لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

بحثهای مذهبی و اعتقادی و ارجاع توهین‌آمیز نسبت به بزرگان ادیان و همینطور بحثهای قومیتی و توهین به فرهنگها و قومیتها و زبانها از مصادیق حاشیه‌های نامناسب محسوب می‌شوند.

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بگذارید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

  1. یعنی اون کیه که اونقدر مهربونه که از بیت سوم این شعر تا آخر رو واسه من به طور روان معنی کنه؟؟؟؟؟؟
    لطفاااااا……… برام مهمه

    Comment by سونیا — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۰ ب.ظ

  2. راستی در بیت ششم مصراع اول خویش تن دومی به صورت جدا نوشته میشه به ای صورت:(خویش تن), این تن به معنی تنیدن پیله هست.

    Comment by سونیا — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۲۳ ب.ظ

  3. سونیا جان
    خیلی ساده و خلاصه چنین است
    پاک چشمان را ز روی خوب دیدن منع نیست
    سجده کایزد را بود گو سجده گه بتخانه باش
    ,,, با نظر پاک میتوان به روی زیبا نگاه کرد،،،،سجده ای که برای خدا باشد حتی در بتخانه قبول است
    گر مرید صورتی در صومعه زنار بند
    ور مرائی نیستی در میکده فرزانه باش
    ،،،اگر مشتاق ظاهر هستی برو و در دیر کمربند مسیهان ببند،،،ولی اگر ریاکار نیستی حتی در میخانه میتوان حقیقت بین بود
    خانه آبادان درون باید نه بیرون پر نگار
    مرد عارف اندرون را گو برون دیوانه باش
    ،،،درون خانه را باید آباد کرد نه ظاهر آنرا زیور داد،،،مرد عارف بر ظاهر توجه نمی کند
    عاشقی بر خویش تن چون پیله گرد خویشتن
    ورنه بر خود عاشقی جانباز چون پروانه باش
    اگر عاشق خود هستی دور خود حصار بکش ،،،اگر عاشق خود نیستی چون پروانه جانباز باش
    سعدیا قدری ندارد طمطراق خواجگی
    چون گهر در سنگ زی چون گنج در ویرانه باش
    ،،،کبر و غرور ریاست و ثروت بی ارزش است،،،مثل گوهر زندگی کن و مثل گنج در ویرانه
    مانا باشی

    Comment by مهناز ، س — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۴۷ ب.ظ

  4. مهناز گرامی،
    سپاس از روشنگری،
    واما ” خانه آبادان ” گونه ای سپاسگزاری بود به هنگام پدرود، ” خانه آبادان، خوش بود با شما بودیم و… ”

    ماشالا ، نوم خدا

    Comment by گمنام-۱ — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۱:۲۳ ب.ظ

  5. آری گمنام گرامی ، حق با شماست
    خانه آبادان را به صور مختلف در موقعیت های گونه گون به کار می بردند ،
    گاهی در اعتراض ، و گاهی به طعن و لعن ، و زمانی به سپاس
    و اما : ماشالا ، نوم خدا ، ؟؟
    و چگونه است آن حکایت؟
    مانا باشید

    Comment by مهناز ، س — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۱ ب.ظ

  6. مهناز گرامی
    در مقام تحسین و تشویق به کار می برند
    ماشاالله و نوم خدا ، همان است که خواجه در حیرت از چشم سرشار از می ساقی می گوید ؛ به نام ایزد
    سبحان الله!
    شاد و تندرست بوید.

    Comment by گمنام-۱ — شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ @ ۸:۵۷ ب.ظ

  7. مهناز خانم گرامی درود
    با احترام به نوشتار گمنام عزیز ، تکیه کلامی از پدر بزرگم که در جوانی میراب و سرپرست ده بوده ، یادم آمد
    میگفت : خانه ی ارباب ، آباد باشه ، رعیت از گشنگی بمیرند .
    اعتراض و طعن و لعنی بود به ارباب ، که شما اشاره کردید
    شما هم مانا باشید

    Comment by حسین ۱ — شهریور ۲۶, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۲۳ ق.ظ

  8. مرسی مهناز عزیزم

    Comment by سونیا — مهر ۳, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۳۱ ق.ظ

  9. شکل درست و معنی بیت ششم:
    ۱-عاشقی بر خویشتن چون پیله گرد خویش تن
    ۲-ورنه بر خود عاشقی جانباز چون پروانه باش
    اگر خویشتن پرست هستی مانند کرم ابریشم گرد خویش پیله میتنی(میبافی)
    ۲-و اگر نه این است که عاشق خود هستی مانند پروانه(از پیله رهیده)شو و جانباز باش/خودپرستی و پیلگی بس است عاشق شو پروانه وار

    Comment by 7 — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۸:۰۱ ب.ظ

  10. سعدیا قدری ندارد طمطراق خواجگی
    چون گهر در سنگ زی چون گنج در ویرانه باش
    خواجه در شعر سعدی و حافظ معمولا به شکل متلک بکار رفته است.

    Comment by 7 — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۸:۱۸ ب.ظ

  11. برای نمونه خواجه در شعر سعدی:
    خانه از پای و بست ویران است
    خواجه در بند نقش ایوان است

    نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
    چو سیل از سر گذشت آن را چه می‌ترسانی از باران

    عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
    کآدمی نیست که میلش به پریرویان نیست

    به نصیحتگر دل شیفته می‌باید گفت
    برو ای خواجه که این درد به درمان نرود

    عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
    برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر

    نه مجنونم که دل بردارم از دوست
    مده گر عاقلی ای خواجه پندم

    و حافظ:
    دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
    گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

    گـفتـم که خواجه کی به سر حجله می ‌رود؟
    گفت آن زمـان کـه مشتری و مَـه قِران کنـنـد

    ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
    برگو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این

    Comment by 7 — فروردین ۲۶, ۱۳۹۷ @ ۱۱:۴۸ ب.ظ

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره