1. عجیب است که شعر “میازار موری که دانه کش است”، در شاهنامه فردوسی گنجور وجود ندارد٠

    Comment by منصور محمدزاده — بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۲۴ ب.ظ

  2. بیت:(میازار موری که دانه کش است ـ که جان دارد و جان شیرین خوش است)، در شاهنامه نسخه فلورانس که استاد خالقی مطلق از آن استفاده کرده به شکل زیر آمده است:
    (مکش مورکی را که روزی‌کش است ـ که او نیز جان دارد و جان خَوش است)

    Comment by منصور محمدزاده — بهمن ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  3. آین بمصراع میازار موری که دانه کش است ، نشان دهنده این است که ما ایرانی ها از همون اول کِرم داشتیم .

    Comment by آریا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۱۶ ب.ظ

  4. شبلی همان عارف نامی است که از شبله خوارزم امده بود و به بغداد عارفی دیوانه صفت بود و خود را به دیوانگی میزد استاد او جنید بغدادی بود که نهاوندی بود ، شبل به عربی یعنی بچه شیر ، شبلی هموست که به روز مرگ ارزانی حلاج شوشتری ریگی به او انداخت برای همراهی با مردم و حلاج گفت این ریگ مرا درد اورد چون دیگران نمی دانند و او می داند. شبلی را نمی توانم ببخشم

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  5. حانوت یعنی دکان

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۳:۴۷ ب.ظ

  6. گ.یند زمانیکه همه بر تن مصلوب او سنگ زدند شبلی گل زد اما این گل بیشتر از سنگها ئی را آزرد..

    Comment by مینا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۸:۰۵ ب.ظ

  7. شبلی تا پایان عمر آن صحنه را از یاد نبرد بر سرنوشت حلاج گریست و گویند همان شب خئاب وی را دید

    Comment by مینا — اردیبهشت ۱۵, ۱۳۹۲ @ ۸:۰۸ ب.ظ

  8. سعدی » بوستان » باب دوم در احسان

    یکی سیرت نیکمردان شنو
    اگر نیکبختی و مردانه رو
    که شبلی ز حانوت گندم فروش
    به ده برد انبان گندم به دوش
    نگه کرد و موری در آن غله دید
    که سرگشته هر گوشه‌ای می‌دوید
    ز رحمت بر او شب نیارست خفت
    به مأوای خود بازش آورد و گفت
    مروت نباشد که این مور ریش
    پراگنده گردانم از جای خویش
    درون پراگندگان جمع دار
    که جمعیتت باشد از روزگار
    چه خوش گفت فردوسی پاک زاد
    که رحمت بر آن تربت پاک باد
    میازار موری که دانه‌کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است
    سیاه اندرون باشد و سنگدل
    که خواهد که موری شود تنگدل
    مزن بر سر ناتوان دست زور
    که روزی به پایش در افتی چو مور
    نبخشود بر حال پروانه شمع
    نگه کن که چون سوخت در پیش جمع
    گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است
    تواناتر از تو هم آخر کسی است

    Comment by hossein — آذر ۲۲, ۱۳۹۲ @ ۶:۲۷ ب.ظ

  9. کسی که می خواهد در مورد ادبیات اظهار لحیه کند و نظریه صادر نماید لااقل باید چهار کلمه سخنی را که می نویسد یکبار بخواند و غلطگیری کند. دگمه را زود فشار دادن آسان است اما درست نوشتن کمی کوشش و همت می خواهد. در این چند سطر نوشته کوتاه غلطهای نوشتاری زیادی وجود دارد.

    ناگفته پیداست که ساختار نوشتار با گفتار تفاوت دارد. یک سری عبارتهای بریده بریده را پشت سر هم قطار کردن هنر نیست. حالا زبان فارسی به کنار، اگر حرفی که میزنی برایت اهمیت دارد آن را درست بیان کن تا کسی که آن را می خواند خیال نکند یک دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی آن را نوشته است.

    عذر می خواهم که لحنم کمی تند است اما خواندن اینگونه نوشتار ناخوشایند است.

    کوشش کنیم تا زبان فارسی را سلاخی نکنیم.

    آین بمصراع ؟
    همون اول
    دیوانه صفت
    روز مرگ ارزانی
    مرا درد اورد
    .گ.یند زمانیکه
    سنگها ئی را آزرد
    خئاب وی را دید

    Comment by یوسف نقاش باشی — فروردین ۱, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۳ ق.ظ

  10. فرمایشات جناب یوسف مورد تأیید است.
    با تشکر از ایشان و همه فرهیختگان

    Comment by سید مجتبی — اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۳ @ ۳:۴۱ ق.ظ

  11. با سلام
    به نظر من صورت درست بیت شاهنامه همان است که در بوستان نقل قول شده است :
    میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است
    ((سعدی بزرگ)) انسان صادق وآزاده ای بوده. من در امانت داری او شک ندارم که همان چیزی را که در شاهنامه ((فردوسی بزرگ)) دیده همان را به عینه نقل قول کرده است و گرنه دیگه اسمشو نمیشه گذاشت تضمین یک بیت.
    ولی عده ای اصرار دارند بگویند : که او بیتی از شاهنامه را خوانده و به دلخواه خودش دگرگون کرده و بعدش گفته که این بیت مال شاهنامه است و پس از او این بیت از بوستان وارد نسخه های شاهنامه شده بدینگونه که پس از او ابتدا مصرع اول و سپس مصرع دوم و بعد ها هر دو مصرع در نسخه های پسین شاهنامه همانند بوستان شده است ( اینه خلاصه دلیل آنها برای اینکه بگویند این بیت شاهنامه تحت تاثیر بوستان قرار گرفته )
    آری این وصله ها با این مرد بزرگ نمیچسبد. از یاد نبریم که نسخه های خطی شاهنامه های یافت شده از قرن هفتم به بعد است و تا کنون از یافت شدن نسخه های قرن پنجم و ششم چیزی گزارش نشده است.

    Comment by آرش — بهمن ۱۸, ۱۳۹۳ @ ۷:۰۹ ب.ظ

  12. با آرش جان موافقم. ضمنا سعدی معتبرتر است از آقای خالقی مطلق. من شاهنامه تصحیح ایشان را دیده ام به نظرم نباید به سراغ شاهنامه میرفتند. ذوق سلیم در کارشان ندیدم. مور که خودش خرد و کوچک است و نمونه کوچکی چگونه کاف تصغیر بگیرد؟
    مرغک شاید اما مورک…؟
    کسی مورک را در جای دیگری دیده؟

    Comment by سعید — بهمن ۲۲, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۱۲ ب.ظ

  13. بیت:(میازار موری که دانه کش است ـ که جان دارد و جان شیرین خوش است)، در شاهنامه به تصحیح ژول مل ۷ جلدی - در جلد اول صفحه ۸۰ بیت ۵۲۵ آمده است :
    این بیت از زبان ایرج به برادرانش سلم و تور است که قصد کشتن او را داشتند.
    داستان در صفحه زیر در همین سایت آمده ولی متاسفانه از نسخه ای استفاده شده که این بیت را ندارد.

    http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/fereydoon/sh10/

    Comment by عارف — اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۵۳ ب.ظ

  14. مشهورترین بیت جهان اینجا خوابیده

    Comment by رشمیز — خرداد ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۳۶ ق.ظ

  15. مشهورترین بیت گیتی اینجا خوابیده

    Comment by رشمیز — خرداد ۲۰, ۱۳۹۵ @ ۱۱:۵۲ ق.ظ

  16. ک فقط کاف تصغیر نیست
    کاف تحبیب هم داریم.

    Comment by ناشناس — فروردین ۳, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۱۴ ب.ظ

  17. سلام به نظر می رسد بیت سیاه اندرون باشد وسنگ دل که خواهد که موری شود تنگدل# زیبا ترین بیت است. بیتی که توجه مارا به یکی از کوچکترین حشرات وشاید از نظر ما کم اهمیت ترین جلب می کند.

    Comment by سید غلامعباس موسوی نژاد(خدامیان) — اردیبهشت ۶, ۱۳۹۶ @ ۵:۳۵ ق.ظ

  18. آریا با نظرش شخصیت خودش رانشان داده امیدوارم در آینده ایشان آنچنان متحول شوند که بتوان کلمه آقا را درموردشان به کار برد.جناب آقای ارش استفاده ازنظر بزرگان مقبول عام وخاص نوعی سفسطه است سعدی امکانات شمارا دردسترسی به اطلاعات نداشته بهتر نبوددر این خصوص کمی مطالعه میکردید آنگاه نظر میدادید .جناب آقای سعیدکلماتی را که شما موردبحث قرار داده اید مربوط به زبان فارسی در قرن ۲۱ است با این استدلال نمیتوان راجع به ۱۷ قرن پیش نظرداد اقای خالقی به عنوان یک پژوهشگر ۴۶ سال عمرش را سر این کار گذاشته بهتر نبود درنظر دادن عجله نمی کردید.

    Comment by سیامک — تیر ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۶:۰۹ ب.ظ

  19. سیامک عزیز الآن در قرن ۱۵هجری هستیم و فردوسی این ابیات رو حدود ۱۱ قرن پیش سروده.

    Comment by علی — مرداد ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۲۵ ق.ظ

  20. قصد سعدى یادآورى یک نکته ى اخلاقى است؛ مفهومى که قبلاً به وسیله ى فردوسى بیان شده است. از این رو، با بازپرورى سخن فردوسى و ذکر نام وى، بیتِ “میازار مورى که دانه کَش است…” را سروده است. به عبارت دیگر، سعدى، سخن فردوسى را “با زبان خودش” بازگو کرده است. بنابراین، بیت “میازار مورى که دانه کَش است…” سروده ى سعدى است و برخلاف تصور اغلب مردم، از فردوسى نیست.
    اصلِ سخن فردوسى این است:
    مکُش مورکى را که روزى کَش است/ که او نیز جان دارد و جان خَوش است

    Comment by مسعود — شهریور ۴, ۱۳۹۶ @ ۹:۵۸ ق.ظ

  21. چه ربطی به شبلی داشت این شعر بعدشم منصور حلاج که اصلاً آدم خوبی نبود منصور حلاج کافر بود امام خمینی هم چندین شعر در هجو منصور حلاج دارند

    Comment by امپرور — شهریور ۲۷, ۱۳۹۶ @ ۷:۵۵ ب.ظ

  22. به قومی گرفتار شدیم که در مورد عرفا اینچنین گستاخانه نظر میدهند
    جناب امپرور شما همان وصایای امام را بخوان
    بگذار اینجا محلی برای مراوده ی اهل دل بماند
    پای ریا را به گنجور باز نکن بزرگوار
    شما را با منصور حلاج چکار؟
    اگر مسلمانی آنیست که تو بر طبلش میکوبی و امثال تو در این چهل سال در این مملکت پیاده کردند آری منصور حلاج کافر بود
    پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش
    که مگو حال دل سوخته با خامی چند

    Comment by روفیا — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۲:۴۳ ق.ظ

  23. حاشیه ی آخری از روفیای عزیز ما نیست ، تقلبی ست
    لحن روفیای ما با ادب است

    Comment by حسین — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۵۴ ق.ظ

  24. حسین جان،
    با شما کلاً و کاملاً در توافقم…

    Comment by بابک چندم — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۴۷ ق.ظ

  25. بابک چندم عزیز ممنون از شعور و درک بالایت

    Comment by حسین — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۳:۲۲ ب.ظ

  26. حسین جان ببخشایید
    حرف ظرف آمد, درو معنی چو آب…
    مهم نیست این دوستمان هویتش چیست
    بنظرم کلامشان خالی از بی دابی و پر معنیست

    Comment by دکتر ترابی — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۴۵ ب.ظ

  27. بی ادبی

    Comment by دکتر ترابی — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۴:۴۶ ب.ظ

  28. حسین و بابک ، گرامیان
    چنین می نماید که نه تنها این روفیا آن بانوی آزاده نیست که گویا این دکتر ترابی هم نه آنیست که ما می شناسیم.

    Comment by شمس شیرازی — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۷:۳۱ ب.ظ

  29. جناب شمس شیرازی گویا از شمس الحق به شمس شیراز رسیدید
    افول فرمودید یا خوذتان پی بردید که نه کلامتان حق بود و نه قامتتان شمس؟!
    امید دارم زودتر بفهمید که کسی از راه هذیان به معرفت دست پیدا نمیکند

    Comment by سید غلامعباس موسوی نژاد(خدامیان) — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۸:۴۸ ب.ظ

  30. جناب آسید غلام عباس موسوی نژاد
    ( معروف به خدامیان)
    به جد اطهرتان سوگند که این کمترین شمس ا لحق مورد نظر سرکار نیست.
    در باره افول که می فرمایید ما همگی با گذشت زمان افول می کنیم ، سراغ شما هم خواهد آمد
    دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد تندرست و شادکام بوید و در کسب معرفت ، خداوند پشت و پناهتان باد.

    Comment by شمس شیرازی — شهریور ۲۸, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۵۵ ب.ظ

  31. شمس شیرازی عزیز
    بودند کسانی که مهناز بانو ، سمانه بانو ، سید محمد و بسیاری دیگر را با من کم سواد یکی دانستند و اهانت ها کردند ،
    خوشحالم که جواب ِ مکفی دادید ، باشد که مفید افتد
    خوش باشید

    Comment by حسین — شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  32. جناب شمس شیراز!از پاسختان ممنون
    امیدوارم با تعاریف عوامانه ی دوستانی که به صورت مافیایی در این سایت پای حاشیه ها نشسته اید و بر حقانیت هم درود و لایک میفرستید و تاب شنیدن صدای مخالف ندارید، نفستان همچنان در حال ذوق کردن باشد!
    یاد کلامی از شمس راستین افتادم:
    همه‌ خلاصه‌ی گفتِ انبیا این است که:
    «آینه‌ای حاصل کن!»

    Comment by سید غلامعباس موسوی نژاد(خدامیان) — شهریور ۲۹, ۱۳۹۶ @ ۱۲:۵۵ ق.ظ

  33. تمام این اشعار زیبا که دارای درونمایه ی والای فرهنگی و انسانی و عرفانی هستند مانند اشعار مولوی و خیام و عطار و فردوسی و سعدی و حافظ و نظامی و دیگران چیزی از آیات قرآن کم ندارند از نظر بنده درون مایه ی پخته تری از آیات کتاب قرآن دارند.. اگر در زمینه ی کتب دینی مطالعه داشته باشید متوجه میشید که تمام قصص قرآنی و بسیاری از آیات و احکام درون قرآن عینا در طورات نیز وجود دارند.. قصصی مانند یوسف و داوود و شیث و شعیب و سلیمان و نوح و … دقیقا جمله به جمله و کلمه به کلمه همانهایی هستند که در طورات نیز وجود دارند , و گاها انسان شک میکند که شاید پیامبر کتب طورات و انجیل را از زبان عبری و رومی به عربی ترجمه کرده و همانها را به عنوان آیات الهی به مردم گفته

    Comment by بهروز — مرداد ۲۱, ۱۳۹۷ @ ۱۲:۰۷ ق.ظ

  34. درود.
    آقای بهروز، در زمان حضرت مسیح (ع) یهودیان نیز همین اندیشه را نسبت به عیسی داشتن که گفتارش را از آیین پیامبران اونها گرفته.
    هر پیامبری اومد داستانش همین بود، در هر حال، یک سری حرف‌ها دنبالش انداختن!

    در پاسخ اون دوست بالایی که استاد خالقی را رد کردن، نخست اینکه برای کسی که بالای ۵۰ ساله شاهنامه‌پژوهی میکنه، این سخن شما شتابزده و از روی ناآگاهی بود. دوم، یکی از بهترین ویرایش‌های شاهنامه از همین استاده و همه به ویرایش ایشان رجوع میکنن. سوم، برید واژه‌نامه‌ی دهخدا را درباره “مورک” بخوانید.
    مورچه بزرگ و کوچیک هم داریم!

    خدانگهدار.

    Comment by میثم سعدی — آبان ۱۹, ۱۳۹۷ @ ۲:۱۴ ب.ظ

  35. با درود به شما و وسایت زیبای گنجور من فکر میکنم با توجه به نسخه ایی که در حال مطالعه دارم تعدادی از ابیات این شعر را شما در این حکایت از بوستان جا انداختید شما را مراجعه میدم به کلیات سعدی چاپ چهارم سال شصت و سه به اهتمام محمد علی فروغی که از روی قدیمی ترین نسخه های نوشته شده البته چاپ اول آن سال ۱۳۲۰چاپ دوم سال ۱۳۵۶چاپ سوم۱۳۶۲هستند

    Comment by محمدرضا بخرد — بهمن ۱۳, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۱۲ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره