار دگر به فریاد
    در کوچه ها صدا کن
    خواب دریچه ها را
    با نعره ی سنگ بشکن
    بار دگر به شادی
    دروازه های شب را
    رو بر سپیده
    وا کن
    بانگ خروس گوید
    فریاد شوق بفکن
    زندان واژه ها را دیوار و باره بشکن
    و آواز
    عاشقان را
    مهمان کوچه ها کن
    زین بر نسیم بگذار
    تا بگذری از این بحر
    وز آن دو روزن صبح
    در کوچه باغ مستی
    باران صبحدم را
    بر شاخه ی اقاقی
    آیینه ی خدا کن
    بنگر جوانه ها را آن ارجمند ها را
    کان تار و پود چرکین
    باغ عقیم دیروز
    اینک جوانه
    آورد
    بنگر به نسترن ها
    بر شانه های دیوار
    خواب بنفشگان را
    با نغمه ای در آمیز
    و اشراق صبحدم را
    در شعر جویباران
    از بودن و سرودن
    تفسیری آشنا کن
    بیداری زمان را
    با من بخوان به فریاد
    ور مرد خواب و خفتی
    رو سر بنه به
    بالین تنها مرا رها کن

    Comment by آزادی — تیر ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۳۳ ق.ظ

  25. وای چه غم عجیبی تو این شعر هست

    Comment by علیرضا — اسفند ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۶ ب.ظ

  26. ممکنه در حاشیه ها دوستان بجای این همه ایراد گیری از ظاهر کلمات و اشعار درباره معانی اظهار نظر کنید

    Comment by خواهش میکنم — خرداد ۵, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۳ ب.ظ

  27. دوستان نظرهای مختلفی نوشته اند
    بزرگترین مشکل املا و نگارش صحیح و دانستن معنای درست کلمات است که قسمت بزرگی از نقدها را در بر میگیرد

    همگی میدانیم که متأسفانه فرهنگ امانت شعر و پرهیز از تحریف در کار نیست به عمد و یا به میل و سلیقه خود و در موردی از نادانی اشعار شاعران تغییر پیدا میکنند و با اشتباه دست به دست میگردند با این وصف ابتدا بایستی خوب به معانی مختلف کلمات توجه کرد و معنای مجاز و صحیح را در نظر گرفت در این صورت تفهیم و تفسیر شعر به مراتب دقیقتر و لذت بخشتر میشود

    با این همه انتظار میرود که دست اندرکاران تارنمای گنجور در نوشتن اشعار دقت بیشتری به خرج دهند که بازدید کنندگان مشتاق چیزی را به دلیل سهل انگاری دیگران اشتباه یاد نگیرند

    خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
    در این مصراع خیره کشیست صحیح است نه خیره کشی است
    همینطور در
    دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد
    دردیست صحیح است
    دوستی ایراد غلطی گرفته است, در مصراع دوم بیت چهارم صد صحیح است نه سد
    در بیت یکی به آخر مانده
    گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد
    عشق صحیح است و حرف “ی” اضافه است و احتیاج به مکث بعد از ره است
    به این صورت گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
    در بیت آخر
    تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
    بوالعلا به معنای فرد احمق و نادان است و احتمالا اشاره به ابوالعلا معری که خانم فرزانه توضیح داده اند و مفهوم مصراع بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی ساده است و آشکار
    مفهوم مصراع آخر چنین است که از ابوعلی سینای دانشمند بگویید و صحبت کنید که درس عبرتی برای افراد نادان باشد

    درود بر تمامی دوستداران ادبیات فارسی

    Comment by حمید سامانی — خرداد ۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۶ ب.ظ

  28. جناب شمس،
    داستان سه علت مشروحه زیر کمی گنگ است ، به سه دلیل زیر :
    اول نسخه چاپ سنگی نیکلسو ن که همواره به آن استناد می فرمایید، وحی منزل نیست
    دوم میشود برای بخشودن و هم ( بخشیدن ) رفت یا آمد، ( بخشای ریشه بخشودن است )
    سوم در باب پسر کوچکشان سلطان ولد، گیرم پدر تو بود فا ضل، چند بیت نمونه ای که سرکار آورده ایدگواهی روشن است بر اینکه وی از فضل پدرحتا دختر بخشی به ارث بنبرده است.!!

    حقیر نیز “نطقش زین سپس دیگر بخفت” !!

    Comment by گمنام — خرداد ۷, ۱۳۹۵ @ ۱:۰۵ ب.ظ

  29. به خلاف جناب شمس‌الحق، «سلطان ولد» فرزند ارشد مولانا بوده‌اند.

    Comment by مهدی — تیر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۰۶ ب.ظ

  30. تو بیت چهارم ((سد)) به نظر درستتر میاد تا ((صد)).

    Comment by دیبا — شهریور ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۴ ب.ظ

  31. درود و خسته نباشید..
    ایکاش بجای این نظریات ضد و نقیض که.در بعضی موارد اطمینانی هم بهش نیست.. مختصرتوضیحی درمورد ابیات و کل شعرداده میشد تا معنای کلی بیت در ذهن ماندگارشه
    اینکه دراین حاشیه ازهردری و هرنظری مویند بعد ازخارج شدن ازاین صفحه چیز واضحی در ذهن نمیمونه و حیف این غزل زیبا نیست که معنی و تفسیر نشه توسط یکی ازاساتید!!!

    Comment by کمند — آذر ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۴ ق.ظ

  32. درود و خسته نباشید..
    ایکاش بجای این نظریات ضد و نقیض که.در بعضی موارد اطمینانی هم بهش نیست.. مختصرتوضیحی درمورد ابیات و کل شعرداده میشد تا معنای کلی بیت در ذهن ماندگارشه
    اینکه دراین حاشیه ازهردری و هرنظری گفته میشه بعد ازخارج شدن ازاین صفحه چیز واضحی در ذهن نمیمونه
    و حیف این غزل زیبا نیست که معنی و تفسیر نشه توسط یکی ازاساتید!!!

    Comment by کمند — آذر ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۵ ق.ظ

  33. مولانا در بیت سوم این غزل زیبا
    از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
    بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن
    به ما توصیه میکنه که دست از منیت مان برداریم ، منیت شامل خود بزرگ بینی ، پُز دادن ها ، ادعای دانستن کردن و هر چیزی که باعث میشه که ما بخواهیم توسط اون خودمون رو به بقیه نشون بدیم و ثابت کنیم. بدنبال این منیت کینه ، خشم ، نفرت ، رنج ، حسادت و… می آید و باعث میشه ما نتوانیم با زندگی موازی بشیم و از اون لذت ببریم.
    این منیت سر منشا تمام بیماری های روحی و روانی و جسمانی انسانه که درصورت کوچک کردن آن ، انسان قادر است که راه سلامت رو در پیش بگیره.

    Comment by مهدی — بهمن ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۰ ب.ظ

  34. این شعر در آلبوم جدید استاد همایون شجریان به اسم رگ خواب در قطعه ای به همین اسم خوانده شده

    Comment by محمد محمدی — اسفند ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۹:۳۷ ق.ظ

  35. چه میکنه همایون خان شجریان …. بی نظیر اجرا کرده این شعر رو تو آلبوم جدیدش بییییییی نظیر

    Comment by معصومه عزیزی — اسفند ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۱ ب.ظ

  36. آقای اشکان
    جانا سخن از جانب ما می گویی
    من هم مثل شما همیشه این موضوع برایم جای سوال و تعجب دارد .

    Comment by وفایی — فروردین ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۹ ب.ظ

  37. این همه خواننده این غزل را خوانده اند ؟!!
    هزاران غزل در دیوان شمس و کلیات سعدی و ….داریم ، یکی از یکی زیباتر ، آن وقت همه آمده اند و همین یک غزل را خوانده اند ؟!!
    پس معلوم می شود آمار خراب های شبگرد مبتلا خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم
    ای ناقلاها

    Comment by وفایی — فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۷ ق.ظ

  38. بر آب دیده ما “سد” جای آسیا کن ،صحیح میباشد که اشاره دارد به میزان کثیر أشک که ممکن است آسیا را از جای برکند و لذا میبایست بر آن بجای سنگ آسیا ، سدی استوار کرد.

    Comment by فرز — فروردین ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۰ ب.ظ

  39. در تصحیح استاد فروزانفر در بیت نهم آمده: “عشقی”ست چون زمرد…

    Comment by آبگینه — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۶ @ ۵:۲۵ ب.ظ

  40. بر اساس تصحیح و طبع استاد بدیع الزمان فروزانفر در بیت نهم آمده است ،«عشقی ست چون زمرد» صحیح است

    Comment by سراج — خرداد ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۵ ب.ظ

  41. زیباترین اجرای این آهنگ سالیان پیش توسط استاد اکبر گلپایگانی اجرا شده است:: https://www.youtube.com/watch?v=QveUfnfGK4w

    Comment by مهدی — خرداد ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ

  42. درود بر جناب امین کیخا و حاشیه های پر محتوایش

    Comment by ابانداد — تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۴ ب.ظ

  43. عذر میخام دوستان خانم مینا جمعه زاده هم حاشیه زیبایی نوشته بودن که ظاهرا حذف شده

    Comment by آبانداد — تیر ۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۷ ب.ظ

  44. ۱- بیت درددیست غیر مردن کانرا دوا نباشد دوجور خوانش دارد کدام درست تر است؟ یکی اینکه غیر از مرگ دردی هست که دوا ندارد یا اینکه جز مرگ هیچ دردی بی دوا نیست.؟
    ۲- استاد شجریان در آلبوم بوی باران این غزل را دو جور خوانده اند که یکی در سی دی آن انتشار یافته و دیگری که اولیست در نوار کاستش به نظرم اولی زیباتره و به حال شعر نزدیکتره.

    Comment by سعید — تیر ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۳۶ ب.ظ

  45. سلام. من تا الان این مصرع رو اینجور میخوندم: دردیست غیر مردن، آن را دوا نباشد. بخاطر همین بعضی جاها دیدم بجای کلمه ی “آنرا” ، “کانرا” به کار بردن. اما الان که توی خلوتم داشتم شعرو با دقت و آرامش میخوندم دیدم اگه جای ویرگول رو بیاریم جلوتر، مصرع اینجوری خونده میشه: “درد”ی ست، غیر مردن آن را دوا نباشد…؛ و به همین خاطر فقط “آنرا” صحیح هست. البته این نظر منه، چون فکر میکنم این بیت باید اینجوری خونده بشه چون همین تغییر جای ویرگول معنی کل بیت رو برا من تغییر داد. میخواد بگه این یه دردی هست که فقط مرگ دواشه. اما اگه اونجوری بخونیم معنیش میشه که دردی غیر از مردن هست، که دوایی نداره. امیدوارم دوستان متوجه صحبتهام شده باشن. موفق باشین

    Comment by میثم زمانیان — مرداد ۲۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۰۷ ق.ظ

  46. استاد هژیر مهرافروز از این شعر برای جدیدترین موزیکشون به اسم غزل آخر استفاده کردن.من با صدای روحانی و معنوی ایشون که این شعر رو همراهی کردن بسیار حظ کردم،پیشنهاد میکنم هنردوستان عزیز این موزیک رو بشنون.مانا باشید

    Comment by طلا — شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۹ ب.ظ

  47. سلام
    متن آهنگ همایون شجریان توی آلبوم رگ خواب:

    رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن
    ترک من خرابِ خرابِ خرابِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن

    ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
    خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن

    ماییم و آبِ دیده، در کنج غم خزیده
    بر آبِ دیدهء ما صد جای آسیا کن

    ماییم و موج سودا، شب شب تا به روز تنها
    خواهی بیا بیا بیا بیا ببخشا، خواهی برو برو برو برو جفا کن
    خواهی بیا بیا بیا بیا ببخشا، خواهی برو برو برو جفا کن

    از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
    بگزین ره سلامت ترک رهِ بلا کن

    بر شاهِ خوب رویان واجب وفا نباشد
    ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن

    در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
    با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

    گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
    از برق آن زمرد هین (هِی) دفع اژدها کن

    رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن
    ترک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن

    تَرک من خرابِ شبگردِ مبتلا کن
    تَرک من خرابِ خرابِ خرابِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن

    Comment by شهاب طاهری — مهر ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۸ ب.ظ

  48. ببخشید دوستان این شعر رو یه خواننده ای وسط سریال نوار زرد شبکه دو خونده هرچی دارم میگردم پیداش نکردم . اگه کسی میدونه ممنون میشم بگه .متشکرم از دوستان اهل شعر

    Comment by وحید9 — آبان ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ

  49. یه خواننده دیگه هم با صدایی زیبا این شعر شاهکار رو اجرا کردن. هژیر مهر افروز در تک آهنگی به نام غزل آخر….

    Comment by حمید — دی ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱:۵۳ ب.ظ

  50. شهاب طاهری
    پرواز همای خونده

    Comment by sharifi — اسفند ۷, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۱ ب.ظ

  51. تصنیف زیبای این شعر را نامجو بسیار فوق العاده خواند
    توصیه میکنم حتما گوش کنید
    اینکه یک خواننده بتواند هر بیت یک شعر را که تمام ابیاتش وحدت معنا دارند را به چندین شکل دشتی و آواز و فریاد و البته طنز بخواند، جای تحسین دارد.

    Comment by سیامک — اسفند ۱۲, ۱۳۹۶ @ ۶:۵۴ ب.ظ

  52. سلام
    باتشکرازدوستمان سعیدوتحسین برای دقت نظرشان؛
    بامعناترین شکل خوانش بیت”دردیست ،غیر مردن آن رادوانباشد
    پس من چگونه گویم کاین درد رادوا کن” به شکلی است که معنی القاشده این می شود؛دردی دارم که غیراز مردن دوایی آن رانباشد،بنابر این چگونه بخواهم ازتو که این درد را درمان کنی.این طریق تفسیرباسیر کلی غزل ودربسترمرگ بودن وبیت بعدی “درخواب دوش دیدم…متناسب ترست.
    این که بگوییم غیرازمردن هم دردیست که دوایی نداردچون کمی روی آن دردِغیرازمرگ تاکیدمی شودوماتوضیح اختصاصی در قبل وبعدنداریم که آن دردچیست کمی روال غزل را برهم می زند.
    شکل دیگری هم می توان آن راخواندیعنی به صورت استفهام انکاری وسوالی:دردیست غیرمردن آن را دوانباشد؟(همه دردهابه جزمردن دوا دارد) پس من چگونه گویم کاین درد(مردن)را دواکن.

    Comment by بابک احمدی — فروردین ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۱۲ ب.ظ

  53. بادرنظرگرفتن سه شکل خواندن ومکث،و این بیت مولانا که
    مرگ را دانم ولی تاکوی دوست راهی ارنزدیکتر دانی بگو
    عقیده مولانا این است که دردیست(هجران ازاصل) که غیرازمردن درمانی ندارد.

    Comment by بابک احمدی — فروردین ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۲۸ ب.ظ

  54. مثل اینکه تحسین ازدقت نظر میثم زمانیانان رابایدذکرمی کردم

    Comment by بابک احمدی — فروردین ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۲۲ ب.ظ

  55. دوستان باید به عرض شما برسونم که مصرع “دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد” به این صورت باید خوانده شود :
    دردی است، غیر مردن آن را دوا نباشد
    اگر دقت داشته باشید حضرت مولانا در مصرع بعد می فرمایند که پس من چگونه بخوام که این درد را دوا کنی؟وقتی دردی که مولانا داشتند به غیر از مرگ دوای دیگری نداشته، پس دوای آن درد فقط مرگ بوده و این مصرع باید آنگونه خوانده شود.

    Comment by Yegane — فروردین ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۹:۲۸ ب.ظ

  56. دردیست غیر، مردن،! کانرا دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

    به نظر میرسد که از نگاه مولانا هر دردی دوایی دارد و تنها یک درد هیچ درمانی ندارد و آنهم مرگ است..منظور ار دردیست غیر یعنی ان درد دیگریست که مانند هیچ دردی نیست .پس مردن درد بی درمان است. و اکنون که مرگ دردیست سوای همه ی دردها پس من چگونه گویم که این درد را درمان کن.

    Comment by نجفی — مرداد ۷, ۱۳۹۷ @ ۴:۴۵ ب.ظ

  57. به نظر من بهترین خوانش از این شعر زیبا با صدای استاد شهرام ناظری در آلبوم صدای سخن عشق است. قطعه رو سر بنه به بالین یکی از زیباترین و معنوی ترین ساز و آوازهای ایرانی است. ترکیبی جادویی از آواز عرفانی و گیرای شهرام ناظری که به زیباترین حالت معنای شعر را ادا کرده است با تنورنوازی سید خلیل عالی نژاد.

    Comment by نوروز — شهریور ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۷:۲۳ ب.ظ

  58. سه بیت آخر اشاره به این گفته از شمس دارد:
    یکی شکایت میکرد از اهل دنیا. گفتند دنیا لعب است و مزاح است در نظر رجال, در نظر کودکان لعب نیست, جد است, فریضه است. اکنون اگر بازی و مزاح برنمی تابی, بازی مکن و اگر برمی تابی, میزن و میخور خندان, که بازی نمک او خنده است نه گریه.
    دنیا گنج است و مار است. قومی با گنج بازی میکنند, قومی با مار. آنکه با مار بازی کند, به زخم او دل بباید داد, به دم زند, به سر بزند. چون به دم زند بیدار نگردی به سر زند. قومی که از این بار برگشتند و به مُهر و مِهر او مغرور نشدند, و پیرعقل را در پیش کردند, که پیر عقل نظر آن ماران زمرد است. مار اژدها صفت چون دید که پیر عقل مقدم کاروان است, زبون شد و خوار شد و سست شد. در آن آب چون نهنگی بود, زیر پای عقل پل شد, زهر اوشکر شد خار او گل شد, راهزن بود بدرقه شد, مایه ی ترس بود مایه ی امن شد.

    Comment by مهدی — مهر ۱۵, ۱۳۹۷ @ ۹:۳۷ ب.ظ

  59. با سلام و تشکر، آیا هدف از ایجاد این سایت، ایراد گیری و مطرح کردن “محفوظات”میباشد؟.چرا ظرف را چسبیده و “مظروف رها کرده ایم؟…./ای برادر تو همان اندیشه ای /مابقی تو …./چرا مسئولین محترم رسیدگی نمیکنند؟ !

    Comment by محمد علی لطفی — مهر ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۵:۰۵ ب.ظ

  60. با سلام خدمت دوستان عزیز❤
    از اونجاییکه معتقدم هر شعر، در دنیای معنا، برای هر کسی می تونه مختص خودش تعبیر و معنا باشه، با وجودِ منابعِ ظاهرا موثق مبنی بر مخاطب بودنِ سلطان ولد (فرزند خلف مولانا) در این شعر، به هیچ وجه نمی تونم و نمی خوام بپذیرم مخاطب این شعر کسی جز شمس تبریزی بوده باشه؛ که تمام عشق این شعرِ پر از غمِ عارفانه و تک تک واژگانش برام تداعی گرِ آخرین تمناهای مولانا به شمسه؛ فارغ از اینکه هنگام سرودن، شمس در این جهان خاکی حضور داشته یا آسمانی شده!

    Comment by حسین — آذر ۱۲, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۹ ق.ظ

  61. Y
    افلاکی در باب این غزل گوید:
    …و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
    همان شب، حضرت مولانا فرمود که ” بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
    چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت…
    رو سر بنه به بالین ….

    گزیده غزلیات شمس… محمدرضا شفیعی کدکنی
    ☘☘☘

    Comment by پریسا — آذر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ

  62. افلاکی در باب این غزل گوید:
    …و گویند که حضرت سلطان ولد در مرض فوت مولانا، از خدمت بی حد و رقت بسیار و بی خوابی ،به غایت ضغیف شده بود و دائم نعره ها می زد و جامه ها پاره می کرد و نوحه ها می نمود و اصلا نمی غنود.
    همان شب، حضرت مولانا فرمود که ” بهاء الدین ! من خوشم ،برو سری بنه و قدری بیاسا!
    چون حضرت ولد ،سر نهاد و روانه شد ، این غزل را فرمود و چلبی حسام الدین می توشت و اشکهای خونین می ریخت…
    رو سر بنه به بالین ….

    گزیده غزلیات شمس… محمدرضا شفیعی کدکنی
    ☘☘☘

    Comment by پریسا — آذر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۵ ب.ظ

  63. درود بر عاشقان مولانا وپویندگان راه راستی و درستی
    انروز روز بزرگداشت مولاناست.
    انیدوارم به معرفت حقیقی دست پیدا کتیم و از کلام مولانا ، به قول خودش، به عنوان نردبام آسمان بهره ببریم
    حسین گرامی مطلبی رو نوشتند . با احترام به علاقه و ارادت ایشون . باید عرض کنم که اگرچه بن مایه و جوهر تمام اشعار مولانا در مثنوی و غزلیات ،شور و حالی ست که حضرت شمس در دل او انداخت ، اما … اینجا مولانا … واقعا به پسرش می گوید رو سر بنه به بالین …
    و آن پیری که در کوی عشق دید ( درخواب دوش پیری در کوی عشق دیدم… با دست اشارتم کرد که : عزم سوی ما کن ) قطعا کسی جز حضرت شمس نمی تواند باشد چون در دیار عشق ،برای مولانا ،تنها خورشبد تابان ،شمس است…و باقی ، ستارگانی که از پرتو او درخشانند…

    Comment by پریسا — آذر ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱:۰۲ ب.ظ

  64. رو سر بنه ببالین تنها مرا رها کن
    ترک من خراب شب گرد مبتلا کن

    ماییم و موج سودا شب تا بروز تنها
    خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

    از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
    بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن

    ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
    بر آب دیدهٔ ما صد جای آسیا کن

    خیره کُشیست ما را دارد دلی چو خارا
    بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن

    بر شاه خوب‌رویان واجب وفا نباشد
    ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

    دردیست غیر مردن آنرا دوا نباشد
    پس من چگونه گویم کین درد را دوا کن

    در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
    با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

    گر اژدهاست بر ره عشقیست چون زمرد
    از برق این زمرد هین دفع اژدها کن

    بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی
    تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن

    طبق چاپ دهم سال ۱۳۶۳
    کلیات شمس تبریزی
    بقلم بدیع‌الزمان فروزانفر
    چاپخانه سپهر ، تهران

    Comment by @iKasra — بهمن ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۴:۰۱ ب.ظ

  65. درود
    تلاش کردم در بخش چه کسی این شعر را خوانده نام بلند استاد شجریان را اضافه کنم که در آلبوم قاصدک زیبایی این غزل را با صدای آسمانی خویش دو چندان نموده اند اما متاسفانه آلبوم قاصدک در سیاهه آثار استاد موجود نبود. چنانچه البوم مزبور با نامی دیگر به غیر از قاصدک منتشر شده و بنده بی اطلاع مانده ام عذر مرا بپذیرید و اگر نه لطف کنید و قاصدک را به اثار استاد شجریان عزیز تر از جانم اضافه بفرمایید.
    سپاس بیکران

    Comment by حسام — بهمن ۳۰, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۰ ب.ظ

  66. سلام و احترام
    خواهی بیا بخشای خواهی بروجفاکن
    درنظر داشته باشید که شاعر درمصرع فوق اوج بخشش و اوج جفا را اشاره میکند !
    امدن و بخشیدن در مقایسه با دور بودن و بخشیدن بسیار با ارزشتر است در واقع بخشش زمانی سخت است که بخشنده در کنار بخشوده باشد و ببخشد وگرنه بخشیدن از راه دور و از سر دوری و ندیدن بسیار راحت تَر است
    همینطور در مورد جفا میتوان گفت جفاکاری از راه دور درد بیشتری را وارد میکند و کلا جنس جفاهایی که از دور برآدمی وارد میشود بسیار دردناکتر هستند مانند حسد غیبت یا …

    Comment by حامد مدنی — فروردین ۱۶, ۱۳۹۸ @ ۴:۰۷ ق.ظ

  67. دوستان پیشنهاد می کنم حتماً این شعر را با آواز استاد ناظری گوش بدهید. در آلبوم صدای سخن عشق. به نظرم بهتر خواندن ناظری دیگر معنا ندارد.

    Comment by سعید — فروردین ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۳۹ ب.ظ

  68. دوستان پیشنهاد می کنم حتماً این شعر را با آواز استاد ناظری گوش بدهید. در آلبوم صدای سخن عشق. به نظرم بهتر از خواندن ناظری دیگر معنا ندارد.

    Comment by سعید — فروردین ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ

  69. اجرای این شعر توسط استاد ناظری و مرحوم سید خلیل عالی نژاد بهترین اثر سنتی بوده که تا الان گوش دادم

    Comment by خالد — خرداد ۳, ۱۳۹۸ @ ۵:۴۰ ب.ظ

  70. من سراینده ای بسیار خامم و اظهار دیدگاه خود را در این جا که استادان ارجمندی حضور دارند، زیره به کرمان بردن می دانم؛ اما دریغم آمد این بیت را از قصیده ای کم مایه که به آستان بلند سرورم، مولانا، پیشکش کرده ام این جا نیاورم:
    از یک چکه ز اشکش من در شگفت و غرقاب
    درمانده ام تو پس ساز “صد جای آسیا” را
    بی ادبی ام را به خردسالی ام ببخشایید.

    Comment by شفیق — خرداد ۱۸, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۲۱ ق.ظ

  71. آیا برداشت دوستان از بیت “دردی‌ست غیر مردن کان را دوا نباشد” این است که مرگ تنها دوای آن درد است ؟ یا اینکه مردن دردی است بی دوا و درد دیگری نیز هست که همچون مردن بی دواست ؟

    Comment by تورج — تیر ۱۹, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۲۵ ق.ظ

  72. سلام و عرض ادب
    در ارتباط با “ دردی‌ست غیر مردن کان را دوا نباشد”
    عاشق یک درد دارد و آن وصال است درد مولانای عاشق نیز وصل و وصال به معشوق است و در یک حالت این وصال می‌تواند رخ دهد و آن مردن واقعی و خلاصی کامل از زندان جسم است و حتی او تلاش دارد در زندگی دنیایی در عین زنده بودن بمیرد، بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید و ….
    و اینک لحظه وصال برای او نزدیک شده است ❤️

    Comment by پرویز جعفری — مرداد ۸, ۱۳۹۸ @ ۹:۳۶ ب.ظ

  73. سلام و سپاس از همه کسانی که توضیحاتشان راهنمای درک بهتر غزل است.
    درباره بیت: گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد/ با برق این زمرد، هین! دفع اژدها کن
    قدما اعتقاد داشتند که برق زمرد، چشم اژدها را کور می‌کند. اژدها دشواری‌های راه سلوک و طریقت است که با عشق می‌توان آن دشواری‌ها و سختی‌ها را از سر راه برداشت.

    Comment by Roya — مهر ۱۳, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۴۸ ق.ظ

  74. از دوستان و صاحب نظران تمنا دارم در صورت امکان برداشت و درک خود را از تمام ابیات یا حداقل از بیت اخر این شعر ذکر کنند تا دیگران هم بهره ای ببرند.

    Comment by سعید — آذر ۱۸, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۱۴ ق.ظ

  75. از دوستان خواهش است حاشیه های بیهوده نگذارند، وقتی نتوانند مفهوم بگیرند تصور میکنند شعر اشتباه شده مانند همین که به جای صد سد میخواهند یا به جای آن کان یا عشقی عشق. اگر کمی دقت شود به وزن شعر باز هم میشود دانست که این کلمات درست اند و معنی هم با این کلمات کامل است.

    Comment by مبین — آذر ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۰۶ ب.ظ

  76. سلام و درود
    دوستان کسی اطلاع دارد که کامل ترین تفسیر برای دیوان شمس تفسیر چه کسی هست؟

    Comment by TERMEH — بهمن ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۴:۴۴ ب.ظ

  77. دوستی که فرمودند مصرع دوم بیت پنجم چگونه خوانده می‌شود:
    بُکْشَدْ کَسَشْ نگوید، تدبیر خونبها کن

    Comment by محمد — فروردین ۷, ۱۳۹۹ @ ۲:۴۰ ب.ظ

  78. دکلمه احمد شاملو رو گوش می کردم، ایشان مصرع دوم بیت دوم را به صورت “خواهی برو ببخشا، خواهی بیا جفا کن” می خواند.
    البته حدس می زنم با توجه به روشی که شاملو در خوانش غزلهای حافظ دارد، احتمالا استناد شاملو به نسخه ها نیست و خودش اجتهاد می کند و بنا بر این که کدام معنا همخوانی و زیبایی بیشتری دارد، آن را بر می گزیند.

    Comment by حسین — خرداد ۷, ۱۳۹۹ @ ۱:۵۶ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره