1. سنا به معنی نور عربی است و در قران با برق سر هم امده است سنابرق نوشته شده است . اما نور فارسی است یعنی رون برعکس شده است . چنانچه به کردی هنوز رون می گویند و نیز روشن تنها یک ش افزون دارد .

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۳ ق.ظ

  2. سگ در اوستایی اسپک بوده است در حال حاضر در روسی همین لغت را می گویند .

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۲:۰۶ ق.ظ

  3. واله به عربی یعنی شیفتگی با اندوهگینی ، ولی شیدا عبری است از شد به معنی جن و شیدا یعنی جن زده ! در کتابی از هانری کربن از ادبیات نهان روش إسماعیلی واله را با الله همریشه دانسته است که البته خداوند بهتر می داند .

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۰ ق.ظ

  4. بس که ننوشتیم از خوشروزگاری دارم جان می دهم !

    Comment by امین کیخا — مهر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۲:۱۴ ق.ظ

  5. بنویس امین کیخا ! بنویس ای دانشمند یگانه گنجور که هرسخن که میفرمایی درّی شاهوار و بی بدیل است . بنویس که ما هم بعشق خواندن سخن تو دل خوش میداریم . بنویس ای عزیز .

    Comment by شمس الحق — مهر ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۲۷ ب.ظ

  6. اساتید بیت چهارم چطور خوانده میشود.!؟

    Comment by میلادی رومی — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۳۷ ب.ظ

  7. بخشید بیت پنجم منظور بود

    Comment by میلادی رومی — مرداد ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱:۳۸ ب.ظ

  8. کای شه سلیمان لطف وی لطف را از تو شرف

    در تو را جان‌ها صدف باغ تو را جان‌ها گیا

    در مصرع اول لطف اول را به صورت جمع می خوانند لُطَف
    در مصرع دوم در همان مروارید است (دُرّ) که جان ها صدف آن هستند.

    Comment by رضا — دی ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  9. خون دراین غزل و بسیار جاهای دیگر اشاره مستقیم به کشته شدن شمس است که دوری شمس را برای جلال دین بسیار حزین و نا پذیرفتنی و خشم آور و نفرت انگیز و ناباورانه گردانیده است
    و اصلا نمی پذیرد که سرنوشت کسی مانند شمس که پادشاه دو سرا است بدست چند اوباش حکومتی رقم بخورد بلکه برعکس این او بوده است که دیو و پری و حتی سلیمان ها و آصف ها همکار و در خدمت او بوده اند کسی که آفتاب و آب حیوان در برابر او هیچ اند و سرنوشت همه را او رقم زده است هرگز نمرده بلکه هر روز زنده تر می شود و این کاری است که جلال دین آنرا دیده بانی می کند
    همیشه ازدست دادن او را با پیچیده ترین سخن بیان می دارد و در اینجا نوشته از جوش خون خود را در این باره چون مورچه های ناتوان می داند که به دادخواهی به نزد سلیمان می روند و سلیمان خود دستور کار را از لطف شمس می گیرد که همه بخشش است و مژده خرمی

    Comment by همایون — بهمن ۲, ۱۳۹۶ @ ۵:۳۵ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره