1. بیت اول ،مصرع دوم “شبی خوش است بدین “وُصله اش” دراز کنید” آورده شده در چندین نسخه ی معتبر من جمله علامه قزوینی و قاسم غنی.
    - از لحاظ معنایی هم به نظر صحیحتر میرسه از آنجا که “وصله” با “گره” در مصرع اول تناسب معنایی داره.

    - از لحاظ وزن شعر هم به نظر صحیحتره: “وُصله” با ضمه روی “و”.

    Comment by ساغر — اسفند ۱۳, ۱۳۹۱ @ ۷:۴۷ ق.ظ

  2. متن این شعر توسط خواننده شناخته شده سیامک عباسی خوانده شده اما بیت اول اینطور خوانده میشود
    معاشران گره از زلف یار باز کنید

    شبی خوش است بدین حیله اش دراز کنید

    Comment by hamid — دی ۳, ۱۳۹۲ @ ۱:۰۳ ب.ظ

  3. بیت دوم از مصراع هفتم بدین گونه هم نوشته شده :
    نمرده به فتوای من بر او نماز کنید

    Comment by حسین افتخار — دی ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۴:۴۰ ب.ظ

  4. در جواب ساغر باید بگویم که ارتباط معنایی زیبایی بین شب و قصه وجود دارد زیرا قصه شبانه در قدما بسیار مشهور بوده است. من به نظرم این ترکیب زیباتر از وصله است.

    Comment by علی — شهریور ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۵ ق.ظ

  5. سلام

    توجه داشته باشید که در اینجا قصه ایهام داره. یکی از معانی قصه موی بلند هست و به این اعتبار قصه صحیح هست نه وصله یا هر کلمه دیگری.

    Comment by عظیم — مهر ۷, ۱۳۹۳ @ ۹:۱۷ ب.ظ

  6. حقیر حافظ شناس و حافظ پژوه نیستم ، اما والله که با خواندن این غزل رعشه بر تنم افتاد .

    Comment by شمس الحق — مهر ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۱ ق.ظ

  7. حق با جناب عظیم است .

    Comment by شمس الحق — مهر ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۳ ق.ظ

  8. این غزل جزو محبوب ترین غزلهای حضرت حافظ پیش منه..
    ضمنا بنده هم با خود کلمه قصه موافق هستم

    Comment by محمد حافظ — مهر ۱۹, ۱۳۹۳ @ ۱:۱۴ ق.ظ

  9. زیبایی قصه در اینه که قدیم ها شب ها قصه می گفتند که شب کوتاه به نظر بیاد . حافظ میگه با قصه عشق شب طولانی میشه

    Comment by خسرو — آبان ۴, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۳۵ ق.ظ

  10. یا لطیف،

    هر چند از ویژگی های مهم غزل یکی آن است که جز بیت مطلع و بیت تخلص سایر ابیات را می توان جا بجا کرد بدون آنکه خللی در مفاهیم و پیام اصلی وارد شود، ولی در این غزل اگر ابیات را به ترتیب زیر بخوانیم پیوستگی مفاهیم بهتر و قدری دلنشین تر می نماید:

    معاشران گره از زلف یار باز کنید

    شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

    حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

    و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

    نخست موعظه پیر صحبت این حرف است

    که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

    رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند

    که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

    گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

    میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

    چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

    هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

    بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

    وگر طلب کند انعامی از شما حافظ

    حوالتش به لب یار دلنواز کنید

    Comment by م. طاهر — آبان ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۱:۳۹ ق.ظ

  11. بیت :

    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
    گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

    حیرت انگیزه .
    از اعتمادی میگه که در بحرانی ترین لحظات زندگی به کمکمون می یاد .
    اصلا اگر خدا قابل اعتماد نباشه چه مشکلی از ما حل میشه ؟
    اگه عدالت گاهی وقتا اجرا بشه و گاهی وقتا نشه ,
    اگه بار کج گاهی به منزل نرسه و گاهی برسه ـ
    اگه خدا گاهی با حق باشه و گاهی نباشه ـ
    ما رو چی میتونیم حساب و برنامه ریزی کنیم .
    مثل اینه که دو دو تا گاهی چهارتا بشه و گاهی پنج تا ـ
    دیگه نه علمی قابل دستیابیه نه عدلی ـ
    دنیای ترسناکی میشه ـ
    فقط در اینصورت که ما اعتماد به یک حقیقت خطا ناپذیر بکنیم روی خوشی و شادی رو میبینیم .

    Comment by روفیا — آذر ۷, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۵ ب.ظ

  12. بنده بیت ششم را به این صورت شنیده بودم:
    نخست موعظه پیر می فروش این است که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

    Comment by رضا — دی ۴, ۱۳۹۳ @ ۸:۳۶ ق.ظ

  13. دوستان نظر مرحوم مجتبی‌ مینوی،وصله است با ضم واو به معنی موی بلند،ایشان میفرمایند قصه برای کوتاه کردن شب است نه دراز کردن آن.

    Comment by امیر حسین — اردیبهشت ۳, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۳۹ ق.ظ

  14. من یه دیوان قدیمی دارم مصراع دوم بیت اول رو اینجوری نوشته که به نظرم زیبا تره:
    شبی خوش است بدین *وصلتش* دراز کنید

    Comment by فاطمه — مرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۱:۴۸ ب.ظ

  15. نخست موعظه پیر می فروش این بود (است)
    که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
    و خداوند آگاه تر است.

    Comment by ادب دوست — مرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۳:۱۲ ب.ظ

  16. یالطیف
    فالی درمدح این غزل:
    ای صاحب فال، بدون عشق وبی مهری
    زندگی بدون معناست ،درمقابل ،،،،،،،،،،،،،،،،
    خواسته هایتان کوتاه نیاییدبه صراحت
    بایدبیان شودکه ازنزدیکان نامطلوب،،،،،،،،
    پرهیزکنیدکه شماراازهدف اصلیتان دور،
    خواهندکرد.دست به خیرداشته باشید،،،،،
    وآنچه موجب حسادت دیگران می شودبه
    نمایش نگذاریدتاازچشمان بددوربمانید،،،،،
    میزان توکلتان به خداراافزایش دهید.

    Comment by کمال — آبان ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۵۸ ب.ظ

  17. سلام به همه دوستان فرهیخته
    لطف کنید و بفرماییدکحا میتوان معنی واژه وصله (با واو مضموم)را یافت . سپاسگزارم

    Comment by بینوا — بهمن ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  18. وُصله: بر موی افزودن
    اکستنشن کردن!

    Comment by Anonymous — بهمن ۱۹, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۲۶ ب.ظ

  19. @ساغر عزیز، اتفاقا در نسخه غنی-قزوینی، “قصه” اومده و خبری از “وصله” اونهم با ضمّ واو نیست. لطفا مراجعه دقیقتری کنید.

    @ناشناس عزیز، من چنین معنایی رو که برای وصله با ضمّ واو برشمردید مرددّم. لطفا منبعی رو برای چیزی که گفتید معرفی کنید. معهذا اگه حتی معنائی رو هم که گفتید صحیح باشه، ابدا درخور شان ادبیات پارسی نیست که برای معنی واژگان از کلمات غربی وام بگیریم.

    Comment by عیسی — بهمن ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۷:۳۷ ب.ظ

  20. عیسی جان، عزیزجان، وصله صحیح است و جسارتا محل بحث وجود ندارد.

    Comment by Anonymous — بهمن ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۸:۱۰ ب.ظ

  21. ناشناس‌جان، عزیزجان، برادرجان، گرامی‌جان: مسلما هیچ‌یک از من و شما درحدی نیستیم که بخوایم چنین حکم قطعی‌ای رو صادر کنیم و هرگونه ادامه‌ای رو ببرّیم. به نظرم با این مقدار اعتمادی که در سخنانتون القا می کنید، مشخصه که مقالاتی همچون “این کیمیای هستی دکتر کدکنی” رو مطالعه نکردید و یا بصورت سطحی از کنار اون گذشتید. صراحتی راجع به اینکه وصله با ضم واو دقیقا بمعنی “اکستنشن کردن” موی هست، متاسفانه وجود نداره. بلکه معانی مرتبط با موی رو در این باره میتونیم بپذیریم. همچنین درباره این بیت تمایل آرای بزرگان، به سمت قصه سنگینی می‌کنه. بنابراین، علیرغم این جریان با این شدت و حدت اطمینان،رای شما مبنی بر صحت بیت با وصله به ضم واو باید حاوی گزاره های بسیار مستدلی باشه. اما در پاسخ شما خبری از هیچ‌یک از آنها نبود و احتمالا هم نیست.

    Comment by عیسی — بهمن ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۸ ب.ظ

  22. فرزندم، شما از کجا می دانی که بنده در حد آن چه که شما تصور کرده ای نیستمیا هستم
    شفیعی هم یکی از کارشناسان ادبیات است

    Comment by Anonymous — بهمن ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۹ ب.ظ

  23. دقیقا. شفیعی یک کارشناس ادبیاته. اما به لحاظ عمق دانش شناخته شده هست. این رو نمیشه کتمان یا در لفافه کمرنگ کرد. تازه موضوع این نیست. بلکه منظور من اشاره به یک مقاله تفصیلی توام با استدلال بود و نه “دیکته نظر شخصی” که این است و جز این نیست. قطعیت در ورای استدلال و اندیشه قرار نداره. بنابراین رد یک نظر اشتباه بهیچ وجه تعارف بردار نیست. حتی اگر این نظر اشتباه از جانب شخصی باشه که ۱۰۰ سال ادبیات خونده.

    Comment by عیسی — بهمن ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۱:۴۴ ق.ظ

  24. جسارتا محل بحث وجود ندارد.
    یعنی چه؟
    آیه ی منزل هم که باشه جای بحث داره
    زهی خود بزرگ بینی

    Comment by حسین — بهمن ۲۹, ۱۳۹۴ @ ۲:۰۷ ق.ظ

  25. جسارتن بندە هم چندبار “وصله” را به جای ” قصه ” قراردادم و بیت رو ازنو خوندم اما نتونستم زیبایی و اعجاز کلام حافظ رو کماکان ببینم ، درسته که شب خودش درازه و تاریک و ناخوش و بیمناک و کاربرد قصه در آن زمان برای کوتاه کردن و تلطیف و تخفیف این کیفیات از شب بوده ، اما حافظ در ابتدای مصرع دوم کدگذاری مهمی میکنه و میگه شبی”خوش” است!
    به عبارتی شبی که در اون گره از زلف یار بازبشه دیگه ضرورتی برای کوتاه کردنش نیست و در اینجا “قصه” معنای دیگه ای داره و دقیقن کاربریش معکوس شده و معجزه حافظ هم همینجاست ، انگار بگوییم آب در ظرف بریزید تا خالی شود (به جای پر شدن ) و واقعن هم بشه !

    Comment by نیکزاد — خرداد ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۸ ب.ظ

  26. با سلام
    وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان می باشد و بحر آن مجتث مثمن مخبون مقصور است .
    لطفا اصلاح شود .

    Comment by سعید رضایی( کارشناس آموزش زبان و ادبیات فارسی )دبیر ناحیه دو رشت ) — دی ۱۶, ۱۳۹۵ @ ۴:۵۲ ب.ظ

  27. هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
    بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
    وه که چقدر این بیت زیبا و پر معنیه…حقیقتی محض که حافظ به زیبایی هرچه تمامتر کلمات را چون جامه ای بر تن مفهوم آن پوشانده

    Comment by سولماز — فروردین ۱۶, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۲ ب.ظ

  28. با سلام خدمت بزرگان شعر و ادب
    لطفا در مورد این دو مصراع بنده را راهنمایی فرمایید که چرا حافظ در یک مصراع می فرماید: میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
    و در مصراع دیگر در غزلی دیگر میفرماید: میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
    اگر به گفته حضرت حافظ عاشق و معشوق یکیست پس چرا فرق بسیار است؟
    پیشاپیش کم خردی بنده را به بزرگواری خودتان ببخشید.

    Comment by مهربان — تیر ۶, ۱۳۹۶ @ ۹:۰۵ ب.ظ

  29. @مهربان
    در این بیت این غزل، می گوید وقتی یار ناز می کند، شما هم ناز نکنید. شما نیاز کنید. بالاخره فرقی میان عاشق و معشوق باید باشد دیگر! اگر او هم ناز کند و شما هم ناز کنید، پس چه فرقی بین عاشق و معشوق هست؟ به عبارتی اگر معشوق کارش ناز کردن است، عاشق هم کارش ناز کشیدن و نیاز کردن است.
    اما بیتی که می گوید میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست، مخلّ این معنی نیست. نمی گوید میان عاشق معشوق هیچ فرقی نیست! می گوید حائل (جدا کننده) ای میان عاشق و معشوق وجود ندارد. {و تو خودت حجاب خودت هستی حافظ! از میان برخیز و حائل میان عاشق و معشوق نشو!}

    عاشق و معشوق می توانند با هم فرق داشته باشند (و البته که فرق دارند و فرق بسیار است!) اما می تواند حائل و حجابی بین آن ها وجود نداشته باشد (و می گوید که هیچ حائلی هم بین آن ها نیست). توانستم منظورم را بیان کنم؟

    Comment by سهیل قاسمی — تیر ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۹ ب.ظ

  30. @سهیل قاسمی
    با درود و عرض ادب، از پاسختان بسیار سپاسگزارم

    Comment by مهربان — تیر ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  31. #ﻣﻌﺎﺷﺮﺍﻥ ! ﮔﺮﻩِ ﺯﻟﻒ ﯾﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﯿﺪ
    ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺵﺳﺖ ﺑﺪﯾﻦ ﻭُﺻﻠﺘﺶ ﺩﺭﺍﺯ ﻛﻨﯿﺪ

    ﻭُﺻﻠﻪﺍﺵ ‏(ﯾﺎ ﻭَﺻﻠﻪﺍﺵ ‏) : ۳۱ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۰۱ ، ۸۰۳ ، -۸۱۴ ۸۱۳ ،
    ۸۱۹ ، ۸۲۱ ، ۸۲۲ ، ۸۲۳ ، ۸۲۴ ، ۸۲۵ ﻭ ۲۲ ﻧﺴﺨﮥ ﺩﯾﮕﺮ ‏) ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ،
    ﺟﻼﻟﯽ ﻧﺎﺋﯿﻨﯽ - ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﻭﺻﺎﻝ، ﺛﺮﻭﺗﯿﺎﻥ

    ﻭُﺻﻠﺘﺶ : ﺩﻭ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۱۳ ، ۸۶۲ ‏) ﻋﯿﻮﺿﯽ، ﺳﺎﯾﻪ

    ﻓﻀﻠﻪﺍﺵ : ۲ ﻧﺴﺨﻪ ‏(۸۱۶ ، ۸۱۸ ‏)

    ﻗﺼّﻪﺍﺵ : ۴ ﻧﺴﺨﻪ ‏« ۸۲۷ ، ۸۹۳ ، ۸۹۴ ﻭ ﺑﯽﺗﺎﺭﯾﺦ ‏( ﻣﺢ«(
    ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ - ﻏﻨﯽ، ﻧﯿﺴﺎﺭﯼ، ﺧﺮﻣﺸﺎﻫﯽ- ﺟﺎﻭﯾﺪ

    ﺣﯿﻠﻪﺍﺵ : ۲ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۵۴ ﻭ ﺑﯽﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﮥ ﻣﺠﻠﺲ ‏)
    ۴۱ ﻧﺴﺨﻪ ﻏﺰﻝ ۲۳۹ ﻭ ﻣﻄﻠﻊ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
    ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ
    ﺧﻮﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﻓﺘﺢ ﻭ ﮐﺴﺮ ﻭ ﺿﻢ ﺍﯾﻬﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻘﺒﻮﻝﺗﺮ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ﺍﻣﺎ
    ‏« ﻭُﺻﻠﺖ ‏» ﺑﺎ ﺗﻘﺎﺑﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ‏«ﻓُﺮﻗﺖ ‏» ﻭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﯿﺖ ﻭ ﻏﺰﻝ
    ﺩﺍﺭﺩ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺿﺒﻂ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ
    ﻧﺴﺦ ﻧﯿﺰ ‏« ﻭُﺻﻠﻪ‏» ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻣﻼﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ. ﻫﺮﭼﻨﺪ
    ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻧﺠﻔﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﻭﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ
    ‏«ﺑﺪﯾﻦ‏» ﺑﺎﯾﺪ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ : ‏( … / ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﯾﻦ، ﻗﺼﻪﺍﺵ
    ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﯿﺪ ‏) ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻘﻄﯿﻊ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻭ ﺳﻼﺳﺖ ﺑﯿﺖ ﺑﻪ
    ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
    ﻧﮏ : ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻧﺠﻔﯽ، ‏« ﻣﻌﺎﺷﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﺍﺯ ﺯﻟﻒ ﯾﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ‏» ،
    ﻣﺠﻠﮥ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺎﻩ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ، ﺱ ۷ ، ﺵ ۸۲ ‏( ﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۸۳ ‏)
    ﺻﺺ -۴۱ .۳۸

    @hafezsharafi

    Comment by امیر طلوعی — شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۳:۲۳ ب.ظ

  32. خواجه خود در جایی دیگر می گوید:
    گفتمش زلف به خون که شکستی ؟ گفتا
    حافظ ! این قصه دراز است به قرآن که مپرس
    زلف و شب و قصه و…. چنین روشن دوستان به کار وصله پینه و اکستنشن!! سر گرم کرده اید؟؟

    Comment by شمس شیرازی — شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۴ ق.ظ

  33. دوستان به طور قطع میگن که این غزل اینجوره و جور دیگه ای نمیشه خونده بشه در حالیکه زیبایی غزل های حافظ به همینه که معانی مختلفی میشه ازش برداشت کرد. اگه بخونیم «بدین وصله اش دراز کنید» بین زلف و گره و شب(در اینجا معنی موی مشکی یار رو پیدا میکنه) و وصله و دراز(بازهم در اینجا منظور، موی یار خواهد شد)، مراعات نظیر داره و بسیار زیباست. اگه هم بدین قصه اش بخونیم بازهم زیبایی خودشو داره.

    Comment by رضا — آبان ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۵:۰۸ ق.ظ

  34. مهربان مهربانم،حافظ عزیز،راههای رسیدن به حق راهم خوب می دانست هم تجربه کرده بود درمصرع میان عاشق ومعشوق فرق بسیاراست اشاره به طلب سالک دارداما درمصرع میان عاشق ومعشوقحایل نیست مرحله فنا رابیان می دارد.کامل ترازاین تفسیرراکامل تران دانند.

    Comment by rah — آذر ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۲۱ ق.ظ

  35. در بیت اول: شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید. یک پرسش جدی مطرح می شود، شب با قصه کوتاه می شود و نه دراز
    به نظر می رسد کسانی که به جای قصه، وصله خوانده و یا ضبط کرده اند، از حیث مفهوم دقیق تر و البته قصه از لحاظ موسیقی گوش نواز تر است.
    شکل دیگری هم خوانده شده است. بدین فضله اش دراز کنید. فضله به معنای سر گیس است که دختران آن سرگیس ها را به موی طبیعی خود پیوند می زدند و مویشان تا کمرگاه آویخته می شد. این رسم همچنان در بین زنان عشایر دیده می شود. شب با پیوند سرگیسوان سیاه دراز تر می شود.

    Comment by مهاجرانی — اسفند ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۵:۱۷ ب.ظ

  36. من فکر میکنم معنی ظاهری بیت معاشران گره از زلف یار بازکنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید ایگونه باشه.وقتی گره از زلف یار باز میشه زلف درازتر میشه و زلف یار هم مثل شب سیاهه حافظ میگه معاشران گره از زلف یار باز کنید و این موی یا شب خوش رو با باز کردن گره قصه اش رو دراز کنید چنانکه سعدی فرمود عمر من است زلف تو بو که دراز بینمش

    Comment by سبحان — اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۴:۱۶ ب.ظ

  37. فکر کنید دل شکسته و غمگین و مغموم کتاب حافظ رو برمیداری و اشک ریزان بعد از خوندن فاتحه ای کتاب رو باز میکنی و این شعر زیبا میاد:
    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد/ گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید…… خودتو به خدا میسپاری و ازش میخوای کمکت کنه.
    چند روز بعد وقتی اوضاع کمی رو به راه میشه دوباره میری سراغ حافظ و یک بار دیگه کتاب رو باز میکنی و دقیقا همین صفحه میاد و تازه متوجه صفحه رو به روش هم میشی که میگه:
    ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
    خدایا ممنونم ازت به خاطر بودنت و امیدم فقط به توست. خدایا کمکم کن
    التماس دعا دوستان

    Comment by مهدیه — شهریور ۱۴, ۱۳۹۷ @ ۸:۴۴ ق.ظ

  38. معاشران گره از زلف یار باز کنید
    شبی خوش است بدین قصّه‌اش دراز کنید
    معاشران: یاران و رفیقان ، همدمان و دوستان
    “گره اززلف یاربازکردن” کنایه ازبرطرف کردن مانع ودعوت یاربه راحت تروصمیمانه تربودن است. به موازات گشوده شدن گره زلف وگره بندقبای یار،دردلهای عاشقان نیزگشایش ایجادمی شود،تعارف ها رنگ می بازد وفضا برای صمیمیّت ونزدیکترشدن به یارمهیّا می گردد.
    “شبی خوش است” ایهام دارد: ۱- گیسوان سیاه یاربه سیاهی شب تشبیه شده است.۲- شبی دلپذیروخوش است.
    “قِصّه” نیزایهام دارد: ۱- داستان،ماجرا ۲- شرح حال ۳- خبر،حدیث ۴- کار ۵- خلاصه، مختصرضمن آنکه با خوانش ِقَصَّه معنای “موی پیشانی” حاصل می شود
    بدین قصّه اش درازکنید: بااین “کار-بابازکردن گره ازگیسوان یار” این شبِ خوش را(زلف یاررا)بلندترکنید. ضمن آنکه بادیگرمعناهای یادشده ی “قصّه” نیزدامنه ی معنای بیت توسعه پیداکرده وژرف ترمی شود.
    معنی بیت:ای همدمان وای دوستان، گره گیسوان یاررابگشاید) مانع دسترسی به یارراازمیان بردارید تا فضای محفل صمیمانه تروبی تعارف ترگردد) امشب شبی خوش وخاطره انگیزاست یا گیسوان سیاه یاربسان شب تاریک وسیاه است بابازکردن گره، این شب خیال انگیزرا درازتر کنید این قصّه( بادرنظرگرفتن همه ی معناها) هرچه درازترباشد خیالپرورتر،خیال انگیزتر وخوشتر خواهدبود.
    شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
    کوته نتوان کرد که این قصّه دراز است
    حضورخلوت اُنس است و دوستان جمعند
    و اِن یکاد بخوانید و در فراز کنید
    اُنس :آرام یافتن به چیزی، الفت،همدمی ومصاحبت
    واِن یکاد: آیه ی ۵۱ سوره ی قلم که درمیان مردم به آیه ی دفع چشم زخم معروف است. همه ی ما این آیات را بارها شنیده ایم، خیلی ها قاب عکسی از این آیات را بر در و دیوار خانه زده و بعضی نیز این آیه را بر کاغذی نوشته وهمیشه همراه خود دارند تااز چشم زخم دیگران درامان باشند. حافظ به همدمان خویش توصیه می کند که این آیه راقرائت کنندتا مباد ازاینکه امشب به یار دسترسی دارند مورد حسادت دیگران قرارگرفته واحیاناً زخم چشم بخورند.
    فراز کنید : هم به معنای بازکنید هست هم به معنای ببندید لیکن باتوجّه به اینکه خلوت اُنس است احتمالاً “درببندید” که تضمین کننده ی خلوت است مدّنظرخواجه بوده است.
    معنی بیت: حال که همدلان ومَحرمان دراین خلوتِ روحانی گردهم آمده و حضورپیداکرده اندواِن یکادبخوانید و دررابربندیدتاباآرامش خاطر در کنار یارفیض ببریم وهیچ چیزی نتواند خلوت مارابرهم زند.
    آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
    یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است
    رُباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
    که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
    رُباب : از آلات موسیقی شبیه تار که کاسه ی آن کوچک‌تر و در قدیم دارای دو سیم بوده و آن را با کشیدن کمانه یا آرشه می‌نواخته‌اند؛ رواوه.
    چنگ : یکی از سازهای سیمی که به وسیله ی انگشتان دست نواخته می شود.
    گوش هوش : گوش دل وجان، گوشی که باآگاهی وهوشیاری سپرده شود.
    اهل راز: آنانکه دارای معرفت وآگاهی وهستند آنهاکه رازموسیقی وعشرت وخوشباشی رامی دانند.
    معنی بیت: رباب وچنگ باصدای بلند می گویند به سخنان کسانی که صاحب معرفت وآگاهی هستند با اشتیاق وهوشیاری گوش دل بسپارید.
    چنگ خمیده قامت می خوانندبه عشرت
    بشنوکه پندپیران هیچ اَت زیان ندارد
    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
    گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
    غم پرده برشما ندرد : پرده دری به معنای رسواسازیست امّا دراینجا به معنای این است که غم نتواندوارد دل وجان شما گردد وشما رامبتلا کرده وبه زحمت اندازد.
    اعتماد :اطمینان و تکیه کردن بر کسی ، توکّل وسپردن امورات به کسی
    کارساز : کنایه از خداوند
    معنی بیت: به جان عزیز دوست که اگردرکارهایتان به خداوند توکّل کنید وامورات خود رابه اوبسپارید هرگز غم واندوه نمی تواندوارد حریم دل وجان شما شده وشما رامبتلا کرده وبه زحمت اندازد.
    چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
    آن بِه که کارخود به عنایت رها کنند
    میان عاشق ومعشوق فرق بسیار است
    چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
    نیاز:درخواست و تمنّا ،اشتیاق و آرزومندی
    معنی بیت: عاشق باید به تفاوتهایی که بامعشوق دارد آگاهی داشته باشد وگرنه دچارانحراف ولغزش خواهد شد ازعاشق اشتیاق واظهار نیاز خوشست وازمعشوق عشوه واِفاده وناز.
    این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند
    نخست موعظه ی پیر صحبت این حرف است
    که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
    موعظه : اپندوندرز
    پیر صحبت : کنایه ازمرشد و پیر،کسی که کارآزموده ی سخنرانی واندرزگوئیست.
    مصاحب :هم صحبت وهم نشین
    ناجنس : بدکردار، فرومایه
    معنی بیت: هم اوکه درسخنوری واندرزگویی پیروباتجربه هست مارا به پرهیزازهم نشینی بافرومایگان توصیه کرده است.( ازبدجنسان دوری کنید که هم صحبتی باآنها عذابی دردناک است)
    چاک خواهم زدن این دَلق ریایی چکنم
    روح راصحبت ناجنس عذابیست الیم
    هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
    بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
    معنی بیت: هرکسی که درطریق عشق گام برندارد ودرحوالی عشق تنفّس نکند ودلش به عشقورزی نطپد پس به رای ونظرمن برچنین کسی می توان نمازمیّت خواندچراکه اومرده ای متحرّک بیش نیست وبه ظاهرزنده هست( امّا برعکس اگرکسی درطریق عشق گام بردارد حتّا اگرکشته شده ومرده باشد اوزنده ی جاوید است وبه ظاهرمرده است)
    هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
    وگرطلب کند انعامی از شما حافظ
    حوالتش به لب یار دلنواز کنید
    معنی بیت: واگرحافظ ازشما طلب پاداش وانعام بکند اورابه لب نوشین یارحواله دهید که هیچ پاداشی حافظ راراضی وخشنودنمی کند الّا بوسه ی شکریت و جانبخش ازلب یار.
    طمع به قند وصال تو حد ما نبود
    حوالتم به لب لعل همچوشکرکن

    Comment by رضا ساقی — دی ۱, ۱۳۹۷ @ ۹:۴۵ ب.ظ

  39. از جناب رضا ساقی بابت شرح های کامل و زیبایشان تشکر می کنم.

    Comment by یغما — دی ۳, ۱۳۹۷ @ ۶:۱۶ ق.ظ

  40. این همه بحث که قصه بوده یا وصله
    خب که چه؟
    تا سالیان نیز بر این بحث بمانید ،همینجایید
    مضافا” اینکه این علمی است لا ینفع و ترجیح هر یک از این دچ واژه نه درد این دنیایتان را دوا میکند و نه آخرتتان را آباد
    خود خواجه نیز بی گمان نمیدانست روزی اینسان مردمان بر. سر. واژه ای به هم میپیچند
    م

    Comment by مجید — بهمن ۶, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۷ ب.ظ

  41. با سلام باید به آن عده کسانی که پافشاری دارند که (وصله ) بجای
    (قصه) درسته بگم وصله حتی اگر معنی موی هم باشه که نیست باز هم نمی تواند مثل ( قصه) معنی شعر را زیبا کند چون قدیما شب های خوش را تا دیروقت با قصه گفتن بیدار میموندن آن شبها را شبهای دراز و خوش میگفتند و از آنجایی که زمان طول شب را تا وقتی که بیدار بودن جزو درازی شب میگفتن و باقی زمان شب را که به خواب سپری میکردن جزع کوتاهی یا نبود شب حساب میکردن به همین خاطر حافظ هم گفته شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید یعنی با ادامه دادن قصه دراز قسمت بیشتری از شب را به بیداری و شب زنده داری بگذرانید

    Comment by جاوید درویش — بهمن ۸, ۱۳۹۷ @ ۲:۰۶ ق.ظ

  42. ازبرای دوستانی که در کار وصله پینه کردن قند پارسی اند ، گواهی از خود خواجه می اورم:
    شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
    کوته نتوان کرد، که این قصه دراز است.

    Comment by ۸ — اسفند ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۶:۰۰ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره