لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. با سلام و امتنان از تهیه این نرم افزار مفید و پربار
    نظر من در مورد این رباعی نیست بلکه در باره برخی از رباعیاتیست که از قلم افتاده است . مثل :
    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
    این حل معما نه تو خوانی و نه من
    هست در پس پرده گفتگوی من و تو
    چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
    ارادتمند
    سالکی

    پاسخ: با تشکر، منبع رباعیات خیام در گنجور تصحیح شادروان فروغی است که این رباعی معروف در آن نیامده.

    Comment by بهرام سالکی — مهر ۷, ۱۳۸۹ @ ۲:۴۲ ق.ظ

  2. به این قطعه رباعیی عشق می ورزم وهمیشه آنرا زمزمه میکنم

    Comment by Anonymous — مهر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۹:۱۷ ق.ظ

  3. برخیز و مخور غم جهان گذران
    بنشین و دمی به شادمانی گذران

    انسانهای روشن فکر، فارغ از اینکه در چه زمانی زندگی مکنند معمولن به یک نتیجه میرسند. حافظ نیز چند صد سال پس از خیام میگوید:

    غم دنیای دنی چند خوری، باده بخور
    حیف باشد دل دانا که مشوش باشد.

    Comment by فرهاد — شهریور ۹, ۱۳۹۳ @ ۱:۵۷ ق.ظ

  4. تکلیف رو روشن نکرده که برخیزیم یا بنشینیم ؟

    Comment by محسن — مهر ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۲۴ ب.ظ

  5. دور میدانم که این چامه بدینگونه از خیام باشد . بیت نخست قافیه ندارد ( گذران ردیف است چون دو بار تکرار شده، گرچه در دو جایگاه دستوری گوناگون : زاب و فرمان)

    Comment by Mazdak — دی ۲, ۱۳۹۳ @ ۵:۴۶ ب.ظ

  6. در مورد این شعر اتفاق نظر وجود ندارد ولى نظریاتى هست که مصرع دوم بیت اول متفاوت و بدینگونه مى‌‌باشد:

    بر خیز و مخور غم جهان گذران
    “خوش باش” و دمی به شادمانی گذران
    در طـبع جـهان اگــر وفـایی بودی
    نوبت بـه تو خود نیامدی از دگـران

    Comment by مهسان — فروردین ۲۳, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۴۹ ب.ظ

  7. منطور از
    مصرع اخر را متوجه نمی شم.
    نوبت به تو خود نیامدی از دبگران

    Comment by مصطفی — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۵:۱۴ ب.ظ

  8. با سلام
    منظور از نوبت به تو خود نیامدی از دگران این است که اگر در دنیا وفایی بود دیگران را از نعمت زندگی محروم نمی کرد تا تو به دنیا بیایی و از نعمت زندگی برخوردار شوی بنابراین اگر در کار دنیا وفا بود دیگران را در خود نگه می داشت و نیازی به ایندگان نبود

    Comment by مهدی — خرداد ۱۶, ۱۳۹۴ @ ۷:۱۴ ب.ظ

  9. بالاخره بشینیم یا پاشیم؟ :|

    Comment by محمد — خرداد ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۶:۵۷ ب.ظ

  10. جناب بهرام خان سالکی
    با درود
    این رباعی :
    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
    این حل معما نه تو خوانی و نه من
    هست در پس پرده گفتگوی من و تو
    چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
    که مرقوم فرمودید از هر کس که باشداشتباه دارد چون حل معما را نمی خوانند بلکه معما را حل می کنند ضمناً معما هنوز حل نشده که حل آن خوانده شود
    درست آن اینست
    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
    این خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
    هست در پس پرده گفتگوی من و تو
    چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
    قرامطه گروهی بودند که خط بخصوص خود را داشته اند
    با احترام
    مرسده

    Comment by merce — خرداد ۳۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ

  11. جناب آقای بهرام سالکی

    برخی از اشعار جنابعالی را در مجموعه گرگنامه خواندم از جمله در مفهوم جبر و اختیار، جبر و اختیار و قضاوت روز حساب تنها در صورتی قابل توجیح و استدلال است که معتقد به حضور اهریمن و اهورامزدا و همچنین خداوند بلند مرتبه حق و عدالت و قضاوت باشیم، از جمله ایرادات سالکین و نرسیدن آنها به آن مقام والا این توحیدیست که میگوید زیبارویی و زشتی مردم و رزق و روزی نیز بر اساس عدالت است ، نه عزیز یک خدا نمیتواند هم گمراه و هم هدایت و هم قضاوت کند خدای محمد و عیسی هم یکی نیست.
    شیطان است در جان بشر که هزاران سال حمد و ثنای خداوند را میکند تا انسان را آلوده سازد و او را با عمل و سخن نهان خویش آزار برساند.

    چو افتد جان کس جمعی ز اضداد
    برد آن آدمی از دیده و یاد
    ز هر سو یک نبی داده به مردم
    یکی احسان بود دیگر چو کژدم
    چو آمد در جهان زین سو و آن سو
    رسولی بایدی حق را خدا گو
    که عدلش را کند معیار علمش
    که گوید برکت و جایی ز حلمش
    خدای بد نگو هرگز تو لبیک
    بهشت و دوزخش هرگز نشد یک
    چو پنهان باشدی راز نهفته
    هزاران انجمن هر یک چه گفته؟
    کلامش را بخوان با آن اراده
    که گوید جمله ای با حرف ساده
    ولی چون از نهان علمی نبد راست
    خداوندی ثنا کاین جانم آراست
    چو درد جامه را دادند بر تن
    چو خون را آورد جاری در من
    نریزد جز عدو خون را، که دون است
    خداوندی ثنا کاو چون ستون است
    عماد عالمی کاو بی تمنا
    دهد جان را علا او بی تقلا
    خدای راز را هل کاو به پرسش
    کند هر دم به کذب او در جهان غش
    چو آرد شاه پس عبد و گدا چیست
    چو باشد قائم او پس مقتدا کیست
    چرا خم بایدی پشتت مکرر
    چو عالم باشدی از او مصور
    چو ماری میبرد شیوا به دوشش
    چه ماری میبرد یا حق به گوشش؟
    کنون رحمت فزا مارم خمش کن
    به فرقش کاوه ور هردم چکش کن
    که کاوه بایدی ماری کشد چند
    نباید هر زمان با او به پیوند
    ثناگو بایدی این مار مردم
    دعا گو بایدی تمساح و کژدم

    امیرعلی(یا حق)

    Comment by امیرعلی یا حق — اسفند ۹, ۱۳۹۵ @ ۸:۱۱ ب.ظ

  12. خوش باش و دمی به شادمانی گذران

    Comment by ویتو — اردیبهشت ۴, ۱۳۹۷ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  13. با درود
    من فکر میکنم, برخیز و بنشین که خیام با هوشمندی گفته, یعنی برقص

    Comment by داود — آبان ۵, ۱۳۹۷ @ ۱:۰۳ ب.ظ

  14. صحیح مصرع دوم بیت اول به صورت زیر است
    می نوش و دمی به شادمانی گذران

    Comment by مچید — آذر ۳, ۱۳۹۷ @ ۴:۴۴ ب.ظ

  15. برخیز و بنشین کاملا با هم مناسبت داره و این رو خیام از قصد گفته

    Comment by وجود — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸ @ ۲:۲۴ ب.ظ

  16. با سلام ، این شعر از کمال اسماعیل هست که به اشتباه به خیام نسبت داده شده

    Comment by حسین — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۸ @ ۱۰:۳۱ ق.ظ

  17. کلید فهم این رباعی کلمه گذران (در مصرع اول) به معنی رونده و ناپایدار بودن است، چرا که تمام رباعی بر پایه این واقعیت بنا شده است که جهان ما پیوسته در تغییر و تحول و دارای طبیعتی سیال و متحرک است. این موضوع یعنی سیال و متحرک بودن جهان همواره مورد توجه اندیشمندان بوده و از آنان تعابیر گوناگونی در این زمینه نقل شده است. یکی از آن تعابیر تشبیه جهان به رودخانه از سوی هراکلیتوس حکیم یونانی است که در شعر حافظ نیز انعکاس یافته و کلمه بنشین در مصرع دوم این رباعی یادآور همان بیت است که گفت: بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. پس اگر کسی به این واقعیت هولناک دست پیدا کند که جهان مانند یک رودخانه خروشان است که دیر یا زود او را در کام خواهد کشید، از این جهان بیوفا امید شفقت نداشته و لحظات باقی مانده خود را جز به شادمانی نخواهد گذراند.

    Comment by ساکت — شهریور ۱۶, ۱۳۹۸ @ ۲:۲۳ ب.ظ

  18. لطفا از کانال تلگرامی من با عنوان همراه با خیام دیدن فرمایید به آدرس:
    t.me/hamrah_ba_khayyam

    Comment by ساکت — آذر ۲۳, ۱۳۹۸ @ ۱۱:۳۳ ق.ظ

  19. برخیز یعنی حرکتی کن متحول شو تغییر کن
    اما برای نوشیدن شراب و خوشی و عیش باید نشست و با آرامش نوشید منظور از نشست آرامش یافتن است و لذت بردن از زندگانی

    Comment by مهرداد — اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۹ @ ۵:۴۶ ب.ظ

  20. با درود به کوشندگان گنجور و حاشیه نویسان.
    در رباعیات اصیل خیام وزن و قافیه کاملا رعایت شده است.متن دیگری از این رباعی در رباعیات کمال الدین اسماعیل اصفهانی وجود دارد.جهت بازدید به رباعی شماره ۶۷۷ توجه فرمایید.

    Comment by احمد نیکو — شهریور ۵, ۱۳۹۹ @ ۷:۱۴ ب.ظ

  21. در مورد بکار بردن دو واژه برخیز و بنشین : برخیز برای دست کشیدن از انجام‌ کاری ( برخیز و مخور غم جهان گذران )و بنشین برای مشغول شدن به کاری (بنشین وجهان به‌شادمانی گذران)
    چون برای اینکه از کاری دست برداریم برمیخیزیم و میرویم و برای انجام یک کار مینشینیم و دست به کار میشویم.

    Comment by شهرزاد — شهریور ۳۰, ۱۳۹۹ @ ۷:۳۳ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره