1. به زبان خموش کردم، که دل کباب دارم*
    دل تو بسوزد ار من ز دل کباب گویم
    به نظرم در مصرع اول “گردم” بهتر باشه

    Comment by آرمان — خرداد ۱, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۱۱ ب.ظ

  2. در مصرع دوم بیت دوم کلمه پنهان با کلمات جایگزین شود. (مطابق با قرائت صوتی دکتر سروش در مجموعه

    Comment by کامران کمیلی پور — اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

  3. در حاشیه قبل کلمات درج نشدند نمی دانم چرا؟
    به جای پنهان باید گفته شود: به نهان

    Comment by کامران کمیلی پور — اسفند ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۳۵ ب.ظ

  4. سلام
    بنده هم با آقا کامران موافق هستم
    به جای “پنهان” باید نوشته شود “به نهان”
    با تشکر.

    Comment by محمد — مهر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۶ ق.ظ

  5. آرمان عزیز
    ما که نمی توانیم ومجازنیستیم نظرخود را به شعر شاعر تحمیل کنیم مگرآنکه نسخه ای ، سندی و دلیل قابل قبولی ارائه کنیم . ضمن آنکه شاعرمیفرماید به زبان خموش کردم یعنی ساکت شدم . درزبان پارسی مصدرخاموش گردن وجود ندارد و اگرقصد شاعر این بود ازمصدر خموش گشتن بهره میبرد ومیفرمود : به زبان خموش گشتم .
    آرمان عزیز این شاعر که شما شعرش را [بنظرخود] تعویض میفرمایی !! مولویست و این دیوان شمس تبریزیست که پیش ازمن وشما بسی بزرگان ایرانی وغیرایرانی آن را مو به مو بررسی وتحقیق کرده اند . یادتان باشد با شاعر وآدم معمولی طرف نیستید پس آن به که اگرحرفی برای گفتن ندارید خاموشی گزینید تا اینگونه به محضرچنین بزرگانی که جهانی را حیران خود نموده اند اسائه ادب نشود .

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۲۲ ق.ظ

  6. نه آقایان محترم این غزل مطابق با معتبرترین نسخه دیوان شمس نیکلسون چاپ سنگی لیدن که توسط بزرگانی چون بدیع الزمان فروزانفرودیگران تصحیح گردیده ومعتبرترین نسخه این کتاب درجهان است و [ به نهان ] درکارنیست وهمان [پنهان] صحیح است . حقیر خود متخصص و مدرس این امرم و اگر چنین چیزی صحت داشت خود سالها قبل پیشقدم می شدم پس عند الزوم آنچه به آرمان عزیزعرض کردم بشما هم میگویم . صراحت وتندی لحن مرا ببخشید .

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۴۲ ق.ظ

  7. در بیت ۱۲ بنی قحافه درست است که منظور ابوبکر است

    Comment by دکتر فرشاد عربی — تیر ۲۳, ۱۳۹۴ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  8. پنهان از کسی پرسیدن ؟؟؟
    به نهان از کسی پرسیدن، چون با او به خلوت نشستم خواهم پرسید و به شما پاسخ خواهم داد .
    پنهان ازاو از که می پرسد؟؟

    Comment by ادب دوست — تیر ۲۳, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۷ ب.ظ

  9. بنی قحانه غلطه درستش بنی قحافه هست

    پاسخ: با تشکر، «قحانه» با «قحافه» جایگزین شد.

    Comment by جواد — فروردین ۵, ۱۳۹۵ @ ۷:۴۰ ب.ظ

  10. سلام نازنینانم.
    برای اون توضیحات دوستان واژه ی ” پنهان” در مصرع ( پاره) چهارم ، درست همان ” پنهان ” هست ولی با گویش و بر وزن ” به نهان” باید خوانده شود. به اینصورت Pe nahaan
    در جواب نازنینم جناب یا بانو ادب دوست ، اون واژه ی ” پنهان” در اینجا ، کامل یک اختصار جمله ای رو با خود داره ( پنهان از شما باشد ) و حتی بصورت قید حالت ” پنهانی” را در خودش مضمر دارد ، فلذا بر اساس نسخه لیدن ، ” پنهان” درست هست ولی با همان وزن ( سنگینا ) که عرض کردم.
    در حین خواندن دکتر سروش هم اگر دقت شود ، ” پ” _ نهان بیشتر بگوش می رسد. سپاسگزارم

    Comment by دکتر مهدی زهره وندی — مهر ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۸:۴۵ ق.ظ

  11. جناب دکتر زهره وندی عزیز،
    آیا در بنهان ( پنهانی، نهانی ) ایراد واشکال مانایی ، دستوری یا زبانی موجود است که آقای سروش باید
    ” په- نهان ” بخوانند؟؟
    نادرست خواندن واژه برای بر طرف کردن مشکل وزن؟؟
    با پوزش

    Comment by ادب دوست — مهر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۴ ق.ظ

  12. جناب شمس الحق،
    متخصص ، مدرس و صاحب نسخه چاپ سنگی نیکلسون،
    در زبان فارسی مصدر خاموش کردن (معلوم) و خاموش گشتن (مجهول) هردو را داریم و خاموش شدن و….
    آنچه سرکار خموش کردم می خوانید ، قربانت گردم،
    خموش گردم است ! ( و گرد، ریشه کردار، کارواژه یا چنانکه میگویند فعل گشتن ، گردیدن است)
    و خموش یکی از نامهایی است که بلخی خود از برای خویش برگزیده است.

    Comment by ادب دوست — مهر ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۸ ق.ظ

  13. شمس نموده تابشی، بر رخِ ماهِ مولوی …

    Comment by نادر — آذر ۷, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۰ ق.ظ

  14. در بیت دوم به نهان درست است

    Comment by مجید — فروردین ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۵۱ ب.ظ

  15. سلام
    «پنهان» درسته چون در اینجا پنهان بع معنی راز و سر هست که میفرماید: راز را از او میپرسم.. اما نهان بیشتر به معنی غیب است و در سوره تکویر یکی از نامهای شیطان نیز میباشد

    Comment by ایلیاد — دی ۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۳ ب.ظ

  16. خسته نباشید و با سپاس
    میتونید من رو توی معنی بیت ١٠ (چو ز افتاب زادم…) کمک کنید
    و ایا بیت ششم از لحاظ معنایی به بیت ٥ مربوطه؟

    Comment by علی — خرداد ۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۳۱ ب.ظ

  17. دوست عزیز آقای علی،

    معنی بیت ۱۰ را میبایستی در حکمت «اشراق» که مولانا خود متعلق به آن بود جست.

    حکمت اشراق را نظریه این بود که: «هستی غیر از نور چیزی نیست و هرچه در جهان است و بعد از این به وجود می‌آید نور است، لذا جهان جز اشراق نمی‌باشد. منتها بعضی از نورها رقیق است و برخی غلیظ و برخی از انوار ذرات پراکنده دارد و پاره‌ای دیگر دارای ذرات متراکم است و همانگونه که نورهای قوی بر ضعیف می‌تابد نورهای ضعیف هم بسوی انوار قوی تابش دارد. انسان هم از این قاعده مستثنا نیست و به دیگران می‌تابد، همانگونه که نورهای دیگران به او می‌تابد. بمناسبت اینکه از انسان به دیگران نور تابیده می‌شود انسان فیاض است و می‌تواند به دیگران نور برساند و از نور سایرین روشن شود.»

    چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
    نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم

    چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی
    پنهان از او بپرسم به شما جواب گویم

    به قدم چو آفتابم به خرابه‌ها بتابم
    بگریزم از عمارت سخن خراب گویم

    چو ز آفتاب زادم به خدا که کیقبادم
    نه به شب طلوع سازم نه ز ماهتاب گویم

    Comment by کاف دال — اسفند ۲۱, ۱۳۹۷ @ ۷:۵۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره