1. در رابطه با حکایت شماه ۶ از باب چهارم
    لازم می نماید که اولاً نثر آن طبق نسخه‌ی چاپ شده‌ی کتاب گلستان باشد دوم اینکه بیت اول از این جکایت از قلم افتاده است.
    کامل و درست جکایت چنین است:

    سحبان وائل را در فصاحت بی نظیر نهاده‌اند به حکم آن که سالی بر سر جمع سخن گفتی لفظی مکرّر نکردی و اگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی؛ و از جمله آداب ندمای حضرت پادشاهان یکی این است.

    سخن گرچه دلبند و شیرین بود
    سزاوارِ تصدیق و تحسین بود
    چو یک بار گفتی، مگو باز پس
    که حلوا چو یک بار خوردند، بس

    Comment by عزیز عزیزی مودب — مرداد ۳, ۱۳۹۱ @ ۳:۳۳ ب.ظ

  2. این حکایت طبق نسخه‌ی چاپ شده‌ی غلامحسین یوسفی چاپ ۱۳۸۱ انتشارات خوارزمی صفحه‌ی ۱۲۹ـ۱۳۰ اصلاح شده است

    Comment by عزیز عزیزی مودب — مرداد ۳, ۱۳۹۱ @ ۳:۳۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره