لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. با درود مشتری به دری در افغانستان می شود پایواز که خیلی زیباست و نیز برای اتاق انتظار لغت پایوازخانه را داریم که بسیار گیرا و شنیدنی است

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۴۰ ب.ظ

  2. ولهت فیک در بیت یکی مانده به آخر از وله است که یعنی در عشق کسی بودن و البته غمگین بودن .که واله را ما به کار می بریم .اما شیدا لغتی عبری است از شد به معنی جن و شیدا یعنی جن زده .

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۴۳ ب.ظ

  3. در بیت ۱۲ مذنب ها یعنی غوره نیم رس . و ان از دنب فارسی است زیرا غوره که برسد از دنب و دنباله رسیدگی اش اشکار می گردد .

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۴۸ ب.ظ

  4. آیا شکوفه در بیت ۹ همان هراش و و میدن و استفراغ است شمس جانم ؟

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۵:۵۴ ب.ظ

  5. به عربی یک بازی خوب لغت تفریق با تفریغ دارد و اینکه هردو به معنی فاصله گذاری هستند یعنی تفریق از بابت مفارقت معنی فاصله گذاری می دهد و نیز تفریغ از بابت فراغت یعنی جای خالی . هر دو یک معنی می دهند

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۶:۰۰ ب.ظ

  6. امین عزیز دمشق از نظرگاه مولوی به دو جهت اهمیت وارزش دارد ، یکی آنکه خود در جوانی مدتی درآنجا به تحصیل اشتغال داشته ودیگری درزمان پختگی وپس ازملاقات اول شمس با او که شمس ناگهان غیب میشود پس ازجستجوی بسیار بالاخره او را در دمشق می یابد .
    اما درخصوص معنی شکوفه تا آنجا که حقیربا افکار او آشنایم شکوفه ازدید او یعنی نکته ومعنی ، اما دراین بیت با توجه به اینکه شکوفه همان معنی که شما میفرمایی را نیز دارد واگر نبیذ را شراب خرما بدانیم وخمار غیرمشدد را هم سردرد فردای زیاده روی در میخواری پس میتواند آن هم باشد که شما فرمودی

    Comment by شمس الحق — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۰۳ ب.ظ

  7. نه وحشتی دل عشاق را چو مفردها
    نه خوف قطع و جداییست چون مرکب‌ها..

    Comment by نادر.. — فروردین ۱۰, ۱۳۹۷ @ ۴:۰۳ ب.ظ

  8. با سلام حضور اساتید محترم
    عقل در عربی از عقل به ضم ع و ق عقال یعنی پایبند شتر که نتواند از دایره محدودی خارج شود. عقل نمیتواند شک کند. ما رشنفکر دینی داریم و عاقل دینی.
    از اویی به هر دو سرای ارجمند
    گسسته خرد پای دارد به بند
    خرد چشم جان است اگر بنگری
    تو بی چشم جانان جهان نسپری‏ (فردسی)
    دی عقل در افتاد و به کف کرده عصایی
    در حلقه رندان شده این مفسده تا کی؟
    تا ساقی ما ریخت بر او جام شراب
    بشگست در صومعه کین معبده تاکی
    و دگر میفرماید
    سیل سیاه شب برد هرجا که عقل است و خرد
    زان سیلشان کی واخرد جز مشتری هل اتی{مولانا)
    چرا فردوسی خرد را ستایش میکند و انرا برترین گوهر انسانی میخواند و چرا مولوی انرا نکوهش میکند؟
    سدهاست برای مردم ایران عقل و خرد را برابر نهاده اند که ازبزرگترین مسخ سازی تاریخ بوده اما بزرگان ما از ان اطلاع
    داشت اند.
    عقل و خرد دو جنبه متفاوت از تفکر هستند علاوه بر اینکه با هم یکی نیستند باهم ضدیت دارند. اما خرد در اوستا از دو پاره خر+تو سا خته شده. خر مفهوم ماه،زن،زایش،سنگ خارا امده. پاره دیگر تو همان واژه تاو و تاب است یعنی تابیدن و زاییدن وعشق است .خره به فتح اول و ضم ثانی یعنی نور گفته اند نوری ازلله فایز مشود(برهان قاطع)
    حال چرا مولانا عقل و خرد را همسنگ دانسته
    توضیحاتتان برایم اب رحمتی خواهد بود. در نهایت ممنونم

    Comment by جویای حقیقت — فروردین ۲, ۱۳۹۹ @ ۱۱:۴۳ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره