1. فاقه فقرو تنگدستیست و در معنای نیاز هم کاربرد دارد

    Comment by مینا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۲۴ ق.ظ

  2. دیباجه ظاهرادر اینجا به معنی صورت و روی بکاررفته که بسیار زیباست

    Comment by مینا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۸:۳۲ ق.ظ

  3. کلماتی که به وضعیت اجتماعی ناخوبی اشاره می کنند خیلی زود توسط مردم کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب تعداد کلمات به معنی شغلهای ناخوب و وضعیت های اجتماعی پایین زیاد می شوند مثلا در این شعر درویش، سائل ، غلام، فقیر، مسکین، درمنده، شوریده بخت، مملوک، مفلس ، و بینوا امده است علتش همین است که پیوسته می خواهند لغتی درست کنند که یک فقیر محترم را نشان دهد ولی وضعیت سخت جامعه نمی پذیرد، برای کسی که زباله جمع می کند سفور ، سپور، اشغالی ، پیک بهداشت، تا حالا درست شده است قصد و رای خوار داشت این نازنینان زحمت کش را ندارم ولی قول میدهدم نام های جدیدی در راه است

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۲ ق.ظ

  4. از میان این اسمها برای فقیر دوتایش را به انگلیسی هم می فهمند و ان fakir و dervish است و در فرهنگ های انگلیسی حضور دارند .

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۳۹ ق.ظ

  5. واژه ازاده به معنی کسی که بنده و رهی کسی نیست کاربرد داشته است و کمتر معنی امروزه به معنی ازاد مرد و کسی که اندیشه ازاد داردنیست

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۹:۴۵ ق.ظ

  6. در حدیثی از پیامبر به ایرانی ها فرس الاحرار گفته شده است یعنی ایرانی ازاده

    Comment by امین کیخا — اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۲ @ ۱:۳۸ ب.ظ

  7. در گویش رایج این بیت با تغییراتی ضرب المثل شده است:
    خدا گر ز حکمت ببندد دری
    ز رحمت گشاید در دیگری

    Comment by رضا — اسفند ۲, ۱۳۹۳ @ ۵:۳۰ ب.ظ

  8. بزرگیش سر در تباهی نهاد
    عطارد قلم در سیاهی نهاد
    عطارد عربی که ریشه آن را اشتاروت خدای بابلی میدانند در فارسی تیر و در انگلیسی مرکوری.یونانیان آن را خدای سخنوری و بازرگانی میدانستند و جیوه(آبک) را به این نام خوانند.در فارسی هم تیر میرزای آسمان و قلم سرنوشت آدمی در دستان اوست چنانکه در همین بیت آمده است.
    عطارد یا تیربا ۵۷ میلیون کیلومتر راه تا خورشید، نزدیکترین سیاره منظومه خورشیدی به خورشید است و کم‌ترین مسافتی که با زمین پیدا می‌کند، به ۸۰ میلیون کیلومتر می‌رسد.دمای سمت رو به خورشید آن ۴۶۵درجه سانتیگراد است و سمت دیگر آن که شب است ۱۴۸- درجه سانتیگراد افت میکند.

    Comment by 7 — آبان ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۱۰:۵۴ ب.ظ

  9. فارسی زبانان هنرپرور در گذر زمان از این حکایت بلند ضرب المثلی تک بیتی ساخته اند که در هنگامه ی بیچارگی و در زیر بار مشکلات زمزمه اش می کنند و یا دوستی ، اشنایی ، رهگذری به رسم دلداری برایشان زمزمه می کند . در چنان مواقعی فقط یک چنین بیتی است که ادمی را نه به دروغ امیدوار می کند و توان رفته را برای برخاستن و ادامه دادن به پاهایش برمی گرداند. آری :
    “چو ایزد ز حکمت ببندد دری
    گشاید زِ رحمت درِ دیگری”

    Comment by محمدرضا — بهمن ۲۰, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۳۴ ب.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره