لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. با درود .اگ ر می شود معنی تمام ابیات آن را بنویسید.

    Comment by سمیه — مهر ۲۵, ۱۳۹۰ @ ۴:۱۳ ب.ظ

  2. در جواب سمیه

    اولین چلنج من خواندن غزل است ، معنی ابیات بماند

    من سعی کردم شعر را تقطیع بکنم تا بتوانم آن را بخوانم. امیدوارم کار درستی کرده باشم.

    این غزل ریتم و آهنگ ساده و نظامی دارد. در نظر داشته باشیم که در اول کار بیدل افسر ارتش بوده است. ریتم این غزل مارش نظامی است.

    ۴ بار مفاعلن فع
    علامت ها:
    ک = هجای کوتاه
    ب = هجای بلند
    ّ = تکیه روی هجا
    / = مکث کوتاه
    /// = مکث بلند
    اگر شعر را تقطیع بکنیم و تکیه ها و مکث ها مراعات کنیم به شکل زیر :
    کّ ب کّ ب ب / کّ ب کّ ب ب /// کّ ب کّ ب ب / کّ ب کُ ب ب /
    (حرف روی ش است که احبارا باید به شکل شُ خوانده شود)

    آن گاه خواندن شعر به شکل زیر در می آید:‌
    جهانْ جنونِ / بهارِ غفلتْ / ز نرگسِ سر/ مه ساشُ دارد
    ز هر بنِ مو/ به خواب نازیم/ اُ مخمل ما/ قماشُ دارد
    اگر دهم بو/ اِ شِکوه بیرون/ ز رنگ تقری/ رُ می‌چکد خون
    مپرسُ ازیأ/ سِ حالِ مجنون/ دماغ‌ِگفتن/ خَراشُ دارد
    چو شد قبولِ / اثر فراهم / زخاک‌ِگل می‌/ کُند حَنا هم
    فلک دو روزی/ غبار ما هم/ به زیرپایِ/ تو کاشُ دارد
    گُشادِ بندِ / نقابِ امکان/ به سعی بینش / مگیرُ آسان
    که رنگ هر گل/ درین‌ گلستان/ تَحّیرِ دو/ رُ باشُ دارد
    به‌گِردِ صد دش / ت و در شتابی‌/ که قدرِ عجزِ / رسا بیابی
    سراز نفسّو/ اُختن نتابی/ به خود رسیدن/ تلاشُ دارد
    حذر ز تزویر / اُ زُهدِکیشان / مخور فریبِ/ صفای ایشان
    وضویِ مکرو/ هِ خام‌ِریشان/ هزارشان وُ/ تراشُ دارد
    نشسته‌امز/ لباسُ بیرون / دگرچه لفظ و / کدامُ مضمون
    به خامشی نی/ زُ سازِ مجنون/ هزارُ آهن/ گِ فاشُ دارد
    سخن به نرمی/ ادا نمودن/ ز وضعِ شوخی/ حیا نمودن
    عرقْ نیازِ/ خطا نمودن‌/ گلابِ بزمِ / معاشُ دارد
    خطاستُ بیدل/ زتنگ دستی/ به فکرِ روزی/ الم‌پرستی
    چو کاسه ‌هر کس/ به ‌خوان‌ِ هستی/ ‌دهن‌ گشوده ‌اس/ تُ ‌آشُ دارد
    اگر موارد بالا درست از آب در آمد در مرحله ی بعدی سعی خواهم کرد تا اندازه ای که سوادم اجازه بدهد معنی اشعار را بیان بکنم.

    Comment by رسته — آبان ۶, ۱۳۹۰ @ ۴:۰۳ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره