1. ناز طبیبان = بی اعتنایی و غرور پزشکان
    آزرده گزند = رنج و درد و آسیب
    آفاق = تمام گیتی ، مردم جهان(جمع افق )
    عارضه = بیماری
    یغمایی = تاراج
    سرو سهی = قامت محبوب
    بساط = پهنه
    دُژَم = خشمگین ، اندوهناک ، افسرده
    سپند = اسپند
    حاجت = نیاز

    Comment by ملیحه رجایی — دی ۱۳, ۱۳۸۹ @ ۴:۰۸ ب.ظ

  2. سلام به همه دوستداران لسان الغیب حضرت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازى

    جمال صورت و معنی ز امن صحت توست

    که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

    این بیت در بعض نسخ چنین امده
    جمالِ صورت و معنى بیمن همت تست
    که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

    Comment by مجید باهر — اسفند ۱۵, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ

  3. درب یت اول می شود به همان معنای ظاهری نیز اکتفا کرد، خواجه به معشوق می گوید حتا نار تن لطیف تو توسط طبیبان هم می تواند موجب گزند رساندن به تو شود، بنابراین آرزو می کند؛ حتا به معاینه طبیب هم احتیاج نیفتد…

    Comment by احمد میرخدائی — تیر ۲, ۱۳۹۱ @ ۲:۲۳ ق.ظ

  4. دژم و نژند را به ریخت ویژه ای به کار امده که دژم ناراحتی ظاهری از قرار چین و تاب دادن به ابرو و ….. و نژند اندوه درونی و نا اندریافتنی در ظاهر است جایی ندیدم تا به امروز اما همین که حافظ به کار ببرد کافیست گردن می نهیم

    Comment by ادروک — اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۹ ب.ظ

  5. این غزل زیبا و کم نظیر برای کسی والاتر از معشوق سروده شده. به استناد سخن استادی حافظ شناس دکتر مسیح بهرامیان -در این آشفته بازار حافظ نشناسی که همه کس همه چیز دان اند- حافظ شعر را خطاب به همسرش سروده.

    Comment by حمید رضا — شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۱۳ ب.ظ

  6. ادروک جان. نژند به معنی افسرده و دلمرده است و هنوز هم بکار می رود.
    در روانشناسی اختلالات روانی ( مثل شیزوفرنی) را روان پریشی و اختلالات خلقی ( مثل افسردگی، اضطراب و ..) را اختلالات روان نژندی می گویند.

    Comment by پیام — آبان ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ

  7. فالی جهت این غزل:

    ای صاحب فال،حافظ به شمامژده میدهدو
    مبارک بادمیگویدبه شمابه خاطردلی چنین،،،،،،
    صاف وپاک وبرای شمادعامیکندکه وجود،،،،،،
    نازنینتان به طبیبان نیازمندنشود،آن عزیزی که
    دل بسته آن هستیدانشاءاالله که هردوی شما،
    درامان باشید،برای شفای دردهایتان به قرآن ،،
    وبه شادابی خودتان به اشعارحافظ پناه،،،،،،،،،،
    ببرید.

    Comment by کمال — تیر ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۳ ب.ظ

  8. آه جناب آقای حمید رضا. الان عقده ای کهن از دلم گشوده شد و دردی دیرینه درمان گشت و جراحتی قدیمی التیام یافت. نمی دانم چگونه از شما و آقای بهرامیان-حتما قید حافظ شناس فراموشم نشود- تشکر کنم. خدایا شکر در این تاریکه بازار معرفت شناسی، باز رگه های نورانی شناخت یافت می شود و انسان از ول گردی ناامید نمی شود. چه خوب شد که دانستم حافظ عزیز این شعر را برای همسرش سروده و باز کشف دیگری در همین لحظه بر من روی گشود و آن اینکه اگر حافظ، حافظ شد، بی برو و برگرد به خاطر داشتن اینگونه همسری با این اوصاف بوده است. اوصافی که باید آنها را در ابر انسان ها دید و لا غیر. خوش به حالت حافظ جان که اینگونه همسری داشته ای. کفر خدا می شود و الا من زیارت جامعه ی کبیره را خطاب به اینگونه همسری می خواندم. چون این غزل حافظ شرح موجز و مختصر زیارت جامعه است. خدایا شکر. بی نهایت و بیشتر!(فقط در یک کلام: متاسفم)

    Comment by محدث — مهر ۳, ۱۳۹۴ @ ۳:۲۷ ق.ظ

  9. تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
    وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
    برخی بدون ارایه ی دلیل قانع کننده، معتقدند حافظ این غزل برای همسرش سروده است!! برخی دیگرمعتقدند که مخاطبِ این غزل شاه شجاع،محبوب دوست داشتنیِ حافظ است که دربستربیماری افتاده بود وحافظ قصد عیادت ازاونموده وغرلی سروده است.
    باتوجّه به اینکه هیچ نامی ازکسی بُرده نشده، نمی توان قاطع نظرداد. مخاطب غزل هرکه بوده، ازنزدیکان ودوستان صمیمی بوده که حافظ اینگونه ازصمیم دل وبامضامین عاشقانه وزیبا آرزوی سلامتی وبهبودی اورا دارد تاهرچه زودتر ازبستربیماری برخیزد.
    معنی بیت : ای حبیب، آرزومندم تن لطیف ونازنین توهمیشه ازنعمت سلامتی برخوردارباشد تاهرگزناگزیر نشوی برای مداوا نازپزشک راتحمّل کنی وبا دیدن غرور وبی اعتناییِ اومکدّرشوی. ازخدا خواستارآنم که جسم وجان عزیزتو هیچوقت رنج واندوه نبیند وهمیشه سالم وتندرست باشی.
    دراوج نازونعمتی ای پادشاهِ حُسن
    یارب مباد تابه قیامت زوال تو
    سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست
    به هیچ عارضه شخص تودردمند مباد
    آفاق: افق ها، کنایه ازچهارگوشه ی جهان
    عارضه: بیماری،کسالت، حادثه ی بد
    معنی بیت: رونق وسرزندگی وسلامتی درچهارگوشه ی دنیا، ازرونق وجودِ مبارکِ تو وسلامتی تو مایه می گیرد امیدوارم هرگز به هیچ بیماری مبتلا نشوی.
    من ودل گرفداشدیم چه باک
    غرض اندرمیان سلامت توست
    جمالِ صورت ومعنی زاَمنِ صحّتِ توست
    که ظاهرت دُژَم و باطنت نَژَند مباد
    جمال: زیبایی، حُسن وجاذبه ها
    صورت و معنا: ظاهر وباطن.
    صحُت: سلامتی.
    دژم: گرفته ودرهم، غمگین.
    نژند: پژمرده، غصّه‌دار، افسرده.
    معنی بیت: هرچه رونق وصفا وحُسن درظاهر وباطن وجود دارد مدیون سلامتی وسرزنده بودن توست. الهی که هرگز ظاهرزیبای توگرفته وبی حوصله وباطن لطیف تومحزون وافسرده مباشد.
    بگرفت کارحُسنت چون عشق من کمالی
    خوش باش زانکه نبود این هردورا زوالی
    دراین چمن چودرآیدخزان به یغمایی
    رَهش به سروسَهی قامتِ بلند مباد
    دراین چمن: باغ ، کنایه ازدنیاست. دنیا به باغی ومخاطب، به سروبلندقامتی دردرون این باغ.
    سَهی قامت، راست وبلندقد
    معنی بیت:
    این باغ خواه ناخواه فصل غارت وتاراج ِ خزانی درپیش خواهد داشت آرزومندم که درفصل خزان، هیچ آسیبی ازتاراج بادخزان نبینی وهمچنان بانشاط وسبز ولطیف پایدارباشی.
    چشم کردبه هرگوشه روان سیل سرشک
    تاسهی سرو تورا تازه ترآبی دارد
    درآن بساط که حُسن توجلوه آغازد
    مَجال ِطعنه بدبین و بَدپسند مباد
    درآن بساط : درآن محفل ، درآن بازار، درآن دوران
    مجال: فرصت
    دربازارجلوه گری ودلبری، زنانی که نوبت به می رسد وحُسن تو به جلوه گری درمی آید، چنان فضایی شگفت انگیز رقم می خورد که حسودان وبدبینان نیز به حیرت فرومی روند وفرصت حسودی وبد دیدن نیزپیدانمی کنند،زبانشان بند می آید.
    چندان بود کِرشمه ونازسَهی قدان
    کآید به جلوه سروِ صنوبرخرام ما
    هرآن که روی چوماهت به چشم بدبیند
    بر آتش تو به جز جان او سِپند مباد
    سپند: اسفند، تخم گیاهی که به منظور دفع چشم زخم در آتش می‌ریزند.
    معنی بیت: هرکسی که به روی نازنین تو ازروی کینه وحسد بدبنگرد وبدی تورا بخواهد الهی که جان او همچون سپندی برآتش رخسار توبسوزدو خاکستر شود.
    حُسن توهمیشه درفزون باد
    رویت همه ساله لاله گون باد
    شفازگفته ی شکّرفشان حافظ جوی
    که حاجتت به علاج گلاب وقند مباد
    گفته: شعر وغزل
    گلاب وقند: شربت، کنایه ازداروها
    معنی بیت: ازغزلیّات حافظ شفا و تندرستی بطلب که همه ازدل برآمده ولاجرم بردل نیر خواهدنشست وبه تو طراوت وتازگی خواهدبخشید. اگربا غزلیّات حافظ مانوس شوی چنان بهبودی وانرژی جسمی وجانی پیدامی کنی که ازشربت گلاب وهمه ی داروها بی نیاز می شوی.
    سخن اندردهان دوست شکّر
    ولیکن گفته ی حافظ ازآن بِه

    Comment by رضا — اسفند ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره