1. وای خدای من… این غزل چقدر زیبا سروده شده

    فوق العاده بود و این همه ظرافت فقط کار حضرت بیدل میتونه باشه. عالی بود

    Comment by احمد — بهمن ۴, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۲ ق.ظ

  2. نیاز به ویرایش زیاد دارد این غزل، چند جایی هم اشکال املایی داشت، به لطف این را جایگزین کنید:

    زان تغافلگر چرا ناشاد باید زیستن
    ای فراموشان به ذوق یاد باید زیستن

    بلبلان نی الفت دام است اینجا نی قفس
    بر مراد خاطر صیاد باید زیستن

    من نمی‌گویم به‌ کلی از تعلق‌ها برآ
    اندکی زین دردسر آزاد باید زیستن

    خواه در دوزخ وطن ‌کن خواه با فردوس ساز
    عافیت هر جا نباشد شاد باید زیستن

    چون سپندم عمرها درکسوت افسردگی
    بر امید یک تپش فریاد باید زیستن

    نیست زین دشوارتر جهدی‌ که ما را با فنا
    صلح کار عالم اضداد باید زیستن

    زندگی بر گردن افتاده‌ست یاران چاره چیست
    چند روزی هر چه باداباد باید زیستن

    موج‌ گوهر در قناعتگاه قسمت خشک نیست
    تردماغ شرم استعداد باید زیستن

    هر سر مویت خم تسلیم چندین جانکنی است
    با هزاران تیشه یک فرهاد باید زیستن

    بیدل این هستی نمی‌سازد به تشویش نفس
    شمع را تا کی به راه باد باید زیستن

    Comment by Fatêh.A — دی ۷, ۱۳۹۸ @ ۹:۱۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره