1. آیا این شعر دلالت میکند بر ترک بودن مولانا ؟!!

    Comment by Anonymous — مرداد ۳۱, ۱۳۸۹ @ ۱:۵۳ ق.ظ

  2. بدون شک
    مولانا شعر های ترکی هم داره
    و قسمت های زیادی از بلخ امروزی و بلخ قدیم رو ترکتبار ها (ازبک ها و ترکمن ها) تشکیل میدن

    Comment by niyaz — آبان ۷, ۱۳۹۳ @ ۵:۴۴ ب.ظ

  3. در بلخ اصلن ترکها هیچ زمانی ساکین اصلی نبوده اند ترک تباران که در بلخ اند در سالها ۱۳۷۰ بدینسو توسط دوستم به اینجا انتقال داده شده اند بجز ولسوالی دولت آبا که ازبکهای آن از سابق تر هاست.

    Comment by شیون — مرداد ۵, ۱۳۹۴ @ ۱:۲۳ ب.ظ

  4. خود میگوید:

    نیمیم زترکستان ، نیمیم ز فرغانه……

    Comment by ادب دوست — مرداد ۵, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۳ ب.ظ

  5. در ادبیات باستان واژه ترک دلالت بر معشوق تندخوی دارد. از آنجا که مولوی هرگز به هندو سخنی نگفته و آن زبان را نمیدانسته پس این شعر رنگ استعاری دارد نه قومیتی.
    در این رباعی ترک استعاره از زیباروی است و هندو اشاره به زشت رو دارد. مولوی اشاره دارد به این موضوع که اگر چه صورتم تیره و شبیه به هندوهاست اما سیرت من زیباروی و پاک است. مولاناکه در اصل زاده وخش تاجیکستان امروزی بوده(نه بلخ) اصالتا ترک نبوده است هرچند که اصرار بر قومیت او تلاشی سخیف است اما میتواند دغدغه افراد ظاهربین را تسکین دهد!! در بیت ایشان در مثنوی میفرماید:

    ای تُرک ِ ماه‌چهره، چه گردد که صبح، تو//
    آیی به حجره‌ی ِ من و گویی که: گـُل برو!//
    تو ماه ِ ترکی و من اگر ترک نیستم،//
    دانم من این قَدَر که به ترکی است، آب سُو//
    آب ِ حیات ِ تو گر از این بنده تیره شد،//
    تُرکی مکن به کُشتَنَم‌ام ای تُرک ِ تُرک‌ خو//

    سلطان ولد فرزند مولانا نیز که به ترکی چندان آشنایی نداشت و رغبت نداشته است می گوید:

    تورکچه اگر بیلیدیم

    بی سوزی بین ایلیه دیم

    تات جه اگر دیله سوز

    گویم اسرار اولی

    (ترجمه: اگر ترکی می دانستم, یک سخن به هزار میرساندم. هرگاه به زبان تات(فارسی پهلوی) گوش فرادهید, اسرار سزاوارتر می گویم)

    باز پسر مولانا در یکی از منظومه های مخلوط و ملمع , سخنش را با این ابیات پایان داده و ناتوانی خود را در سرودن اشعار ترکی و محرومیت از اصطلاحات آن زبان, بیان داشته است:

    گذر از گفت ترکی و رومی
    چون از آن اصطلاح محرومی
    لیک از پارسی گوی و از تازی
    چونکه در هر دو خوش همی تازی

    Comment by رحمان — آبان ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۳:۴۵ ب.ظ

  6. هندی گوی با هندی روی تفاوت دارد.
    هندی گویی با هندو گویی تفاوت دارد.
    سیاق شعر با استعاره ترک به معنای زیباروی چندان منطبق نیست.

    Comment by فرهود — خرداد ۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۰ ب.ظ

  7. شعر از زبان شمس تبریزی گفته شده است ، انکس که می گوید نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه هم شمس است نه مولوی ، میگوید :
    از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد
    ……
    گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان
    نیمیم ز ترکستان نیمیم ….

    Comment by شمس الحق — خرداد ۲, ۱۳۹۵ @ ۶:۳۱ ب.ظ

  8. جناب شمس،
    اگر از زبان شمس است ، روی سخن وی با بلخی بوده است و این بلخی است که می گوید نیمیم زترکستان ، نیمیم ز فرغانه ، و فراموش نکنیم که تبار شمس را جمله شرح حال نویسان تبریزی دانسته اند جلال الدین تبار فرغانی دارد.
    از دیگر سو این دو چنان درهم تنیده بوده اند به ویژه در این غزل، که جدا کردن که و کی گر نه محال بسیار دشوار است.

    Comment by ناشناس — خرداد ۲, ۱۳۹۵ @ ۷:۱۶ ب.ظ

  9. در ادبیات فارسی واژه “ترک” علاوه بر اشاره به قومیت ترک برای توصیف زیبایی یا تندخویی معشوق و محبوب هم به کار میرود. لیکن استقاده کلمه ترک در این بیت بیشتر معنی “قوم ترک” را به ذهن متواتر میکند. با توجه به جغرافیای محل تولد و زندگی جلال الدین محمد بلخی و زبانی که اکثر شعرهایش به آن زبان هست، بهتر میشود این بیت را فهم کرد.
    مولانا در ترکیه زندگی میکرده و اساسا سیر تحول و مولانا شدنش در آن محیط اتفاق افتاده. لیکن به فارسی شعر میسروده است. در این دوبیت او میخواهد به مردم بگوید که با اینکه به فارسی شعر میگوید لیکن خودش نیز ترک است و با مردم ترک ساکن آناطولی از یک تبار است و مخواهد که او را از خود بدانند.
    در مورد زادگاه مولانا و ترکیب قومیتی آن هم همین بس که در اینترنت نقشه قومیتی افغانستان را ببینید. قسمتهای شمالی افغانستان در ولسوالیهای بلخ، فاریاب، جوزجان، تخار، سمنگان و سرپل دارای اکثریت ترکمن و ازبک هستند.

    Comment by محمد — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۳:۱۸ ب.ظ

  10. متبادر جانم!

    Comment by روفیا — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۰ ب.ظ

  11. این هم از آن فرمایشهاست که در حال و هوایی خاص
    به قلم آمده است ، جدی نگیرید

    Comment by گمنام — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۱۲ ب.ظ

  12. کی گفته ترکبارا ساکنان اصلی بلخ نبوده اند.
    این امیر علیشیر نوایی بود که بلخ را ساخت و تاریخ گواه این است.
    فقط کافیست تحقیق کنید.

    Comment by niyaz — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۵ ق.ظ

  13. niyaz
    بلخ کهن ترین شهر جهان است، آقای علی شیر گمان نمی برم کهن ترین ترک بوده باشد

    Comment by خواجوی کرمانی — آذر ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۳:۲۴ ق.ظ

  14. چیزی که عیان نوشته شده نیازی به تفسیر ندارد. در این شعر سخنی از معشوق نیست که ترک بودن را به زیبارویی معشوق نسبت داد. با توجه به بیت قبلی که میگوید بیگانه مگیرید مرا کاملا مفهوم تضاد بین ترک بودن و فارسی سرودن برداشت میشود. بهتر است به جای مصادره آثار و اشخاص به ایران و ایرانی به فکر اعتلای جایگاه ایران و ایرانی باشیم.

    Comment by امیر — فروردین ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۴:۳۷ ب.ظ

  15. مقام مولانا بسیار بالاتر از این است که سعی کنیم او را در قالب های تنگ ملی و قومی و یا دینی و مذهبی بگنجانیم. فلسفه وی خصوصا بعد از ملاقات با شمس تبریزی فلسفه عشق بر مبنای وحدت وجود است که معلم معروف آن ابن عربی بوده. مولانا تمامی عمر خود را در تحت حکومت ترکان خوارزمشاهی (سلطان علاءالدین محمد خوارزمشاه ) و سلجوقیان روم سپری کرد و وی خانوادهایشان با سلاطین آن دوران ارتباظ نزدیک داشتند. چنانکه بهاالدین ولد یعنی پدر مولانا از خانواده خوارزمشاهیان ترک بوده. در نتیجه اینکه وی خود را چزوی از جامعه ترک بداند تعجبی نیست هر چند که از لحاظ زبان ادبی با زبان فارسی بسیار راحت تر بوده و میشود به اطمینان گفت که زبان اصلی و ادبی وی فارسی بوده.

    Comment by مهرداد — مهر ۱, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  16. جهت اطلاع شمایان می خواهم بگویم که مولانا ، هندی زبان رسمی هند در آن زمان را می گوید یعنی همان پارسی دری می گوید من پارسی نیستم اگر هم پارسی گویم

    Comment by Ehsan saleh — آبان ۶, ۱۳۹۷ @ ۷:۲۲ ب.ظ

  17. مفهوم و معنی بیت هر چیزی که هست قطعا و یقینا به معنی ترک بودن مولانا نیست.
    مولانا اگر ترک بود باید حداقل بخشی از اشعارش رو به ترکی مینوشت ولی وجود چند بیت ترکی آن هم به صورت ترکیبی با فارسی به معنی ترک بودن مولانا نیست
    چرا که هر شاعری در زبان مادری خود تواناتر است تا زبانی دیگر.
    ولی بسیار جالب است که مولانا با هزاران بیت فارسی ایرانی بودنش ثابت نمیشود ولی با یک بیت که آن هم بهیچ وجه معلوم نیست چه منظوری دارد مولانا ترک میشود،
    اگر مولانا ترک بود و مردم قونیه هم ترک پس چرا به فارسی شعر میگفت.مردم قونیه هم حتی ترک نبوده اند و فارسی میفهمیده اند چه برسد به مولانا.

    Comment by مهرداد — بهمن ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۵ ب.ظ

  18. این ابیات هم دلالت بر ترک بودن مردم تبریز در آن زمان و هم ترک بودن مولانا دارد.اون دسته از افرادی که میگن اینجا استعاره استفاده شده اشتباه می کنند..چون شاعر مستقیما میگه اصلم ترک است اگر چه هندی گویم…نه هندی رویم!

    Comment by بهنام — مهر ۵, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۴۶ ق.ظ

  19. با سلام و درود.
    مصراع پایانی به ترک بود مولانا اشاره ندارد.
    مولانا که به پارسی سخن می گفته، بنابراین هندی گویی در این رباعی کنایی است. هر زمان که در چامه های مولانا هندی یا هندو در کنار ترک میاد معنای کنایی دارد.
    ترک کنایه از سپید و زیبایی است و هندو/هندی کنایه از زشتی و سیاهی است.
    بیت پایانی میگه: اگرچه مانند دشمنان شما هستم، ولی دشمن نیستم. سخنانم هندی (زشت) هستند، ولی اصل (نهان) من پسندیده و نیک و زیباست.

    غزل ۵۲۴ را در همین تارنگار بنگرید. در بیت دوم، مصراع نخست آمده: روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان

    روز را به ترک و شب را به هندو تشبیه کرده.

    همین کنایه نیز در غزل ۵۲۵ تکرار شده:
    هندوی شب نعره زنان کان ترک در خرگاه شد

    ترک را به روشنی و سپیدی، سیاهی و تاریکی را به هندو تشبیه کرده.

    زادگاه حضرت مولانا در بلخ بوده که یکی از کهن ترین شهرهای جهان است. این دلیل نمی شود که مولانا در قونیه بوده، پس ترک است. مانند این می ماند که سوریه بگوید شریعتی از ما بوده، ولی پارسی می نوشته.

    ولی همواره گفتم، چامه سرایان ایرانی نه تنها برای ایران، بلکه برای همه چهان هستند. مولانا مال همه ی جهان است.

    بدرود.

    Comment by میثم.ط — آبان ۱۲, ۱۳۹۸ @ ۴:۴۶ ب.ظ

  20. دیگر اینجا خودِ مولوی به روشنی اعلام موصع میکنه میگه گرچه به هندی شعر می گویم ولی تُرک هستم. حالا چرا به جای فارسی میگی هندی خود جای سوال هست!

    Comment by قره داغلی — بهمن ۲۶, ۱۳۹۸ @ ۲:۳۱ ق.ظ

  21. البته مولانا در غزل ۲۲۳۳ میفرماید: تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم. دانم بدین قدر که به ترکی است آب، سو.
    این اشعار دلیل نمیشه که مولانا ترک باشه.

    Comment by Hosein — اسفند ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۸:۴۰ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره