گنجور

حاشیه‌ها

سید محسن در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۱:

سلام خدمت ادیبان---در حقیقت اینطور بوده----مست اند جمله در خود--هشیار می نبینم

رضا تبار در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

معنی ابیات

 

۱ - ای شاهد قدسی( محبوب / پیر دانا و صاحبدل ) چه کسی می تواند حقیقت تو را باز شناسد.

- و تو ای مرغ بهشتی (پیر/ انسان کاملی که به وصال محبوب ازلی رسیده)  غذای معنوی خود را از چه کسی دریافت می کنی؟

 

۲-از این فکر جانکاه و جانسوز خواب از چشمانم رخت بست 

-که تو ( ای کسی که مقام معنوی عالی داری)به کجا تقرب جستی که این چنین باعث آرامش و آسایش خاطرت شده است؟

 

۳-ای کسی که در جستجوی خدا هستی/ ای دل/ حافط، 

- امیدوارم که اینطور نباشد که تو در فکر آمرزش (عفو گناهان) و صواب(اجر و پاداش) نباشی!

 

۴-ای محبوب چشمان مست تو (که سرچشمه عشق است)دل عاشقانت را ربود.،

- پیدا است که فیض روحی و معنوی که می دهی خیلی مست کننده است(عشقی که از تو سرچشمه می گیرد خیلی مست کننده است و انسان را از خود بیخود می کند).

 

۵- ان تیری که تو( به منطور تنبیه) بر دل من پرتاب کردی(فکر و عمل من را تو  با حوادث هدایت می کنی) با اشاره ی(چشم و ابرویت) عمدا به خطا رفت (رفع کردی)،

- تا ببینیم رای و نظر نیک تو دریاره ما جه باشد.

 

۶-هرچه از دوری تو ناله و فریاد کردم نشنیدی.

- پیداست که آستان تو خیلی دور است( ما از تو خیلی دور هستیم).

 

۷- مواظب با سراب این بیابان(دنیا) باش،

- تا غول ( دیو/شیطان) با نشان دادن یا وسوسه زیبایی های کاذب دنیا تو را فریب ندهد.

(مواطب شیطان دیو سیرت درون خود باش که تو را با دلبستگی های کادب فریب ندهد)

 

۸- ( ای دل/ حافظ) امیدوارم که در پیری راه و رسم بهتری پیشه کنی،

- زیرا جوانی ات ( با ناپختگی) در راه نادرست طی شد.

 

۹- این قصر دل افروز( سرای روشن دل) که جایگاه الفت و عشق است ،

خدا نکند که از آفات و بلایای روزگار خراب شود.

 

۱۰- حافظ غلامی( بنده ای) نیست که از خواجه( ارباب/ در اینجا خداوند)بگریزد،

- .بر سر لطف دیرین بیا که من عاشق سرزنشی هستم که در پی آن لطف تو را  در بر دارد.

 

 

شهرام فرهادی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ ظهیر فاریابی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

در بیت ششم زان خون باید درست باشد

علی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

سلام قلب که به سکه تقلبی اشاره داره که با سکه زر تناسب داره و با دل هم تناسب داره و منظور کسی که اگر آدم شناس نباشی ممکن است گرفتار افراد کلاهبردار با ظاهر خوب و متشخص (که بر خلاف ظاهر فریبنده شان قلبشان سیاه است) شوی . 

مهگل افراشته در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

«یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد»

دوستان منظور از قلب چیست؟ بهتر نیس یکی قلعی بیاراید تو پنداری که زر دارد؟

sahar zarrin در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:

در بیت آخر، آیا انسان ها را به دو گروه؛ چراغ دل و خداصفت، مجزا کرده است؟ 

بنده hashemimasoud۶۸@yahoo.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

مصراع دوم بیت دوم: «بزنم دست...»

شمس (ساقی) در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳۰:

سلام.

مصراع اول بیت سوم را اصلاح بفرمایید.

شب را ز آه ، زنده دلان روز می‌کنند.

 

متشکرم

 

رضا دین در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

دامی به گرفتاری خلقی بنهادی 

 چندان که هیچش صیاد ننهاده

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » رباعیات » قطعه دوبیتی:

راح به معنی شادمانی و نشاط و همچنین باده و شراب است.

راح روح یعنی شرابی که باعث نشاط و شادی روح و جان و روان می‌شود.

وقت صبوح: هنگام نوشیدن شراب صبحگاهی

 

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان:

سلام شب دوستان بخیر 

چرا در مصرع اول رعایت قافیه نشده آیا این از صنایع ادبی است یا از اشتباه چاپی ناشی شده است دوستان اهل فن لطفا راهنمایی بفرمایند.

  شاد وخرم باشید

مسعود فروزنده در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۳:

اگر بود و گر نبود صحیح است "ور" را در چند متن دیده ام که نمی توان به صحت ان اطمینان داشت

abbas norouzi در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۳۸:

یک بیت دو بار تکرار شده است

کیوان پارسائی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

بیایید مصرع مورد مناقشه را اینگونه معنی کنیم:

نسبت فرزندان آدم به یکدیگر مانند نسبت اعضای یک پیکر به کل آن پیکر است.

حال اگر شاعر یکدیگر گفته باشد قابل درک است و اگر هم یک پیکر گفته باشد باز هم متین است.

قطعاً یکدیگر از لحاظ مفهومی برای خوانندگان نامانوس تر است وگرنه این همه بحث راجع به موضوع سر نمی گرفت، من هم یک پیکر را می پسندم لیکن واقعیت امر این است که در تمام نسخه های قدیمی یکدیگر ذکر شده.

هر کس می تواند شعر را با عبارتی که بیشتر می پسندد بخواند ... چه اشکال دارد؟

الحمدلله در درک مفهوم شعر اختلافی در کار نیست.

 

کوروش در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۲ در پاسخ به مسرور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:

اختیار است اختیار است اختیار !

این مصرع از کیه ؟

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین:

در مصرع اول بیت ۵۷ کلمه «نحل» اشتباه تایپی است و «بخل» صحیح است.

مادر بخل که افکانه کند هر سحرش /  چون شفق خون شده زهدان به خراسان یابم

خاقانی در این بیت به بخل ورزیدن نفرین کرده، می گوید: مادر بخل که همه روزه بچه سقط می کند ای کاش زهدان (رحم) او را در خراسان خون آلود ببینم. یعنی بعد از این دیگر زاد و ولدی نداشته باشد.

آینهٔ صفا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:

This wheel of heavens, in which we wander
Deeming “The Magic Lantern” as its exemplar
The Sun is the lamp and the World the lantern
We’re like the Images (Zodiac), in which we wonder

حمید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

به نظر من به کار بردن صفت پاکیزه سرشت نوعی طعنه به زاهد است و حافط با زرنگی خاصی به زاهد عیب گیرنده می گوید تو خودت جوری حرف میزنی که انگار سرشتت پاک و بری از گناه است . مثل خود ما که در بحث ها می گوییم " بله شما درست میگی آقای همه چیز دان "

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت 

دلواپس گناه کردن دیگران هم نباش و دست از امربه معروف و نهی از منکر بکش چون گناهی که من مرتکب میشم ( که البته از نظر زاهد گناه هست ) به پای حساب تونمینویسند.  به قول امروزی ها هرکی رو توقبر خودش میزارن.

Nilofar K.. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

معرکه هس این شعر و از اون معرکه تر استاد سخن سعدی

ناشناس در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۰ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۹:

این حاشیه گواه از بیسوادی کامل و یا عدم شناخت خیام و اندیشه های خیام هست 

خیام هیچ اعتقادی به خدا و آخرت نداشته و اهم موضوعات رباعی ها . غنیمت شمردن زمان حال و این دنیا هست 

لطفا مقدمه صادق هدایت در همین کتاب را مطالعه کنید .

۱
۱۵۳۶
۱۵۳۷
۱۵۳۸
۱۵۳۹
۱۵۴۰
۵۷۲۹