لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. اینطور بهتر است
    راهروان برهنه پا راه تمام خار زار
    پیش نگر که زندگی راه بعالمی برد
    میگوید آشنای تو خودت هستی و خدای تو
    از دیگران بگذر و در آرزوی خود و خدای خود باش
    در مقام رضا و استغنا ست که عشق ظهور میکند
    منظور از فقر شاید که بی نیازی از غیر خداست
    موفق باشید

    Comment by ناآشنا — مهر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۳ ب.ظ

  2. ناآشنای گرامی
    دربیت آخری هم میگوید: اگر از دست روزگار به ناله افتاده ای، از مستی خودخواهی و منیّت دست بردار
    ولی ، چاره ز مومیا طلب؟؟؟
    شاید مقصود این باشد که چون مومیا شدگان جاودان شوی.
    به قول دکتر ترابی : مانا در نهان سراینده
    با ایزد جو تماس بگیر ، یا با ایمیل
    mercedesmerce@gmail.com
    با احترام

    Comment by merce — مهر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۰۶ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره