1. مصرع اول بیت سوم اشتباه املایی دارد. درست آن به صورت زیر می باشد:
    ز صبا همی رسیدم خبری که می پریدم
    (ر بجای ز)

    پاسخ: از دوستانی که به دیوان چاپی دسترسی دارند، خواهشمندم در این زمینه ما را راهنمایی کنند.

    Comment by Reza — تیر ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۷:۲۴ ب.ظ

  2. به نظر مدرباره ی مصراع اول بیت سوم همین می پزیدم درست تره - ای نفقط نظر شخصی منه -

    Comment by شاه رخ — آذر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۴۶ ب.ظ

  3. آقای شجریان در تصنیف “صنما” در آلبوم “مجنون” بیت سوم را “می پزیدم” میخواند .

    Comment by جواد یاوری — خرداد ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱:۴۰ ب.ظ

  4. بیت پایانی به قسمتی از دعای کمیل اشاره دارد:
    (اغفِر لِمَنْ لایَمْلکُ الا الدُّعا)
    ببخش بر کسی که چیزی جز دعا در دست ندارد

    Comment by جواد یاوری — خرداد ۲۳, ۱۳۹۱ @ ۷:۰۹ ب.ظ

  5. مصرع دوم بیت ششم “به حق وفای یاری که دلش وفا ندارد”
    به این تریت اصلاح شود “به حق وفای یاری که ز کس وفا ندارد”
    با تشکر

    Comment by سینا — شهریور ۱, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۵ ب.ظ

  6. در مصراع اول بیت سوم طبق تصحیح استاد فروزانفر می پزیدم درست است

    Comment by ولی زاده — خرداد ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۱ ق.ظ

  7. یحتمل مصراع در شانزدهم «که» باید جایگزین «چه» شود. یعنی بشود که ز جامه کن گریزد

    Comment by سید محمد حسین هاشمی — آذر ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۱ ب.ظ

  8. در نسخه تصحیح و طبع استاد بدیع الزمان فروزانفرمصرع اول بیت سوم به همین طور که در گنجور آمده صحیح است،» ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم « لطفاً تغییر ندهید،بی کران درود و مهر…سراج

    Comment by سراج — خرداد ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۲۹ ق.ظ

  9. استاد بزرگوار شجریان چه زیبا این شعر را خوانده اند.

    Comment by سید عارف حسینی — خرداد ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۲ ق.ظ

  10. زفلک فتاد طشتم به چه معنایی است؟

    Comment by فضه — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۰ ق.ظ

  11. تشت درست است نه طشت
    ز فلک فتاد تشتم: بیچاره شدم.بدبخت شدم
    یک مثلی هم هست که: تشت فلانی از بام افتاد: رسوا شد
    زنی حائضه همیشه کاری می کرد پارچه های قرمز رنگ حیض را در جایی پنهان کند که حتی کسی از خانواده چشمش ناگهانی نیز به آن نیفتد.
    برای این کار هیچ جایی بهتر از پشت بام نبود زیرا در بلند ترین نقاط خانه و دور از چشم و رفت و آمد قرار داشت.
    گاهی اتفاق می افتاد که باد شدیدی می وزید و تشت از پشت بام به حیاط منزل پرتاب میشد. از بر خورد تشت با کف حیاط منزل صدای مهیبی بلند میشد و پارچه های حیض به زمین می ریخت و تمام افراد خانواده و حتی همسایگان متوجه آن صدا می شدند و راز پنهان فاش می گردید.
    تشت رسوایی همان تشت محتوی پارچه های مورد بحث است که چون آشکار می شد زنان عفیفه از این برملایی احساس شرم و آزرم می کردند و تا مدتی روی نشان نمی دادند .
    مولوی در اینباره ضرب المثل بالا سروده:
    دردمندی کش ز بام افتاده تشت
    زو نهان کردیم حق پنهان نگشت

    Comment by 7 — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۹ ق.ظ

  12. @۷ ریشه ی این کنایه خیلی جالب و خنده دار بود ممنونم.

    Comment by فضه — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۱ ب.ظ

  13. به این دلیل صدای مهیب میداد که در آن روزگار مانند این زمانه تشت پلاستیکی نبود و جنس تشت چه بسا از مس بوده با آن سنگینی که هر بار که بادکی میوزید و پرت میشد احتمال تلفات و آسیب مغزی این و آن کم نبود.

    Comment by 7 — مرداد ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۶:۴۵ ب.ظ

  14. ز فلک فتاد طشتم:

    طشت از بام افتادن
    معنی:
    بی آبرو و رسوا شدن ، آنچه پوشیده بوده برملا گشتن

    Comment by آذین — آذر ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۰ ق.ظ

  15. مفهوم بیت: “برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ندارد” را متوجه نمیشوم. لطفا دوستان راهنمایی فرمایند.

    Comment by جلیل — بهمن ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۱ ب.ظ

  16. وثاق به معنی سرا , خیمه یا خانه میباشد , در این بیت شاعر , مجبوب را چون راهزنی جامه کن تمثیل میکند که چیزی برای او باقی نمیگذارد. لذا میگوید ما که چیزی برای از دست دادن نداریم پس امشب مست به دیدار او میرویم .

    Comment by بهرام — بهمن ۳۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۰ ب.ظ

  17. @سید محمد حسین هاشمی
    در مصراع شانزدهم همان “چه” درست است، یعنی چرا باید از جامه دزد گریزد کسی که جامه ای به تن ندارد؟

    Comment by تی باس — فروردین ۷, ۱۳۹۷ @ ۶:۵۴ ب.ظ

  18. با احترام به همه بزرگواران
    استاد همایون شجریان
    در آلبوم ((آب،نان،آواز)) این شعر را به بهترین شکل ممکن خوانده اند

    ترک پنجم مقدمه دشتی

    Comment by اشکان — خرداد ۲, ۱۳۹۷ @ ۹:۵۷ ب.ظ

  19. سلام ببخشید من معنی این سه بیت رو نمی‌دونم میشه برام بررسیش کنید:
    ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم
    ز غمت کنون دل من خبر از صبا ندارد

    به رخان چون زر من به بر چو سیم خامت
    به زر او ربوده شد که چو تو دلربا ندارد

    هله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن در
    تو بگو به هر کی آید که سر شما ندارد

    Comment by زکریا — فروردین ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۱۷ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره