لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. در مصراع «چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد»، باید میان واژه‌های «فرو» و «شدم» فاصله باشد. نگارش فعلی به غلط معنی «فروختن» را القا می‌کند، در حالی که منظور «فرو رفتن» بوده است.

    همچنین مصراع نخست بیت ششم با «خردم بگفت» آغاز می‌شود.

    Comment by علی دبیر — اردیبهشت ۲۶, ۱۳۹۱ @ ۴:۲۶ ق.ظ

  2. ذر بیت ششم مصرع اول مشکل وزنی وجود داره.
    باید بنویسید” خردم بگفت برپر ز مسافران گردون”
    اصلاح بفرمایید.

    Comment by امین — شهریور ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۲۵ ب.ظ

  3. بیت سوم طبق خوانش دکتر سروش با نه عجب شروع میشود.

    Comment by محمد — آذر ۴, ۱۳۹۵ @ ۵:۰۱ ب.ظ

  4. محمد عزیز
    هر دو خوانش از جمله آن سروش ، نادرست می نمایند
    هردو ، چه عجب و بویژه نه عجب اشاره به خنده گل و سمن دارند، در حالی که در مصراع بعدی، خبری از سمن بری که چشم به راهش بوده است در میان نیست
    گمان نمی رود گل و سمن در نبود سمن بر لطیف شاعر دل و دماغ خنده داشته باشند.
    شاید عجبا بوده است و مانا در نهان سراینده

    Comment by بی سواد — آذر ۴, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۲ ب.ظ

  5. در مصرع اول بیت اخر بین وان درسن نیست و آن درسته یعنی فاصله باید باشد

    Comment by محمد — دی ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  6. دل دیگر دلی است که آماده ملاقات شمس است و شمس نیز این را پی برده است و این گونه عرفان نوینی پیدا می شود که خورشید آن شمس است و ماه آن جلال دین و ما ستارگان که می کوشیم به سهم خود در نور فشانی هستی خود را بیازماییم

    Comment by همایون — دی ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۲ ب.ظ

  7. چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
    که سمن بری لطیفی چو تو در برم نیامد
    بی سواد عزیز
    در این بیت نیز به مانند دو بیت پیشین، خبری از یار هست. یاری سمن بر و لطیف که همانندش در بر شاعر نیامده است و باغ دل شاعر از شادی این آمدن، بهاری می شود و گل و یاسمن شکفته می شود در باغ

    Comment by دیوانه ی ماه — مهر ۲, ۱۳۹۸ @ ۸:۴۹ ق.ظ

  8. غزل های مولانا را می خوانم به روی شعر قرار دهید چطوری ارسال کنم

    Comment by امیر بیات — مهر ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۳۲ ق.ظ

  9. چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
    که سمن برى لطیفى چو تو در برم نیامد

    اشاره عرفانى به زیبایى و احساس فرخنده و شادمانى مولانا از دیدار شمس که براى او مصداق خداوند و جان زیباى جهان را مى کند. اینجا منظور از معشوق همانند جان جهان زیبا و فرخنده است. چنانکه با دیدار او حتى گل و یاسمن که زیبایان طبیعت هستند در دل مولانا یا عاشق مى خندند که او عاشق زیباترین است و گل و یاسمن هم همتاى کمال آن زیبایى نیستند.

    Comment by نیلوفر — فروردین ۲۹, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۵۷ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره