لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. یرج میرزا را از زمره شاعران برجسته عصر مشروطیت می دانند. شاید بتوان وی را از شاعران مطرح دوران تجدد در ادبیات ایران نیز به شمار آورد. ایرج از زمره معدود شاعرانی است که در هر نوع شعر که دست به تجربه زده موفق بوده است. اما شعرهای اجتماعی او جایگاه خاصی دارد. به قول یحیی آرین پور، «در این اشعار افکار دموکراتیک به خوبی انعکاس یافته و دردهای جامعه مانند تزویر و دورویی، بیچارگی و نادانی مردم، عادات زشت و خرافات و … شدیدا مورد انتقاد قرار گرفته است و نیز در شعر او جایگاه رفیعی برای بیان وضع نامطلوب زنان در جامعه ایرانی اختصاص یافته که با یک رشته از سخنان شاعر درباره مادر و مهر مادری و اشعاری درباره کودکان و نوباوگان تکمیل می شود.»دکتر شفیعی کدکنی تصویری دقیق از زمینه اجتماعی شعر ایرج به دست می دهد، آنجا که می نویسد: «صدای اصلی مشروطیت، بیشتر، با میهن پرستی است یا انتقاد اجتماعی. و این صدا بیشتر در شعر ایرج و بهار دیده می شود.» ایرج در زندگی همواره با تنگدستی و دشواری زندگی را می گذراند. به علت سلوک اخلاقی و پاکدامنی هرگز حاضر نشد برخلاف اعتقاداتش عمل کند و بنابراین به امکانات شغلی و مالی خواص راه پیدا نکرد و همواره از این مساله با افسوس یاد می کرد و با آه و حزن مخصوصی این بیت را آهسته زمزمه می کرد:

    یاد ایام جوانی جگرم خون می کرد

    خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد

    پروفسور مار، خاورشناس روسی، که ایرج را از نزدیک دیده بود، او را چنین توصیف می کند: «مردی بود سیاه سوخته و لاغراندام و متوسط القامه و در رفتار و گفتار شکیبا و بردبار. اشعار ایرج وقتی خودش آنها را می خواند، جان می گرفت.»

    دشواری ها و مصائب زندگی سرانجام ایرج را از پا درآورد. وی در غروب ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ دچار حمله قلبی شد و سرانجام در مقبره ظهیرالدوله به خاک سپرده شد و ابیاتی از سروده های خودش بر سنگ مزارش حک شد:

    ای نکویان که در این دنیایید

    یا از این بعد به دنیا آیید

    اینکه خفته است در این خاک منم

    ایرجم، ایرج شیرین سخنم

    مدفن عشق جهان است اینجا

    یک جهان عشق نهان است اینجا

    Comment by Shayan — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۳:۳۸ ب.ظ

  2. شایان جان
    نوشتار تو ، کم از غزل شهریار نبود ، روح افزا و زیبا
    زنده باشی

    Comment by سید محمد — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۶:۵۴ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره