گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی

که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو

بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند

که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

که گم کنی که سر چشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست

وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » غزلیات مولوی » نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم

رضا یزدانی » تک آهنگ های رضا یزدانی » نگفتمت

شهاب برادران » هیچ مگو » نگفتمت مرو آنجا اسپاتیفای

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

س. ص. در ‫۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷، ساعت ۰۸:۱۴ نوشته:

نگفتمت که چو مرغان بسوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
با تشکر.
---
پاسخ: با تشکر از شما، بیت جا افتاده به آخر غزل اضافه شد، اگر از دوستان کسی به نسخه‌ی کاغذی دیوان شمس دسترسی دارد، ما را از موقعیت درست بیت مذکور آگاه کند.

 

علی ا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۱۹:۰۲ نوشته:

سلام
1. بیت جا افتاده، یعنی نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو ...، می‌نشیند جای بیت 5. یعنی بعد از بیت نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی و قبل از بیت نگفتمت که تورا "ره‌زنند" و سرد کنند (2. رهزنند ----> ره‌زنند)
3. بیت آخر، اگر چراغ دلی ...، هر دو " دانک" ----> دان‌که.
کلیات شمس تبریزی، دکتر توفیق ه سبحانی.
---
پاسخ: با تشکر از زحمت شما، مطابق تحقیق و فرموده تصحیح شد.

 

سعید سلامات در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۳:۵۳ نوشته:

بیا که قوت پرواز و پرّ و پات منم...

 

masood در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۰۳ نوشته:

سپاسی فراوان عالیه

 

وفا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۶ نوشته:

ترجمه این غزل به همراهی موسیقی و تصویر در این لینک
پیوند به وبگاه بیرونی

 

اباذر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۵۶ نوشته:

فکر نمیکردم یکی از استثنائی ترین اشک های زندگیم رو در حال خواندن یک شعر بریزم. سپاااااااس . لحظات شیرینی رقم خورد

 

محمد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۳۵ نوشته:

با سلام
الحق که یکی از شاه غزل های شمس همین است و البته که غزل نقشه راه است نه صرفا یک شعر.اباذر جان اگر اشکی جاری شد بدان و بدانم که از او ییم و آشنا اوست ،دنبال دلیل اشکت برو با این نشانی : آقام گفت :الهی کاری کن که از ارزشمندترین دارایی هایم ،جانم کمترین چیزی باشد که میگیری.یا علی

 

عادل در ‫۵ سال قبل، دو شنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۳ نوشته:

یکی از زیباترین اشعار مولانا که از زبان خداوند گفته شده است.
یا حق

 

میترا در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۵ نوشته:

برتو مبارک باد آن اشکها که طراوت و طهارت لوح است - من هم این تجربه را با غزل های مولانا داشته ام - گویی که ندایی از آسمان است فقط خطاب به تو که سرگشتهای و زخم خورده و وامانده ای از آنکه و انچه که تو او را جان خود انگاشته ای و به گزاف راهی دارز رفته و تهی دست بازگشته ای ....

 

وفایی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۰۸ نوشته:

آقای اباذر شما نه سرگشته هستید نه وامانده !! و نه به گزاف راهی دراز رفته و تهی دست باز گشته... شما دارای روحی سلیم هستید که اتصال و یگانگی اش با خداوند را فراموش نکرده شما راه حقیقت را می شناسید و نه وا مانده بلکه جانی پویا دارید . شما در راه گزاف و باطل نیستید و دست شما نه تهی بلکه شاخه معرفتیست .
بعضی افراد حتی وقتی می خواهند از شخصی تعریف کنند مکررا او را تحقیر می کنند ! به یقین ایشان عزت نفس بسیار پایینی دارند .

 

رضا در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۵ نوشته:

میترا جان اگر وفایی در برخورد با نوشته شما کمی کم وفایی کرده ، ونجور مشو چرا که در مقابل اون کسی که شما از وامانده گی و حقارت دم میزنی ، همه ما ناچیز و حقیریم و گرنه:
کیست کو مانده ، کیست کو خسته است؟

 

رحمان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۹ نوشته:

در مصرع دوم بیت ششم، واژه تپش درست است نه تبش.
ضمنا در مصرع دوم بیت هفتم، باید جدا نوشته شود تا باعث تلفظ غلط نشود. چون بعد از "سر" کسره وجود دارد.
باتشکر

 

رحمان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۲ نوشته:

در مصرع دوم بیت ششم، واژه تپش درست است نه تبش.
ضمنا در مصرع دوم بیت هفتم، "سرِ چشمه" باید جدا نوشته شود تا باعث تلفظ غلط نشود. چون بعد از “سر” کسره وجود دارد.

 

جواد در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۵ نوشته:

با سلام و احترام و ادب خدمت همه عزیزان. به راستی قدر این حالات خوش و ناب عرفانی و نفحات رحمانی را باید دانست و شکرگزار خداوند کریم بود. چگونه است که کسانی در تعامل با اینگونه متون و از همه والاتر قرآن کریم که نامه و سخن محبوب و معبود حقیقی است با بندگان ضعیف خود، اینگونه حالات خوش و ملکوتی را می‌چشند و برخی چون نگارنده از این غذاهای ناب روحانی محروم هستیم؟! ظاهرا رمز مطلب در این این نکته قابل تآمل است که به عمل کار برآید به سخن‌دانی یا سخن‌رانی نیست. خداوند به توفیق خود ما را به عمل صالح و خالص و پاک موفق فرماید تا قابلیت اینگونه تعاملات لطیف را مستمرا داشته باشیم. چنین باد

 

همایون در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ نوشته:

شیوه و راه و تفکری که جلال دین تجربه کرده است شاید به نظر شخصی‌ و سلیقه‌ای بیاید ولی بسیار ژرف و انسانی‌ وفلسفی است و نشانه آن توجه فلاسفه و ادیبان بزرگ غربی مانند نیچه و گوته و هایدگر و هانری کربن و انگلس و دیگران به افکار و ادبیاتی است که مشرب جلال دینی دارد
فلسفه غرب بعد از هگل که اوج ایده آلیسم در غرب است راه خود را در پدیدار گرائی و سپس در روان شناسی‌ و انسان شناسی‌ می‌‌گشاید، مارکسیسم و اگزیستانسیلیسم و پست مدرنیسم را تجربه می‌‌کند افکار فروید و یونگ در باره انسان و روان او و هم چنین روند تحولات در دین مسیحیت و گرفتاری‌های تاریخی‌ و کنونی بشر، پیشرفت‌های تکنولوژیکی و کامپوتری، همگی‌ بیانگر این پیش بینی‌ ژرف است که انسان راهی‌ جز آنچه جلال دین می‌‌گوید برای تجربه بهترین حال خود را ندارد و آشنایی بر تر از او یافت نمی شود

 

میلاد در ‫۳ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۴ نوشته:

در عالم خاک کلامی از بالا

 

نازنین در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

درود!
بیت شش، مصراع دو :
“که آتش و‌ تپش و‌گرمی هوات منم”
گویا واژه ی تپش به اشتباه تبش تایپ شده .
اگر‌ بر اساس متن نسخه های معتبر واژه ی “تبش” درست هست، پیشاپیش عذرخواهی می کنم.

 

شاعری خسته در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۱ نوشته:

شاهین نجفی در آهنگ نگفتمت نرو به شکلی دیگر این قصه را بازگو کرده، شنیدنش خالی از لطف نیست هرچند که شعر کلا بازنویسی شده به روایت ایشان و نمیتوان آن را در قسمت معرفی آهنگ آورد.

 

شاهرخ در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ نوشته:

میشه لطفا این شعر و ( نگفتمت مرو انجا که آشنات منم ) رو کامل معنی کنید و به این ایمیل بفرستید :
azizimilad24@yahoo.com
واقعا لف بزرگی میفرمایید

 

ماهی.. در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۹ نوشته:

توسط رضا یزدانی خوانده شده. بنام اهنگ "نگفتمت نرو"
پوزش از اینکه اهنگ رو اینجا معرفی کردم. توی قسمت جستجو پیدا نشد.

 

میثم قرایی در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۵ نوشته:

سلام و عرض ادب.
مصرع دوم ایراد قافیه داره. ت در حیات قسمتی از خود کلمه‌س ، درحالیکه در سایر کلمات قافیه، ت الحاقیه. توضیحی براش وجود داره؟

 

رهگذران راویان در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۶ نوشته:

نگفتمت مرو از پیش من خدات منم
تو کی غریب شوی هر جا که آشنات منم
راویان

 

حمید رضا۴ در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۳ نوشته:

در شگفتم چگونه با گذاردن واژه هایی ساده در کنار یکدیگر اینچنین هنری بی مانند آفریده می شود.
پیام زیبایش به کنار، برایم آوای این غزل به تنهایی همانند بهترین و پر آوازه ترین قطعات سمفونی، تابلوها و یا مجسمه هاست.

 

امیر صفری در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۶ نوشته:

لیست اول در بعضی نسخ به صورت چشمه ی بقات منم نوشته شده که با توجه به کلمه ی فنا در همین مصراع صحیح تر به نظر میرسه

 

علیرضا در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۱ نوشته:

سلام و عرض ادب.
منظور حضرت مولانا از (نقش جهان) در این بیت چیست؟ با توجه به حضور او در قونیه و زیست او در قرن هفتم و اینکه شکوه میدان نقش جهان مربوط به دوران صفویه و قرن دهم است، آیا احتمال دارد مراد مولانا از نقش جهان، میدان معروف اصفهان باشد؟
نگفتمت که به "نقش جهان" مشو راضی
که نقش بند ِ سراپرده ی رضات منم

 

ملانیا در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۹ نوشته:

مصرع
اگر چراغ دلی- دان - که راه خانه کجاست
سه جمله است

 

بابک چندم در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۵ نوشته:

@ ملانیا
سه جمله نیست، بلکه سه بخش از یک جمله است...
@ علیرضا
نقش جهان -> تصویر جهان
منظور از میدان نقش جهان اینست که تصویر کل جهان است...
مولوی هم آنرا ندیده که منظور نظرش باشد...
در این بیان او نقش جهان یعنی شکل و شمایل، ظاهر جهان...

 

۸ در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۲ نوشته:

بابک جان، سه جمله است ، چه سه فعل دارد:
چراغ دلی،( ای)
ذان 0 ( بدان)
و
راه خانه کجاست 0است )
و سه فاعل

 

بابک چندم در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۰ نوشته:

8 جان،
می توان گفت که سه جمله در این مصرع نهفته، یا سه جمله را از آن می توان استخراج کرد و امثالهم... ولی این مصرع سه جمله نیست!
جمله می باید که شروع و پایان، و همچنین مستقلاً مفهوم داشته و مشروح باشد، ولی داشتن فاعل و فعل لزوماً یک جمله را نمی سازد...
برای نمونه :
"حسن خوابید" یک جمله کامل است، ولی " حسن خوابید و ..." دیگر جمله نیست چراکه مفهوم مشخص نیست که بعد از آن چه شد؟ حسن خوابید و دیگر بیدار نشد؟ حسن خوابید و خوش خوابید؟ حسن خوابید و هتل را آتش برد؟ و...
در این مصرع "اگر" بخشی از بیان (جمله) است و نمی توان آنرا جدا کرده و گفت که الباقی بیان یک جمله (کامل) است.
برای بهتر روشن شدن مترادف " اگر"، چنانکه یا چنانچه را جایگزین کنیم:
"چنانچه که چراغ دلی"... دیگر مفهوم ندارد چرا که سر و ته ندارد، پس یک جمله ناقص است. جمله ناقص یا ناتمام هم که جمله به حساب نمی آید...
سرت شاد

 

۸ در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۱ نوشته:

بابک جان،
به گمان جمله مرکب با جمله ساده
اشتباه شده باشد
چراغ دلی جمله خبری ( وجه اخباری )
دان جمله امری(وجه امری )
و راه خانه کجاست .........
و مصراع که جمله مرکب شرطی است که "پیرو " و
" همکرد " دارد.
شاد زی !
با یا بی سیاه چشمان

 

۸ در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ نوشته:

بابک جان،
ببخشای ( جمله کامل)
در مصراع شرطی
فراکرد پایه و پیرو که روانشاد خانلری به جای شرط و جواب شرط برساخته است.
دیر زی شاد وسرفراز.

 

بابک چندم در ‫۲ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۱ نوشته:

8 جان،
مشکلی که من با این تفکیک کردم دارم اینست که جمله سوم:
"راه خانه کجاست؟"
فقط و فقط می تواند جملهء سوالی/ پرسشی باشد، و نه جمله ای امری/دستوری یا جمله ای اخباری.
حال آنکه مفهوم متن روشن است و در آن این بخش از بیان نه تنها سوالی نبوده که امری/دستوری است!
اضافه کردن "که" هم که جمله را ناقص می سازد، پس می ماند:
"دان که راه خانه کجاست" که آنزمان "دان" فعل این جمله امری/ دستوری است (و نه جمله ای جدا)... .
قبول داری؟

 

سیاوش بابکان در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۱ نوشته:

بابک جان
خوبم و موافقم
جمله ای شِرطی است ،فراکرد پایه و پیرو دارد ' ک
' ک وصل است. ، و همه بیت شرطی است
ما از آوای شعر خرمی می کنیم و گاه می آموزیم از موسیقی شعر از صوت حجاز از راه عراق، از گاهان
باقی ارزشی چندان ندارد که خدای ناکرد دلگیر شویم
بنویس تا بنویسیم و .......... و از هم بیاموزیم

 

بابک چندم در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۵ نوشته:

@ سیاوش بابکان
نه دوست عزیز چه دلگیری؟
و کدام کتاب دکتر خانلری؟

 

سیاوش بابکان در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۱ نوشته:

سلام بابک گرامی،
تاریخ زبان فارسی

 

بابک چندم در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۱ نوشته:

@ سیاوش بابکان
درود و سپاس

 

سیرنگ در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۸ نوشته:

سلام . اعتبار اینکه اشعار فوق از مولانا باشد چقدر است ؟ احتمال این هست که توسط معاصرین به دیوان اشعار اضافه شده باشد .
اشاره به « تو » با « ت » تازگی خاصی به شعر داده که میتواند آنرا تا قرن ما نزدیک کند .از متخصصین امر که اقدام به پاسخ مینمایند کمال تشکر را دارم ...

 

آرش در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۹ نوشته:

این غزل برگرفته از سوره شریفه یس آیه 36 میباشد

الم اعهد الیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشـیطان

ای بنی آدم آیا به شما سفارش ننمودم که شیطان را نپرستید

 

کامبیز دال در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۸ نوشته:

فارابی می‌گوید: «کسی که به مرتبهٔ اعلای روحانی و معنوی می‌رسد می‌تواند میان روح خویش و عقل فعال جمع کند. یعنی بی واسطه به عقل فعال اتصال یابد و چون عقل فعال از علت اولی فیض می‌گیرد. پس چنین کسی به واسطهٔ عقل فعال از مبدأ اولی فیض خواهد گرفت»
حضرت مولانا، همانند این غزل بکرات از جانب خداوند (علت اولی) سخن میگوید0

 

مرتضوی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۱ نوشته:

با سلام.
واژه ی تبش که در غزل آمده، درست است. تبش یعنی‌ گرمی

 

برگ بی برگی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۸ نوشته:

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم
با توجه به سایر ابیات و همچنین ورن شعر بنظر میرسد "که" از مصرع ددم جا مانده است که اگر به اینصورت خوانده شود ورن مصرع اصلاح و معنی آن واضحتر خواهد شد :
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد ، که خلاق بی‌جهات منم
خلاق بی جهات علاوه بر معنی بی جهتی یا عدم که خارج از جهان فرم میباشد ، معنای بی سببی را نیز تداعی میکند و نظام دادن به امور دنیوی و معنوی انسان را بدون اسباب و علل های بیرونی سامان میدهد و این کار را خلاقانه بانجام میرساند و این بدون شک از لطف و عنایت خاص او به انسانهایی میباشد که هر لحظه او را جویا و طالب هستند و میخواهند که به عهد خود با او وفا نموده و به او زنده شوند .

 

میثم قرایی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۱ نوشته:

قافیه‌های این غزل در نوع خود جالبه.‌در بعضی مصرعها ت الحاقیه و در برخی جزو خود کلمه‌س. درواقع مولانا از این دست کارها کم نداره. بیشتر به معنا پرداخته و هرجا که حصار قواعد رو برخود تنگ دیده اونها رو در هم شکسته: مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا.

 

احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ‫۱ سال قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۳ نوشته:

نگفتمت مرو آنجا که‌ آشنات منم/به عاقبت به من آی که منتهات منم. البته اعتراف کنم که مصرع[دوم] را اینطوری ترجیح داده‌ام خلافِ آنچه انگار مرجح بزرگان است، که می‌نویسند «به عاقبت به من آیی که منتهات منم». بین «به من آی»ِ تمنایی یا خطابی و «به من آیی»ِ خبری فاصله زیاد است و ترجیح خودم را زیباتر می‌‌بینم که لحنِ خوشتری دارد و لحنش معنی دارد و با «نگفتمت» نخست هم ترکیب خوشتری می‌سازد، یعنی گفتمت مرو و رفتی، حالا به من آی.
❉ از صفحه اینستاگرام مانا روانبد

 

خاتون در ‫۲ ماه قبل، دو شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۸ نوشته:

آرامشی که با هر بار خواندنِ این غزل نصیبم می شود، قابل وصف نیست ❤️ 

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.