1. چقدر حکمت آموز بود. بله العلما ورث الانبیا.
    خدا به شما خوبان خیر بدهد که گنجور را بر قرار کردید

    Comment by مهرداد — آذر ۲۴, ۱۳۹۱ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  2. انتشارات اسوه - تصحیح و تحقیق : محمد علی فروغی
    من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از دستم بنالند

    کجا خود شکر این نعمت گزارم که زور مردم آزاری ندارم

    Comment by مصطفی — بهمن ۳, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۴۵ ب.ظ

  3. شگفتا از سعدی! گو اینکه دیدگاه سکولاریستی داشته لذا علم را مخصوص پیامبران و حکومت را مخصوص فرعونیان دانسته. اما باید دانست که همه‌ی فرعون‌ها طاغوت بودند، یعنی حق حکومت نداشتند تا اینکه بخواهند آن را به ارث بگذارند. هم علم مخصوص پیامبران است و هم حکومت. در طول تاریخ هر پیامبری که شرایط برای او فراهم بوده حکومت تشکیل داده است.

    Comment by zahed — آذر ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ

  4. زاهد جان درست می فرمایید اما چند چیز کمی ذهن انسان را مشغول می کند یکی اینکه چرا دانیال نبی وزیر بارگاه هخامنشیان شد ؟ و دیگر اینکه زردشت پیامبر چرا در دربار گشتاسپ وزیر شد ؟ و دیگر اینکه چرا از این ۱۲۴۰۰۰ پیامبر و بخصوص ۵ پیامبر بزرگ تنها نمونه نبی اکرم ص( روحی له الفدا ء) و نیز موسی کلیم الله حکومت کرده اند ؟ و میدانیم عیسی شبیه دریوزه گران زیسته و نوح پسر خود را در فرمان نداشته است و ابراهیم خلیل هم حکومتی نداشته است . ۱۲۳۹۹۸ نفر گویا حکومت نداشته اند ! لطفا مفرمایید که از کجا می دانم حکومت نکرده اند و گرنه می گویم از همان جایی که شما معتقدید ۱۲۴۰۰۰پیامبر آمده است .و نیز تقیه هم مطمئن هستم در کار نبوده است .

    Comment by Anonymous — آذر ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۲۷ ب.ظ

  5. خوب این شد یک حرفی . این جناب Anonymous که خوب بود لا اقل جنسیت خویش معلوم میکرد تا اشتباهاً نمیگفتم آقای مرموزیست و خانم از آب در میامد در مجموع چه آقا و چه خانم بنظر من اهل فلسفه هستند و حیف که حقیر را هیچ رقم تحویل نمیگیرند و بازی با کودکان را ترجیح میدهند . زاهد خان بخود مگیر . گرچه سخنانت کودکانه که هست اما مرادم شما نبودی . آخر برخی کسان خوب به قلاب نوک میزنند و اما این جناب Anonymous ما به نیکویی این حدیث قدسی را آویزۀ گوش کرده اند که : هر بیشه گمان مبر که خالیست ، شاید که پلنگ خفته باشد . حال که صحنه خالیست بروم بخسبم باشم از اصحاب کهف / به ز دقیانوس باشد خواب کهف
    یقظه شان مصروف دقیانوس بود / خوابشان سرمایۀ ناموس بود / نگران مباشیذ خواب حقیر ۲ ساعت است . زود میایم .

    Comment by شمس الحق — آذر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  6. آقای ناشناس اول اینکه همه ی پیامبران مامور به حکومت نبودند.
    دوم اینکه برخی دیگر از پیامبران مثل سلیمان، داوود، یونس و … نیز حکومت داشتند.
    سوم اینکه چند تن از پیامبران تلاش کرده اند که حکومت داشته باشند!
    چهارم اینکه استفاده از داستان پسر حضرت نوح در این مورد کاملا غلط است چه که حاکمان همیشه مخالفان و سرکشانی مقابل داشته اند که گاه از نزدیکانشان بوده اند.
    پنجم: من که میراث موسی یافتم یعنی علم و ترا میراث قارون رسید یعنی مال!

    Comment by Anonymous — دی ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۴:۲۲ ب.ظ

  7. بسیار ممنونم عالی بود فقط مگر حضرت یوسف نیز عزیز مصر نبوده است پس یعنی کار حضرت یوسف نیز کاری خطاست؟

    Comment by عارف — آذر ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۳ ب.ظ

  8. اگر ترجمه داشت خوب بود

    Comment by سارا — فروردین ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۷:۴۸ ب.ظ

  9. چه بحث و جدل بیخودی ! حرف هیچکدومتون درست نیست
    بر این اساس که در مصر بوده گفته میراث فرعون و هامان و میراث پیامبران هم به این علت گفته که برادر دوم علم فقه خوانده و فقیه بوده و گرنه کل علم منحصر پیامبران ندانسته اما علم فقه و تفقه در دین را چرا .

    Comment by علی — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۲ ق.ظ

  10. دو امیرزاده در مصر بودند: یکی علم آموخت و آن دگر مال اندوخت. عاقبه الاَمر این یکی علاّمة عصر گشت و آن دگر عزیزِ مصر شد. باری توانگر به چشمِ حقارت در درویشِ فقیه نظر کرد و گفت: من به سلطنت رسیدم و این هم¬چنان در مسکنت بمانده است. گفت: ای برادر، شکرِ نعمتِ باری، عَزَّ اسمُهُ مرا بیش می¬باید کرد که میراثِ پیغمبران یافتم یعنی علم، و تو میراثِ فرعون و هامان یعنی مُلکِ مصر.
    من آن مورم که در پایم بمالند
    نه زنبورم که از دستم بنالند
    کجا خود شکر این نعمت گزارم
    که زور مردم آزاری ندارم

    Comment by آرشیدوک — شهریور ۲۱, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره