لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. بهتر است عنوان شعر را با رسم‌الخط رایج نوشت: زکات زندگی، چون به دلیل آنکه «ة» درست به نمایش درنیامده عنوان شعر شده است زکوه زندگی، امکان دارد با ز کوه زندگی اشتباه شود. خوب است همین تغییر در بیت دهم نیز اعمال شود.
    همچنین بهتر است مصرع اول بیت آخر برای سهولت خواندن به این شکل نوشته شود:«خود برسا به شهریار ای که درین محیط غم»

    پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما تصحیح شد.

    Comment by عماد — آذر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۶:۱۳ ق.ظ

  2. با تشکر از توصیه “عماد” در مورد نام شعر، از شما خواستارم تصحیحی که در مورد بیت دهم انجام داده اید را برگردانید، زیرا در اصل شعر بجای “زکات” ، “زکوة” می باشد و چنین تغییری اصالت شعر را از بین خواهد برد

    Comment by هادی م م — فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ @ ۱:۰۲ ب.ظ

  3. بیت اول به صورت زیر هم آمده:
    تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
    ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است؟

    Comment by مجتبی — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۱۱:۴۹ ق.ظ

  4. زهی شهریار خوشخوان خنکا اذربایجان پر مغز تاج سرمان

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۲۷ ب.ظ

  5. بیت۵و۹ از قلم افتاده
    بیت۵:لوح خدا نمایی و آئینه تمام قد بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است
    بیت۹:من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
    از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

    Comment by tanin — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۴۷ ق.ظ

  6. روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست این بیت را متوجه نمی شوم . لطفا توضیح دهید.روز تا سحر ؟

    Comment by masha — آبان ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۶:۱۶ ب.ظ

  7. روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست یعنی آنقدر آه می کشم که روزگار ستاره را سیاه می کنم

    Comment by پوریا — دی ۵, ۱۳۹۴ @ ۲:۴۸ ب.ظ

  8. روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است نمی تواند معنی ای که جناب پوریا گفتند داشته باشد چون در روز ستاره ای نیست به نظر می رسد منظور از ستاره سرنوشت و اقبال است که استاد شهریار می فرماید در روز ها با آه کردن ستاره ی اقبالم را تیره می کنم

    Comment by صبا — خرداد ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۵ ق.ظ

  9. در جواب مهسا
    به نظر بنده منظور از بیت اول اینه که شب تا سحر کار من اینست که با اه خود روزگار ستاره رو سیاه میکنم یعنی انقدر بیدار میمونم تا ستاره ها خاموش بشن و این هم یعنی شی زنده داری در فراق

    Comment by یاسر — تیر ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۴:۲۸ ب.ظ

  10. پس این بیت معروف چی میشه ” تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
    جان به فدای چسم تو این چه نگاه کردن است”

    Comment by مصطفی — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۶:۲۱ ق.ظ

  11. روز ستاره بر عکس روز زمین از شب تا سحر است.
    چرا که ستارگان در آسمان شب پیدا می شوند و تا سحر آشکارند. شاعر با شب بیداری و آه کردن تا سحر روز ستاره را سیاه می کند. تو گویی شخصی از سحر تا غروب در گوشت آه بکشد.

    Comment by علی حنانی — اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۸ ق.ظ

  12. این غزل زیبا برمیگرده به این حدیث:

    امیرالمؤمنین (علیه السلام)
    زَکَاةُ الْیَسَارِ بِرُّ الْجِیرَانِ وَ صِلَةُ الْأَرْحَام‏
    زکاتِ رفاه، نیکی با همسایگان و صله رحم است.

    Comment by عاهد — شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ

  13. منظور نام غزل و یکی از ابیات هست

    Comment by عاهد — شهریور ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ

  14. شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست . روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست . یعنی شکایت ترا فقط به ماه می کنم و روز و ستاره شب و سحر رو نادیده میگیرم و به آه تیره و تار می کنم . این هم اگر جه شکوه شحنه به کردنست

    Comment by نیکو — خرداد ۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۰۵ ب.ظ

  15. تا تو نگاه می کنی کارمن آه کردن است
    ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
    شب همه بی تو کار من، شکوه به ماه کردن است
    روز ستاره تا سحر، تیره به آه کردن است
    متن خبر که یک قلم ،بی تو سیاه شد جهان
    حاشیه رفتنم دگر ، نامه سیاه کردن است
    چون تو نه در مقابلی، عکس تو پیش رو نهم
    این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است
    ای گل نازنین من، تا تو نگاه می کنی
    لطف بهار عارفان، در تو نگاه کردن است
    لیک چراغ ذوق هم اینهمه کشته داشتن
    چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است
    من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی
    از دم مهد تا لحد، در اشتباه کردن است

    برگرفته از tarabnak.blog.ir

    Comment by بهمن — فروردین ۴, ۱۳۹۸ @ ۹:۵۸ ق.ظ

  16. در ادامه صحبت عاهد اضافه می کنم که میتواند به حدیث ” زکات علم، آموختن است” هم اشاره داشته باشد.

    Comment by مهدی — فروردین ۱۶, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۵۴ ب.ظ

  17. “پس این بیت معروف چی میشه ” تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است ”

    تو دیوان دو جلدی استاد که چاپ انتشارات نگاه هست که چنین بیتی نیست :/

    Comment by مرصاد — فروردین ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۵:۳۶ ق.ظ

  18. سلام میشه کسی مصرعِ “لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است” رو توضیح بده؟
    من متوجه این بیت نمیشم

    Comment by Asma — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۴۵ ب.ظ

  19. اسما جان
    لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست
    بهار عارفان لطیف و دوست داشتنی ست ، وقتی به تو نگاه می کنم همان لطافت احساس می شود ، نگاه کردن به ترا دوست دارم

    Comment by محسن ، ۲ — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸ @ ۸:۳۱ ق.ظ

  20. منظور از بیت “از غم خود بپرس کو با دل ما چه میکند این هم اگرچه شکوه ی شحنه به شاه کردنست” چیه؟؟؟

    Comment by Asma — خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۲۴ ق.ظ

  21. در جواب اسما
    در مصرع اول اون بیت به معشوقش میگه از غم خود بپرس که با من چه میکند و چه بلایی به سرم می آورد یعنی درواقع داره میگه غم خودت رو محاکمه کن و در مصرع دوم هم برمیگرده میگه گرچه میدونم که این شکایت من فایده ای نداره چون انگار دارم به شاه میگم که داروغه و حاکم نظامی خودت رو محاکمه کن یعنی میدونه که محاکمه نمیکنه

    Comment by محمدرضا — مهر ۳, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۰۰ ق.ظ

  22. با سلام
    اگر بعد از روز کاما قرارداده شود معنی بیت روشن میشود.
    روز، ستاره تا سحر یعنی هم روز و هم ستاره تا سحر یعنی شب کار ایشان آه کردن است.

    Comment by مزدک — مهر ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۵۹ ق.ظ

  23. با سلام ؛ بنظر اینجانب منظور از ستاره همان خورشید است ( در جریان هستید که خورشید تنها ستاره منظومه شمسیست!) بنا براین تصورم بر این است که استاد میخواهد بفرماید که روزم که در ان خورشید هم میتابد بخاطر آه و حسرت تو تاریک وسیاه است.

    Comment by علی — مهر ۲۲, ۱۳۹۸ @ ۱۲:۲۵ ب.ظ

  24. به نظرم منظور از روز همان روزگار است به این معنی که روزگار ستاره را سیاه می کنم.

    Comment by مجید — آبان ۲, ۱۳۹۸ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  25. متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان
    اینجا‌منظور از یک قلم چیه ؟

    Comment by الف — بهمن ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  26. به نظر حقیر معنی “متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان” این است که شرح ماجرا فقط یک کلام (یک جمله یا یک متن خیلی کوتاه و مختصر) است که بی تو روزگار برایم سیاه شد. و مصراع بعد میگوید بیشتر از این گفتن بیهوده است.

    Comment by بنده — فروردین ۱۱, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۰۱ ق.ظ

  27. به نظر بنده دربیت اول،مصرع اول گذر شبش رو توصیف میکنه که شبش چه سان میگذره. و در مصرع دوم هم گذران روزش رو. میگه یعنی روزم رو هم همانند شبی که از لحظه درخشش ستاره ها تا زمان خاموشی آنها، بدون هیچ بهره ای و فقط با آه و ناله سپری میشه، به سر میکنم.

    Comment by سلمان روحی — اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۹ @ ۱:۳۰ ق.ظ

  28. با سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمامی دوستان.بنده دو سه شب هستش که چندتا از شعرهای اقای شهریار رو خوانده ام و علاقه مند شدم به شعرهای ایشون.
    اگر امکانش هست لطف کنید و این چند بیت رو توضیح بدهید.

    ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین
    قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست
    [آزین]هستش یا یه چیز دیگه؟!

    لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن
    چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

    غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه
    سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

    از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند
    این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

    عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من
    رو به حریم کعبه لطف اله کردنست

    Comment by علی — تیر ۲۷, ۱۳۹۹ @ ۱۲:۵۵ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره