لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. این رباعی منسوب به خیام هست نه ابوسعید

    Comment by کیانوش — آذر ۷, ۱۳۸۷ @ ۹:۰۹ ق.ظ

  2. این یکی از معروفترین رباعیات خیامه

    Comment by علی — مرداد ۵, ۱۳۸۹ @ ۱۲:۰۰ ب.ظ

  3. این رباعی قطعا متعلق به خیام است.

    Comment by کاوه — بهمن ۲۳, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۲۵ ب.ظ

  4. با مقایسه این رباعی با رباعیات دیگر خیام بنظر نمی آید این رباعی متعلق به خیام باشد

    Comment by رامین — شهریور ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۹ ب.ظ

  5. سلام
    وقت بخیر
    اگر مصرع اول این شعر را(هنگام سپیده دم خروس سحری) در سایت جستجو کنیم
    سایت دونتیجه را به نمایش در می آورد
    نتیجه اول از همین شاعر و نتیجه دوم از خیام » ترانه‌های خیام (صادق هدایت) » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۴
    لطفا راهنمایی فرمایید

    Comment by محمد — آذر ۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۲ ق.ظ

  6. این رباعی بدون شک از شیخ ابوسعید ابوالخیراست .دلیل روشن
    آن هم مفهوم و معنای بسیار ساده و روان خود شعر است.به عبارتی «آفتاب آمد دلیل آفتاب
    گر دلیلت باید٬؟ از وی رو متاب!
    شیخ میفرماید: «آیا میدانی خروس سحری هنگام سپیدم چه میگوید وچرا نوحه گری و افسوس خوانی میکند؟ سپس در بیت دوم خود پاسخ آنرا چنین میدهد:« میگوید که در آیینه ی صبح که ذاتا بازتابانیدن و نمایاندن حقیقت از ویژگی اوست چنین نمایاندندکه از عمر تو (خطاب به خود) شب دیگری هم به غفلت طی شد و هنوز تو در بی خبری (از خود و کیستی و چیستی خود)به سر میبری». این معنای روشن و روان شعر ابوسعید ابوالخیر است. این معنا شواهد بسیاری در رباعیات شیخ ابوسعید ابوالخیر دارد. ضمن اینکه به گمان من با توجه به عنوان خیام به عبارت « حکیم» وی کسی باید بوده باشد که اهل حکمت ومعرفت بوده است. اما به استناد بیان حکیمانه ی حضرت مولی الموالی امیرالمونین علی (ع) فاصله دروغ با حقیقت چهار انگشت است»یعنی که ما با چشم ندیده ایم و کسی هم با چشم ندیده وگزارش هم نشده درتاریخ که حکیم‌عمر خیام اهل مشروب و‌…باشد. تأویلات صادق هدایت صحیح نیست و اصلا در عرصه ی نسخه شناسی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی صادق هدایت و آرای او که نقطه نظرات شخصی وی است هیچ وزن و جایگاه خاصی ندارد. وهیچ دانشجو و استاد ادبیاتی صادق هدایت را یک صاحب نظریه و ادیب نمی شناسند. بلکه وی فقط یک نوسینده داستان نویس بوده است.

    Comment by حسین محمدی جزی — آذر ۶, ۱۳۹۳ @ ۳:۴۴ ب.ظ

  7. درود

    در کتاب رباعیات خیام به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی این رباعی نیامده است.

    Comment by مسعود رمضانپور — اسفند ۱۵, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۰۸ ق.ظ

  8. بنده شخصا هیچ گونه شکی ندارم،بی شک این رباعی نه میتواند از سروده هاس خیام باشد نه میتوان آن را به خیام منصوب کرد.
    مفهوم آن به کلی از مقوله های مفهومی شعر خیام به دور است،خیام یک دادایسم بوده و این شعر در رد این نوع سبک و نوع اندیشه میباشد.

    Comment by محمد فارسی — خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۱:۱۱ ق.ظ

  9. از نظر من این رباعی می تواند متعلق به خیام باشد همانطور که در نسخ دیگر غیر از نسخه تصحیح شده ای که اشاره کرده اند، این رباعی آمده است.
    برخی باید گرفتن یک ایسم شاعری را که از بزرگان و اندیشمندان بی بدیل ایران هست را مورد بی لطفی قرار می دهند.
    لطفاً نظر غیر علمی ندهید. قابل توجه که دادایسم در واکنش به مشکلات پس از جنگ جهانی ال در اروپا به وجود آمده و ویژگی های فکری پیروان آن کاملاً مختص آن احساسات برآمده از آن شرایط است.

    Comment by سهو قلم — خرداد ۲۰, ۱۳۹۴ @ ۵:۴۵ ب.ظ

  10. من هم معتقدم که این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است
    چرا که با دقت در اشعار این دو مرد بزرگ و بررسی لفظی و معنوی اشعار آنان به راحتی می توان متوجه شد که این زبان متعلق به حکیم خیام نیست…….

    Comment by قدسی — شهریور ۷, ۱۳۹۴ @ ۴:۴۳ ب.ظ

  11. با عرض سلام و ادب و احترام
    خواستم عرض کنم در هر حال این رباعی نه از جناب خیام است و نه از جناب ابوسعید منسوب است و زبانش به منسوبات ابوسعید نزدیک تر
    جهت اطلاع بیشتر:
    حسین جلال پور:
    جناب میرافضلی(سیدعلی میرافضلی)
    استاد شفیعی‌کدکنی در مقدمه‌ی اسرارالتوحید می‌نویسند که یک رباعی و یک مصراع از یک رباعی مسلما از ابوسعید است، دکتر ریاحی هم در مقدمه‌ی نزهة‌المجالس تقریبا همین را می‌گویند، تحقیقات شما چند رباعی به رباعیات ابوسعید اضافه می‌کند؟
    میرافضلی :
    با توجه به تصریح نوادگان ابوسعید که حضرت شیخ در تمام عمر جز یک رباعی و یک بیت نگفته، آنچه در منابع به ابوسعید نسبت داده میشود اجتهاد در مقابل نص است.
    اما از دیدگاه منابع که بخواهیم بررسی کنیم تا پایان قرن هشتم تعداد رباعیاتی که به اسم ابوسعید پیدا میشود از ده رباعی تجاوز نمیکند. از قرن دهم که تدوین رباعیات ابوسعید آغاز میشود و این بی سر و سامانیها بوجود می آید.
    بیشترین مجموعه رباعیات ابوسعید در سده ۱۲ در هند فراهم آمده. حساب کنید ۷۰۰ سال بعد از دوران ابوسعید . حساب کنید این قبیل منابع چه اعتباری دارد!

    Comment by سیداحمدمغربی — دی ۵, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۶ ق.ظ

  12. می تونیم از این زاویه هم نگاه کنیم که شاعر شب را جز عمر می دونه . چون روز عموما صرف تعلقات و روزمره گی میشه و تاریکی شب فرصتی برای به خود نگاه کردن سنجیدن و تفکر هست. همانطور که خداوند سفارش می کند بخشی از شب را به عبادت و تفکر بپردازیم

    Comment by مصطفی — خرداد ۲۴, ۱۳۹۵ @ ۲:۰۸ ب.ظ

  13. شکی در اینکه این رباعی متعلق به ابوسعید ابوالخیر است نیست .

    رباعیات خیام به قلم صادق هدایت بیشتر ریشه در تخیلات صادق هدایت و افکار شخصی او دارد .
    متاسفانه چندی از رباعیات ابوسعید ابوالخیر به اشتباه منصوب به خیام است .
    ادوارد جرالد نیز در ترجمه انگلیسی رباعیات خیام این رباعی را به حکیم عمر خیام نسبت داده .
    این در حالی است که این رباعی در تصحیح محمد علی فروغی و قاسم غنی که قابل استناد ترین مجموعه رباعیات حکیم عمر خیام میباشد نیست

    Comment by هادی رسولی فر — دی ۱۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۲ ق.ظ

  14. کسی طرفی از این معنی هم بربسته

    Comment by پیمان — دی ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۶:۴۶ ق.ظ

  15. باسلام به ددوستان،
    من هم معتقدم که این شعر را ابوسعید الو الخیر سروده.اما نکته ای که میخواهم در علت نسبت این شعر توسط بعضی ها به عمر الخیام،بگویم : اینست که عمر الخیام عین این شعرا را (مطابقت النعل بالنعل ) بزبان عربی سروده :
    اتدری لماذا یصبح الدیک صاءحا
    یردد لحن النوح فی غره الفجر؟
    یناذی لقد مرت من العمر لیله
    وها انت لاتشعر بذاک ولاتدری

    واین می تواندبقول معروف (توارد خواطر) باشد
    یا عمر خیام باتوجه به اینکه ۸۱ سال پس از وفاه ابوسعید ابو الخیر بدنیا آمده ، این شعرا بزبان عربی نرجمه کرده باشد.

    Comment by صباح عندلیب — دی ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۰ ق.ظ

  16. (یناذی لقد مرت من العمر لیله)
    در حاشیه ارسالی بنده بصورت زیر تصحیح می گردد
    (ینادی لقد مرت من العمر لیله)

    Comment by صباح عندلیب — دی ۲۸, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  17. با درود.ا‌صل مطلب مفهوم این شعر است…انگشت مهم نیست دیگر…به ماهی که اشاره کرده باید نگریست….با احترام.

    Comment by Dimo — بهمن ۳۰, ۱۳۹۵ @ ۲:۰۳ ب.ظ

  18. با سلام وخسته نباشید به حاشیه نویسی اان محترم
    جمع این رباعی از ۵۸۴۶

    Comment by کمال داودوند — شهریور ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱:۲۶ ق.ظ

  19. این رباعی در متون کهن و اصیل به نام شیخ روزبهان بقلی ثبت گردیده است. لذا نه از خیام است نه بوسعید بلکه از روزبهان بقلی شیرازی است.

    Comment by حجازی — دی ۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۳۰ ب.ظ

  20. با احترام به نظر تمام دوستان
    بنده هم بنا بر مطالعه خودم بر تمام رباعیات حکیم بزرگ خیام و عارف گرانقدر ابوسعید بیان میکنم
    در اینکه اکثر رباعیاتی که به ابوسعید نسبت داده شده دقیقا شعرهای دیگر شاعران هست شکی نیست
    چرا که خود ابوسعید هم بیان کرده که هرچه ما گفتیم جز ان نبود که دیگران گفته اند
    پس ابوسعید تمام این شعرها رو در مجالس وعظ و منبر برای بیان موعظه استفاده میکرده…
    البته جز یک رباعی و یک مصرع شعر که دقیقا اورده شده که از خود ابوسعید هست مابقیه رباعیاتی که به ایشان نسبت داده شده بی شک از شاعران دیگر است
    در مورد این رباعی هم به تفکر خیام نزدیک نیست
    چرا که خیام پرسشگر هست و جهان رو به حال میبند نه افسوس خوردن گذشتن عمر
    بلکه مدام از در حال زیستن صحبت میکند
    این رباعی بی شک از خیام نیست
    چرا که با تفکرات ایشان فاصله دارد
    و همین کلمه بی خبری در انتهای مصرع اخر دلیل اصلی هست که این رباعی از خیام نیست
    چرا که خیام در رباعیاتش صحبت از پشت پرده جهان هستی نمیکند
    هرچه را با چشم میبیند میپرسد و به دنبال پاسخ ان میگردد (هرچند که پاسخ بسیاری از سوالات خیام قابل جواب نیست)

    در انتها این شعر نه از ابوسعید نه از خیام است
    بایستی از شاعری دیگری باشد که به این دو نسبت داده شده…

    البته تمام این گفته ها نظرات شخصی خودم است که تمامی رباعیات این دو بزرگوار رو خوندم و بررسی کردم…

    Comment by علی — دی ۲۵, ۱۳۹۶ @ ۱:۱۶ ب.ظ

  21. این رباعی رو به همراه یه رباعی دیگه از خیام محمد معتمدی به همراه نی هوشمند عبادی در برنامه ی رادیو هفت اجرا کرده که واقعا زیبا است.

    Comment by جواد — اسفند ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۴۱ ق.ظ

  22. این همه مطلب و نزاع بر سر اینکه شعر از چه کسی است؟؟!!
    ” کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری”

    Comment by رضا غلامی — فروردین ۴, ۱۳۹۷ @ ۴:۵۰ ق.ظ

  23. با سلام این رباعی رو شجریان در البوم “رباعیات خیام” خونده ولی نمیشه این رو به قسمت {{این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟}}اضافه کرد چون آلبوم رباعیات خیام توی پیش فرض البوم های شجریان نیست. لطفا اصلاح کنید.
    با تشکر

    Comment by محمدرضا بهزادی — فروردین ۲۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۱۸ ق.ظ

  24. دو نظر قابل تامل وجود دارد:
    اول اینکه اصلا ابوسعید رباعی سرا نبوده.
    دوم اینکه این رباعیات از روزبهان بقلی است،
    توضیح:
    اگرچه میدانیم که در اغلب دفترها جزو مجموعه رباعیات خیام آمده.

    Comment by علی سهرابی — شهریور ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۱:۱۸ ب.ظ

  25. با سلام با یک تحریف جزئی رباعی دوبیتی شده است چون با واکه کوچک شرو شده یعنی شده
    ت تن ت ت
    چون شعر چنین است
    دانی که سپیده دم خروس سحری
    هر لحظه همی چرا کند نوحه گری
    این گونه شعر رباعی می باشد.
    انتظار دارد که ان را در این سایت زیبا منتشر نمایید
    ضمنا اگر از اشعار من که پول هزینه چاپ انرا ندارم در سایت منتشر نمایید تا زنده هستم انرا ببینم البته بیست هزار قطعه غزل من در فیسبوک پرکنده است

    Comment by مصیب مهرآشیان — بهمن ۲, ۱۳۹۷ @ ۵:۳۳ ب.ظ

  26. این دو بیتی ، ترانه یا چنان که می گویند رباعی نمی تواند از خیام باشد
    در شیوه اندیشگی حکیم ، نوحه و نوحه گری جایی ندارد، بگذریم که خروس پیام آور سروش ، روشنی و روز است.
    سراینده این رباعی بی گمان از آن گروه مردمان است که از واقعیت بریده به وهم پناه برده اند.
    ( هدایت ، بو سعید ، بلخی و……هر یک به گونه ای)

    Comment by ۸ — بهمن ۲, ۱۳۹۷ @ ۹:۱۵ ب.ظ

  27. دریغا که همه بر سر اینکه چه کسی این شعر را سروده نزاع می کنند. حال آنکه در نهایت چه فرقی دارد؟؟؟ مهم معنی و مفهوم است!!!

    Comment by ویتو — بهمن ۲۵, ۱۳۹۷ @ ۸:۵۴ ب.ظ

  28. با سلام بحث سر اینکه شاعر این اثر که بوده است بی معنی است چرا که
    شما بجای دریافت و تامل در معنای عمیق شعر فقط در حال بحث روی شاعر هستید
    مانند آن است که سر سفره نشسته باشید انواع غذا ها را برای شما آورده باشند و شما بجای استفاده از غذاهای لذیذی که جلویتان است سر این بحث کنید که آشپز این غذا که بوده است حال آنکه در مقام مهمان سر سفره ثمره ای هم برای شما ندارد

    Comment by هادی — تیر ۲۰, ۱۳۹۸ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  29. خیام، ابن سینا و ابوسعید ابوالخیر معاصر یکدیگر بوده و با هم مراودات و ملاقات داشتند.
    احتمال اینکه این شعر متعلق به ابوسعید باشد به همان اندازه است که می تواند متعلق به خیام باشد. چون هردو فیلسوف و عارف بودند و از یکدیگر تاثیر گرفته اند. همانطور که تنبه عارفانه ابوسعید را می تواند در این شعر دید، غنیمت شمردن وقت و لذت از اکنونیت خیام نیز در این شعر وجود دارد.

    Comment by علی — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۹ @ ۹:۴۶ ب.ظ

  30. یکی از دوستان اشاره کردن که اشعار خیام رو خوندن و قویاً نسبت این رباعی به خیام را رد کرده اند چرا که خیام در رباعیاتش صحبت از پشت پرده جهان هستی نمیکند.

    باید به این دوستمون عرض کنم، ضمن اینکه نمی توان با قطعیت گفت که این رباعی منسوب به خیام است یا خیر؛ بهتر است ایشون دوباره اشعار خیام رو مورد مطالعه قرار بدن چون در یک رباعی دیگر خیام گفته

    اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من،

    وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من؛

    هست از پس پرده گفت‌وگوی من و تو،

    چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.

    Comment by علی — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۹ @ ۱۱:۲۷ ب.ظ

  31. على آقا جان
    گویا که خیام یک دهه پس از مرگ بوعلى و همزمان یا یکسال پیش از مرگ
    ابو سعید به دنیا آمده…
    پس نمى توانسته با آنان “ملاقات و مراودات” داشته باشد…

    Comment by بابک چندم — اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۹ @ ۶:۲۸ ق.ظ

  32. ” آیینه یِ صبح ”
    هنگامِ سپیده دم خروسِ سحری
    دانی که چرا همی کند نوحه گری

    یعنی که نمودند در آیینه یِ صبح
    کزعمر شبی گذشت و تو بیخبری

    o سپیده دم: بامداد، پگاه، سحر
    o نوحه گری: آه و ناله (گریه و زاری) با صدایِ بلند
    o نمودند در آیینه یِ صبح: بطور روشن و آشکار نشان دادند

    برداشت آزاد:
    آیا تاکنون از خود پرسیده ای که چرا هنگامِ بامداد خروس آوازهایی بلند و پی در پی سرمی دهد؟ آری؛ آواز خروس، گریه و زاری بخاطر از دست رفتن روزی دیگر از زندگیِ ما و تلخ تر از آن ناآگاهی و فراموشی ما از این رخدادِ آشکارا که هر روز در پیشِ چشمانمان تکرار می شود!

    سرودِ مجلسِ جمشید گفته اند این بود
    که جامِ باده بیاور که جم نخواهد ماند

    غنیمتی شُمَر ای شمع! وصلِ پروانه
    که این معامله تا صبح‌دم نخواهد ماند

    حافظ » غزلیات » غزل ۱۷۹

    o جم شید: جمِ درخشان و نورانی، از پادشاهان ایران باستان که ۷۰۰ سال برجهان پادشاهی کرد. در شاهنامه متمدن شدن بشریت به دورانِ پادشاهیِ وی نسبت داده شده است.
    o باده: مِی
    o شمع: مردم که عاشق را نیز شامل می شود
    o وصلِ پروانه: داشته ها و یافته هایت که یکی از این داشته ها رسیدنِ به معشوق می باشد
    o معامله: زندگی، حالِ خوش
    o تا صبح دم: زمانی کوتاه

    شاد و تندرست باشید

    Comment by دستان سام — شهریور ۱۶, ۱۳۹۹ @ ۵:۲۹ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره