لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ

    و آنان که خشم خود را رو می برند و از خطای مردمان در می گذرند
    آیه ۱۳۴ سوره آل عمران در صفت اهل ایمان

    الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

    همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى‏کنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد

    Comment by مهرزاد شایان — شهریور ۲۷, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۲۲ ب.ظ

  2. غلط:
    ملک روی ازین سخن در هم آمد

    درست:
    ملک را روی ازین سخن در هم آمد

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by رسته — دی ۲۸, ۱۳۸۹ @ ۸:۰۴ ق.ظ

  3. ﻭاﻗﻌﺎ زﻳﺒﺎ ﺑﻮﺩ

    Comment by ﺭاﺳﺘﻴﻦ — اسفند ۱۷, ۱۳۹۲ @ ۴:۴۴ ب.ظ

  4. متن موجود دارای ایرادات فراوانی است که بدین شکل تصحیح می شود :پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد.بیچاره درحالت نومیدی به زبانی که داشت ملک را دشنام دادن گرفت وسقط گفتن که گفته اند :هرکه دست از جان بشوید هرچه دردل دارد بگوید.
    اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ
    کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ
    وقت ضرورت چو نماند گریز
    دست بگیرد سر شمشیر تیز
    ملک پرسید که چه می گوید.یکی از وزرای نیک محضر گفت:ای خداوند جهان همی گوید:[و]الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ .ملک را رحمت دردل آمدو از سر خون او در گذشت .وزیر دیگر[که ضد او بود]گفت:ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن .این ملک را دشنام داد و سقط گفت.ملک روی ازاین سخن درهم کشیدوگفت:مراآن دروغ پسندیده تر آمد ازاین راست که توگفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی .[و]خردمندان گفته‌اند :دروغی مصلحت آمیز به از راستی فتنه‌انگیز.
    هر که شاه آن کند که او گوید
    حیف باشد که جز نکو گوید
    بر طاق ایوان فریدون نبشته بود
    جهان ای برادر نماند به کس
    دل اندر جهان آفرین بند و بس
    مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
    که بسیار کس چون تو پرورد و کشت
    چو آهنگ رفتن کند جان پاک
    چه بر تخت مردن چه بر روی خاک

    Comment by کمال پاینده — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  5. سقط گفتن . [ س َ ق َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) زشت گفتن . بد گفتن :

    Comment by مجید محمدپور — خرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۱۸ ب.ظ

  6. اذا یئس الانسان طال لسانه
    کسنور مغلوبٍ یصول علی الکلب
    (چون انسان به غایت مأیوس شود، زبانش دراز می‌گردد، یعنی زبان‌درازی می‌کند. و این همانند حالت گربه درمانده مضروب و مغلوب است که از زور درماندگی، بیم و باک را کنار می‌گذارد و به سگ (درنده هم) حمله می‌کند.

    Comment by مجید محمدپور — خرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۲۰ ب.ظ

  7. فرهنگ فارسی معین

    (خُ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - پلیدی ، ناپاکی . ۲ - بدذاتی ، بدسرشتی .

    Comment by مجید محمدپور — خرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۳۲ ب.ظ

  8. مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت

    که بسیار کس چون تو پرورد و کشت

    باسلام و احترام؛ این بیت از اسدی طوسی است.

    Comment by غلامرضا رهنمایی — فروردین ۱, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

  9. بسیار زیباست

    Comment by قدیر دمیر — اسفند ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۳:۵۸ ق.ظ

  10. سعدی را زیاد دوست دارم

    Comment by قدیر دمیر — اسفند ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۴:۰۲ ق.ظ

  11. اشکالات متن را تصحیح نمیکنید؟ عاشق سایت گنجور هستم و دوست دارم حتی یک ایراد هم نداشته باشد.

    Comment by سعید — اسفند ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۸:۲۷ ق.ظ

  12. به گفته یان ریپکا شرق شناس چک:

    سعدی بیش از آن که تابع اخلاق به‌صورت مطلق و فلسفی باشد، مصلحت‌اندیش است و ازین‌رو اصولاً نمی‌تواند طرفدار ثابت و بی‌چون‌وچرای قاعده‌ای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کرده‌است. مثلاً راستگویی یک ارزش است؛ اما ممکن است شرایطی واقع شود که مصلحت، دروغ گفتن را ایجاب کند. سعدی در اولین حکایت از فصل اول گلستان، شرایطی را تصویر کرده‌است که در آن ارزش راست‌گویی زیر پا گذاشته می‌شود؛ در غیر این صورت نادانی پادشاه و بی‌رحمی وزیرانش باعث کشتار بی‌مورد می‌شود. سعدی در عالم واقع نیز به‌طور مطلق از یک سری قواعد اخلاقی ثابت پیروی نکرده‌است.

    Comment by محمدعلی طهماسب زاده — مهر ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۸:۵۴ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره