1. کس بی کس تویی ما مونده بی کس

    Comment by رضا — اسفند ۷, ۱۳۸۹ @ ۳:۲۴ ب.ظ

  2. خدا یار مو بی چه حاجت کس

    Comment by طاهر — شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۷ ق.ظ

  3. طاهر درست می فرماید کلمه [ بی ] بعد از یار مو از قلم افتاده است
    خدا یار مو بی چه حاجت کس

    Comment by شمس الحق — شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۳۶ ب.ظ

  4. شمس الحق ما باز آمده ؟ یا اینکه نامش را دیگری خویشانیده ( از آن خود کرده ) است ؟ نه شمس الحق ما کوتاه گوی و گزیده گو نیست . و به گزیده نویسی خوی نمی کند ! اگر چند خط بنویسی من شمس الحق خودمان را از دیگران باز خواهم شناخت .

    Comment by امین کیخا — شهریور ۳۰, ۱۳۹۳ @ ۹:۰۸ ب.ظ

  5. ارادتمند همیشگی شما هستم دکتر جان ، امشب دلم باز هوای وطن کرد .

    Comment by شمس الحق — مهر ۳, ۱۳۹۳ @ ۲:۱۳ ق.ظ

  6. به به . درود به سخن جانفزا و زبان هنرپرورت . هر کجا که برویم و باشیم البته که دل به سوی ایران زمین داریم . خوشهال شدم که باز دارید می نویسید .

    Comment by امین کیخا — مهر ۶, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۱۵ ب.ظ

  7. درود بر تو دکتر ! تا شما هستی کس را زبان دانی نرسد .

    Comment by شمس الحق — مهر ۸, ۱۳۹۳ @ ۲:۴۵ ق.ظ

  8. آری دکتر جان اگر رخصت فرمایند خواهم نوشت ، اما نه در خصوص این چهار موضوع مناقشه بر انگیز :
    رباعیات خیام
    موسیقی ایرانی
    اشعار شهریار
    اشعار و نقاشی سهراب سپهری

    Comment by شمس الحق — مهر ۸, ۱۳۹۳ @ ۳:۲۰ ق.ظ

  9. خوشا که باز سرخامه بدست می گیری . و خوشا که در این چهار باره ستیزانگیز هم گفتگو نکنیم . من هم همدل هستم .

    Comment by امین کیخا — مهر ۸, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۵ ب.ظ

  10. درود بر تو که هر چه می فرمایی در آن درسی مستتر است از دانش عظیم لغت دانیت ، آری چهار باره ستیز انگیز !

    Comment by شمس الحق — مهر ۹, ۱۳۹۳ @ ۲:۵۸ ق.ظ

  11. خیلی زیبا و با مفهوم

    Comment by ibrahim — خرداد ۴, ۱۳۹۴ @ ۴:۲۵ ب.ظ

  12. درود بر شما دو فرهیخته ی عزیز ، شیوه ی سخنرانیتان روح مرا نوازش کرد باشد که با جلال الدین مولانا و شمس الدین حافظ محشور شویم انشالله و البته بابا طاهر نیز

    Comment by جلال الدین — خرداد ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۷:۳۲ ب.ظ

  13. درود بر تمامی پارسی زبانان :)

    شکرشکن شوند همه طوطیان هند
    زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود

    Comment by یاس — تیر ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۶:۲۶ ق.ظ

  14. دریغا و دردا که یار شیرین سخنم دکتر کیخا زمانی دراز است که مرا و همه را تنها گذاشته است ، امین جانم سکوت بس است ، بازآی که بی تو بسر نمی شود .

    Comment by شمس الحق — تیر ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۴۹ ب.ظ

  15. خداوندا بفریاد دلم رس
    کس بیکس توئی مو مانده بیکس
    همه گویند طاهر کس نداره
    خدا یار منه چه حاجت کس

    دیوان باباطاهر عریان - مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر - تهران ۱۳۳۳. چاپ دوم

    Comment by م.عبدالکریم — آبان ۹, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۳۴ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره