لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. سلام
    من مصراع دوم بیت هفتم رو که خیلی هم معروفه اینطوری خوندم وشنیدم (تصحیحشو یادم نیست!):

    ” ترکــــــی “، خدا نکرده مبادا خطا کنی

    Comment by amirhossein — تیر ۱۳, ۱۳۸۷ @ ۴:۵۳ ب.ظ

  2. من مصرع دوم بیت زیر را در نسخه ای چنین دیدم
    تا کی در انتظار قیامت توان نشست
    بلبل شکسته بال و حزین است و گوشه گیر

    Comment by اسحاقی — مرداد ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۵۴ ق.ظ

  3. بیت چهارم مصراع دوم
    من جهد میکنم که به عهدت وفا کنی
    این درست هستش

    Comment by محمد — اسفند ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۰۹ ب.ظ

  4. با سلام
    این شعر توسط ایرج در دستگاه سه‌گاه بسیار زیبا و استادانه در مجموعه برنامه‌ی گلها شماره‌ی ۳۳ اجرا شده است.

    Comment by ایمان — شهریور ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ

  5. این شعر آنقدر زیباست که بارها در جاوید برنامه ی گلها اجرا شده

    Comment by کسرا — خرداد ۳, ۱۳۹۵ @ ۹:۴۰ ق.ظ

  6. سلام بر همه
    زیبایی شعر مبحثیست جدا و دلبریه شعر میکشد به ناکجا….مبهوتم که وقتی ادرس حضرت بینام حق به این دلبری به نمایش گذاشته شده توسط حجت حق فروغی…..چرا مسخ نمیشیم و نمیرسیم به ناکجا آبادی که سعدی حافظ مولوی فروغی ها و هزار عاشقتر که نهانی عشقی چشیدند ناگفتنی تر از بسطامی ؟؟؟>>>!!!!!!!!

    Comment by محمد ج ن — خرداد ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۲:۲۰ ق.ظ

  7. سلام
    این شعر رو بندهایشو حاج حسین سیب سرخی خونده تو هیت
    خیلی زیبا با چه چه

    Comment by حسین علیخانی — آبان ۲۷, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ

  8. با درود
    این شعر در برنامه گلهای ۳۳ توسط خانم فخری نیکزاد دکلمه شده است و با غزل ۴۴۳ امیخته شده که کار بسیار زیبایی در امده
    با سپاس
    رهبری ۲۹/۱۲/۹۵

    Comment by محمد رهبری — اسفند ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۱ ق.ظ

  9. این شعر رو استاد شجریان در برنامه یک شاخه گل ۴۰۷ در سه گاه به زیبایی خوندن

    Comment by آرش طاهری — فروردین ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۶:۳۳ ق.ظ

  10. مطلع این غزل زیبا را زنده یاد حسین طاهر زاده به سال ۱۲۸۸ در سه گاه خوانده که بسیار دلنشین است..

    Comment by نادر.. — اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۳:۱۰ ق.ظ

  11. این شعر ناب رو استاد ایرج…در کنسرتی در کانادا خوندن.با ویولن بی نظیر زنده یاد مجتبی میرزاده..بسیار زیباست..دوستان در گوگل سرچ کنند..مجتبی میرزاده وایرج…چندین لینک میاد..کاملش رو دانلود کنید..واقعا از دست ندین این چیزی که میگم رو

    Comment by امید — تیر ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۷ ب.ظ

  12. آفرین…آفرین
    چه کرد بسطامی با دل من در این غزل…
    من اول که غزل را شنیدم فقط و فقط فکر می کردم شعر برای خداوندگار احساس شیخ سعدی باشد…اوج احساس را نمایش میدهد بسطامی

    Comment by محمد صالحی — فروردین ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۰۶ ق.ظ

  13. خیلی زیبا بود این غزل

    Comment by آریا — فروردین ۲۹, ۱۳۹۷ @ ۴:۱۳ ب.ظ

  14. تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرا
    من جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی…

    سر تا قدم نشانهٔ تیر تو گشته‌ام
    تیری خدا نکرده مبادا خطا کنی…

    آه از این شعر…

    Comment by بیگانه — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۳:۰۱ ب.ظ

  15. با درود
    این شاهکار ادب و هنر ایرانی را از زبان استادی واقف به امر شنیدم و ضبط شده قرائت ایشان را بارها گوش داده نسخه ای تحریری از آن برداشتم لیکن به حکم ملاحظات جان و امان خود نام نیکشان نتوان گفتن . غرض اینکه هرچند به حکم سلیقه و برداشت فردی ولو به درستی نظر و حسن سلیقه نمیتوان در شعر دیگران دست برد مگر به شرط دست یافتن به نسخه ای قدیم اما انچه حقیر از آن استاد شنیدم این بود که بیت : کردی سیاه زلف دو تا …… را بدین گونه خواندند : کردی دو تا زلف سیاه را که در غمت
    روزم سیاه سازی و پشتم دو تا کنی
    بنظر منطق این خوانش صواب تر است به شرطی که از روی نسخه قدیمی گفته شده باشد البته . چرا که کردی سیاه زلف دو تا .. یعنی دلبر موی خود را سیاه کرده که هرچند خضاب در گذشته بوده اما برای پیران و قطعا دلبری چنان دلربا باید جوان بوده باشد لذا چه حاجت به سیاه کردن مگر مویش سپید بوده ؟ اما کردی دو تا زلف سیاه دارای منطقی قوی تر است که چیدن گیسو به دو سمت و بافتن آن معمول تر و معقول تر است درثانی مصرع دوم نیز بنظر عاری از ارایه تضاد باشد بلکه مراعاتی و ملازمتی دارد بدین نحو که تو زلف دو تا کردی تا من پشتم نه از پیری بلکه درد اشتیاق دو تا شود آن زلف سیاهی که روزم از دوتایی آن سیاه شده
    بهروز باشید

    Comment by کامران منصوری — شهریور ۲۰, ۱۳۹۷ @ ۷:۳۲ ق.ظ

  16. درود
    واقعاً اجرای این غزل با صدای استاد ایرج و نوازندگی مجتبی میرزاده، جلیل عندلیبی و برادران فهیمی در کنسرت کانادا فوق العاده است. حتماً ببینید.

    Comment by ایمان — شهریور ۱۱, ۱۳۹۸ @ ۵:۵۱ ب.ظ

  17. کار جنون ما به تماشا کشیده است!

    Comment by علی — مهر ۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۴۰ ب.ظ

  18. درود بر کامران گرامی

    منطقی که برای بیت “کردی دوتا زلف سیاه را ….” عنوان کردید کاملا خردپذیر و درست بنظر میرسه. هرچند بنظرم “کردی سیاه زلف دوتا …” کمی روانتر و از نظر وزنی بهتر بنظر میاد!
    در هر صورت چیزی که هست حرف “ا” در کمله “سیاه” باید با هجای بلند تلفظ بشه.
    آن استادی که نامش نبردبد هم بنظرم استاد بهرام مشیری منظورتان بوده که فخر آزادگان و معلم میهن‌پرستی ست و شعرخوانی های ایشان هم خقیقتا هوش از سر شنونده می‌بره.
    درود بر او و بر شما باد.

    Comment by مجید — دی ۱۷, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۵۱ ق.ظ

  19. با عرض ادب و احترام خدمت تمام عزیزانی که حاشیه زده اند—بنظر من همان مصرع که در متن اشعار آمده صحیح است…منظور شاعر ماورائی و از الست می باشد …یعنی تو زلف دو تای سیاه را آفریدی و یا از آن جهت زلف سیاه دوتا را ساختی که من در غم مویم سفید شود و پشتم دو تا شود. این میتواند کنایه از شب و روزِ سیاه و سفید هم باشد که در پیری پشت آدم را خم میکند

    Comment by سید محسن — دی ۲۸, ۱۳۹۸ @ ۵:۰۶ ب.ظ

  20. شاه بیت این غزل زیبا :

    تا کی در انتظار قیامت توان نشست

    برخیز تا هزار قیامت به پا کنی.

    Comment by ایرانی — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۹ @ ۵:۴۷ ب.ظ

  21. باسلام این غزل رواستادبنان دریک مهمانی خصوصی باصدای تاراستاد محمدرضالطفی میخونن گویاحوالی سال۱۳۵۰وبه گفته سایه ابتهاج این اولین دیداراین دواستاد بی بدیل موسیقی است استادبنان میگویدسایه این مثل آقاحسینقلی تارمیزنه!!!….

    Comment by عبدالرضافرهودی — خرداد ۲۶, ۱۳۹۹ @ ۱۰:۲۳ ب.ظ

  22. خیلی عالیه همه ی شعر یه طرف این تیکه اش هم یه طرف
    *کار جنون ما به تماشا کشیده است یعنی توهم بیا که تماشای ما کنی*
    من با این بیت شعر رو شناختم

    Comment by Samaneh — مرداد ۱, ۱۳۹۹ @ ۳:۳۸ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره