1. متن این غزل از اینجا نقل شده:
    http://www.hafez.com/images/p230.jpg

    Comment by حمیدرضا — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۸ @ ۸:۴۴ ق.ظ

  2. این غزل بسیار زیبا که اتفاقا آرم کنگره حافظ در سال ۱۳۶۴ بود در نسخه آقای دکتر سلیم نیساری جز غزلهای اصلی آمده. فقط بیت پنجم از متن فوق در مکان بیت هشتم قرار دارد. این غزل از نظر قوّت شعر و زبان دلنشین و روانی که دارد با بهترین غزلهای حافظ پهلو میزند

    Comment by محمد فخارزاده — فروردین ۱۵, ۱۳۹۰ @ ۸:۰۴ ق.ظ

  3. ای کاش واژگان فارسی به کار برده شود. نتیجه واژه تازی است و دستاورد برترین واژه است به جای . درود بر شما

    Comment by کیان مهرارا — بهمن ۹, ۱۳۹۰ @ ۷:۰۱ ب.ظ

  4. قبس به معنای آتش گرفتن است.در داستان حضرت موسی در قرآن کریم که از دور آتشی دید خواست که از آن آتش، آتشی بیاورد از همین قبس استفاده شده است.

    Comment by سید احسان — اسفند ۲۹, ۱۳۹۰ @ ۸:۵۸ ق.ظ

  5. در بعضی نسخ آمده:
    “کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست”
    به جای کلمه “معشوق” از “مقصود” استفاده کرده اند

    Comment by سید حمید — آبان ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۶:۵۶ ب.ظ

  6. با سلام بر همه دوستان
    این غزل به لحاظ ساختار ، از قوتی مثال زدنی در میان سایر غزلیات دیوان خواجه برخوردار است.
    صد افسوس و دریغ که رحمة‌الله علیه خلخالی و پیــــــــــــرو او علامه قزوینی و دکتر غنــــی ، این غزل را ضبط نکردند.
    به هـــــــر روی لطافت و ظرافت سخـــن این غزل ، یادآور ناله‌های دل خــــــواجه است که در بسیاری از غزلیات به چشم می‌خورد. نظیر غزل شمارهٔ ۴۵۵ ، که حتّا مفردات دو بیت در این دو غزل گویـــــای یکدگرند.

    باری در بیت تخلّص ، ضبط این چنین مصرع نخست از پشتوانه‌ی نسخ قدیمی بیشتری برخوردار است :
    یار دارد سر آزردن حــــــــافظ یاران

    البــــته هر کدام از دو ضبط مصرع نخست بیت تخلّص ، زیبایی خاص خود را داراست.

    Comment by شهریار70 — بهمن ۹, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۴ ب.ظ

  7. با درود به هم مبهنانم خواهش میکنم در بیت پیش از پایان واژه ی “بپرسید ” را با واژه ی “نپرسید ” جابجا کنید . بپرسید نادرست است .
    روزبهان

    Comment by روزبهان — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ

  8. دوستداران حافظ توجه کنند که بیت ماقبل آخر به غلط “بپرسید ” چاپ شده صحیح آن “نپرسید ” است .
    روزبهان

    Comment by روزبهان — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۶ ب.ظ

  9. یار دارد ……………………….. یاران!
    شاهبازی به شکار مگسی می‌آید

    سر آزردن حافظ: ۲۱ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۴- ۸۱۳، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۱، ۸۲۲، ۸۲۳، ۸۲۴{سر آزردن یاران حافظ!}، ۸۲۵، ۸۲۷ و ۹ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی- غنی، خانلری، عیوضی، نیساری، جلالی نائینی- نورانی وصال، خرمشتی- جاوید

    سر صید دل حافظ: ۱۵ نسخه (۸ نسخۀ متأخر: ۸۴۹، ۸۵۷، ۸۵۸، ۸۶۴، ۸۶۶، ۸۶۷، ۸۷۴، ۸۷۵ و ۲ نسخۀ بسیار متأخر: ۸۹۳ و ۸۹۴ و ۳ نسخۀ بی‌تاریخ{یکی از این سه: سر قصد دل حافظ}) سایه

    سر پرسیدن: ۲ نسخه (۸۴۳ و یک نسخۀ بسیار متأخر با تاریخ مشکوک: ۸۷۵؟)
    ۳۹ نسخه از جمله تمام نسخِ کهنِ کاملِ مورّخ غزل ۲۳۵ و بیت تخلص آن را دارند. نسخۀ مورخ ۸۲۲ مصرع نخست بیت فوق را چنین دارد:
    «این همه بار ستم بر دل حافظ چه زنند»
    *****************************************
    ****************************************

    Comment by جاوید مدرس (رافض) — دی ۷, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ

  10. با سلام
    تعبیر فال این غزل عبارت است از:
    به خواست خداوند گشایش و فتح در أمور نزدیک است
    دست از جزع و فزع و ناله وشکایت بردار
    از جایی به مقصود و آرزویت می رسی که فکرش را هم نمی کنی و به دستاوردهایی می رسی که در حال عادی استحقاق آن را نداشتی

    Comment by ناصح — بهمن ۳, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۰ ب.ظ

  11. عالی بودد

    Comment by نعیمه — بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ @ ۳:۳۷ ب.ظ

  12. با سلام
    بنده در تکمیل فرمایشات جناب شهریار ۷۰ لازم می دونم بگم که : این عزل یکی از معروفترین غزل های عارفانه ادب فارسی است و در بسیاری از نسخ دیوان خواجه که تا ۵۰ سال پس از درگذشت او تحریر شده ثبت است. اما چرا در دیوان تصحیح علامه قزوینی این غزل را نمی بینیم؟ دکتر استعلامی در کتاب درس حافظ ذیل این غزل چنین می نویسد: « بعید است که علامه با دقت و جستجوی بی حدی که در همه دست نویس های دیوان می کرده، این غزل را ندیده و در باره آن سخنی نگفته باشد! ظاهرا در سال ۱۳۲۰ خورشیدی، علامه صورت نهایی تصحیح دیوان حافظ را به خوش نویس هنرمند ” حسن زرین خط ” سپرده و این کار پس از تحریر زیبای زرین خط به گراورسازی رفته و چاپ شده است. و در آن سال ها که علامه دوران پیری را می گذرانده و کارهای بسیار دیگری در دست داشته ، این غزل در تحریر از قلم افتاده، و علامه هم به دلیل مشفله ذهنی بسیار بار دیگر صورت نهایی دیوان را بازبینی نکرده و در سال های پایان عمر هم فرصتی پیش نیامده که این غزل را در نشر دیگری از دیوان وارد کند.

    با سپاس طوفان م

    Comment by طوفان — تیر ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۰ ب.ظ

  13. قطعه فریاد رس از استاد علیرضا افتخاری در نهایت زیبایی اجرا شده است البته اجرای خصوصی

    Comment by سید مهدی موسوی — فروردین ۱۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۷ ب.ظ

  14. این شعر رو استاد داریوش اقبالی هم در آلبوم “معشوق همین جاست۲” اجرا کردن.

    Comment by عرفان — مرداد ۹, ۱۳۹۶ @ ۲:۵۰ ب.ظ

  15. این جور که پیداست رقم استادهای ایرانی با رقم جمعیت ایرانیان یکی است.همه استادند،دکترند یا مهندسند.خدا قوت
    استاد شهرام شب پره در آلبوم “امشب مث دیشب نیست”و استاد پژمان جمشیدی در آلبوم”ز گهواره تا گور” هم این را استادانه زمزمه فرموده اند.

    Comment by 7 — مرداد ۹, ۱۳۹۶ @ ۳:۳۶ ب.ظ

  16. در مورد استاد و استادها من هم موافقم.
    آخر چطور می توان با وجود امثال استاد شجریان، دیگرانی را استاد خطاب کرد که حتی از روخوانی صحیح یک شعر عاجزند.

    Comment by رضا — آذر ۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۱ ب.ظ

  17. تا انجیل عیسی مسیح را نخوانید به درک واقعی این غزل نخواهید رسید …

    خبر بلبل این باغ نپرسید که من

    ناله‌ای می‌شنوم کز قفسی می‌آید

    این بیت داره از رنج مسیح روی صلیب سخن میگه …

    Comment by روح القدس — آذر ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

  18. سلام به تو روح القدس
    به نام خداوند بخشاینده مهربان
    “و گفته ایشان است «ما مسیح، عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم» و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، لکن امر بر آنان مشتبه شد؛ و کسانی که درباره او اختلاف کردند، قطعا در آن دچار شک شده اند و هیچ علمی بدان ندارند، جز آنکه از گمان پیروی می کنند و به یقین او را نکشتند.بل که خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است” قرآن کریم، ۱۵۸-۴:۱۵۷
    و شمس الدین محمد حافظ، مسلم الله است.

    Comment by پویا — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۱۸ ب.ظ

  19. با سلام
    بر خلاف نظر دوستان که این غزل را به داستان صلیب کشیدن آن حضرت نسبت داده اند و برایم محترم است، آن جا ک حافظ میفرماید:
    هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
    هر کس آنجا به طریق هوسی می آید
    خبر بلبل این باغ مپرسید که من
    ناله ای میشنوم که از قفسی می آید
    به نظرم این ابیات از زبان ساقی است که گاه در غزل حافظ، واسطه عاشق و معشوق و گاه با خود معشوق برابری میکند. و در اینجا همان واسطه است که به معشوق میگوید: خبر بلبل این باغ(عاشق ) را از من مپرس، که من صدای ناله عاشقی را میشنوم که از کنج قفسی (باغ ) می آید.

    Comment by ساسان آذرمنش — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ

  20. باسلام بایدعرض کنم که مرحوم استاد حسین قوامی در سنین کهولت در کاستی بسیار زیبا به نام نغمه فاخته این غزل را در اهنگی بسیار زیبا ازساخته های اقای عماد رام اجرا کرده است

    Comment by غلامحسین مرادی — مرداد ۱۲, ۱۳۹۷ @ ۶:۵۶ ب.ظ

  21. اللهم صل علی حافظ و المریدان حافظ.
    خدا داند شاهباز قصه کیست یا اصلا خیالی ست یا واقعی اما ممدوحان خواجه بی شک میبایستی فضل و جذبه کثیری میداشتند تا نظر چنین عارفی رو جلب کنند.
    کسی هم که از روی غرض نظر میده که آقای اقبالی که دهه هاست غول شهیر خوانندگی هستند لیاقت اطلاق واژه “استاد” رو ندارند پس به کی باید گفت استاد؟

    Comment by رامین.ک — شهریور ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۳:۰۵ ق.ظ

  22. جالبه که اقای اقبالی رو تا رتبه مردم عادی و کاملا بی هنر پایین کشیده

    Comment by رامین.ک — شهریور ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۳:۰۹ ق.ظ

  23. غول شهیر خواننثگی!!!
    آبروی واژگان را پاس بداریم. از جمله واژه استاد را

    Comment by ۸ — شهریور ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۲۱ ق.ظ

  24. ببخشایید خوانندگی

    Comment by ۸ — شهریور ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۲۳ ق.ظ

  25. باعرض سلام.و.درود خدمت دوستان،به عقیده بنده این شعر از اعتقاد حافظ بظهور مهدی آخر زمان حکایت میکند چنانچه دو بیت اول آن بیانگر این مدعا است. منظور از کسی در بیت اول حضرت محمد ص است و در بیت دوم چون مهدی به عنوان مصلح جهانی معرفی شده پس فریاد رس مظلومان عالم هم است.باعرض احترام

    Comment by اسد احمد — دی ۹, ۱۳۹۷ @ ۶:۳۶ ق.ظ

  26. این غزل را استاد قوامی هم به زیبایی خوانده اند.اگر نیاز به آهنگ دارید خدمتتون ارسال کنم

    Comment by علی — بهمن ۲۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۸ ق.ظ

  27. باسلام
    من فکر میکنم مفهوم این بیت اشاره دارد به اینکه همانگونه که نفس حضرت عیسی در کالبلد مردگان جان تازه میداد به انسان ناامید امیدواری ومژده آمدن یک چیزی ویا انسانی که روح اورادوباره زنده کندمیدهد
    در حقیقت دادن امید برای نجات توسط یک الهام امیدوار کننده درونی یا یک ناجی بیرونی

    Comment by شکوفه — فروردین ۱, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۲ ب.ظ

  28. متاسفانه این غزل زیبا در نسخه تصحیح علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی و بقیه کسانی که این نسخه را ملاک قرار داده‌اند نیامده است. صادق آهنگران هم این غزل را به زیبایی اجرا کرده است.

    Comment by مسعود حاتمی — تیر ۲۰, ۱۳۹۸ @ ۹:۵۲ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره