گنجور

حاشیه‌های جهن یزداد - صفحهٔ ۱

 

جهن یزداد

پارسیدان و دوستدار زبان پارسی دری


جهن یزداد در ‫دیروز شنبه، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود » بخش ۵:

وای چه خون الود است این  سروده خدا می داند این پیر چه اشکها ریخته هنگام سرودن این چند  بند

 

جهن یزداد در ‫۵ روز قبل، دو شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۱:

اخر این شعر سست چگونه از فردوسی است

 

جهن یزداد در ‫۸ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲:

نیایم سپهدار گرسیوز است
بران مرز خرگاه او پروز است
 مرز  و پروز درست راست میاید و فردوسی هم بیخود چندان واژگان عربی بکار نمی برد

 

جهن یزداد در ‫۹ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:


این اب ناروان شما  نیز بگذرد
اب گندیده اب ناروا

 

جهن یزداد در ‫۹ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » دولت سامانیان و بلعمیان:

تا ولایت بدست ترکان است
 ملک ایران همیشه ویران است
 کافرک غزنوی

 

جهن یزداد در ‫۹ روز قبل، جمعه ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

ای تو   رمه سپرده بچوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
-
ای دوستان خوهم که بنیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
خوهم  گویه سغدی خواهم بوده و دیگر شاعران نیز بسیار اورده اند و این گمان که پیوسته میگویند از تنگی وزن  اینسان گفته اند درست نیست
دیده ام که  حتی باری سپه میگویند کوتاه شده سپاه است  حال انکه درست نیست بلکه سپاه کشیده شده سپه است سپهبد را بیاد اورید و این واژه اسپه که اسپ و سپه ( پاسدارنده  - سگ را نیز چون پاس میداشت میگفتند ) بوده  - اگر شاعر انقدر ضعیف باشد که نتواند تنگی وزن را گشاد کند هیچ گاه شاعر نمی شود اینها گویه  دیگر از واژگانند که در زبان مردم هم همینگونه بوده اند مانند اواز اوا گسیل گسی که در فارس انرا وسی و بسی میگویند و هزاران واژه دیگر که پیوسته میگویند به خاطر وزن  - نه  ای بزرگ  این سخن پارسیان است  حتی در کتیبه بیستون داریوش می بینیم  که بنده را بدک میگویم  فرمان دار را فرمذارمیگوید

 

جهن یزداد در ‫۹ روز قبل، پنج شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » دولت سامانیان و بلعمیان:

سرورا از هجوم ان ترکان
 همچو گیسو شدیم پای سپر
اتش فتنه انچنان افروخت
 کزممالک نه خشک ماند و نه تر

عبدالمجید تبریزی

مر طغرل ترکمان و چغری را
با بخت نبود و با مهی کاری

خاتون و بگ و تکین شده اکنون
هر ناکس و بنده و پرستاری

دیوی ره یافت اندرین بستان
بد فعلی و ریمنی و غداری
ناصر خسرو

 

جهن یزداد در ‫۱۱ روز قبل، چهار شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۶:

طالع در
بر ان طاله او را گسی کرد شاه فردوسی وار نیست  طالع نمیتواند در این سروده فردوسی باشد
بر ان بخت او را گسی کرد شاه

 

جهن یزداد در ‫۱۳ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۵:

هم از پهلوی پارس کوچ و بلوچ
 یعنی هم  از کشور  پارس کوچ و بلوچ
پارس اینجا به معنی ایران است

 

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

دل شهریاران پر از بیم اوست
 تباه زمین تخت و دیهیم اوست

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

یکی چَک نوشتند بر پهلوی
 به مشکاب بر دفتر  خسروی
چَک  نوشت پیمان با گواه

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

ز خویشی مادر بدو نگروی
 نپیچی و گفت کسی نشنوی
نشمری به اهنگ نگروی نیست

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

ز مشکِ نهاده در ان جام زر
 ده از نقره خام با شش گهر
چنین گفت کین راست انرا که تاو
بود در تنش روز جنگ تژاو
مشک نهاده مشک مانده مشک تازه که در ناف اهو بیش نبوده و یک چند انرا در جایی سربسته بنهند و انرا مشک مانده و نهاده  گویند - نام مادر کورش مشک ماندانه

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

ز مشکِ نهاده در ان جام زر
 ده از نقره خام با شش گهر
چنین گفت کین راست انرا که تاو
بود در تنش روز جنگ تژاو
مشک نهاده مشک مانده مشک تازه که در ناف اهو بیش نبوده و یک چند انرا در جایی سربسته بنهند و انرا مشک مانده و نهاده  گویند - نام مادر کورش مشک ماندانه

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

چو این چار با یک تن اید بهم
 بیاساید از از و از رنج کم
  گر این چهار در یک تن گرد اید دگر از و رنج کمی نمیبرد
چهار و یک  و اوای سخن نیز میگوید که رنج کم باشد  کاتبان کم خرد انرا  دگر کرده اند
 ز ابر بهاران ببارید نم
 ز روی زمین زنگ بزدود هم
بازان زنگ می زداید زنگ چیزی را نمی زداید

 

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

از هرچه بگذرد سخن دوست خوشترست  به به و زَه زَه به سخنوری فردوسی  و بدا به جان و تن انان که فردوسی را ویژه پارسیان دری زبان  مینامند وگمانشان بلوچان و کرمانجان و دیلمان و یلان نه پارسیانند نمیبینند که پهلوانان ایران از همه جای ایران پارسه اند  اشکش از پهله پارس با سپاه کوچ و بلوچ ( پلهوچ پهلوگ  پهلوی- رواج روای رواگ ) است  اشکش و اشکان پهلوی را هم بیاد داشته باشید
ستایشی که در شاهنامه از بلوچ میشود از هیچ کس دیگر نشده پس ازبلوچان و  اشکش سپاه  زنگه شاوران است نام بغداد و زنگه و  زنگان ( زنجان )و زنگنه را( کاستن نون از واژگان گویشی پارسی بود که در سنگنبشت داریوش میبینیم )  یاد اورد  - 
بگذریم چه بسیار زیبا و رسا از دربار خسرو میگوید

همه بنده ایم ارچه آزاده ایم  ایران بچم ازادگان است و پیوسته ستای ایران   و نوشته درفششان ، پارسی ازادگان بود و افرینشان ازاد زی و ار زی و هر بزی ( هرزی نمیگفتند تا هرز نشود )  شهر هری نیز از همین نام ار و هر است  و اِران یا ایران بچم ازادگان است 

زرنگان و سیستانیان پیوسته پشتوانه ایران بودند نه تنها در داستانهای پیشدادی که  بروزگار هخامنشی و اشکانی و ساسانی و سپس بروزگار سپسین و ما بسیار بر ایشان ناجوانی کردیم وخداوند سخن در شاهنامه داد انها بداده است امدن رستم و پیشباز کیخسرو از انها از زیباترین ستایش و  ستودنهای شاهنامه است
براستی که کاستی و کوتهی ما بر  بلندای بالای  شاهنامه  بسیار کوته  است 
هر گروهی را  فرستاده ای است  و ما گروه ناسپاس

 و قال الرسول یا رب  ان قومی اتخذو هذا القران مهجورا

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

به گونه ای  خربزه یا طالبی  هم عربها برای همین شمامه میگویند که بوی خوش میدهد و کرمانشاه هم برای اینکه به عراق نزدیک است گرفته اند و میگوید مانند انچه سیب گلاب میگوییم یا انگور یاقوتی میگوییم 

شیرین شیرین شیرین شمامه
 ساعتیک نبینم خوابم ( خواوم - خووم ) حرامه
- در فارس و روستاهای شیراز میگویند
تییلت سیرمه نکش بی سرمه کاله
 هرکسی سیلت کنه هفت سال بلاله
 تییلت سیرمه نکش تیه کال برنو
تا نبوسم لویلت شو نیبرم خو
تییَل چشمها کال سیاه
الان نگید این لریه اری اما کهکیلویه همش چند سالی هست که از فارس جدا شده و در شرق شیراز هم چندان فرقی بین لری و فارسی دری نیست  و در فارس از بزرگترها تقریبا کسی نیست که لری را نداند وانگهی از سردزک شیراز که چسبیده به شاهچراغ است  لری شروع میشود تا نزدیک بغداد گرچه حتی شرق شیراز هم دهی نیست که یک طایفه اش را لر ننامند هرچند بیشتر زبانشان فارسی دری باشد  اما لری فارس با لری عراق  و خرم اباد و بختیاری فرق دارد  در فارس  تنهالری و موسیقی  کهکیلویه و ممسنی  و مناطق خودشان مورد پسند است  حتی قبلا که اوازخوانی بیشتر ویژه کلیمیهای شیراز بود ترانه هایی نیز به لری میخواندند  -

 

جهن یزداد در ‫۱۴ روز قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود » پادشاهی کیخسرو شصت سال بود:

گمان نمی کنم این واژه در این سروده کار فردوسی باشد با این همه شمامه بچم مشک و بوییدنی گرانبهاست و نه خربزه و یا میوه  ایین پادشاهان بود که مشک گران  و بویهای خوش بسیار گران در جام زر پر می کردند و به کسان میدادند  -  بسیار دور از خرد است که جایی که  هراس از رفتن سر است  الویی و خربزه ای  یاوه  بسرگزاف دهند میوه را با دوستان میخورند  و انرا میان انجمن به یکتن  نمی بخشند - گرچه  بروزگار برمکیان گاهی خربزه خراسان و خوارزم را به بغداد میبردند  انرا در اوندی سیمین مینهادند و ان اوند را در اوندی چوبین پر از یخ مینهادند و ان چوبینه ها را با گلیمی تر می پوشاندند و از خراسان به بغداد میبردند و هر اوند به هفت هزار می فروختند و برمکیان انرا با دوستان میخورند و یا پنهانی به دوستان می فرستادند  - 

 

جهن یزداد در ‫۱۷ روز قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:

سرو را نیست چنین قامت زیبا که تراست

 

جهن یزداد در ‫۱۷ روز قبل، چهار شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران:

کیالواشیر  این سروده ابدار  را  دو هزار دینار زر سرخ فرستاد

 

[۱] [۲] [۳]