افسانه چراغی
تاریخ پیوستن: ۱م آبان ۱۴۰۰
| آمار مشارکتها: | |
|---|---|
حاشیهها: |
۵۱۳ |
ویرایشهای تأیید شده: |
۴۵۳ |
ویرایشهای بخشهای تأیید شده: |
۱ |
افسانه چراغی در ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی عشق » بیان وادی عشق:
کارافتاده هم به معنی باتجربه و گرموسردچشیده است هم به معنی کسی که کار مهم و سختی یا درد بزرگی به او روی آورده. در اینجا بیشتر معنی دوم مورد نظر است. معمولا کار مهم و سخت را به کسی میسپارند که در او توانایی و ویژگی قابل توجهی وجود داشته باشد یا شخص خود را آنقدر توانمند ببیند که آن کار را بر عهده بگیرد و از پس آن برآید.
افسانه چراغی در ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او:
رابعۀ عَدَویه ملقب به تاجالرجال مشهورترین بانوی عارف تاریخ ادبیات است که در سدۀ دوم میزیسته و ماجرای به دنیا آمدن او در تذکرهالاولیای جناب عطار بسیار خواندنی است.
افسانه چراغی در ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » حکایت مجنون که خاک میبیخت تا لیلی را بیابد:
اگر طالب راستین باشی، همهجا میتوانی معشوق را بیابی، چون همهجا خانۀ عشق است؛ چه مسجد چه کنشت. پس نباید خود را محدود به زمان و مکان و قالب و چارچوب مشخصی کرد و فقط در همان محدوده به دنبال معشوق گشت. او فراتر از هر محدودهای است؛ چهبسا در خرابات مغان نور خدا و آگاهی ببینی ولی در قالب تعیینشده، تاریکی و غفلت!
افسانه چراغی در ۳ ماه قبل، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۶ در پاسخ به محسن عبدی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۵ - شنیدن خسرو از اوصاف شِکر خانمِ اسپهانی (اصفهانی):
درود بر شما. از توضیح شما سپاسگزارم. اتفاقا فرمایش شما با مثالی که زدید، تایید همین حرف است؛ سخَن در قافیه با سمَن، حتما سخَن است و در قافیه با کُن حتما سخُن است. عیسی و عیسا اختلافی در تلفظ ندارند، بلکه در نوشتار مختلفند. تاکید من بر این نکته است که وقتی متن کهن میخوانیم، لازم است که کلمات را درست تلفظ کنیم؛ به همان شکلی که در دورۀ خود تلفظ میشدهاند. به عنوان کسی که عمرش را با ادبیات کلاسیک گذرانده، وظیفۀ خود میدانم که نکات درست را گوشزد کنم. حال اگر کسی امروزه میخواهد ویس را وِیس بخواند، خودش میداند، اما باید دانست که برخلاف تصور شما هر دو تلفظ درست نیست. فکر نمیکنم با همۀ نمونههایی که از بزرگان شعر در این باره ذکر کردم، برای کسی که به ادبیات متعهد است، تردیدی باقی مانده باشد. در غیر این صورت با فجایعی مثل «گلوی سیاوش به خنجر بِ...رید» مواجه میشویم. مراجعان این سایت قطعا به دنبال یافتن درستیها هستند نه خوانشهای عوامانه و غلطهای رایج، پس تاکید من بر تلفظ خاصی (مثلا طبق سلیقۀ شخصی) نیست، بلکه تاکید بیشازحد بر تلفظ درست (طبق نظر شاعران همان دوره) است.
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳:
رخش که خطر را احساس کرده بود، گام به گام حرکت میکرد.
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، شنبه ۶ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳:
شغاد به شاه کابل خبر میدهد که رستم بدون سپاه آمده یعنی برای جنگ نیامده؛ بیا و عذرخواهی کن.
افسانه چراغی در ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹:
حافظ هم میگوید که سرانجام، این عشق است که به فریادت میرسد؛ حتا اگر قرآن را با چارده روایت از حفظ بخوانی.
عشقت رسد به فریاد، ار خود به سانِ حافظ
قرآن ز بَر بخوانی، در چارده روایت
افسانه چراغی در ۵ ماه قبل، جمعه ۱۴ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
ادمین گرامی تمنا میکنم این حرکتگذاریهای افراطی و نابجا و غیرضروری را تایید نفرمایید.
افسانه چراغی در ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
این همه حرکتگذاری بیجا و بیمورد برای چیست؟! متن را زشت و شلوغ میکند.
از گنجور عزیز خواهشمندم چنین ویرایشهایی را تایید نفرمایند.
افسانه چراغی در ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۸ در پاسخ به عارف دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱۰:
در پاسخ به عارف گرامی
در بیت بالاتر میگوید: تو بر ریش خود، چه طاقت بیاوری و آن را بپذیری چه طاقت نیاوری و آن را بتراشی، سرانجام روزگار زیبایی به پایان میرسد (چارهای از پذیرفتن آن نیست).
اگر من هم مثل تو که بر ریش خود تسلط داری و میتوانی آن را نگه داری یا بتراشی، بر جان خود تسلط داشتم، اجازه نمیدادم که تا روز قیامت از تنم بیرون برود (اما سرانجام مدت عمر به پایان میرسد و چارهای از پذیرفتن آن نیست).
افسانه چراغی در ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۴ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۵:
در پاسخ به امید گرامی
ای بهشتیروی! آنچنان به تو مشغولم که یاد خویشتن در ضمیرم نمیآید.
ای یار زیبارو! چنان غرق عشق تو و محو تماشای تو هستم که خودم را فراموش کردهام.
افسانه چراغی در ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۶:
کشتن علاوه بر معنی رایج، معانی دیگری دارد: کوفتن، بر زمین زدن، تباه کردن
بیت به این معناست: اگر شخصی وارد شد که حضورش برای تو سنگین است و علاقهای به دیدن او نداری، در بین جمع به او بیاعتنایی کن و او را نادیده بگیر؛ نیازی به خاموش کردن شمع نیست. اما اگر شکردهانی وارد شد، به او توجه کن و شمع را خاموش کن؛ زیرا با بودن او، نیازی به شمع نیست.
افسانه چراغی در ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹۶ - مبداء و معاد:
حافظ هم میگوید:
حدیث از مطرب و می گو و راز دَهر کمتر جو
که کس نگشود و نگشاید به حکمت، این معمّا را
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:
با دست چپ شمردن کنایه از تعداد زیاد است؛ در قدیم برای حساب یکان و دهگان از انگشتان دست راست استفاده میکردند و صدگان و هزارگان را با دست چپ میشمردند.
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳:
دُهُل به زیر گلیم زدن کنایه از پنهان کردن کاری که بغایت آشکار است؛ یعنی پنهان کردنی نیست.
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۳ - جان دادن شیرین در دخمه خسرو:
یکی از رسمهای رایج در گذشته، کشیدن نقش و نگار بر روی دست عروس بوده است. شیرین خود را با انواع زیورها آراسته و مانند عروسان نقش بر دستش کشیده. مثل نقش حنا که امروزه نیز برخی آن را انجام میدهند.
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:
مولانا بیش از هشتصد سال پیش در این رباعی، به یک اصل مهم خودشناسی اشاره میکند که امروزه یکی از توصیههای کلیدی روانشناسان است و بسیاری از مردم آن را باور دارند:
او میگوید: اگر کسی به شما این امید را داده که غم خوردن به شما کمکی میکند، آگاه باشید که فریب او را نخورید. اتفاقا اگر حال درونتان خوش باشد و دل آرام و روشن داشته باشید، همۀ جهان و کائنات با شما همنوا و هماهنگ میشوند و یاریتان میکنند. اما اگر حال درونتان خوش نباشد و دل غمگین و تاریک داشته باشید، یاریگری از بیرون نخواهید داشت.
در ادبیات عرفانی ما حال خوش و شادمانی درونی جایگاه بلندی دارد. مولانا معتقد است اندیشه و حال درونت تعیین میکند که جهان بیرون چگونه با تو رفتار کند. در واقع رفتار جهان با تو، بازتابی از احوال درون خود توست.
انسان با فرستادن پیام شادی و حال خوب و انرژی مثبت به جهان، روی کائنات تاثیر میگذارد و نیروهای مثبت را به سمت خود فرا میخواند تا با یاری آنها، دنیای بیرون از وجودش نیز مانند دنیای درونش، روشن و خوش و آرام شود.
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۲:
این بیت و بیت هشتم (با اندکی تغییر) در غزل منسوب به مولانا نیز آمده است.
افسانه چراغی در ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
چقدر زیباست این بیت. آنان را که از عشق بویی نبردهاند، باید به نانی سرگرم کرد.
افسانه چراغی در ۲ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی معرفت » بیان وادی معرفت: