1. در بعضى ار نسخه ها به جاى “ارغوان” . “کلرنک” امده است

    پاسخ: در نسخه‌ی تصحیح شده توسط محمدعلی فروغی و قاسم غنی «گلرنگ» آمده، با تشکر از تذکر شما، به اعتبار آن نسخه در مصرع دوم بیت اول این رباعی «ارغوان» با «گلرنگ» جایگزین شد.

    Comment by رضانیا — خرداد ۲, ۱۳۸۷ @ ۱۰:۲۰ ب.ظ

  2. ابر آمد و “زار” بر سر سبزه گریست
    بی باده‌ی گلرنگ “نمی شاید” زیست
    این سبزه که امروز تماشاگه ماست
    تا سبزه‌ی خاک ما تماشاگه کیست

    با تشکر از تمامی تلاشهای شما

    پاسخ: روایت جاری با تصحیح قزوینی/غنی از رباعیات خیام تطابق دارد، روایت مورد نظر شما به نظر شخصی من زیباتر است و گویا همان است که استاد شجریان در اجرای این شعر می‌خوانند. به عنوان نسخه‌ی بدل در حاشیه باقی گذاشتیم.

    Comment by محمد فرهی — مرداد ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  3. با سپاس فراوان از پدید اورندگان این سایت ارزشمند در باره این رباعی به نظرم رسید که به جای کلمه باز اگر از کلمه زار استفاده کنیم(مانند روایت شاملو)با توجه به عبارت زار گریستن زیباتر و گویاتر و تصویری تر می شود این گونه:ابر امد و زار بر سر سبزه گریست:یعنی ابر زار گریه کرد.
    زار بجای باز

    Comment by فریاد — مهر ۲۰, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۴۲ ق.ظ

  4. کلام از بیان زیبایی و عمق این ابیات قاصر است. همان به که خود ابیات نشانگر زیبایی و معنای خود باشند

    Comment by هومن — آبان ۲۰, ۱۳۸۸ @ ۲:۰۲ ب.ظ

  5. به نظر من نباید هیچ گونه تغیری بوجود بیاید. بگزارید هزار سال بعد بدانند که عمر خیام چی سروده است.

    Comment by محمد عیسی — آبان ۲۱, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۴۹ ب.ظ

  6. فقط ناپایداری هستی

    Comment by داوود — آذر ۶, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۰۷ ب.ظ

  7. صنعت تشخیص در مصرع اول میان گریستن و ابر.
    باده ئ گلرنگ اضافه ئ کنایی منظور همان شراب سرخ رنگ است.
    سبزه ئ خاک استعاره از قبر ما پس از مرگ.
    واج آرایی سین در ابیات مشهود است.
    اصولا خاصیت رباعی در این است که مصراع پایانی ضرب ناگهانی و یک دفعه ای را به شعر وارد می کند. اگر به سایر ابیات حضرت خیام نیز نگاه شود، می بینیم که مصراع پایانی حالتی مثل (شوک) را در خواننده مطرح می کند که مفهوم رباعی نیز از همان مصراع استفاده می شود.

    Comment by علی نهیل — تیر ۱۷, ۱۳۸۹ @ ۱:۲۴ ق.ظ

  8. منظور کلی شعر این است که وقتی گذرمان به قبرستان می افتد باید به حال خود در این جهان بگرییم و عبرت گیریم مرگ برای ما هم خواهد بود پس هر کس بدون نوشیدن شراب عشق این دار فانی را سپری کند خسران دیده است.

    Comment by م.ح — تیر ۲۳, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۳۶ ق.ظ

  9. using zaar over baz there slight a difference , zaar is imposing and baz is eternal. khayam knows what he write and please do not change it. these are mystical poems that have deep meaning in understanding intuitions and his words are clear that he does not want to put zaar instead of baz. people that try to change the mechanical of khayam’s poems are only technicians not mystics and khayam is a mystic.

    Comment by rozbeh — دی ۱, ۱۳۸۹ @ ۱۰:۴۱ ب.ظ

  10. روزبه جان دست مریضاد

    Comment by آرش — فروردین ۲۸, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۵۵ ق.ظ

  11. تمام آنچه را که جناب آقای محمد فرهی نوشته اند درست می باشد . عنایت فرمائید صفت مناسب برای وصف چگونگی گریستن همانطور که می دانید ، صفت زار می باشد و از طرفی اکثریتی از اشعار بکمک صفاتشان معنا و تأثیر می بخشند در اینجا نیز ابر می آید و زار بر سر سبزه می گرید تا ذهن خواننده را از همان آغاز با تأثری که می باید بعداٌ بخاطربر سر سبزه های دیگری حضور نداشتن به دلیل مرگ خواننده ( وشاعر ) به او دست دهد ، آشنا نماید . مصرع دوّم نیز به صورت بی بادۀ گلرنگ نمی شاید زیست ، درست است چرا که شاعران معمولاً قاضی نیستند تا حکم بدهند که فی المثال بی بادۀ گلرنگ نمی باید زیست ! شعر سعدی را هم که بنگرید ، می گوید نشاید که نامت نهند آدمی و هرگز بخود اجازه نمی دهد به خواننده بگوید نباید که نامت نهند آدمی !

    Comment by بهرام مشهور — اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۱۱:۲۷ ق.ظ

  12. به نظر من منظور از ابر آمد و گریست یعنی یک مرگی اتفاق افتادن که با توجه به بیت دوم، این برداشت غلط به نظر نمی رسد چرا که در بیت دوم اشاره به قبر و محل آرمیدن مردگان دارد که در این حالت “باز گریست” به جای “زار گریست” درست تر به نظر می رسد، یعنی دوباره مرگی اتفاق افتاد.

    Comment by صهبا — تیر ۱۸, ۱۳۹۱ @ ۱:۲۵ ب.ظ

  13. روزبه نیکو نوشتی ولی گوی پارسی برزن برادر میدان تاخت دری است مایه برازش ملت های همسایه زبان دربار ترکان عثمانی و هندیان و بنگاله زبان قفقاز و آسیای میانه حال با این تنگ میدانی امروز اگر انگلیسی بنویسی انهم اینجا که مردان و زنان نازش و برازش به پارسی میکنند ناگوار است مارا ، برادرم به پارسی بنویس

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۲ @ ۶:۲۹ ق.ظ

  14. همانگونه که دوستان در بالا اشاره کردند، واژه “باز” به معنی و هدف شاعر نزدیکتر است. خیامی که “شاد بودن آیین” اوست، اهل زار زدن و یا زاری دیدن نیست. شخصی “باز” (دوباره) درکذشته است. این “باز” تکرار آمدن و رفتن بی پایان به این دنیاست. پس بی باده سرخ نمیباید یا نمیشاید زیست. “سبزه خاک” در مصرع آخر مشخص میکند موقعیت این رخدادها کجاست: گورستان.

    Comment by فرهاد — اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۳ @ ۵:۵۷ ب.ظ

  15. با نظر فرهاد موافقم باز بر سر سبزه گریست و نه زار . بهار است باز ( باردیگر) در چرخه جاویدسبزه دمیده است . گریه ابر بهار زاری نیست گریه شوق است ابر بهار است و باده گلرنگ که جایی برای زاری نمی نهد. اینکه شاملو زار پسندیده است و شجریان زار خوانده است ( و این هردو پیشینه بد خوانی دارند) دلیل بر جایگزینی باز با زار نمی باشد. انان که زاری را به آخرین مصرع میچسبانند بهتر است زبان خیامی را بهتر و بیشتر بشناسند و صنعت رباعی را نیز

    Comment by دکتر ترابی — خرداد ۱۶, ۱۳۹۳ @ ۱۱:۲۵ ب.ظ

  16. گویا آهنگ زیبای Kimse Bilmez از Mehmet Güreli هم ترجمه ترکی همین رباعی است.

    Comment by محمد — آذر ۱۳, ۱۳۹۵ @ ۳:۲۹ ب.ظ

  17. آقا محمد، تنها بیت اول شباهت معنایی داره، ما بقی کاملا متفاوت هستش، در ضمن با احترام به علاقه شخصی شما؛ حتی در بیت اول هم آن کجا و این کجا …

    BULUT GEÇTİ
    GÖZYAŞLARI KALDI ÇİMENDE
    GÜL RENGİ ŞARAP
    İÇİLMEZ Mİ BÖYLE GÜNDE
    SEHER YELİ
    ESER,YIRTAR ETEĞİNİ GÜLÜN
    GÜLE BAKTIKÇA
    ÇIRPINIR YÜREĞİ BÜLBÜLÜN
    BU YILDIZLI GÖKLER
    NE ZAMAN BAŞLADI DÖNMEYE?
    KİMSE BİLMEZ,KİMSE BİLMEZ…

    Comment by کاوه — اردیبهشت ۱۷, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۳ ق.ظ

  18. این رباعی اینگونه آغاز می‌شود،دوباره ابر امدو بر سر سبزه گریست است چون باید ریتم دوباره و بیت بعدی بی باده و بیت سوم که سبزه حفط شود

    Comment by رضا بسطامی — فروردین ۱۸, ۱۳۹۷ @ ۹:۱۵ ب.ظ

  19. خیام:
    این سبزه که امروز تماشاگه ماست
    تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست ؟
    ـ ـ ـ ـ ـ ـ
    ▣ خاک و روحِ این بیت در چنگِ واژه های «سبزه» و «تماشاگه» است که به هر کدام دو مرتبه اشاره شده است . با این که جَدِّ معنایی این بیت ، به مساله یِ «مرگ» می رسد اما شاعر الفاظ آن را به گونه ای چیده است که انگار آدمی با مرگ خود  تفرج گاهی می شود برای سایرین ، و البته تفرج گاهی که اگر درست نگریسته شود در اصل عبرت گاه است .
    ▣ شاعر در روایت کوتاه خود ، به جایی که از «اهالی خانه» بگوید به «نشانه های خودِ خانه» پرداخته است .
    ▩ احمد آذرکمان ۵ مهر ۱۳۹۷

    Comment by احمد آذرکمان — مهر ۵, ۱۳۹۷ @ ۵:۳۲ ب.ظ

  20. به نظر من همان کلمه باز که حکیم بزرگ استفاده کرده اند ، بهتر است، زیرا دلالت به این امر دارد که این تکرار برای همیشه و تا آدمی است این تکرار هم است.

    Comment by امیر — فروردین ۲, ۱۳۹۸ @ ۳:۰۱ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره