1. یکی از دوستان می پرسید بالاخره شاعر دنبال آرام جان می گرده یا محنت رسان؟! دنبال مهربان می گرده یا نامهربان؟!
    من فکر می کنم شاعر منظورش اینه که اگه طرف!نامهربان هم باشه همینحوری هم قبولش داریم و میخواهیمش !!
    لطفا راهنمایی کنید ….

    Comment by محمدرضا جهرمی زاده — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۰ ق.ظ

  2. خان مخفف خانه است ومان به معنی رخت و لباس ولی اصطلاح خان و مان به معنی خانه و اهل خانه است و در بعضی موارد خانه و اسباب خانه

    Comment by مینا — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۴۷ ق.ظ

  3. برای کسیست که نبودنش ذره ای از مهربانی و بودن همیشگی اش را کم نکرده است

    Comment by مینا — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۲ @ ۱۰:۵۷ ق.ظ

  4. باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
    یعنی چی؟

    Comment by مهرداد — فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۸ ب.ظ

  5. فکر میکنم مقصود این باشد که او از سفر باز میگردد ولی جان من که با او برف کو .

    Comment by شمس الحق — فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۸ ب.ظ

  6. ببخشید برفت کو ؟

    Comment by شمس الحق — فروردین ۲۰, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۹ ب.ظ

  7. این یکی از عاطفی ترین شعرهاییست که به عمرم دیدم
    هر مهربانی به خاطر درد فراقی که معمولا همراه خودش داره میشه نامهربان .

    Comment by علیرضا — خرداد ۷, ۱۳۹۳ @ ۴:۵۵ ب.ظ

  8. شعر زیبائی بود

    Comment by عبداله — مهر ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۸:۴۹ ق.ظ

  9. شعر فوق العاده ای است و من به یکی از دوستان که دوستش را نامهربان خوانده بود توصیه کردم! این شعر را بخواند. دیگر آنکه کاش استاد شفیعی کدکنی در کتاب کذایی “مفلس کیمیا فروش” این شعر را می آورد. البته عنوان کتاب هم عنوان نازیبایی برای جناب انوری است اگر چه توجیه استاد این است که این تعبیر را انوری خود، برای خود به کار برده! بماند که اصولا همین شعری که مشتمل بر تعبیر مذکور است، به برخی شعرای دیگر هم منسوب است. تازه امثال سنایی هم تعابیری نازیبا درباره خود دارند، ولی دکتر نسبت به آنها از آن تعابیر چشم پوشی می کند و هذا من الغرائب!

    Comment by نجفی — شهریور ۱۰, ۱۳۹۴ @ ۱:۴۷ ب.ظ

  10. شاعر دنبال نا مهربان ویا محنت رسان نیست منظور اینه که کسی که دل من با اوست با من نامهربان است و عشقش برایم محنت اور اما با این وجود من در طلب اویم…

    Comment by فریبا — آذر ۲۶, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۲ ب.ظ

  11. بسیاااااار زیبا بود… خدا بیامرزه این شاعر بزرگ و عزیز میهنمان رو که متاسفانه کمی گمنام است اما غزلهای معرکه و جانسوزی دارد …
    فروردین ۱۳۹۵

    Comment by کسرا — فروردین ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۵۷ ب.ظ

  12. یک جا خواندم که دکتر علی اصغر حلبی، غزل های انوری را غزل های درجه دو خوانده بود.
    اما به نظر می رسد غزل انوری جزو غزلیات درجه یک زبان فارسی است چون وی در حدود سال ۵۳۰ غزل سروده و حال اوج غزل فارسی که در غزلیات سعدی و حافظ متبلور است مربوط به سال های ۶۴۰ به بعد برای سعدی و ۷۶۰ به بعد برای حافظ است.
    یعنی انوری به همراه استادش ابوالفرج رونی-که نباید او را با دنی رونی بازیکن تیم من یونایتد اشتباه گرفت!- در تکوین غزل فارسی نقش بسیار مهمی داشته اند و غزل آنها تا قبل از ظهور سعدی، بهترین نوع غزل بوده است.
    ماه رجب، ماه داغی دعا و عبادت، نزدیک است.
    برای شادی روح شاعران بزرگ میهن اسلامی مان صلوات.

    Comment by رهگذر — فروردین ۱۹, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ

  13. رهگذر جان … دکتر علی اصغر حلبی به ریش تمام خاندانش خندیده … این روزها هر ننه قمری برای ما دکتر شده

    Comment by کسرا — فروردین ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۴:۵۱ ب.ظ

  14. آقا لطفا توهین نکنید.
    ایشون واقعا دکتر هستن. ولی اشکال کارشون اینکه که تو زمینه های زیادی می خواد اظهار نظر کنه. خب روشنه که هر چه زمینه های اظهار نظر بیشتر بشه، دقت اظهار نظر پایین میاد.

    Comment by رهگذر — فروردین ۲۹, ۱۳۹۵ @ ۶:۴۵ ب.ظ

  15. پیشنهاد می کنم دوستان این غزل زیبا رو با صدای دکتر محمد اصفهانی گوش کنند، بسیار زیباست…

    Comment by چکاوک — فروردین ۳۱, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۱ ب.ظ

  16. با چکاوک جان موافقم، این شعر زیبا با صدای محمد اصفهانی معرکه است! من که با این آهنگ و شعر و صدا کلی از خود بی خود می شم و کیف می کنم!

    Comment by ُسودا — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۲:۴۰ ق.ظ

  17. کسرا جان،
    سخت نگیر، حلبی است ، پولاد که نیست، خوب دیدگاه هم در اندازه حبلی می باشد

    Comment by رنگارنگ — مهر ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۵:۳۱ ب.ظ

  18. درود رنگارنگ جااان

    Comment by کسرا — آبان ۲۱, ۱۳۹۵ @ ۸:۳۳ ب.ظ

  19. واقعا اجرای این شعر توسط علیرضا افتخاری با احساس بی نظیرش در ادا کردن کلمات فوق العاده هست

    Comment by سینا — دی ۱, ۱۳۹۵ @ ۶:۲۸ ب.ظ

  20. اجرای این شعر توسط آقای افتخاری بسیار زیبا و تاثیرگذار است، هرچند اجرای محمد اصفهانی هم زیباست

    Comment by علی — اردیبهشت ۲۴, ۱۳۹۶ @ ۷:۴۳ ق.ظ

  21. در بوستان شادی هر کس گلی بچیند
    آن گل که نشکنندش در بوستان من کو

    Comment by افتخاری — تیر ۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  22. در مورد بیت چهارم:
    جانان من سفر کرد با او برفت جانم/ باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
    کسی از دوستان میتونه معنیش کنه؟ “باز آمدن از ایشان” چه مفهومی داره در این بیت؟

    Comment by رضا س — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۳:۳۷ ق.ظ

  23. رضا جان
    جانان من سفر کرد با او برفت جانم

    باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
    می گوید : جانم با او رفت ، معلوم است که بر می گردد ، ولی جانم گرفته شد ، آیا جان از تن رفته ی من نیز باز خواهد گشت؟

    Comment by محسن،۲ — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۸:۰۱ ق.ظ

  24. ممنون محسنِ عزیز

    Comment by رضا س — اردیبهشت ۲۵, ۱۳۹۸ @ ۲:۰۶ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره