علی پلنگ در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۸ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:
به جز فروغی، ادیب و سعدی شناس و بوستان پژوهی درباره این غزل تحقیق و تصحیح کرده؟ چون این غزل از زمان سیف فرغانی دارای حرف و حدیث بسیار بوده و تعجب از مدعیان و استادان شعر که هنوز نمیدانند این غزل از مطلع ویران است، خواجه در پیِ دو بیتِ الحاقی ست.!
آرمان وکیلی صادقی در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۳ در پاسخ به مستعار فلانی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۳:
بدان که نمیدانی اگر دانایی..
علی عبد است و بس..
اما چه عبدی
او عبد والاست
عبد و مولاست
علی عشق است
همین
بیش از این وصفش نتوان کردو بس شب بخیر برااار
جهن یزداد در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۴ - سخن دقیقی:
.ولیکن من او را به چوبی زنم که گیرند عبرت همه برزنم
گرچه این بخش از دقیقی است نه از سر کین و نادانی که با پژوهش بسیار دانستم که فردوسی آهنگ شاهنامه را بر پارسی گویی گذاشته و هر واژه عربی که در شاهنامه باشد بجز چند انگشت شمار دگر همه یا واژه را دگران عربی کرده اند و فردوسی واژهای فارسی گفته بوده یا انکه بیت از فردوسی نیست و نیازی به بودنش هم نیست و گمانم این را شیوه و آیین را در شاهنامه دقیقی آغاز کرده و چون نیک بنگریم نیازی به این بیت که در ان ولیکن و عبرت امده نبوده و بی ان سخن یکدست تر است
جهاندار گفتا که اینک پسر
که آهنگ دارد بگاه پدر
ببندم چنانش سزاوار پس
ببندی که کس را نبسته است کس
و نمیتوان پس از که اهنگ دارد بجاه پدر ولیکن گذاشت همانگونه که «که اهنگ دارد بجاه پدر» گفته ای در پهنای سخن و میان کمان است وگفته اینگونه بایسته و درست است که جهاندار گفت که اینک پسر( را ) ببندم نه اینکه اینک پسر ولیکن - پشت اینک و که ، ولیکن و اما و ولی نمی آید و به هیچ گونه این بیت نمیتوان این
غبار ره در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
در بیت دوم
چه بسا اینگونه صحیح تر باشد:
این راه بُریدنم خیالست
علی هنرمند نجف ابادی در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
برای مشورت با حضرت حافظ در مورد ازدواج با فردی که در ملایر است این غزل آمد .
کسی که میتواند سروده های الهی و حرف از عالم ملکوت بزند قطعا خدا را ملاقات کرده است .
من تمام زندگی ام را مدیون حضرت حافظ هستم
نیما نبوی در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۶:
اینجا مستقبِل است به معنی به استقبال رونده، نه مستقبَل.
مستقبل. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی از استقبال. روی به چیزی آرنده.
مستقبل. [ م ُ ت َ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) نعت مفعولی از استقبال. آنچه بسوی آن روی آورند.
گیوه چی givhamid@gmail.com در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۷ در پاسخ به ارس آرامی دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۲:
سلام عزیز دل،
لطفا بنویسید ، اگر این شعر از مولانا نیست، از آن کیست ؟
سعید توکلی در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان و اساتید ارجمند
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
گر دیده به کس باز کند روی تو دیده
منظور حضرت اجل به نظر اینجانب اینگونه باید باشد
چشمان سعدی کور شود و نتواند روی تورا ببیند اگر بعد از دیدن تو باز هم هوس دیدن کس دیگر کند
امیدوارم باعث رنجش دوستان و اساتید ارجمند نشده باشم
اگر خطایی بود عفو کنید و اصلاح بفرمایید
محمود اسکندری در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۳۲ در پاسخ به saeed ahadkish دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
سعدی و مولانا نمیفهمیدن و به دام افتادن بعد فقط شما میفهمید که به این مهم دست یافتید؟ اونها در دام افتادند؟ اسطوره سازی شده؟ پست مدرن رو کاری ندارم ولی
این همه از زهد ناله کردند این شعرای ما و از یکرنگی گفتند پس چی؟
اصلا چه کسی صلاحیت تعیین حد و مرز رو برای کلام داره؟ این چیزهایی که میگید خنده آوره و ناشی از درک ناصحیح شما از پدیدهی هنره. لابد یونانیان هم نفهم بودن که مجسمههای لخت میساختند.
هنر هیچ حد و مرزی نداره و هیچکس نمیتواند حد و مرزی رو برایش قائل باشد.
مسعود کریمی در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۲ در پاسخ به معصومه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
از یک زاویه می توان جواب داد: بله اما چرا؟
مولانا در بیتی می گوید کا اگر رهبر گروه موسیقی گروه را به اشتباه بکشاند همه گم کنند ره را
و در بیت بعد همانهایی که ره را گم کرده اند را نکوهش می کند و می گوید تو نگو حالا که همه اشتباه می زنند من هم بزنم،تو درست بنواز، شاید با درست نواختن تو ،یک گروه به هماهنگی رسید.
زیبا روز در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۱:
مهدی مرواریدزاده در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ عرفی » قصیدهها » شمارهٔ ۱۶ - تجدید مطلع:
ز شرم کثرت عصیان من به رعشه فتد
حسابگاه قیامت چو ارض نیشابور
شاه بیتی که در آن چندین نکته پنهان دارد
میتوانید از بهره گیری شاعر از زلزله خیز بودن نیشابور و استفاده از آن در طعنه و کنایه به کثرت عصیان خویش ساعت ها لذت ببرید
ایهام در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳۲:
جونم فدای استاد شجریان! فقط!
زیبا روز در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۰:
این غزل و غزل بعدی 2591 در رابطۀ معنایی با یکدیگرند .به توضیح غزل بعدی توجه بفرمایید
گیلدانه در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۷ در پاسخ به علیرضا محمدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
استاد مودار..تجربه کن بعدن اظهار نظر کن ..دائم الخمر با کسی که مشروب می خورد فرق دارد..حافظ از دست امثال شما نالیده و این ابیات رو سروده!
گیلدانه در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۱ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
بله می شود قربان...شما از کجا به این نتیجه رسیده اید که نمی شود؟
گیلدانه در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۸ در پاسخ به مختار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
عالی بود..دقیقن..دوستان، این صفحه رو با مجالس وعظ همان واعظان بی عمل و مغزهای ایدئولوژیک زده که حافظ از دستشان می نالید اشتباه گرفتند. به ما که هیچ، به حافظ بینوا رحم کرده و به افکار و باورهای پوچتان آلوده اش نسازید.
امامعلی imamali.arabameri@gmail.com در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:
آواز تو گر خسته شود خسته شویم
نصرت الله در ۴ سال قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۵:
در بیت نخست به «کاغذ افشان» اشاره شده که درواقع نوعی کاغذ است که بر روی آن آب طلا و نقره میافشاندند.
Nima . در ۴ سال قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۶: