1. با درود. به نظر می آید که مصرع نخست بیت دهم باید چنین نوشته شود: ابر ده و دو هفت کدخدای

    پاسخ: اگر منظورتان جدانویسی بوده، جدا نوشتیم، اما اگر مقصودتان حذف «شد» است اشتباه می‌کنید، مشکل وزنی دارد.

    Comment by کیانوش — آذر ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۱۱:۴۴ ب.ظ

  2. ابر ده و دو هفت کدخدای یعنی چه؟

    Comment by کامران — آذر ۱۳, ۱۳۹۰ @ ۵:۲۵ ب.ظ

  3. ابر ده و دو، هفت شد کدخدا

    ابر = بر
    ده و دو = ده + دو = دوازده، منظور دوارده برج فلکی است
    هفت = هفت کوکب و یا هفت سیاره گردنده است

    Comment by رسته — آذر ۱۴, ۱۳۹۰ @ ۸:۴۲ ق.ظ

  4. در جواب به حسین عزیز: این نیم بیت در بخش هشتم آمده است.

    Comment by جواد — مرداد ۸, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۴۱ ب.ظ

  5. در “ببالید کوه آبها بر دمید” بیت چهاردهم؛
    به نظر “ببالید” با به “ببالین” تغییر یابد

    Comment by م ح ابراهیمی — شهریور ۱۵, ۱۳۹۱ @ ۳:۱۸ ب.ظ

  6. تمام متن اشعار داستان آفرینش کیهان از انفجار اوّلیه یا بیگ بنگ تا سرد شدن تمام کرات و بترتیب پیدایش آبها و سپس گیاهان و بعد جانداران اوّلیه (جنبنده آمد پدید ) و حتی پیوسته بودن تمام کائنات و کهکشانها ، خیلی عجیب است اینهمه عامل پیش بینی درست ، با هیچ حساب احتمالاتی نمی تواند تصادفی کنار یکدیگر چیده شده باشد !

    Comment by بهرام مشهور — بهمن ۳, ۱۳۹۱ @ ۲:۱۰ ب.ظ

  7. همی بر شد آتش فرو ریخت آب……
    داستان سالهای نخستین عمر زمین است، کوه زایی و پیدایی دریاها و در پی ان اندک اندک زندگی است که رخ می نماید و این شگفت نیست نام اوحکیم توس است و او تنها نیست
    صدها ایرانی دیگر نامی و گمنام از آن جمله مسکویه که داستان تکامل انواع را به روشنی بیان کرده است دست کم ششصدسال پیش از داروین!!!! تاریخ علم همچون تاریخ عمومی ایران نیاز به بازبینی و باز نویسی دارد.

    Comment by دکتر ترابی — اسفند ۱, ۱۳۹۲ @ ۵:۰۳ ق.ظ

  8. واقعا حیرت انگیزه!!!!!!
    فکر کنم داروین هم شاهنامه خون بوده دوستان!!!

    Comment by محمد*** — اسفند ۱۴, ۱۳۹۲ @ ۴:۵۱ ق.ظ

  9. هم میهن گرامی جناب محمد:
    امید که این شگفت نشان ها !!! از روی ریشخند ننهاده باشیدو خواهش دارم مرا
    ببخشایید روی سخنم با شما نیست اما ایرانیان خود باخته کم نیستند.

    Comment by دکتر ترابی — اسفند ۲۳, ۱۳۹۲ @ ۵:۴۳ ب.ظ

  10. با درود خدمت شما جناب دکتر ترابی
    واقعا باید صراحتا عرض کنم که این سطح دانش و بینش حکیم فردوسی در قرن ها پیش حتی انسان کم دانشی هم چون من حقیر را هم به شگفتی وا می دارد چه برسد به دیگر بزگواران را

    Comment by محمد — اسفند ۲۷, ۱۳۹۲ @ ۵:۵۸ ب.ظ

  11. کلمه “کدخدا” در بیت “ابر ده و… به که بر میگردد؟ ممکن است مقصود آفریدگار باشد که پس از آفرینش هستی بر همه چیز از جمله دوازده برج فلکی و هفت آسمان یا هفت سیاره فرمانروایی می کند ویا نه مقصود زمین است(با توجه به گنبد تیز رو در بیت قبل) که به سبب وجود انسان در آن و با دانشی که در او تعبیه شده فرمانروای اسمانها و بروج فلکی است یا خواهد بود. اگر اشتباه می گویم لطفا دوستان عزیز اصلاح بفرمایند سپاسگزارم.

    Comment by مجید — خرداد ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۰۶ ق.ظ

  12. “به زیر اندر آمد سرانشان ز بخت” را لطفا توضیح دهید.

    Comment by مجید — خرداد ۱۱, ۱۳۹۴ @ ۱۰:۱۷ ق.ظ

  13. من نخستین بار که این شعر و می خونم و کاملا شگفت زده شدم. به نظرم میشه این شعر و نمادی از پیوند علم و ادب در اشعار پارسی دانست.

    Comment by الیما — خرداد ۱۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۰ ب.ظ

  14. با سلام
    در جمله “نپوید چو پیوندگان هر سویی” واژه “پویندگان” درست می باشد که خواهشمند است بررسی و اصلاح فرمایید.

    Comment by Zari — خرداد ۱۷, ۱۳۹۴ @ ۱:۴۳ ب.ظ

  15. جناب بهرام مشهور،
    می فرمایہد :
    که ایزد ز ناچیز چیز آفرید، چیز همان ماده است به زبان عاریتی امروز و نا چیز که اندک است ،
    بدان تا توانایی آمد پدید ، توانایی که همان انرژی است به زبان عاریتی امروز و میبایدمان که کار مایه بخوانیم. بی آنکه از انفجار سخن گفته باشد، همان که آقایان امروز ( بیگ بنگیان )میگویند و بر ما فخر می فروشند ماده و انرژی .
    و امید که از بیگ بنگیان برداشت بد نشود منظورم نبگیان بزرگ نیست !!و از شوخی گذشته بنگ همان بانگ خودمان است.
    بوی گل و بانگ مرغ برخاست
    هنگام بهار و وقت صحراست

    Comment by گمنام — خرداد ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۴:۳۱ ق.ظ

  16. اینکه میفرماید زناچیز چیز آفرید,خداوند ازآنچه که ما گمان میکنیم نیستیست هستی را آفریده است.

    Comment by کیان — مهر ۵, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۰ ب.ظ

  17. در بیت : همی بر شد آتش فرود آمد آب
    همی گشت گرد زمین آفتاب ، با توجه به وقوف به دانش و آگاهی فردوسی ، مصراع دوم این بیت نمیتواند از فردوسی باشد. از این رو علمی و منطقی آنست که برای مصراع دوم سروده باشد : « زمین گشت گرد بلند آفتاب » .
    با سپاس لز توجهتان.

    Comment by مجتبی — مهر ۶, ۱۳۹۶ @ ۵:۴۴ ق.ظ

  18. این نظر بالایی درست است تنها با یک تفاوت که به جای زمین باید زمی نوشته شود که همان زمین است و تناسب آن با همی در آغاز مصرع نخست آشکار
    همی بر شد آتش فرو آمد آب
    زمی گشت گرد بلند آفتاب

    Comment by 7 — مهر ۶, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۰ ق.ظ

  19. ٥٠٠ ساله میگن زمین گرده. هنوز کسانى هستن که به گردى زمین باور ندارند

    Comment by شیما — آذر ۱۱, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۰۵ ق.ظ

  20. که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
    بدان تا توانایی آرد پدید
    روزگاری درک و لمس این سخن دشوار و دور می نمود. اکنون که می بینیم تنها با یک کلیک که از نظر جرم و ماده راستی ناچیز است حوادث بزرگی در جهان رقم تواند خورد چندان دور و فرازمینی نمی نماید.
    اگر دو ساحت اصلی وجود آدمی جسم و ذهن را در نظر بگیریم، وقتی در ذهن به دلدار می اندیشیم چه ساز و کاری موجب می شود ضربان قلبمان بالا رود یا اشک شوق در چشمانمان جمع شود یا پاهایمان سست گردد؟
    این ذهن کجا و چگونه به جسم متصل می گردد؟
    چگونه تنها یک رویا و خیال که ظاهرا ناچیز یا عدم یا هیچ یا غیرمادی است جسم یا ماده را کنترل می کند؟؟
    این یکی را بر می خیزاند و آن دگر را می نشاند؟؟
    نیست‌وش باشد خیال اندر روان
    تو جهانی بر خیالی بین روان
    بر خیالی صلحشان و جنگشان
    وز خیالی فخرشان و ننگشان

    Comment by روفیا — دی ۳, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۷ ق.ظ

  21. ابر ده و دو هفت شد کدخدای گرفتند هر یک سزاوار جای
    ابر= بر
    ده و دو = منظور ماه‌های سال میباشد
    هفت = روزهای هفته
    گرفتند هر دو سزاوار جای، می‌تواند روز و شب باشد یا خورشید و ماه

    Comment by حسین مشتاقون — اسفند ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۴ ق.ظ

  22. زیرا در این شعر فردوسی به آفرینش جهان و چگونگی آن اشاره دارد

    Comment by حسین مشتاقون — اسفند ۱۰, ۱۳۹۶ @ ۸:۳۶ ق.ظ

  23. در برخی نسخ چاپی، در مصرع دوم بیت چهارم جای باد و آب جابجاست که بنظرم با توجه به ترتیب عناصر اربعه باید ابتدا باد و سپس آب باشد .

    Comment by بابک — مرداد ۳, ۱۳۹۷ @ ۸:۴۵ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره