لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. ممنون.

    Comment by شمس — آبان ۳, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۲ ب.ظ

  2. این شعر مال مولوی هست یا عراقی تکلیف ما رو مشخص کنید هم تو دیوان عراقی نوشتینش هم تو دیوان شمس

    Comment by محسن — مرداد ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۶:۵۴ ب.ظ

  3. عالم زتو بینیم و نبینیم تو را

    Comment by سارا — آبان ۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۹ ب.ظ

  4. محسن جان،
    به قول معروف حالشو ببر ، مال هر که باشد

    Comment by گمنام-۱ — آبان ۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۳۸ ب.ظ

  5. سلام
    عالم ز تو ببینیم و نبینیم ترا

    Comment by میرذبیح الله تاتار — آذر ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۷ ق.ظ

  6. در اینجا قرینیم مساوی است با برابر یم
    جمع این رباعی از ۶۶۲۱

    Comment by کمال داودوند — آذر ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۳:۴۹ ق.ظ

  7. بسیار زیبا. قرینیم ترا

    Comment by محمد غزالی — آذر ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۴:۱۷ ب.ظ

  8. ای دوست به دوستی قرینیم ترا/هرجا که قدم نهی زمینیم ترا، در مذهب عاشقی روا کی باشد/عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا. خدایا در دوستی باما قرینه هستی و میتوان گفت اندیشه و تن ما با جان ما قرینه است و هردو مکمل هم هستند. رسم عاشقی نیست که ماهمه جهان را تو می بینیم ولی ترا نمی بینیم چرا.

    ۴

    Comment by مهدی از شیراز — فروردین ۳۱, ۱۳۹۸ @ ۳:۱۶ ق.ظ

  9. عزیزانی که در مصرع اول بیت دوم میفرمایند یک حرف ز یا کلمه به جا افتاده، لطفا کمی به مباحث عروض و قافیه رجوع کنند و بیشتر با شعر و اوزان آن آشنایی پیدا کنند تا بیهوده هر جا در هر مورد که شد نظر بیجا و گمراه کننده ندهند، چه بسا اشعار بزرگانی که به همین نادانستن ها سالیان سال هست که عوض شده مانند شعر گوهر بار بنی آدم اعضای یکدیگرند که خیلی از دورازادبان میخواهند با معنا گرایی بگویند یکدیگر نیست و یک پیکر هست!!! که انشاااله اجرشان با حدایشان با این تحریفاتشان، و من الله توفیق

    Comment by محمد — خرداد ۱۹, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۰۳ ب.ظ

  10. دوستان کم سواد از مصرع آخر ایراد میگیرن که باید “عالم ز تو بینیم” باشه
    درستش همینه که نوشته شده. عالم تو ببینیم
    یعنی هرجای عالم رو که نگاه میکنیم تو رو میبینیم
    یعنی همون شعر باباطاهر که به دریا بنگرم دریا تو بینم. به صحرا بنگرم صحرا تو بینم (نگفته دریا از تو بینم یا صحرا از تو بینم)
    چرا که اصلا با فلسفه ی اهل تصوف جور در نمیاد. توضیح بیشتر متعصبین دینی رو عصبانی میکنه.
    اما دقت کنید در اشعاری مثل همین مولوی که میگه من خالق اسماستم. یا حلاج که خودش رو خدا میدونست و اناالحق میگفت. شاه نعمت الله که خودش رو خالق میدونه و خیلی دیگه از شعرای اهل تصوف و عرفان. (تقریبا همشون). یا پیامبران و امامان. حضرت علی که میگه من مقسم بهشت و جهنمم یا اشعیای نبی که میگه من جهان رو آفریدم. یا عیسی که میگه خدا و خالق جهان منم. یا حتا در قدیمی ترین آیین و ادیان. مثل میترا خدای میترائیسم که خودش رو خدا و خالق جهان معرفی میکنه و صدها نمونه ی دیگه. لطفا مطالعه کنید تا فرق خدا و انسان کامل رو متوجه بشین. قرآن بخونین که ابراهیم به دستور ربِ خودش خونه رو ساخت، نه ربِ پیامبر و نه الله.

    Comment by s.Ali — خرداد ۱, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۲۸ ب.ظ

  11. در رباعی شمارهٔ ۳ عراقی ، در گنجور اینگونه آمده:
    عالم به تو بینیم و نه بینیم ترا

    Comment by ناباور ɹɐʌɐqɐu — خرداد ۱, ۱۳۹۹ @ ۷:۰۲ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره