1. Show Details
    باسلام : درحکایت شماره ی ١٧ از باب دوم گلستان،قطعه شعری مرکب از دوبیت هست که با این مصراع شروع شده است.”نه به استربر، سوارم نه چو اشتر زیر بارم”من در گلستان پیش از تصحیح،آن مصراع را “نه بر اشتری سوارم نه چو خر بزیر بارم”دیده و خوانده بودم.نمیدانم اساتید محترم پیشین در قطعه ی مزبور یا معنای آن،چه اشکال یا اشکالاتی یافته که آنرا در گلستان تغییر داده اند.شاید مصححان محترم هرگز شتر جمازه ندیده و نمیدانسته اند که سعدی سی سال در بلاد عرب در راههای ناهموار بیابانی یا سنگلاخی با سرعت بیش از چهل کیلومتر در ساعت با جمازه های تند رو،مسافرت کرده که هیچکس با اسب و استر به گرد او نمیرسیده است.شتر جمازه ی تند رو هنوز در شرق و جنوب شرق ایران فراوان و مورد استفاده ی همگان است.من خود سواری بر
    این نوع از شتر و سرعت آن را بارها آزموده ام
    بی تردید آثار ادبی بازمانده از قرون گذشته - که صنعت چاپ و امکان تکثیر آثار و مخازن کتابخانه ای امروز موجود نبوده است - سخت نیازمند آن بودند که اساتید ادب به تجمیع و تصحیح آنها همت گمارند و آنچه را که از دستبرد حوادث قرون و اعصار باقی مانده است،برای کشور و هم میهنانشان نگهدارند.باید قدر اساتید
    بزرگواری را که به این امر مهم پرداخته اند،بدانیم و زحمات و خدمات آنها را ارج نهیم.
    اینکه هنوز بعد از آنهمه سال،اشکالات بسیار و پرسشهای فراوان در زمینه ی آثار منظوم و منثور ادب فارسی باقی مانده است،شاید بعلت آن باشد که خدمات اساتید مصحح،دور از تلاشهای فرهنگستانی و همگانی صورت گرفته است.اساتید محترم هریک بتنهائی و به سلیقه ی شخص خود،اقدام به تصحیح آثار کرده اند . امروز اگر مجموعه ی ارزشمند گنجور با توجه به گفته ی سعدی که”همه چیز را همگان دانند”با همکاری اکثریتی از ادیبان متبحر و مجرب وبا قرائت آنچه در حواشی اشعار و آثار نوشته میشود،به تصحیح و تنقیح آثار ادب ایران اقدام کند،امید هست که این امر مهم به نتیجه ی مطلوب برسد.شایسته است که وبسایت محترم به حکم “الاکرام بالاتمام”درنقش فرهنگستان ادب ایران،به گردآوری دیگر آثار ادب همچون سیاستنامه ی خواجه نظام الملک،چهارمقاله ی نظامی عروضی،قابوسنامه ی عنصر المعالی،تاریخ بیهقی و تمام آثار ادب فارسی از قلم افتاده،اقدام کند.همینقدر که اساتید محترم همکار مجموعه،صحت تصحیحات وتقریرات را تأیید فرمایند،صورت کلی و کامل آنرا قطعی ومنتشرکنند تا همواره ملاک،میزان و مستند مجموعه
    قرار گیرد.
    “نه براشتری سوارم نه چوخر،بزیربارم + نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم”
    ” غم موجود و پریشانی معدوم ندارم + نفسی میزنم آسوده وعمری بسرآرم”

    Comment by Hossein Mansouripour — دی ۱, ۱۳۹۱ @ ۸:۲۴ ق.ظ

  2. با درود فراوان

    در بیت پنجم این حکایت واژه “بماند” باید به “بمرد” تغییر کند تا معنی بیت درست شود:

    “ای بسا اسب تیزرو که بمرد که خر لنگ جان به مقصد برد”

    Comment by برانوش پارسی — مرداد ۹, ۱۳۹۲ @ ۴:۳۳ ب.ظ

  3. خنک نام بلند تو برانوش !چه نیکوست و چه پرمایه .

    Comment by امین کیخا — مرداد ۹, ۱۳۹۲ @ ۴:۳۷ ب.ظ

  4. بنده هم بیت اول رو مانند آقای حسین منصوری پور در کتاب خوانده ام و بنظر بنده نیز وزن و ریتم شعر به صورت “نه بر اشتری سوارم . . . ” بسیار زیباتر و بی نقص است .

    Comment by مسیح — شهریور ۳۱, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۴ ق.ظ

  5. بنظر میرسد مصرع اول اینگونه باشد
    نه بر اشتر برسوارم نه چواسترزیربارم
    دراین مصرع نقطه های ش در تحریر جابجاشده است.

    Comment by علی — فروردین ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۵۶ ق.ظ

  6. سلام خدمت برانوش!

    در نسخه های چاپی گلستان که من استفاده می کنم، ” بماند”ذکر شده و به نظر می رسه که “ماندن” به معنای راه به مقصد نبردن باشه که در معنی بیت مشکلی بوجود نمیاد.
    ای بسا اسب تیزرو که بماند (=یعنی از رفتن بماند)
    که خر لنگ جان به منزل برد(=خر به مقصد رسید)

    Comment by نفیسه — فروردین ۲, ۱۳۹۵ @ ۳:۴۳ ب.ظ

  7. با سلام. در مورد اینکه از دو مصراع ” نه به استر … ” یا ” نه به اشتری … ” کدام مناسب تر است بنظر اولی از لحاظ تطبیق با شرایط آب و هوایی منطقی تر است . در بیابانهای گرم و خشک شتر برای باربری و استر برای سواری مناسبتر است چرا که در این مناطق استر تحمل بردن بار سنگین را به مدت طولانی ندارد. اما اینکه از لحاظ قواعد کدام مناسب تر است تشخیص با صاحب نظران است.

    Comment by رامین — فروردین ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۷ ب.ظ

  8. این شعر کاملا اشتباه هستش. سعدی در عروض و استفاده از کلمات ساده شهره عالم هست.
    نه بر اشتری سوارم نه چو خر به زیر بارم
    نه خدای رعیتم من نه غلام شهریارم
    غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
    نفسی میکشم آسوده و عمری به سر آرم

    و در بخش بعدی
    شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
    چون روز بشد بمرد و بیمار بزیست

    خواهشا تصحیح بشه

    Comment by مهرداد ارغوانی — آبان ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۹ ب.ظ

  9. در ادامه نوشته آقای منصوری پور تنها این را افزون نمایم که درست نبم بیت نخست اینچنین است;
    نه به اشتری سوارم نه چو استر زیر بارم
    به تناسب استر و اشتر دقت شود و وزن که با خر جور نیست

    Comment by 7 — شهریور ۳, ۱۳۹۶ @ ۴:۰۱ ب.ظ

  10. اجازه فرمایید همان ” استر ” بماند . دارایان ، زورمندان در گذشته بر استر ( قاطر) می نشستند ، اشتر از برای کاروانیان بود.
    یارب این نو دولتان را بر خر خودشان نشان
    کین همه ناز از غلام ترک و ” استر ” می کنند
    نه بر استری سوارم ، نه چو خر به زیر بارم
    ……….

    Comment by گمنام-۱ — شهریور ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۷ ب.ظ

  11. درباره استر(خراسب) یا قاطر این را هم بگویم که بر خلاف آنچه که بسیاری میپندارند این قاطر خر پدر و مادر اسب ترکی یا عربی است اینگونه نیست و از وازگان سغدی فارسی است که باید به گونه غاتر نوشته شود.
    نام دیگر آن چمنا است

    Comment by 7 — شهریور ۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۸ ق.ظ

  12. درباره استر(خراسب)یا قاطر این را هم بگویم قاطر واژه سغدی است که باید به گونه غاتر نوشته شود.
    نام دیگر آن چمنا است

    Comment by 7 — شهریور ۵, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۲ ق.ظ

  13. معلومی: رزق و روزی. گویا اشاره به «اولئک لهم رزق معلوم داره» (صافات ۴۱)

    نخله‌ی محمود: نخله‌ی بنی محمود. منزلی نزدیک مکه.

    منبع: شرح گلستان خزائلی

    Comment by علی — دی ۱۷, ۱۳۹۷ @ ۱:۳۳ ق.ظ

  14. وزن شعر برایم جای سوال است.

    نه بر اشتری سوارم، نه چو خر به زیر بارم
    نه خداوند رعیت، نه غلام شهریارم

    (بر وزن فعلاتُ فاعلاتن، فعلاتُ فاعلاتن)

    ولی بیت دوم بر وزن فعلاتن، فعلاتن، فعلاتن، فعلاتن) است که کاملا با قبلی فرق دارد.

    غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
    نفسی می‌زنم آسوده و عمری به سر آرَم

    Comment by مصور — بهمن ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۲۴ ق.ظ

  15. سلام خدمت نفیسه خانم،ببینید اگر درمصرع دوم میگفت راه به مقصد برد یعنی رسیدن ولی گفته جان به مقصد برد یعنی زنده ماندن که درنتیجه چون از مرگ وزندگی میگوید پس در مصرع قبلی بمرد دزست تر به نظر میرسد

    Comment by علی مهدی پور — مرداد ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۹:۵۳ ب.ظ

  16. درست:
    شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
    چون روز شدی(بشد) مردش و بیمار بزیست
    شخ/صی/ه/م/شب/بر/س/ر/ بی/ما/ر/گ/ری/ست
    چن/ رو /ز/ش/دی/مر/ د/ش/ بی/ما/ر ب/زی/ست

    Comment by 7 — شهریور ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۲:۱۴ ق.ظ

  17. با سلام و احترام
    من در کلیات سعدی نسخه ی تصحیح شده ی آقای محمد علی فروغی، ذکاء الملک، دیده ام که شیوه ی نوشتار بیت “نه به استر بر سوارم … الی آخر” در اینجا اشتباه نوشته شده است و آنچه من در آنجا دیده ام مطابق فرمایش جناب آقای حسین منصوری پور است.
    یعنی “نه براشتری سوارم نه چوخر،به زیر بارم // نه خداوند رعیت نه غلام شهریارم” و همانطور که جناب آقای مهرداد ارغوانی در ابتدای کلام فرموده اند بعید است سعدی اشتباه فاحش وزنی داشته باشد و آن بیت وزنش فعلاتُ فاعلاتن است. اگرچه ایشان در بیت بعد خودشان در آثار و همچنین وزن سعدی دست برده اند و آورده اند : “نه خدای رعیتم من …” که هم وزن غلطی دارد، هم من واژه ای است برای پر کردن وزن و اطناب ممل است و همانطور که عرض کردم در نسخه ی در اختیار من “نه خداوند رعیت” درج شده است. ضمناً واژه ی خواهشاً به دلیل آنکه واژه ی خواهش فارسی و تنوین مخصوص واژه های عربی است، ایراد دارد.
    در نسخه ای که عرض کردم همانگونه که بانوی محترم “نفیسه” فرموده اند “بماند” درج شده است و توضیح ایشان قانع کننده است. گرچه تذکر جناب آقای علی مهدی پور قابل تامل است و باید ببینیم در عصر سعدی جان به مقصد بردن با همین معنای امروز فهمیده می شده است؟ یا آنکه به اصطلاح واژه و عبارت در طول زمان منقول شده است و آنچه اکنون ما از جان به مقصد بردن می فهمیم آیا همان است که در عصر سعدی فهمیده می شده یا در گذر زمان تغییر کرده است؟
    در پایان نسخه ای که عرض کردم این بیت را این طور آورده که:
    “شخصی همه شب بر سر بیمار گریست // چون روز شد او بمرد و بیمار بزیست”

    با احترام و سپاس از گنجور عزیز برای فراهم آوری امکان ادبیات آموزی ما در این صفحات

    Comment by سید علی انجو — آبان ۲۶, ۱۳۹۸ @ ۱:۰۱ ب.ظ

  18. با سلام مجدد

    اضافه باید بکنم که آنگونه که جناب آقا/ یا/ سرکار خانم مصور به درستی نوشته اند؛ اوزان دو بیت بالای حکایت اولی فعلاتُ فاعلاتن و دومی فعلاتن است که با توجه به این نکته مصرع دوم بیت فعلاتن نیز به اشتباه درج شده است.
    لذا به نظر می رسد
    غم موجود و پریشانی معدوم ندارم
    نفسی می‌زنم آسوده و عمری به سر آرَم

    صحیح تر است
    و قطعاً در شعری که دارای وزن فعلاتن که محبوب سعدی است و در غزل هایش از این وزن زیاد هم استفاده کرده است؛ نمی توان پذیرفت که غلط وزنی داشته باشد و آن اشکال وزنی از سعدی باشد.
    یکبار دیگر بخوانید؛ نفسی می زنم آسوده و عمری (تا اینجا از نظر وزنی مطابق یک مصرع ناتمام فعلاتن فعلاتن فعلاتن (سه تا فعلاتن از چهار تا) است
    نفسی می
    فعلاتن
    زنم آسو
    فعلاتن
    ده و عمری
    فعلاتن

    اما می گذارم فعلاتن نیست در حالیکه به سر آرم فعلاتن است.

    ارادتمند

    Comment by سید علی انجو — آبان ۲۶, ۱۳۹۸ @ ۱:۱۳ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره