لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. شکم باره را ابو شکور بلخی رژد اورده و شکمبارگی میشود رژدی و لغت دیگر ان گلوبندگی یعنی بنده گلو

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  2. داغ بر بنیاد کردی ان داخ پیشتر خوانده می شده است دکتر ملایری برای برند و مارک لغت دخشه را از این لغت برگزیده اند درکتاب بر خط ایشان به فرانسه وجود داردdictionaire etymologic d astronomie et astrophysique

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۰ ق.ظ

  3. برای نالیدن لغتی که فراموشیده شده است خلمیدن است ! چنانچه می دانیم خلم یا چلم به معنای ریم و جرم بینی است و خلمیدن یعنی بینی پر بودن ولی چون در لندیدن و غر زدن نیز معمولا از بینی سخن می گوییم نیز خلمیدن معنای لندیدن و غر زدن نیز دارد

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۴ ق.ظ

  4. غر غرو می شود لندو درست مثل شکمو

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۵ ق.ظ

  5. خیرگی بیشتر برای بی کاری یک اندام به کار می اید مثلا خیره سر یعنی کسی که سرش کار نمی کند و چشمم خیره شد یعنی لحظه ای چشمم کار نکرد .

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۷ ق.ظ

  6. جهیدن فارسی با لغت jaillir در فرانسه یک لغت است ( جه اییغ خوانده می شود اما اگر نشان مصدری را ( اییغ ) را بزداییم و نیز بدانیم که ان دو ل خوانده نمی شود برابری انها درست می اید .یعنی جه با جه برابر است و معنای انها هر دو دقیقا یعنی جهیدن . برای فوران که خیلی هم خوش تراش است لغت فراجهیدن را هم داریم

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۲ ق.ظ

  7. از چوب چوبک را داریم که پس با تغییراتی که در عثمانی کرد چپق شد و لغت را باز ما پس گرفتیم اما برای پنبه که همین اتفاق افتاد در ترکی پنبق شد همان ریخت نخستش در فارسی حفظ شده است .

    Comment by امین کیخا — آبان ۲, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۵ ق.ظ

  8. خوش است گنج خیالت در این خرابه ی ما…..

    Comment by نادر.. — آبان ۶, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۶ ب.ظ

  9. پیام خاصى از این غزل دریافت نمى شود، حکایت یک عشق خیالى و سرگردان است و معنى ها بسیار بى رنگ اند مثل وفا، جفا، داغ عشق
    از سروده هاى پیش از ملاقات شمس و ورود به دریاى معانى و صید گوهر هاى گرانبهاست

    Comment by همایون — شهریور ۱۷, ۱۳۹۹ @ ۳:۵۱ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره