1. غُبن = ریا کاری و خُدعه
    سالوسیان = فریبکاران
    معنی بیت ۱: تو را به خدا قسم که با مدعیان تصوف کمتر نشست و برخاست ومعاشرت کن و از عاشقان وارسته و بی سر و سامان هم روی پنهان مساز!
    معنی بیت ۲: در این لباس خیلی آلودگی وجود دراد چون صوفی نماهستند. چه خوش است لباس میگساران و باده نوشان که یکرنگی در آن است.
    معنی بیت ۳: در این گروه صوفی نما، سوز عشق و مردانگی واهل درد ندیدم. ان شاء الله که مجلس انس شرابخواران قدیم خوش و از آلودگی پاک باشد.
    معنی بیت ۴: تو طبع و سرشت بسیار لطیفی داری پس تحمل درد ورنج را در مقابل عده ای ظاهر نمای خرقه پوش نداری.
    معنی بیت ۵ : اکنون که مرا سرمست و شیدا کرده ای چهره پنهان مکن. وقتی شراب لذیذم داده ای پس به دنبال آن زهر به کامم مریز.
    معنی بیت ۶: بشتاب و ریا کاری و خدعه این فریبکاران را نگاه کن که از ریا کاری آنها شیشه شراب خون دل می خورد وساز بربط نیز فریاد بر می آورد.

    Comment by ملیحه رجایی — دی ۱۳, ۱۳۸۹ @ ۴:۲۱ ب.ظ

  2. سلام وعرض ادب محضر عزیزان
    مدت زیادی درمورد مصرع دراین خرقه بسی آلودگی هست تفکر نمودم وبرایم این کلمه بسیار سبکمینمود
    تفاوت زیادی بین مصدر هستن و استن وجود دارد
    وقتی دریک لباسی آلودگی وجودداشته باشد باید ازفعل است استفاده کرد اما اینجا هست بکار رفته
    ازحضرت حافظ بسیار بعید مینمود
    بعدازتحقیق بسیار یکی از اساتید نسخه ای معرفی کرد
    دراین نسخه همان سحر حافظ وجود داشت ودرعین حال فعل است بشکل استادانه ای گنجانده شده بود
    آنچه من دىدم وبنظرنسخه صحیح همان بود اینگونه نگاشته شده بود
    دراىن خرقه بسى آلودگی هاست

    Comment by مهدى.ر — خرداد ۴, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۲ ب.ظ

  3. در این خرقه بسی آلودگی هست،
    یعنی:
    در این خرقه آلودگی های بسیاری هست
    نمی توان گفت است

    و این نادرست است:
    در این خرقه آلودگی های بسیاری است!!
    مانند این است:

    در این باغ درختان بسیاری هست
    و نمی توان گفت
    در این باغ درختان بسیاری است

    Comment by مختار — دی ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۵ ق.ظ

  4. این شعر را حسام‌الدین سراج در آلبوم لبخوانی باران، در تصنیف دُرد نوشین خوانده است:
    http://www.aparat.com/v/torFn

    Comment by محسن خانی — آبان ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۹:۵۵ ب.ظ

  5. چو مستم کرده‌ای، مستور منشین ..

    Comment by نادر.. — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۳ ق.ظ

  6. خدا را کم نشین با خرقه پوشان
    رُخ از رندان بی‌سامان مپوشان
    خرقه پوشان: صوفیان، زاهدان وعابدان
    رندان: آزادگان ووارستگان ازقید وبند دُنیی ودینی
    ظاهراً حافظ دراین غزل درتلاش است که دوست والامقام وبا پادشاهِ عزیزی را ازنزدیک شدن به متشرّعین ِ متعصّب، زاهدان ریاکار ویکسویه نگرپرهیزدارد. خرقه پوشانی که خودبین وتمامیّت خواه هستند وجزخود دیگران راناحق وباطل می شمارند. حافظ خرقه پوشی را اساساً با خودنمایی وفریبکاری دیگران برابر دانسته ومعتقد است که کسی که صادقانه به دنبال تهذیب وپالایش نفس است نیازی به پوشیدن لباس مخصوص وجداسازی خود ازمردم ندارد وبا لباس معمولی نیز این کارمیسّر وامکانپذیراست. حافظ همیشه ازاین قشریّون متعصّب بیزاربوده وسعی کرده دیگران رانیزاز ترفندهای فریبکارانه ی آنها آگاه سازد تادردام جهل ونادانی گرفتارنشوند.
    معنی بیت: محض رضای خدا سعی کن ازخرقه پوشان دوری کنی باآنها نشست وبرخاست مکن واز وارستگان وآزادشدگانِ ازبندِ تعلّقات دینی ودُنیی روی گردان مباش.
    فدای پیرهن چاک ماهرویان باد
    هزارجامه ی تقوا وخرقه ی پرهیز
    در این خرقه بسی آلودگی هست
    خوشا وقتِ قبای می فروشان
    “وقت” به معنای حس وحال وجایگاهی که هرکس درآن قراردارد
    قبا: نوعی لباس جلوباز بلند مردانه که دو طرف جلو آن با دکمه بسته می‌شود. خرقه وقبا ازآن جهت تفاوت دارند(حداقل دراین غزل) که “خرقه” لباس ویژه ی صوفیان و “قبا” لباس معمولی بوده که همگان استفاده می کردند ومنتسب به فرقه ی خاصی نبوده است.
    معنی بیت: دراین خرقه آلودگی های بسیاری مانند: تزویر وریاکاری، نیرنگ و فریبکاری، خودبزرگ بینی، انگشت نما شدن ودرکانون توجّه دیگران قرارگرفتن وحُقّه بازی و….وجود دارد ای خوشا به حال خوب وجایگاه می فروشان وخوشا به لباس می فروشان که بی رنگ وبی ریا وساده هستند.
    بردرمیخانه رفتن کاریکرنگان بود
    خودفروشان رابه کوی می فروشان راه نیست.
    دراین صوفی وَشان دَردی ندیدم
    که صافی باد عیش دُردنوشان
    صوفی وَش: کسی که ازروی ریا ادای صوفی رادرمی آورد.
    صافی باد: از آلودگیها عاری وپاک هست.
    دُرد: آنچه از مایعات خصوصاً شراب ته‌نشین شود و در ته ظرف جا بگیرد؛ لای؛ لرد. رندان تهیدست به سبب گرانتربودن شراب ناب دخالص، دُرد می نوشیدند.
    معنی بیت: دروجودِاین خرقه پوشان که گمان می کنند صوفیگری همان خرقه پوشیست هیچ دَردی ازعشق واشتیاق وجود ندارد آنها ازبی دَردی وصرفاً به منظورخودنمایی،اَدای صوفیگری(پاکدامنی وخودسازی) رابه نمایش می گذارندوخود ودیگران رامی فریبند لیکن رندانِ دُردنوش، بی ریا وپاک نهادند و ازآلودگیها عاری هستند.
    ساقی که جامت ازمِی صافی تهی مباد
    چشم عنایتی به من دُردنوش کن
    تونازک طبعی وطاقت نیاری
    گرانی‌های مُشتی دَلق پوشان
    باتوجّه به نازک طبع بودن مخاطب، احتمالاً غزل خطاب به شاه شجاع محبوب دل حافظ سروده شده است. شاه شجاع خودشاعر واهل ذوق ودارای دلی نازک وروحی حسّاس بود به همین سبب حافظ به اونازک طبع گفته است.
    گرانی: سرسنگینی، کج خُلقی و تکبّر، خشونت طلبی
    دَلق پوشان: خرقه پوشان
    معنی بیت: ای عزیز تودارای طبع نازک ولطیفی هستی ونمی توانی خشکه مغزیها،کج خُلقی ها وخشونت طلبی های عدّه ای خرقه پوشِ متعصّبِ خودبین راتحمّل کنی چشمانت رابازکن و ازآنها دوری بگزین.
    به زیردلق ملمّع کمندها دارند
    درازدستی این کوته آستینان بین
    چو مستم کرده‌ای مَستور منشین
    چونوشم داده‌ای زَهرم منوشان
    مستور: پوشیده
    معنی بیت: ای محبوب، وقتی که اینچنین مرا به باده ی عشق ات مست کرده ای حال مراخراب و روی ازمن نهان مکن وقتی که شربت شیرین محبّت به من عطا کرده ای دیگر برای من زهرمنوشان وکامم راتلخ مکن بامن بِه ازاین باش.
    دل ازمن بُرد وروی ازمن نهان کرد
    خدارابا که این بازی توان کرد!
    بیا وزغبْن ِ این سالوسیان بین
    صُراحی خون ْدل وبَربط خروشان
    غبْن: خُدعه ونیرنگ،ضرر وزیان
    سالوسیان: مکّاران وحیله گران
    صُراحی: ظرف شیشه‌ای یا بلوری شکم‌دار و دهانِ تنگ که در آن شراب می ریختند؛ ظرف شراب؛ تُنگ شراب، دراینحا صراحی به واسطه ی شراب سرخی که دردرون آن دارد دلش پرخون است.
    بَربط: عود، از آلات موسیقی شبیه تار با کاسه‌ای بزرگ‌تر و دسته‌ای کوتاه‌تر دارد دراینجا ازمَکر وحیله ی تقواپیشگان نالان است.َ
    معنی بیت: ای حبیب، ببین که چگونه ازخُدعه ونیرنگ ریاکاران،صُراحی چقدرخونین دل است وبربط نالان.
    دل به مِی دربند تا مردانه وار
    گردن سالوس وتقوا بشکنی
    ز دلگرمیّ حافظ بر حذر باش
    که داردسینه‌ای چون دیگ جوشان
    “دِل گرمی” : ایهام دارد هم به معنی امیدواری، هم به معنای دلِ آتش گرفته و سوزِ دل آمده است.
    معنی بیت: از سوزدل وآه ِ آتشناکِ حافظ پرهیز کن که حافظ سینه ای آتشین همچون دیگ ِجوشان دارد. بامن نامهربانی مکن وازآه جگرسوز من بپرهیز.
    مکن کزسینه ام آه جگرسوز
    برآید همچودودازراهِ روزن

    Comment by رضا ساقی — مهر ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۸ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره