گنجور

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مرضیه در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۳ نوشته:

سعدی عشق من هست؛ دوستش دارم خیلیییییییییی.

 

شمس الدین زارع در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۰ نوشته:

چیزی که عیان و واضح است نوع کلام و لطافت گفتار در مقابل معشوق هست و چنان زیبا با معشوق سخن میگه که برای شما بستری فراهم میکنه که عاشقی کنید ....
نکته سنجی ها و ذکاوت و هوش بالایی که داشتن در پرداخت اتفاقات روز مره چون آیینه و تصویرش و تبدیل آن به مطلع ادبی چنین بی نظیر ...من فقط میتونم بگم بخوانید لذت ببرید

 

کامران در ‫۳ سال قبل، یک شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ نوشته:

معلوم نیست دقیقا منظورش چیه!!
کسی که عاشقش هست خودشه؟
یا تنها مثالی که مثل معشوق هست خودشه و در هیچکجا جز خودش کسی رو مثل معشوق نمیتونه پیدا کنه!
اگر مخاطب اولش خدا باشه و هیچکس مثل خدا جز خودش نیست اونوقت مساله اینه که چطور خودش رو به معنای واقعی در آیینه و آب میبینه!!؟
راه حل اینه که منظورش اینه که خدا رو در آیینه جهان میشه دید و وصالش ممکن نیست.
ای شیخ شوخ عارف که همه رو گذاشتی سر کار ...

 

ملیکا رضایی در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۱ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۴ نوشته:

باسلام بیت دوم استفهام انکاری دارد شعر را میشود به دو گونه بیان کرد یک اینکه سعدی خودش را در عشق یار بالاتر از دیگر عشاق دانسته است یا دو اینکه یار را و عشق به یار خود را توصیف میکند.اگر توضیحی بدهم این است :ای که چشمانت از خیال یار و رویای یار (پیوسته به یار فکرکردن)(خسته است )همواره در خواب یار غرق است و مست خیال یار شده است و تو سر مست و شاد هستی همچون کسانی که از شراب (به مستی در عشق یار اشاره دارد )

*یا اینکه بگوییم ای که در آسایش هستی (منظور یار است)و چشمانت گواه بر این است (از بس که در آسایش است یار و خواب و قرار دارد که چشمانش خمار گونه است ...یعنی گویی بسیار خفته است به مثال و از این رو چشمانش هنوز مست خواب است )و خودت از شراب در شادی هستی (به فرح و شادی و خرمی یار اشاره میکند )*

صاحب‌نظران همان عاشقان و عشاق است ،عاشقان تو تشنه هستند و وصال با تو یک سراب (منظور دست نیافتنی )

مثل تو و مانند تو در هیچ مکانی،چه آباد و چه ویران ،آیا وجود دارد که بتوان در آینه پیش رو یا بر روی آب دید ؟!(مثل این یار چه در ویرانی و چه در آبادی ،چه در قصر و چه در خرابه و در هیچ مکانی نیست که بتوان لحظه ای بر آب چشم (اشکها )یا بر آینه (دیدگان )دید )

*همانند من عاشق وجودندارد در هیچ مکان و در هیج آباد و خرابه ای که بتوانی در خواب و بر چشم خویش ببینی 

 

همچنین به آینه هم باید جور دیگر نگاه نمود ...همچون اشعار مولانا ،آینه یک نماد است در عشق مفاهیم بسیار دارد؛اینجا آینه یا همان تصویر روبه رویی است که بر چشم مینشیند یا چشم آدمی ست که میبیند ؛عشق را به زیبایی تمام در گرداب وهم و خیال و دور و بعید توصیف کرده است سعدی ...؛

 

 

این شعر سعدی جلوه ای از عشق به خدا یا رسیدن به خدا هست گویی در گرداب عشق به یار 'زمینی'هستی و در مراتب و میان راه رسیدن به خدا ؛ولی از آنجا که اشعار -غزلیات-سعدی جنبه عاشقانه دارد تا عارفانه این عشقی که در این ابیات موج میزند عشق به یار است 

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.