لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. حافظ می گه:
    شیر در بادیه عشق تو روباه شود
    آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست

    “روبه” رو نهاد بگیرید و “شیر” رو مسند (”شیــــــر” رو کمی کشیده بخونید و بعد از “تو” اندکی مکث کنید) “نیست که نیست” رو بخونید نیست که نباشد

    روباره در بادیه عشق تو شیر می شود، چه همه خطر در این راه هست که یک روباه رو می تونه در حد شیر پرورش بده و بالا ببره

    مولوی می گه:
    آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست
    ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان کنیم
    ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم
    چشم‌های خیره را در روی او تابان کنیم
    چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست
    در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم
    گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست
    کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

    درمیان اشکها پرسیدمش: خوش ترین لبخند چی ست؟
    شعله ای در چشم تاریکش شکفت، موج خون بر گونه اش آتش فشاند
    کفت: لبخندی که عشق سربلند وقت مُردن بر لب مردان نهاد
    من ز جا برخاستم، بوسیدمش
    (سایه)

    عشق است …

    Comment by بی نام — خرداد ۳۱, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۹ ب.ظ

  2. پیشنهاد می کنم آهنگ (ابر اگر) محسن نامجو رو بشنوید که دو بیت از این شعر فوق العاده رو هم توی این آهنگ خونده

    Comment by ملیکا — بهمن ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۴ ق.ظ

  3. خوشا روزیکه شرایط پذیرائی خدا داشته واورا دعوت کنیم که تمام دردهایمانرا درمان میکند.چون بوصالش رسیدیم جان خود و یا مادیات را قربانی میکنیم و دربرابرش تسلیم هستیم و هرمشکلی را با اصل واحد یا قانونش حل میکنیم و نیم مطلب را گفتیم و مقداری نیز از رندان تا روز پنهان پنهان میکنیم .

    Comment by mehdi — مهر ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۶ ب.ظ

  4. چون به دست ما سپارد زلف …معنی مهم وکلی اینکه خداوند میخواهد که ما راه واحد رسیدن و دل دادن به قانون واحد ویگانه اویعنی عشق ووحدت را بدانیم،که اگر دانستیم جانمان هم برایش میدهیم

    Comment by mehdi — مهر ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۰ ق.ظ

  5. سلام.
    واقعاً حیف و البته حیرت‌انگیز است در چنین تارنمایی، این گونه شعر مولانا در خواندن، ضایع شود!
    سه اشتباه در خواندن این غزل هست. یکی را می‌شود نادیده
    گرفت. «شاید» را در این مصراع خوب نخوانده‌اند: «پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم».
    در این مصراع «تا» را نخوانده: «میل دارد تا که ما دل را در او پیچان کنیم»!!!
    در این مصراع، اوج بی‌دقتی صورت گرفته: «کاین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم»

    به شدت متعجبم کسی که بدیهیات وزن شعر را نمی‌داند، چه طور جرأت می‌کند و به خود اجازه می‌دهد شعر مولانا را بخواند! و از شما گردانندگان این تارنمای مهم نیز در شگفتم چرا هر چیزی را منتشر می‌کنید.
    با احترام.

    Comment by مهرپویا — بهمن ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۳۸ ب.ظ

  6. یک نکته‌ی دیگر:
    «موسی» را هم به‌تر است بر وزن «روسی» بخوانیم نه به صورت معروف (بر وزن «کوشا»). در موسیقی شعر مولانا، بسیار متفاوت است.

    Comment by مهرپویا — بهمن ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۴۲ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره