لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. فال برای مریم:

    شما به موفقیت و سعادت رسیده ای و باز هم خدا به شما لطف می کند و خدا با شماست. آنچه را که می جویی به کمک خدا می یابی, مسافرت برای شما شانس می اورد. در ازدواج با فرد مورد علاقه ات درنگ مکن.

    Comment by نیما — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۴۸ ب.ظ

  2. عکس به معنی بازتاب می باشد ، اولین دوربین وعکاسی در ایران ١٨٤٠ عکس می گرفت در حالیکه در فرانسه تنها یک سال پیش تر عکس گرفته بود ، یعنی ١٨٣٩، دلیل ان اهمیت نقاشی در ایران و نیز نرمشپذیری فقیه هان ایرانی بوده است زیرا هنوز بعضی از فقیهان کشورهای مسلمان عکس گرفتن را درست نمی دانند.

    Comment by امین کیخا — تیر ۱۸, ۱۳۹۲ @ ۱۲:۰۳ ب.ظ

  3. رخشان می گوید حافظ نام و آوازه ای بزرگ بر جای گذاشته است

    Comment by Anonymous — آبان ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  4. یعنی عکس معنای وارونه نداره ؟
    فکر کردم شاید اولین تصاویری که انسانها از اشیائ دیدند مثلا ان سوی عدسی محدب و وارونه بوده و به همین دلیل اسمشو عکس گذاشتند .

    Comment by روفیا — بهمن ۱۰, ۱۳۹۳ @ ۲:۵۱ ق.ظ

  5. در ازدواج با دختر یا زن مورد علاقه ات درنگ مکن

    Comment by مریم — مرداد ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۲۸ ق.ظ

  6. اشکالی کوچک
    کلمه ی مسکین در آخر بیت اول و بیت آخر تکرار شده
    و این با نظم متداول غزل همخوانی ندارد
    گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
    دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
    آیا بهتر نبود جای مسکین غمگین می نوشت
    گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
    دور نبود گر نشیند خسته و غمگین غریب

    Comment by س ،م — آذر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۲ ب.ظ

  7. خسته به معنای امروزی زبان ما نیست ، ما ، خسته را به معنای« مانده » بکار می بریم
    خسته یعنی زخمی
    امروز در افغانستان میگویند « مانده شدی » به جای خسته شدی ِ ما ایرانیان
    درمابده ، وامانده ، ….

    Comment by س ، م — آذر ۱۸, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۵ ب.ظ

  8. سلام
    گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
    دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

    گفت حافظ آنهایکه باما آشناهستند دچار حیرت و سرگردانی اند؛ عجیب نیست اگر غریبی مثل تو رنجور وخسته وپریشان باشد

    Comment by میرذبیح الله تاتار — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۷ ق.ظ

  9. در دنبال دل

    Comment by یاسین — اسفند ۷, ۱۳۹۵ @ ۳:۲۶ ق.ظ

  10. گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
    گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
    این غزل گفت وشنودِ عاشق و عشق زمینیست. معشوق حافظ نیز مانندِ خودش رند است و پاسخ های رندانه می دهد.
    معنی بیت:
    گفتم ای پادشاه خوبرویان برمنِ غریب وبی کس رحم کن گفت: هرکس که به دنبالِ تمنیّات وخواهش های دل ِ خودروان گردد بی تردید راهِ خودرا گم می کند ای بینوای غریب تونیز حق داری که گمگشته و سرگردان شده ای.
    به دام زلفِ تو دل مبتلای خویشتن است
    بکُش به غمزه که اینش سزای خویشتن است

    گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
    خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
    گفتم به معشوق لحظه ای درنگ کن ومرو گفت: من درخانه پرورش یافته وازغم غربت وغریبی چیزی نمی دانم! من چگونه می توانم غم واندوه تو وسایرغریبانی که دردنبال دل راه گم کرده اند را درک کنم؟!
    حافظ اندیشه کن ازنازکی خاطریار
    بروازدرگهش این ناله وفریادببر
    خُفته بر سَنجابِ شاهی نازنینی را چه غم
    گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
    سنجاب: حیوانی مثل سمور به رنگ خاکستری، که پوستی قیمتی دار.
    سنجاب شاهی: پوستین یا تشکچه‌ای از پوست سنجاب که برای شاهان ساخته شده باشد.
    خاره: سنگ سخت، خارا
    درادامه ی بیت قبلی:
    من نازپروده ای هستم که همیشه درنازونعمت بوده ودرد ورنج غریبی نچشیده ام! من که همیشه سربربالین نرم گذاشته وبر پوستین سنجاب مخصوص پادشاهان آرمیده ام چگونه می توانم وضعیّتِ غریبی مثل تورا که سربرخشت وسنگ خارا می نهی درک کنم؟ ازمن انتظاری نداشته باش که برتو ترحّم کنم!
    نگرفت درتوگریه ی حافظ به هیچ روی
    حیران آن دلم که کم ازسنگِ خاره نیست
    ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
    خوش فتاد آن خال مُشکین بر رخ رنگین غریب
    دراین بیت،غریب ایهام دارد. هم به معنای غریبه وبیگانه وهم باتوجّه به حالتِ “خوش” افتادن ِ خال، به معنیِ شگفت انگیزاست. یعنی استثنائیست هیچ خالی برصورتِ معشوق اینچنین خوش ننشسته است.
    ای که درمیان حلقه های گیسویتِ دلهای دلدادگان زیادی جای گرفته وبه بندکشیده شده اند، آن خالِ سیاهِ زیبایت بر روی رنگینِ تو بسی شگفت انگیزوبی مانندنشسته است. درآمیختن سیاهی خال با دیگررنگهای اجزای صورتت مثل لب وگونه و….جالب واستثنائیست.
    غریب به معنی غریبه:
    آشناها درحلقه های زلفت گرفتاروبه بندکشیده شده اند، امّا این خال سیاهِ بی ارزش و غریبه، دربهترین نقطه ی سیمایت چه زیبا برای خودش جاخوش کرده است!.
    خالِ مُشکین که برآن عارض ِ گندم گونست
    سِرّ آن دانه که شد رهزن ِ آدم بااوست
    می‌نماید عکس مِی در رنگِ روی مَهوش اَت
    همچوبرگِ ارغوان بر صفحه ی نسرین غریب
    می نماید: نشان می دهد،منعکس می کند.
    مهوش: مانندِ ماه
    صورت ماهِ توبس که سپید ونورانیست، عکس باده ای که دردست می گیری درآن می افتد وانعکاس داده می شود مثل این شده که تصویربرگِ گل اَرغوان بر روی صفحه وگلبرگِ نسرین افتاده است، شگفت انگیزاست.
    دراینجاتشبیه زیبا ولطیفی صورت گرفته است. اوّل اینکه صورت مهوش ِ یار مثل برگ گل نسرین سپید ولطیف است. دوم اینکه تصویرارغوانی رنگِ شراب برروی یاروگونه هایش همانندِ گل ارغوانیست که برروی گل نسرین افتاده باشد.
    آن روزشوق ساغرمِی خرمنم بسوخت
    کآتش زروی عارض ِ ساقی درآن گرفت
    بس غریب افتاده است آن مور خط گِرد رخت
    گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
    مور: بسیاری ازشارحان مور را مورچه معنی کرده اند وموهای لطیفِ گِرد صورت معشوق را به صف مورچگان تشبیه کرده اند! تصوّرصفِ مورچه، گِرداگِرد صورت کسی، نه تنها شاعرانه نیست بلکه بسیارمشمئزکننده وچندش آوراست! نمی دانم این شارحان چرا چنین برداشتی کرده وبه خودزحمت نداده اند درموردِ “مور” لغتنامه راورقی زده ومعناهای دیگرآن رابررسی کنند تا هم شانِ خودرا زیرسئوال نبرند وهم اشعار نغزوناب حضرت حافظ رااز زیبایی نیاندازند!
    به این تفسیری که یکی ازاساتید معروف دانشگاه جناب دکتر….
    برداشت فرموده اند توجّه فرمائید:
    (موی گرد صورتت حال غریبی دارد، گویی مورچه دور صورتت را گرفته؛ اگر چه در نگارستان وجود خط سیاه تعجبی ندارد.(
    هیهات! جناب دکتر! بااین همه مورچه ای که روی صورت معشوق ریخته اید بایدهم حال غریبی داشته باشد!
    درلغتنامه ی دهخدا درمعنای “مور” موج زدن وتموّج نیز آمده است. دقیقاً معنای موردِ نظرحافظ همین است.
    خط ِ گِرد رخ: موهای لطیفیست که به ویژه درایّام نوجوانی وجوانی،گِرداگِردصورت می روید وبرزیباییِ صورت می افزاید. درنگاهِ حافظ این موها گرداگردِ صورت معشوق موج می زنند. ضمن آنکه با توجّه به مصرع بعدی،موج وانحنایی که درخطّاطی به حروف وکلمات می دهند نیز مدِّ نظرحافظ نکته بین بوده است.
    نگارستان: نمایشگاه وکارگاهِ خطاطی ونقّاشی. رخسار معشوق به سببِ همین خطوطِ سیاه رنگ ورنگین بودنِ لب وگونه و…. به نگارستان تشبیه شده است.
    دربیتِ پیشین دیدیم که خالِ سیاه درمیانِ رنگهای لب وگونه ی یارغریب افتاده بود. حال دراینجا خطوطِ گِرداگرد صورتِ یار غریب(هم به معنی غریبه وبیگانه ،هم جالب و شگفت آورافتاده است.
    معنی بیت: آن موهای ظریف ولطیفی که گِرداگِردِ رخسارت موج می زند بسی خیال انگیز و شگفت آور وغریب افتاده است! گرچه درنمایشگاه ونگارستانها نیز چنین تموّجی باخطوطِ سیاه رنگ وجوددارند وچیزغریبی نیست.
    نه تنها دراین بیت بلکه در بسیاری ازغزلها، انحنا وموجِ “خطِّ گِرداگِردِ صورتِ” معشوق،موردِ توجّهِ حافظِ نکته بین بوده است در بیتِ زیر”حُسن”به دایره ای تشبیه شده (گردی صورت) “خال” مرکزاین دایره و”خط” مدار این دایره!
    ای روی ماه منظرتو نوبهارحُسن
    خال وخطِ تومرکزحُسن ومَدارحُسن
    وجالب است که دربیتی دیگر”خط” به جام هلالی تشبیه شده است!
    عشق من باخطِ مُشکین توامروزی نیست
    دیرگاهیست که زین جام هلالی مستم.
    گفتم ای شام غریبان طُرّه یِ شبرنگِ تو
    در سحرگاهان حَذر کن چون بنالد این غریب
    طرّه:بخشی ازمو که برپیشانی ریزند.طرّه سرّغریبی دارد وهربیننده رامجذوب خودمی کند وبراندام خیلی ها لرزه می افکند.
    شبرنگ: مانند شب سیاهرنگ
    شام غریبان: درقدیم کسانی که دردیارغربت، سرگردان بودند معمولاً به علّتِ نداشتن امکانات (چراغ وشمع و…) شبهای غم انگیز، وحشتناک وتاریکی درغربت سپری می کردندازهمین رومعروف شده است.
    گفتم ای آنکه طرّه ی مشکین تو(ازشدّتِ سیاهی)همانندشام غریبان تاریک است ولرزه براندام آدمی می اندازد! اینقدر سنگدل مباش وبه حالِ عاشقانِ غریب،بی توجّهی مکن، اگر سحرگاهان این مسکینان و غریبان،آه بکشند وناله کنند، ممکن است آتشِ آهشان دامنِ تورافراگیردمواظب باش واز تندخویی پرهیز کن.
    البته که آه وناله ی عاشقی مثل حافظِ شیدا وشیفته، هرگزباعث ِ وارد شدن صدمه ای به معشوق
    نمی شود.
    گرازاین دست مرابی سرو سامان داری
    من به آهِ سحرت زلف مشوّش دارم
    گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
    دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
    حیرت:خیرگی، سردرگمی و سرگردانی، حیرت یکی از منازل سیروسلوک نیزهست. حافظ به زیبایی هردومعنی را درهم آمیخته ومضمون زیبایی خلق کرده است.
    دورنَبُوَد: بعید نیست
    معشوق گفت: ای حافظ چه توقّعی داری؟!هنوز آشنایان (عاشقان قدیمی تر) درمرحله ی سرگردانی وحیرت، سرگشته مانده اند ونتوانسته اند قدمی پیش تر گذاشته ونزدیک من بشوند.!
    خیلی دورازانتظاروعجیب نیست، چنانچه غریب و بیگانه‌ای مثل تو،اینچنین وامانده وناتوان در گوشه ای بنشیند وخیره بماند. توراهی طولانی درپیش داری وهنوززوداست!
    هرکه خواهدکه چوحافظ نشود سرگردان
    دل به خوبان ندهد وازپی ِ ایشان نرود.

    Comment by رضا — آبان ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۰۰ ق.ظ

  11. خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین، غریب..
    یاد فیلم زیبای The Artist افتادم؛ آنجا که خانم مشتاق هنرپیشگی به اتاق گریم هنرپیشه مورد علاقه اش سرک می کشد و … و هدیه ای به ظاهر ناچیز اما بسیار ارزشمند (نقش یک خال) از او دریافت می کند..

    Comment by نادر.. — فروردین ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۵ ب.ظ

  12. گفت: حافظ! آشنایان در مقام حیرتند…

    Comment by نادر.. — فروردین ۱۶, ۱۳۹۷ @ ۷:۱۸ ب.ظ

  13. بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
    گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
    معنی مور خط گرد رخ موهای تازه روییده بر صورت است.
    این بیت در صورتی معنی اش واضح می‌شود که معشوق مد نظر حافظ در این غزل را نوجوان مذکر تازه به مرحله بلوغ رسیده در نظر بگیریم که البته بعید به نظر هم نمی‌رسد.

    Comment by آشنا — مهر ۲۴, ۱۳۹۷ @ ۹:۳۱ ق.ظ

  14. درود بر شما
    شاید این غزل خواجو درباره معنی واژه( مور)راهگشا باشد.
    گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است

    تو خوش برآی که با جان برابر آمده است

    بنوش لعل روان چون زمرد سبزت

    نگین خاتم یاقوت احمر آمده است

    بگرد چشمهٔ نوش تو سبزه گر بدمید

    ترش مشو که نبات از شکر برآمده است

    ز خط سبز تو نسخم خوش آمدی و کنون

    خط غبار تو خود زان نکوتر آمده است

    تو خوش درآ و مشو در خط از من مسکین

    که خط بگرد عذار تو خوش درآمده است

    شه حبش که ز سرحد شام بیرون راند

    کنون بتاختن ملک خاور آمده است

    ز سهم ناوک ترکان غمزه‌ات گوئی

    که هندوئیست که نزد زره گر آمده است

    کند بسنبل گردنکشت زمانه خطاب

    که خادمی تو در شان عنبرآمده است

    میان مشک و خطت فرق نیست یک سر موی

    ولیک موی تو از مشک برسرآمده است

    گمان مبر که برفت آب لعلت از خط سبز

    که لعل را خط پیروزه زیور آمده است

    بیا بدیدهٔ خواجو نگر که خط سیاه

    بگرد روی چو ماهت چه در خور آمده است

    Comment by پدرام ملکی — دی ۹, ۱۳۹۷ @ ۷:۴۳ ب.ظ

  15. گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
    گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
    بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
    گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب
    می‌نماید عکس می در رنگ روی مه‌وشت
    همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب
    ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
    خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب
    گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
    خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
    گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
    در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
    خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
    گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
    گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
    دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
    حافظ

    Comment by نگین کشاورز — اسفند ۸, ۱۳۹۷ @ ۵:۲۶ ب.ظ

  16. گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
    گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب
    در مقام ناز کشیدن از شاه زیبارویان درخواست عنایت می کند و جواب می آید که غریب این دیار دوری (از حال خوش دیدار) در جستجوی دل راهش را گم می کند(سوزاندن اندیشه و باور لازمه وصول است).
    بیت ۲:از او توجهش را التماس می کند و او پاسخ می دهد آنکه در ناز زیسته غم غریبان را تحمل نکند(وجود نازنینش در شکوه مطلق بی نیاز از توجه است)
    بیت ۳:ادامه بی نیازی مطلق: آنکه بر پوست سنجاب شاهانه خوابیده چه می داند که غریب بر روی سنگ خارا خوابیده.
    بیت۴: زنجیر زلف تو عاشقان زیادی را اسیر خود کرده و آنان باوجود این که تو از روی اوج شکوه به آنها توجهی نمی کنی از خال سیاه زیبایت(حال خوش) بهره‌مندند.
    بیت ۵:ادامه بهره مندی از حال خوش : عکس تو در شراب مانند برگ ارغوان قرمز بر روی نسرین سفید است.( وجود تو کافی است برای خوش بودن حتی اگر در کمال بی نیازی توجهی نکنی)
    بیت۶: میان غربت خود و غربت موی نورسته صورت معشوق وجه اشتراکی می یابد.
    بیت ۷: شدت شوق را با تهدید به تاثیر آه غریب ادامه میدهد.(ابراز نیاز بیشتر )
    بیت ۸: پاسخ آن جناب رفیع:آشنایان این مقام به دیدار غیر ممکن با خداوند نمی اندیشند و در حیرت به مراد(حال خوش) می رسند گرچه در ظاهر چون غریبان دور نشسته اند.
    دکتر مهدی صحافیان
    آرامش و پرواز روح

    Comment by دکتر صحافیان — فروردین ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۴۸ ق.ظ

  17. بسیار غزل زیبایی بود

    Comment by بی دین — دی ۲۵, ۱۳۹۸ @ ۵:۲۴ ب.ظ

  18. رضا
    دستت درد نکنه من معنی و تفسیر شعر تو رو خیلی دوست دارم و هر جا به مشکل بر می خورم به پست های تو نگاه می کنم
    ‌پاینده باشی

    Comment by پیمان — دی ۲۶, ۱۳۹۸ @ ۹:۲۳ ب.ظ

  19. با درود و مهر.ــ
    میان پرندگان عرش و چرندگان عرض تفاووت بسیار و ستیز بین حکما و علما جاریست
    اما جمال در نظر رهروان همچنان باقیست.
    گروهی زندگی ‌و زر و زور را پسندیدند و گروهی دیگر از محبان خوبی به تمنای بهشت و گروهی میانه رو.
    اما آنان که اهل دل و دلدارند و جان عزم دیدار دیار یار و جمال نگار کردند و ره عشق و بلا را گزیدند اندک.
    به یقین بی حکمت نبود او که گفت…
    از هزاران یک نفر اهل دلند
    مابقی تندیسی از آب و گلِند…
    عاشقان راه حق نوری در دل و شوری در جان و جنگی در عقل و عزمی بلند در میان دارند ولی عده ای بقول خواجه مدعی و ریاکار و دغلکار و فریبکارند و اهل کام و نازند و در کوی رندی جایگاهی ندارند….
    خوشا آنانکه در این میان باخبرند و دانسته روند..
    با سپاس از راهیان کوی حق

    Comment by قلندر — اسفند ۸, ۱۳۹۹ @ ۷:۱۴ ق.ظ

  20. با سلام خدمت ادمین محترم سایت
    معذرت میخوام چرا شما شعرای شاملو رو پوشش نمیدید???

    Comment by کاظم حافظی — فروردین ۵, ۱۴۰۰ @ ۷:۱۷ ق.ظ

  21. آقا رضا از توضیحات کامل شما ممنونم

    Comment by مریم — فروردین ۱۷, ۱۴۰۰ @ ۹:۰۶ ق.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره