1. در بیت آخر :
    باد پایان سخن را تو سواری سلمان
    آفرین بر سخنت باد، که خوش می‌رانی

    “باد پایان” باید به هم چسبیده تایپ میشد “بادپایان” . لطفا اصلاح فرمایید تا خواننده به اشتباه نیفتد و از باب درک مفهوم ، سر در گم نشود .

    Comment by علیرضا محدثی — دی ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۲:۳۴ ب.ظ

  2. ساقیا نوبت آنست که از دست خودم
    بدهی جامی و از دست خودم بستانی
    بهتر نبود :
    ساقیا نوبت آنست که بر دست خودم
    بدهی جامی و از دست خودم بستانی
    باشد؟
    از دست خودم جامی بدهی به گوش آشنا نیست
    به دست خودم ، یا ، بر دست خودم
    از یکی از شاعران معاصر همین مضمون را خواندم:
    ،،
    ساقیا نوبت آنست که جامی بدهی
    تاکه باردگر از دست من اش بستانی
    ،،
    داد و ستد را آرزو دارد

    Comment by س ، م — دی ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۶ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره