1. اول از رو هم نمیتونستم بخونم، این محسن از کجا همچین ریتمی بش داده!؟
    فکرشو بکنید حضرت مولوی این شعر رو میخونده و بای کوبی میکرده.
    واقعا این اشعار گنجینه های اذلت گزیده اند.
    هزاران دورود بر هر دو حضرت.

    Comment by فریبرز — خرداد ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۱:۱۵ ب.ظ

  2. این آهنگ از روی یک سبک محلی افغانی به نام قرصک پنجشیری اقتباس شده…

    Comment by سید عارف هاشمی — خرداد ۲۸, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۶ ب.ظ

  3. شاخ تر در اینجا به چه معنی هست؟؟؟

    Comment by دوست — خرداد ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۱۲ ق.ظ

  4. بدن معشوقه یا بهتره بگم مخاطب مورد نظرش رو از نظر انعطاف پذیری به شاخه ی تر (یا میشه گفت ترکه) تشبیه کرده.
    راستی دوستان چاوشی گفته:” این آهنک رو ابتدا برای سهیم بودن در شادی مردم و بعد برای ادای احترام به دوستان تاجیک و افغانستانیم ارائه دادم”
    گویا پس از انتشار شاهکار ۱۳ از طرف این دوستان ابراز علاقه های زیادی به آقای خاص شده.
    دوستای تاجیکی و افغانی، ما هم دوستون داریم.

    Comment by فریبرز — خرداد ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۵:۴۸ ب.ظ

  5. سلام به همه دوستانی که از محسن چاووشی تعریف کردن .
    اما باید بگم من خیلی وقت پیش یه کار بهتر از هژیر مهرافروزز تو آلبوم دل قلندر شنیده بودم .
    اون کار رو هم بهتر خونده و هم صداش قشنگتره . . .
    حتما بخرید و گوش کنید .
    ممنون

    Comment by علیرضا — تیر ۵, ۱۳۹۲ @ ۵:۱۱ ب.ظ

  6. مشاهده شدن ِاوجِ «عرفی کردن امر قدسی» در این شعر و کار محسن آقای چاووشی که آن را دوبل کرده است و بل بیشتر…
    :)

    Comment by منتقد — تیر ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۶:۲۳ ق.ظ

  7. منتقد درود به شما میرچا ألیاده کتابی به همین نام دارد

    Comment by امین کیخا — تیر ۱۹, ۱۳۹۲ @ ۹:۱۴ ق.ظ

  8. چاووشی که معلومه خفن ترین پاپ خوان ایرانه از چیزای دیگه بگیم بهتره
    راستی “چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ”ینی چی؟

    Comment by FG — تیر ۲۹, ۱۳۹۲ @ ۶:۳۱ ب.ظ

  9. می خواستم بدانم معنای مصراع دوم بیت دوم چیست. آیا همانگونه که آقای چاوشی می خوانند “دررو” با فتحه بر روی “د” درست است یا اینکه “در رو” با ضمه بر روی “د” به معنای کسی که صورتش همچون مروارید است

    Comment by مسیح — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۱:۵۰ ب.ظ

  10. مسیح عزیز
    ندانم آقای چاووشی چه میخواند لیک این دانم که درمصرع اول بیت سخن ازشیرمادر میراند پس این شیر همان شیراست که ازپستان مادر میجوشد وراه دَر رو یا راه خروج دارد .

    Comment by شمس الحق — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۰ ب.ظ

  11. بی سوادی حقیر را ببخشید ، اما خفن یعنی چه ؟

    Comment by شمس الحق — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۳:۳۶ ب.ظ

  12. خفن لغتی است که در کوی و گذر ساخته و پرداخته شده است و معنی خوبی را می دهد که از درشتی و خشونت و اندامداری حاصل شده باشد مثلا یک ford suv خفن یا یک موسیقی راک خفن !

    Comment by امین کیخا — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۴:۰۳ ب.ظ

  13. پر پیداست خفه هم ناگفته در لغتش دیده می شود یعنی زیبایی خفه کننده هم هست مثلا داف خفن ! یعنی دختر زیبا روی خوش لباس که زیبای اش ادم را خفه می کند !

    Comment by امین کیخا — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۴:۰۵ ب.ظ

  14. پس خفن به نگاه من یعنی حسن و زیبایی که فاش و اشکار باشد خفه کننده باشد و نیز با خودنمایی نیز همراه باشد .

    Comment by امین کیخا — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۴:۲۶ ب.ظ

  15. شمس الحق جان کتابی داریم با عنوان فرهنگ شفاهی سخن تالیف محب الله پرچمی که اصطلاحاتی از این دست را میتوانید در آن بیابید هر چند میدانم که چندیست کتاب نمی خوانید امافکر کردم شاید برایتان مفید باشد چون دامنه اصطلاحات در حال فزونیست هر چند که زایش و اشتقاقشان محدود است وانگهی شاید هم مثل من فکر کنید و فرهنگ لغت ها را جز کتب محسوب نفرمایید به هر روی فکر میکنم برای شما کتاب مناسبی باشد .اما این همه عرض کردم که بگویم در این کتاب برای خفن دو معنی در نظر گرفته شده
    ۱)خیلی عالی
    ۲)خیلی ناجورو بد

    Comment by تاوتک — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۷:۲۶ ب.ظ

  16. عزیزان از خفن خفن بازار را داریم که هم به معنی اماکنی که افراد خرابکار در آن زیاد است میباشد و هم به مراکز خریدی که اجناس شیک و گران قیمت میفروشند!!باور بفرمایید دوستان در کتابی که قبلا نام بردم در صفحه ۲۴۴ میتوانید بخوانید .برای خفن کش هم نوشته شده کسی که زیاد سیگار میکشد و یا کسی که کام سنگین به سیگار میزند..

    Comment by تاوتک — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۷:۴۱ ب.ظ

  17. از امین کیخا و تاوتک عزیز برای توضیح واژه جدید الورود خفن سپاسگزارم ، اما این ماجرای عشرت مرا افسرده و خسته کرد . پس از قدری استراحت خدمت خواهم رسید .

    Comment by شمس الحق — آبان ۳, ۱۳۹۲ @ ۸:۳۸ ب.ظ

  18. واقعا متاسفم که اینجور ستایش اهنگ سطح پایین اقای چاووشی را میکنید.
    اقای چاووشی با این ریتم و طرز خواندن غزل رو نابود کرده.
    بهتره این غزل رو با صدای اقای هژیر مهرفروز گوش کنید تا بفهمید موسیقی اشعار کلاسیک یعنی چی..
    اهنگ باید درخدمت شعر کلاسیک باشه ولی متاسفانه اقای چاووشی تا کلمه ی رقص رو در شعر دیده سریع ریتم ۶/۸ ب ذهنش رسیده و مهنای ظاهریشو برداشت کرده البته توقعی هم از ایشون نیست چون باید ب بازار اهنگ توجه کنه نه عمق اهنگ.
    امیدوارم شما هم با درک بهتری ستایش کنید
    ممنون

    Comment by امین — آبان ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۵۹ ق.ظ

  19. با سلام
    اشعار مونا علیه الرحمه بیت به بیتش شاهکار ادبی است .
    امّا انصافا محسن چاوشی هم این شاهکار را گل آذین نموده است .
    هزاران آفرین و دست مریزاد . ولی ای کاش تمام شعر را خوانده بود .
    بنده پیشنهاد می دهم که آقای چاوشی این شعر به صورت کامل با همان ریتم و آهنگ بازخوانی فرماید .

    Comment by ناکام کرد — آبان ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۱۲ ق.ظ

  20. حقیقتاً متاسف شدم از اینکه دیدم سطح نظر کاربران عزیز اینقدر نازل و خُرد است که بجای پرداختن به شعری در این حد ابهت و عظمت سرگرم چانه زنی در مورد ریتم و آهنگ ترانه محسن چاوشی هستند.
    ضمنا ابیاتی گزیده از این شعر سالهای سال پیش توسط آقای افتخاری در نهایت زیبایی خوانده شده بود.

    Comment by Anonymous — آذر ۱۲, ۱۳۹۲ @ ۷:۳۲ ق.ظ

  21. گمان کنم در تنظیم برای آهنگ چنین شعر هایی نباید از هر سازی استفاده کرد و در ضمن من اگر یک غزل از مولوی را میخوانم یعنی دارم جهان بینی و اندیشه او را فریاد میزنم که شاید مخالف جهان بینی من باشه و نباد به اعتبار اسم مولوی که قریب به اکثر قبولش دارن بسنده کنم..باید به یک مرتبه ای از مولوی شناسی برسم(نمیگویم مولوی شناس شوم حداقل اندکی)

    Comment by محمد — دی ۱۲, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۲۱ ب.ظ

  22. امین جان!
    هنر اونجاست که بتونی اشعاری چنین را در قالبی نو و مردمی بیاری. درواقع جناب چاووشی با این کار و آلبوم ۱۳، تونست کمی مردم رو روی بیاره به ااشعار فراموش شده ی کلاسیک. حداقل در وسع خودش.
    حالا هژیر هم رفته است خوانده است آنطوری. کدام بیشتر شنیده شده؟ بر فرض یکسان بودن مخاطب، کدام بیشتر تاثیر می گذارد و طیف های بیشتر رو به خوندن اشعار کلاسیک ترغیب می کنه؟
    اینها باید در متن مردم بیاید. این روش عالیست…

    Comment by منتقد — بهمن ۲, ۱۳۹۲ @ ۸:۵۴ ب.ظ

  23. اشعار عرفانی مولوی را چه کار به خوانندگان پاپ ،محسن چاووشی حتی معنی عمیق یک بیت این شعر را هم نمی تونه بگه ولی چون طرفداران واژگان رقص وخوش کمر و… زیادن همه میگن به به وچه چه و از اینجور حرفها آخه عزیز من چرا روح شعر وروح مولوی رو با این ریتم آهنگای کوچه بازاری خدشه دار می کنید چرا به ادبیات فارسی لطمه می زنید؟ و…

    Comment by رهنما — بهمن ۲۶, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  24. سلام، منظور از “گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ” چیست؟

    Comment by حامد — فروردین ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۶:۲۲ ب.ظ

  25. من اجرای هژیر مهرافروز بیشتر می پسندم. اجرای چاووشی متفاوت تر است. هر کس بنا به درکی که از زندگی دارد، ممکن است از این نوشته ی عرفانی حس و حال خاص خود را داشته باشد و نمی توان بر کسی خرده گرفت

    Comment by حامد — فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۰ ب.ظ

  26. ای خوش کمر کجای شعر مولانا بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by محمد — فروردین ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۲ ب.ظ

  27. درود بر حضرت مولانای بزرگ. مولانا ماورای انسان است!

    Comment by غفور شریفی — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۳ @ ۱:۱۴ ب.ظ

  28. شعر عالی و خواننده هم عالی و ریتمش هم عالی است

    Comment by ثمی — تیر ۱۷, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۴ ب.ظ

  29. یکی از فوق العاده ترین اثرهای جناب مولاناست درودبراو ومحسن چاوشی

    Comment by 1101 — آذر ۵, ۱۳۹۳ @ ۸:۲۹ ب.ظ

  30. دوست عزیز راهنما چطور میگویید محسن چاوشی حتی یک بیت از معنا را نفهمیده؟؟؟ آیا شما البوم من خود سیزدهم ایشان را شنیده اید؟ اگر توجه کنید به شعرهای این البوم که از اشعار قدیم و کلاسیک هستند میبینید که ایشان کاملا با شعرهای کلاسیک ازتباط برقرار کرده اند و کاملا معنای شعر را میدانند چون بقدری خواندن این شعرها سخت است که تا ما نتوانیم معنای انرا بفهمیم امکان نداره رو خوانی آنرا درست بخوانیم اساتید ادبیات فارسی از شیوه درست خواندن ایشان بسیار تعریف کرده اند.که این به فهم اشعار برمیگزده.شما شنلخت درستی از ایشان ندارید که اینگونه میگویید.این که در شادی مردم شریک بشیم اون هم با اشعار قدیمی چه اشکالی میتونه داشته باشه؟؟؟؟ من خودم توسط چاوشی با بسیاری از اشعار مولانا آشنا شدم و بسبار علاقه مند شدم و بسیاری از شعرهای دیگرش را هم با شوق و ذوق خوانده ام .از محسن چاوشی بسیار سپاسگزارن که نرا با مولانا شاعر بزرگ فارسی زبان بیشتر آشنا کرد.

    Comment by مژگان — آذر ۹, ۱۳۹۳ @ ۳:۰۲ ب.ظ

  31. حقیر کاری به این ندارد که اسم جناب چاوشی در این ۵۰ حاشیه ۱۰۰ مرتبه بیش از مولوی آمد ، لابد است که سزاوارش است ، ناز شصتش! اما نگاه کردم دیدم دریغ و درد که درست یکسال قبل یعنی آبان سال ۹۲ بود که حقیر آن یاداشت را تقدیم کردم و موسیقی ایرانی را کافی ندانستم که بتواند حق مطلب را ادا کند و گفتم ای کاش که بر این غزل و یا دیگر آثار مولوی اپرایی نوشته میشد و باله ای اجرا میگردید و ارکستری و … البته اینجا نه ولی گویا جایی دیگر هم این را تکرار کرده ام و موسیقی ایرانی را بیشتر برای سوگواری و گریه و زاری بسنده دیده ام که دوستان را خوش نیامده بود و بر من تاختند و کذا .. و من هم عهد کردم که دیگر این سخن بس کنم !! مثال آتش بس ! اما دوستان این غزل خود گواه صدق گفت منست و مولوی هم ! ملاحظه فرمایید در این غزل ۱۴ بار میگوید : به رقص آ ، مصر و شکر برقص آ ، ای شاخ تر برقص آ ، بی پا و سر ، ای خوش کمر ، جان پدر آ ، بی بال و پر … برقص آ !
    و مگر من چه گفته ام ؟ موزیکی که رقص ندارد چگونه میتواند .. باله یکی از زیباترین رقص هاست و قسم میخورم که مولوی هم هنگام سرودن این شعر برقص آمده بود .. زیاده جسارت است و یک حرف بس است .

    Comment by شمس الحق — آذر ۹, ۱۳۹۳ @ ۹:۲۶ ب.ظ

  32. دید موسی یک شبانی را براه کو همی‌گفت ای گزیننده اله
    تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
    جامه‌ات شویم شپشهاات کشم شیر پیشت آورم ای محتشم
    دستکت بوسم بمالم پایکت وقت خواب آید بروبم جایکت
    ای فدای تو همه بزهای من ای بیادت هیهی و هیهای من
    این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان گفت موسی با کی است این ای فلان
    گفت با آنکس که ما را آفرید این زمین و چرخ ازو آمد پدید
    گفت موسی های بس مدبر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
    این چه ژاژست این چه کفرست و فشار پنبه‌ای اندر دهان خود فشار
    گند کفر تو جهان را گنده کرد کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
    چارق و پاتابه لایق مر تراست آفتابی را چنینها کی رواست
    گر نبندی زین سخن تو حلق را آتشی آید بسوزد خلق را
    آتشی گر نامدست این دود چیست جان سیه گشته روان مردود چیست
    گر همی‌دانی که یزدان داورست ژاژ و گستاخی ترا چون باورست
    دوستی بی‌خرد خود دشمنیست حق تعالی زین چنین خدمت غنیست
    با کی می‌گویی تو این با عم و خال جسم و حاجت در صفات ذوالجلال
    شیر او نوشد که در نشو و نماست چارق او پوشد که او محتاج پاست
    ور برای بنده‌شست این گفت تو آنک حق گفت او منست و من خود او
    آنک گفت انی مرضت لم تعد من شدم رنجور او تنها نشد
    آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست در حق آن بنده این هم بیهده‌ست
    بی ادب گفتن سخن با خاص حق دل بمیراند سیه دارد ورق
    گر تو مردی را بخوانی فاطمه گرچه یک جنس‌اند مرد و زن همه
    قصد خون تو کند تا ممکنست گرچه خوش‌خو و حلیم و ساکنست
    فاطمه مدحست در حق زنان مرد را گویی بود زخم سنان
    دست و پا در حق ما استایش است در حق پاکی حق آلایش است
    لم یلد لم یولد او را لایق است والد و مولود را او خالق است
    هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست هرچه مولودست او زین سوی جوست
    زانک از کون و فساد است و مهین حادثست و محدثی خواهد یقین
    گفت ای موسی دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
    جامه را بدرید و آهی کرد تفت سر نهاد اندر بیابانی و رفت

    این شهر رو گذاشتم تا کسانی که خرده به دیگران میگیرن و فکر میکنن خودشون بهتر از همه میفهمن و به چاوشی و احساس دیگران توهین میکنن هرکسی اختیار داره شماهم داری ژس سعی کن …

    Comment by بهرام — آذر ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۱ ب.ظ

  33. وحی آمد سوی موسی از خدا
    بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
    تو برای وصل کردن آمدی
    یا برای فصل کردن آمدی
    تا توانی پا منه اندر فراق
    ابغض الاشیاء عندی الطلاق
    هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
    هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
    در حق او مدح و در حق تو ذم
    در حق او شهد و در حق تو سم
    ما بری از پاک و ناپاکی همه
    از گرانجانی و چالاکی همه
    من نکردم امر تا سودی کنم
    بلک تا بر بندگان جودی کنم
    هندوان را اصطلاح هند مدح
    سندیان را اصطلاح سند مدح
    من نگردم پاک از تسبیحشان
    پاک هم ایشان شوند و درفشان
    ما زبان را ننگریم و قال را
    ما روان را بنگریم و حال را
    ناظر قلبیم اگر خاشع بود
    گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
    زانک دل جوهر بود گفتن عرض
    پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
    چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز
    سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
    آتشی از عشق در جان بر فروز
    سر بسر فکر و عبارت را بسوز
    موسیا آداب‌دانان دیگرند
    سوخته جان و روانان دیگرند
    عاشقان را هر نفس سوزیدنیست
    بر ده ویران خراج و عشر نیست
    گر خطا گوید ورا خاطی مگو
    گر بود پر خون شهید او را مشو
    خون شهیدان را ز آب اولیترست
    این خطا را صد صواب اولیترست
    در درون کعبه رسم قبله نیست
    چه غم از غواص را پاچیله نیست
    تو ز سرمستان قلاوزی مجو
    جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو
    ملت عشق از همه دینها جداست
    عاشقان را ملت و مذهب خداست
    لعل را گر مهر نبود باک نیست
    عشق در دریای غم غمناک نیست

    Comment by بهرام — آذر ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۸:۵۹ ب.ظ

  34. با سلام
    درخواست راهتمایی از اساتید ارجمند
    در بیت اول آیا ” بهار جانها ” خطاب به “شمس” است ؟
    دیگر اینکه رابطه یوسف و شکر چیست ؟ یا رابطه مصر و شکر چیست ؟

    Comment by یغما — بهمن ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۳۰ ب.ظ

  35. یغما جان این اساتید که می فرمایی کار پاسخ دادنت را مشکل میکند ، ای بسا که در اذهان کسانی واژۀ تفاخر و تکبر بیافریند ، لذا حقیر همچون شاگرد کودنی که درس خود پس میدهد عرض میکنم که اینکه بهار جانها خطاب به شمس است ، هم آری و هم نه ، خطاب به شمس نباشد اما ، بعلت رسیدن خبر آمدن شمس است ، یوسف با شکر را رابطه ای نه ! که یوسف با مصر مرتبط است و شکر نیز با مصر رابطه ای ندارد ، شکر سمبل شیرینی است و جشن و شادی و رقص . انشاءالله کفایت کند .

    Comment by شمس الحق — بهمن ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۲ ق.ظ

  36. جناب بهرام خان قطعه شعر موسی و شبان را برای چه و برای که مرقوم فرموده اند ، نکند حقیر را سرزنش میکنند ؟ والله من هنوز صدای ای آقای چاوشی را نشنیده ام و نمی دانم چگونه باید شنید ، پس چگونه میتوانم به ایشان و احساس دیگران توهین کنم برادر عزیز من

    Comment by شمس الحق — بهمن ۹, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۰ ق.ظ

  37. جناب شمس الحق
    بزرگوارید. ممنون از راهنمایی شما

    Comment by یغما — بهمن ۹, ۱۳۹۳ @ ۳:۲۴ ب.ظ

  38. محسن چاوشی ریتم و آهنگ قشنگی برا این شعر قشنگ ساخته اگه بقیه ی خواننده ها هم همین کار را میکردن مطمئناً همه شعر های شاعر ها را مردم بهتر و زود تر حفظ میشدن

    Comment by مهدی — فروردین ۷, ۱۳۹۴ @ ۲:۵۹ ب.ظ

  39. مولانا را از طریق محسن چاوشی شناختم.درود بر او

    Comment by سینا — فروردین ۹, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۴۲ ق.ظ

  40. باسلام .
    معنی بیت آخر چیه؟
    مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است

    اندر بهار حسنش شاخ و شجر به رقص آ

    Comment by رضا — فروردین ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۷:۱۴ ب.ظ

  41. حتی تصور یک لحظه از آن «آن»ی که مولانا این شعر را دریافت کرده، وجود را به رقص می آره!….وه که چه آتشی در وجود این بشر زبانه می کشیده…… هژیر مهرافروز حق این شعر را به زیبایی ادا کرده.
    http://www.iransong.com/g.htm?id=35524

    Comment by شمیسا — فروردین ۳۰, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  42. سلام دوستان
    درسته که ریتم غزل در این شعر رعایت نشده ولی اصل مطلب این است که الآن خیلی ها به این شعر علاقه مند شدند و شعر و ادب فارسی زنده شد با این شعر چون خیلی افراد دنبال شعر مولانا آمدند و علاقه مند شدند ! که اصل موضوع هم همین است نه ریتم و انتخاب بخش های گوناگونش …
    این شعر در تلویزیون در سریال شمعدونی هم پخش شد که محبوبیت مولانا و چاووشی به یقین ۲برابر می شه

    Comment by امیرحسین — خرداد ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۲:۱۵ ق.ظ

  43. محمد جان بیت پنجم مصرع دوم به این واضحی.
    رهنما جان چرا سعی در خراب کردن سبک آقای چاوشی دارید؟این سبک کوچه و بازاری است؟با ذکر دلیل حرف بزنید.اگر به این صورت باشد که هیچ سبکی در مرتبه ی اشعار کهن پارسی نیست.

    Comment by امیر — مرداد ۳, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۷ ب.ظ

  44. درود بر دوستان گرامی
    همانطور که می‌دونید مطالبی که مولانای عزیز در قالب غزل و مثنوی گفتن، در حقیقت عصاره‌ی معنوی سرزمین ماست و معنایی ورای سرگرمی و … داره و در حقیقت باید به این سمت و سو سوق پیدا کنه که با خوندن این غزل‌های لطیف جان به شوق دربیاد. و بازم شما سروران بهتر می‌دونید که هر کسی به فراخور سطح هوشیاری و حضورش درکی از این سرمایه‌ی عظیم خواهد داشت. ضمن اینکه باید به دوستانی که نگرانیشون را از خوندن این اشعار به شکل کوچه بازاری ابراز داشتند؛ عرض کنم که خیلی هم جای نگرانی نیست و این تجربه‌ی شخصی منه که وقتی یک غزل را که به نوعی تونستم با اون ارتباط برقرار کنم بارها و بارها تکرار کردم و خوندم و یا شنیدم گویی معنای عمیق اون برام با هربار خوندن و شنیدن باز و باز تر شده و حتما خوندن و شنیدن این غزل با ریتم خواننده‌ی پاپ هم می‌تونه تا حدی تاثیر خودش را داشته باشه. گرچه معتقدم همراه شدن ابیات مولانا با موسیقی خوب ایرانی با صدایی مثل آوای استاد نازنینم شجریان عزیز یه چیز دیگس و انسان را به خدا می‌رسونه. سپاس

    Comment by شعله — مرداد ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۷ ق.ظ

  45. باسلام. این اثر خاطره انگیز علیرضا افتخاری با آهنگسازی محمدجلیل عندلیبی و نی نوازی محمدعلی کیانی نژاد را هم از سایت شب عاشقان بشنوید و محظوظ شوید:
    http://shabeasheghan.ir/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%A2-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C

    Comment by محمد از اصفهان — شهریور ۵, ۱۳۹۴ @ ۸:۱۴ ب.ظ

  46. با سلام جناب اقای محمد شما که یک بار رقبت نکردین همین شعر رو بخونید چرا در باره اهنگ های فوقالعاده نظر میدین ؟ ای خوش کمر برقص آ رو یکم درست بخونید میبینید
    در آخر اهنگ های آقای چاوشی بسیار جذب کننده اشعار ایرانی است مثل البوم ۱۳ که بسیار زیبا بود. وهمچون اهنگ ظهر عتش که از شعر بسیار زیبا و تاسیر گذار آغاسی گرفته شده من بهتون توصیه میکنم ک گوش کنین
    آقای چاوشی واقعا هنر به خرج میدن ک این اشعار رو زنده میکنن هرچند ک میشه گفت تعداد انگشت شماری از خواننده های پاپ تین گارو میکنن

    Comment by سید محمد — شهریور ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۱ ق.ظ

  47. آمد بهار جانها
    ای شاخ تر به رقص آ
    ای شاخ تر به رقص آ

    بهار جانها همین دمیدن هستی است
    همین بودن است
    که هر لحظه از سرچشمه‌ی زندگی به نیستی سرازیر می‌شود و نیست را هست می‌کند

    پس هر لحظه بهار است
    روحبخش و هستی ساز

    با درک این واقعیت بزرگ، شاخه‌های تر و تازه از جان و دل جهان سربرمی‌کشد
    این شاخه‌ها در وزش بهاری لحظه‌ها به رقص درمی‌آیند
    خواه این وزش چون نسیمی ملایم باشد یا چون تندبادی سهمگین، برای شاخه‌های تر یکسان است
    آنها به رقص شادمانه‌ی خویش ادامه می‌دهند

    اما خارهای خشک و شاخه‌های پیر، سر سازگاری ندارند
    تغییر برایشان پریشانی است
    نرمی و لطافت از دست داده‌اند و مغرورانه، بلکه وحشتزده به آنچه که دارند و آنچه که هستند چنگ درآویخته‌اند

    وزش هر نسیم و دگرگونی‌های هر لحظه برای شاخه‌های خشک کابوس نابودی است
    ولی وزش تندبادهای سهمگین برای شاخه‌های تر چیزی نیست مگر فرصتی دیگر برای نمایش رقصی یگانه، بی همتا و شگفت انگیز
    زیرا هستی هرگز دو لحظه‌ی یکسان ندارد

    آیا به راستی کدامیک پایدارترند؟
    شاخه‌های خشک و ترسان؟
    یا شاخه‌های تازه و رقصان؟
    انعطاف‌پذیری و سازگاری خلاقانه با هستی؟

    یا ستیزه جویی، ترشرویی و قهر با هستی؟

    انتخابش با ما است …
    پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد
    یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

    Comment by حمید — شهریور ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۵ ق.ظ

  48. دوستان عزیز لطف کنید دست از این تعصب بی جا بردارید. از یک سو کسانی که شعر کلاسیک را تو سری می زنند و و تازگی ها شعر کلاسیک را شعر هم نمی دانند به ادبیات پارسی آسیب می رسانند، از سویی دیگر برخی متعصب ها با اندیشه های منجمد که حتی این را متوجه نیستند که خوانده شدن اشعار کلاسیک توسط خواننده های تازه با سبک های تازه باعث گرایش بیش تر مردم به ادبیات کهن پارسی می شود
    دست بردارید.
    خدمت بزرگی که چاووشی به ادبیات پارسی کرده روشن است. او کسانی که شعر را فلان شعر نو و سپید و.. می دانسته اند را با شعر راستین یعنی شعر کلاسیک و دارای وزن و قافیه و درونمایه ی ژرف آشنا کرده.

    Comment by کورش — آبان ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۸ ق.ظ

  49. اقای چاوشی شما چه ریتمی دادید اصلا این ریتم به این شعر نمیخوره بله اکثرا میگن که ای به اصطلاح اهنگی که شما تولید کردید عالیه ولی کسانی که همچین کامنتی میده اهنگ رو درک نمیکنه حضرت مولوی خیلی زیبا این شعر رو سروده و نباید همچین چیزی میشد

    Comment by فاطمه — آذر ۱۴, ۱۳۹۴ @ ۸:۲۰ ب.ظ

  50. ببخشیدا ولی خیلی نفهمید که میگید نباید این شعرو به ترتیب آهنگ در می آوردند . من همین شعر رو با چند تازه حذفی آهنگش کردم. البته از روی آقای چاوشی هم تقلید کردم. آهنگ برقص آ خیلی شاد و زیباست.

    Comment by محمدباقر — بهمن ۴, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۰ ب.ظ

  51. خیلی آهنگ برقص آ قشنگه شعرشم خیلی قشنگه. من که خیلی خوشم اومد

    Comment by محمدباقر — بهمن ۴, ۱۳۹۴ @ ۹:۴۲ ب.ظ

  52. سعدی فرماید: کاروانی شکر از مصر به شیراز آید، اگر آن یار سفرکرده ما بازآید. کَفَر شکر نام شهری است در مصر و مصر به عنوان سردمدار صنعت شکر تصفیه شده در دنیا با قدمت بیش از ۱۱۰۰ سال.

    Comment by محمد از اصفهان — اسفند ۱۲, ۱۳۹۴ @ ۶:۲۶ ب.ظ

  53. این غزل ۸۰۰ سال خاک خورد

    Comment by عارف — اسفند ۲۱, ۱۳۹۴ @ ۸:۴۵ ب.ظ

  54. باسلام
    این غزل راآقای محسن چاوشی درآلبوم به اجراگذاشته است،
    که زیباوشنیدی میباشد.
    بنده این غزل زیبارابادوستان به اشتراک گذاشته ام.

    Comment by کمال — اسفند ۲۲, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۳۳ ب.ظ

  55. سلام واقعا این شعر عالی هست من هربار که میخوانم لذت میبرم .

    دوستان من این اهنگو با صدای اقای چاوشی گوش دادم فکر کنم بیشتر برای ریتمیک بودن شعر و شاد بودن شعر خوانده شده اصلا عظمت این شعر به خوبی نمایان نکرده است .

    Comment by امیر مسعود — خرداد ۲, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۳ ب.ظ

  56. در بیت دوم دررو به معنای فرار کن است. یعنی جایی که شیر مادر است به شیرجوش نیازی نیست. ای شیرجوش دررو

    Comment by بیژن غ — خرداد ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۱۳ ب.ظ

  57. دوستان دقیقاً می‌ش «گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ» و «ای شیرجوش دررو» را معنی کنید؟

    Comment by مریم — تیر ۸, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۵ ق.ظ

  58. ۱- مصر از قدیم به صادرات شکر معروف بوده و چون چندین منطقه دیگر در مناطق عرب نشین و آفریقا و حتی ایران نام مصر داشته اند، کلمه شکر معرف آن مصری است که داستان یوسف در آن اتفاق افتاده. پس ظاهراَ « مصر شکر» صحیح تر از « مصر و شکر» است . وزن شعر هم بهم نمی ریزد و امکان اشتباه کتابت زیاد است.
    ۲- ظاهراَ «گر نیستی تو ماده چون شیر نر به رقص آ» صحیح است و معنی شعر را آشکار می کند و آسیبی هم به وزن شعر نمی زند. امکان اشتباه در کتابت هم وجود دارد.

    Comment by شهریار — شهریور ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۵:۲۳ ب.ظ

  59. اساتید ادبیات گفتند که این شعر در مدح علی اکبر و زمان زرم در میدان کربلا رو توصیف میکنه که حضرت امام حسین این اشعار رو خطاب به علی اکبر میخونه

    تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی

    گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ

    یا این بیت

    پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد

    یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

    اشاره به میدان رزم و بازگشت علی اکبر به سمت امام حسین رو ذکر کرده

    بیخود نیست که اشعار مولوی پر از رمز و رازه و در نگاه اول به طرب و شادی میماند…..

    Comment by محمود دهقان — شهریور ۲۳, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۰۲ ب.ظ

  60. تک اهنگ محسن چاوشی اصلا کاپی از آهنگ ” صدیق شپاب اواز خوان افغانی ” است که به ریتم ” قرصک ” که یک روش سرود خوانی بومی مردمان ” پنجشیر” است اجرا گردیده است.غزل حضرت خداوندگار نیز با این روش عالی اجرا گردیده

    Comment by اسدالله شفیغ — آذر ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۲:۲۰ ب.ظ

  61. برای این شعر استاد افتخاری هم اوازی خونده اند لطفا برای دوستاران قرار دهید

    Comment by امیر حسین — دی ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۶:۱۹ ب.ظ

  62. هرکسی از ظن خود شد یار من/از درون من نجست اسرار من

    ویژگیهای اشعار قدما بخصوص مولانا و پیچیدگی آن در عین ظاهری ساده، مخاطبان را به وادی تفسیر میکشاند. به اعتقاد اینجانب بهتر است ابتدا معنی ظاهری شعر را متوجه شد و بعد به تفسیر منظور شاعر پرداخت:

    گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ: اگر تو مادی نیست، برمبنای (قدرت) آن شاه نر (به وجود آورنده ات) به رقص آ.
    ای شیر! جوش، در رو: ای کسی که مانند شیر هستی، در جوش و خروش بیا! (از خودت) فرار کن.

    دو بیت زیر هم کاملا به داستان یوسف و زلیخا و سپس بازگشت یوسف به سوی پدر اشاره دارند:
    تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی/ گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر به رقص آ
    پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد/یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ

    بالاخره،
    مصر و شکر به رقص آ: شادمانی اهالی مصر و (هرچیزی که) مبنای شیرینی است، میتواند منظور شاعر باشد.

    این هم لینک تصنیف استاد افتخاری (تکرار):
    http://shabeasheghan.ir/%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%A2-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C

    Comment by محمد (اصفهان) — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۹ ق.ظ

  63. ای شاه! عشق پرور، مانند شیر مادر/ای شیر! جوش، در رو، جان پدر به رقص آ

    Comment by محمد (اصفهان) — بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱:۴۴ ق.ظ

  64. آقای امین که موسیقی آقای چاوشی رو بی ارزش میدونین، خودتون چیزی از موسیقی سر در میارید که این حرفو میزنین؟

    Comment by nima — اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۱۶ ق.ظ

  65. سلام
    درک بنده از شعر حضرت مولانا
    این شعر برای پیر فرزانه شمس تبریزی سروده شده
    امد بهار جانا،اشاره به امدن شمس دارد که مولانا امدن او را برای خود همچو بهاری میداند که شعور انسانی را شکوفا میسازد،ای شاخ تر اشاره به حضرت مولانا که به خود می گوید شاد باش که لحظه وصال جان با جان رسید جان خود را همچو شاخه تر میداند که نیاز به شکوفای دارد ،حقیقتا مولانا ان فقیه بزرگ در وجود شمس چه می بیند که از این تعابیر زیبا استفاده می کند،و او را استاد جان ها معرفی می کند ،مولانا شیخ شهر و واعظ صاحب عابرو بعد از اشنای با شمس ریاضت های نفسانی را به پیروی گفته شمس کنار گذاشته و در کوچه های قونیه رقص می کردند،وشمس تبریزی دریچه جدید را به روی مولانا باز می کند ،مولانا جسته لاغری داشتن به جهت عبادت و روزه های طولانی که شمس تبریزی برای وصال به حضرت دوست رقص سماع را پیشنهاد می کند ،

    Comment by سپیده — تیر ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ

  66. من ندانم اینجا جای شعر و شعور و شاعر شناسی ست یا مدح و ثنای گفتن چاووشی ، اگر هم میگویید چاووشی باعث شده ما اشعار مولانای جان را بشناسیم پس گره کار از خودتان است که پیشتر کتاب نخواندید .. سپاس

    Comment by جادوگر — شهریور ۶, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۶ ق.ظ

  67. با سلام تصنیفی بسیار زیبا و خاطره انگیز ازاستاد علیرضا افتخاری هم با این شعر اجرا شده است

    Comment by حسین — آذر ۳, ۱۳۹۶ @ ۲:۱۸ ق.ظ

  68. سلام دوستان گرامی. این آوراز همانطور که میدانید خیلی فبل تر توسظ علیرضا افتخاری در دستگاه شور آواز افشاری خوانده شده و بسیار دلنشین و زیباو روحنواز است. توصیث میگنم این اجرا را هم گوش کنید.
    متشکرم

    Comment by کورش — بهمن ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۶ ق.ظ

  69. در اینجا برقصا به رقص سماع صوفی ها اشاره دارد

    Comment by شهر یار — اسفند ۹, ۱۳۹۶ @ ۴:۱۲ ب.ظ

  70. درود بر محسن چاووشی که با اهنگ های خودش نسل جدید رو با اشعار کلاسیک آشنا کرده ،…

    عده ای از دوستان از محسن چاووشی انتقاد میکن و فقط سبک سنتی موسیقی ابرانی رو مناسب این اشعار میدونن !! ازشون یک سوال دارم ؟ بنتظرتون با سبک آقای ناظری ، شجریان ، افتخاری ،… میشه به رقص آیی ؟؟؟؟

    خدا شاهده اگه مولانا هم از آرامگاهش بیرون بیاد و بگه دمت گرم محسن چاووشی ، باز یه عده ایرانی هستن که میان و میگن نه اقا ! این محسن چاووشی شعر شما رو خراب کرده ، اصلا منظور شما به رقص آمدن و شادی طرب نبوده ، منظور شما این بوده که ما بشینیم پای منقل و زوزه بکشیم و به عمق شعر شما فکر کنیم ، محسن چاووشی چی میفهمه ؟!! این ماییم که شعر شما رو درک کردیم ، شما هم بهتره بری و دوباره بمیری و خیلی هم حرف نزنی :-ا

    Comment by محمود — اسفند ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۷ ب.ظ

  71. آقایی به نام امین گفته متاسف هست برای کسانی که از اهنگ چاووشی تعریف کردن !! بعدگفته ببینید آقای هژیر مهرفروز چقدر خوب این شعر رو تبدیل به آهنگ کرده !!!!!! رفتم و آهنگ اون آقا رو گوش دادم ، ایمانم به چاووشی هزار برابر شد :-)

    شما فقط قصد داشتید که با مقایسه هژیرمهرفروز با محسن چاووشی اسم این آقا رو گنده کنی اما نابودش کردی :-ا

    Comment by محمود — اسفند ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۶:۰۵ ب.ظ

  72. سلام؛خسته نباشید…
    از کجا میشه معنی این شعر رو پیدا کرد؟
    ممنون میشم جواب بدید.

    Comment by ستایش — اسفند ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۰ ب.ظ

  73. به قسمت کامنت ها رجوع کردم بلکه از نوشته های دوستان جهت درک بهتر شعر مولانا بهره ببرم ولی بحث ها همه پیرامون حضرت چاوشی بود. ظاهرا خدمتی که حضرت چاوشی به ادبیات پارسی کرده بیشتر از مولانا بوده! که انقدر به ایشون پرداخته شده!!!

    Comment by ویتو — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۲ ب.ظ

  74. به نظر من منظور حضرت مولانا از فعل به رقص آ، نه وجه امری فعل است که فعلی ست اخباری که تمام ذرات وجود آن حضرت ز شوق آن موعود ازلی و ابدی در رقص و پایکوبی بود و تمام ذرات عالم امکان را از شوق آن یوسف مصری در رقص و پایکوبی یافته بود که زبان به بین حال گشود که چون یوسف اندر آمد مصر و شکر به رقص آ

    Comment by امیررزمجو — فروردین ۳, ۱۳۹۷ @ ۴:۲۹ ب.ظ

  75. واقعاعجیبه حاشیه پروری و حاشیه بازی ما ادما.بیچاره غزل مولاناچه سرنوشت غریبی دارداینکه فلانی یا فلانی چه خوندن چه ربطی به خوده اثر داره؟؟؟؟؟ در ربط قر کمر و رقص بندری جاوشی به اصل شعر یه نمونه میگم خودتون قضاوت کنید چقدر ارتباط داره:
    از دست و پا بریدی ای بی پا و سر برقصا:
    نه نقد داره نه فهم میخواد نه شعور عرفانی بیشتر شجاعت و همت گذشتن از دست و پا را میخواهد که هر کس که بسر نکوفته باشه در سرایی انرا میفهمد در حضور استادی که چون پدرتموم بندهای دنیوی ومادی تورا بریده دیگه کلا از صورت انسان بریدی و عزل شدی رسیدی به مایه انسانیت درین درجه خلوص از جوهره انسانی جان پدر برقصا!!!

    Comment by شایان — فروردین ۷, ۱۳۹۷ @ ۲:۵۹ ق.ظ

  76. Ya Hagh

    Salamon alikom. Man dar tool e sama shenidam:

    “Ey khosh kafan beraghsa”

    Ya Mashoogh !

    https://www.youtube.com/watch?v=N5bmqkX-Pfs

    Mir Seyed Sepehr

    Comment by Sepehr — فروردین ۷, ۱۳۹۷ @ ۸:۲۸ ق.ظ

  77. گر نیستی تو ماده، زان شاه نر برقص‌آ
    بنظر من یعنی
    اگه مثل جوشش شیر از درون جنس ماده ، جوششی از درون خودت نداری، از آن شاه نر(شمس) بهره بگیر و مسیر عرفان رو جلو برو

    Comment by آزاده — خرداد ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۰ ب.ظ

  78. جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند…

    Comment by میم.کاف.مهریار — تیر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۰۲ ق.ظ

  79. سلام
    من یه پازل خریدم که موضوعش هفت پند مولاناست..یه جمله کنارش نوشته که نمیتونم بخونمش…میشه کمکم کنین؟
    عکسش تو این آدرس موجوده
    https://www.pinterest.com/pin/370210031847104335/
    ممنونم

    Comment by هانیه — تیر ۳۱, ۱۳۹۷ @ ۳:۵۳ ب.ظ

  80. در بیت دوم ،
    ای شاه، عشق پرور، مانندِ شیرِ مادر…. صحیح است و کسره در زیر ه آخرِ لغت شاه، غلط می باشد!
    مقصود مولانا این بوده است که ای انسانیکه شاهنشاهِ عالم هستی، عشق بپرور مانندِ مادری که از عشقِ به فرزند شیر که مایهء حیاتِ نوزادش است، در جانش پرورانده می‌شود و زندگی می بخشد…
    و
    یا شاید مناجاتی باشد و دعایی که از شاهِ عالم
    ( خدا) طلبِ عشق می کند در جانِ انسانی…
    در هر حال شاهِ عشق پرور غلط می باشد!

    Comment by مولانا و عشق — دی ۱۱, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۱ ب.ظ

  81. در جواب کسانی که میگن چاوشی خوب نخونده باید بگم چاوشی بهتر از هرکس دیگری شعر های مولانا رو میخونه چاوشی سلطانه

    Comment by علیرضا — بهمن ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۳:۲۳ ب.ظ

  82. چند نفر از دوستان درباره معنی این بیت پرسیدند:

    گر نیستی تو “ماده” زان شاه “نر” برقصا

    برخلاف برخی نظرات دوستان، ماده در اینجا به معنی جماد نیست. بلکه اشاره به جنسیت مونث و در مقابل نر یعنی مذکر آمده.

    Comment by محسن میم — بهمن ۲۸, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۱ ق.ظ

  83. به دور از نفس شخصی(ego) ـ آگاهی شما از معجزه هستی هرلحظه ـ شما را برقص در میآورد

    Comment by mahyar — فروردین ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  84. با سلام خدمت همه عزیزان. چقدر تحت تاثیر نوشته حمید قرار گرفتم. خیلی زیبا بود. من کارم در علوم پزشکی است ولی عاشق ادبیات و تفاسیر عرفانی هستم. این جمع منو یاد دانشکده و دوران خوش بحث و تفسیر ادبی انداخت. چقدر دوستان افغان فرهیخته اند.

    Comment by فاطمه — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۱۷ ق.ظ

  85. سلام
    بهار جان‌ها ماه مبارک رمضان است
    شاخ تر وجود جسم ترکه‌ای حضرت مولاناست
    چون آمدن یوسف (ع) که شهری و شکری به رقص آمده است برقص درآ
    روزه و رمضان راه عاشقی است و چون شیر مادر که سبب آرامش و رشد فرزندش است روزه یک ماهه نیز چون شیر مادر است
    و بریدن از پا و سر و ….

    Comment by پرویز — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۳۸ ب.ظ

  86. باسلام و احترام به نگاه و نظر همه عزیزان اهل دل و شعر و شاعری
    آن بهار جانها هر لحظه از حق سوی ما روان است آن را با جان درک میکنی اگر نه تا ابد بدنبال معنی آن باش چه حاصل
    از لطفهای که آن بی صورت جان داده بصورتها با بودنشان و هر لحظه بجانشان حی میدم برقص آمدی بودنت در این جهان حی شدنت گشوده شدن چشمت بجهان را دمی در سکوت فکر و غیبت نفس دیدی برقص نیامدی معنی رقص بچکارت می آید
    هیچ سماع کرده ای تا بدانی شاخ تر نیز برقص خویش مشغول است نزد حق و جهان در ورای فکر بی اختیار با چشم دل در هر لحظه در رقصی از نور گردشی جان فزا و فنایی در دل زایش و حی و میت مدام و مستمر است تا چراغ جان تو روشن بجهان باشد این شادی عظیم پایکوبی جهانی را میخواند در جهان هیچ جنبشی بی اشارت او وجود ندارد پس عالم به تمنای او در جنبش رقص گونه است گویی جهان و همه ذرات آن رقصندگان آن دلبر پنهان هستند ببخشید اشک امان نمیدهد که از یار نویسم

    Comment by حجت الله ماله میر — خرداد ۳۰, ۱۳۹۸ @ ۹:۳۰ ب.ظ

  87. سلام.میخواستم بگم من شنیدم آقای شفیعی کدکنی که بعضی از شعر های دیوان شمس رو تصحیح کرده ، این شعر هم جزوش بوده و اون بیت ای خوش کمر برقص آ رو کلا نیاورده و اون رو جزو “جعلیات” میدونه . الان کی درست میگه ؟؟

    Comment by امین — تیر ۸, ۱۳۹۸ @ ۸:۱۲ ب.ظ

  88. اولا باید بگم که مولانا هم انحرافات خودش را داره و نباید انقد هم از او تعریف کنیم و از جمله آنها توهین به حضرت علی علیه السلام و مسئله ی غنا و شراب.دوما از دست اندر کاران گنجور خواهشمندم که فدایی مازندرانی،پژمان بختیاری و دکتر حمیدی شیرازی رو هم در این مجموعه قرار بدن.

    Comment by علی — مرداد ۱۳, ۱۳۹۸ @ ۴:۱۹ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره