حکایت شماره ۱: فصل دوم از باب دوم در حکایاتی که ازان فایدۀ به ...
حکایت شماره ۲: در روزگار شیخ قدس الله روحه العزیز درویشی بودی ...
حکایت شماره ۳: در آن وقت کی شیخ بطوس بود روزی با خواجه امام ...
حکایت شماره ۴: خواجه امام مظفر حمدان در نوقان یک روز میگفت کی ...
حکایت شماره ۵: شیخ ابوسعید قدس الله روحه العزیز در طوس بود و ...
حکایت شماره ۶: شیخ را فرزندی خرد فرمان یافت و شیخ عظیم او را ...
حکایت شماره ۷: در آن وقت که شیخ بنشابور بود روزی گفت اسب زین ...
حکایت شماره ۸: روزی شیخ فصد کرده بود حسن را گفت هان ای حسن چگونه میبینی حسن گفت:
حکایت شماره ۹: یک روز شیخ ابوسعید قدس الله روحه العزیز در ...
حکایت شماره ۱۰: در آنوقت کی خواجه حسن مؤدب بارادت شیخ درآمددر ...
حکایت شماره ۱۱: روزی یکی نزدیک شیخ آمد و گفت ای شیخ آمدهام تا از ...
حکایت شماره ۱۲: شیخ قدس الله روحه العزیز هر مریدی کی تأهل ساختی ...
حکایت شماره ۱۳: وقتی شیخ طهارت میساخت درویشی را بفرستاد تا آب ...
حکایت شماره ۱۴: خواجه امام ابوبکر صابونی شریک شیخ ما بوده است به ...
حکایت شماره ۱۵: شیخ را پرسیدند در سرخس کی ای شیخ ظریف کیست شیخ ...
حکایت شماره ۱۶: شیخ را گفتند که فلان کس بر روی آب میرود گفت ...
حکایت شماره ۱۷: یک روز در میهنه مؤذن بانگ نماز پیشین میگفت و ...
حکایت شماره ۱۸: شیخ ابوسعید یکبار به طوس رسید مردمان از شیخ ...
حکایت شماره ۱۹: شیخ ابوسعید قدس الله روحه العزیز گفت کی صد پیر ...
حکایت شماره ۲۰: یک روز شیخ بوسعید قدس الله روحه العزیز در نشابور ...
حکایت شماره ۲۱: درویشی بود در نشابور او را حمزة التراب گفتندی از ...
حکایت شماره ۲۲: شیخ گفت کی از بوالقسم بشر یاسین شنیدم که روزی ما را گرفت یا باسعید:
حکایت شماره ۲۳: آوردهاند کی روزی درویشی وضو میساخت شیخ ...
حکایت شماره ۲۴: باباحسن پیش نماز شیخ بوده است و امامت متصوصه برسم ...
حکایت شماره ۲۵: در آن وقت کی شیخ بنشابور بود و از جوانب انکارها ...
حکایت شماره ۲۶: خواجه عبدالکریم کی خادم خاص شیخ بود و از نشابور ...
حکایت شماره ۲۷: مریدی از مریدان شیخ از عراق بخدمت شیخ میآمد. شیخ ...
حکایت شماره ۲۸: روزی درویشی بمیهنه رسید و همچنان با پای افزار پیش ...
حکایت شماره ۲۹: سیدی بوده است در طوس او را سید حمزه گفتندی و شیخ ...
حکایت شماره ۳۰: در آن وقت کی شیخ قدس الله روحه العزیز بنشابور ...
حکایت شماره ۳۱: هم درین وقت یک روز شیخ بوعبدالله باکو در مجلس ...
حکایت شماره ۳۲: پیر حبی درزی خاص شیخ بوده است. روزی جامۀ شیخ ...
حکایت شماره ۳۳: روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت و شیخ ابوالقسم ...
حکایت شماره ۳۴: آوردهاند کی شیخ روزی در نشابور با جمعی بسیار ...
حکایت شماره ۳۵: آوردهاند کی روزی شیخ در خانۀ خویش شد کدبانو ...
حکایت شماره ۳۶: آوردهاند کی روزی شیخ قدس الله روحه العزیز در ...
حکایت شماره ۳۷: روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت در میان سخن گفت ...
حکایت شماره ۳۸: در آن وقت کی خواجه بوطاهر پسر مهتر شیخ کودک بود ...
حکایت شماره ۳۹: پیرزنی بود در نشابور در پهلوی خانقاه شیخ ما حجرۀ ...
حکایت شماره ۴۰: آوردهاند کی روزی شیخ به گرمابه شد در نشابور ...
حکایت شماره ۴۱: خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةالله علیه وقتی جمعی ...
حکایت شماره ۴۲: از چندین پیر نیکو سیرت شنیدم کی در آن وقت که شیخ ...
حکایت شماره ۴۳: آوردهاند کی درآن وقت کی شیخ از نشابور بمیهنه ...
حکایت شماره ۴۴: در آن وقت کی شیخ به نشابور بود پیرزنی حجرۀ داشت ...
حکایت شماره ۴۵: آوردهاند کی یک روز شیخ در نشابور مجلس میگفت و ...
حکایت شماره ۴۶: یک روز شیخ بوسعید قدس الله روحه العزیز در خانقاه ...
حکایت شماره ۴۷: آوردهاند کی روزی شیخ در بازار نشابور میرفت ...
حکایت شماره ۴۸: خواجه علی طرسوسی خسر شیخ بود و بر سفره هم کاسۀ ...
حکایت شماره ۴۹: خواجه بوالفتح شیخ گفت که چون خواجگک سنکانی به ...
حکایت شماره ۵۰: خواجه بوالفتح شیخ گفت کی شیخ قدس الله روحه ...
حکایت شماره ۵۱: هم خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةالله علیه کی شیخ ...
حکایت شماره ۵۲: روزی شیخ مجلس میگفت و از فرزندان شیخ بوالحسن ...
حکایت شماره ۵۳: پدرم نورالدین منور گفت رحمةالله علیه کی شیخ ...
حکایت شماره ۵۴: آوردهاند کی شیخ هر روز آدینه حسن را بر خواجه ...
حکایت شماره ۵۵: شیخ روزی مجلس میگفت در میان مجلس گفت کی روزگاری ...
حکایت شماره ۵۶: در آن وقت کی شیخ بوسعید بنشابور بود یک شب جمع را ...
حکایت شماره ۵۷: آوردهاند کی درویشی در مجلس شیخ بر پای خاست و قصۀ ...
حکایت شماره ۵۸: شیخ روزی در میهنه مجلس میگفت حمزۀ از جاهی ...
حکایت شماره ۵۹: شیخ را قدس الله روحه یک روز قبضی بود از میهنه ...
حکایت شماره ۶۰: شیخ بوسعید گفت ما در سرخس پیش پیر بوالفضل بودیم. ...
حکایت شماره ۶۱: آوردهاند کی در آن وقت کی شیخ بوسعید بقاین رسید ...
حکایت شماره ۶۲: هم درین وقت که شیخ بقاین بود امامی بود آنجا مردی ...
حکایت شماره ۶۳: آوردهاند کی روزی در نشابور جمعی از بزرگان چون ...
حکایت شماره ۶۴: امام الحرمین ابوالمعالی جوینی گفت کی روزی پدرم ...
حکایت شماره ۶۵: آوردهاند کی شیخ بشهر هری میرفت و جمعی بسیار و ...
حکایت شماره ۶۶: از چند کس از فرزندان شیخ عبدالله انصاری روایت ...
حکایت شماره ۶۷: آوردهاند کی وقتی شیخ بوسعید را در میهنه از جهت ...
حکایت شماره ۶۸: و در آن وقت کی شیخ بوسعید به نشابور بود روزی حسن ...
حکایت شماره ۶۹: هم در آن وقت کی شیخ به نشابور بود یک روز گفت اسب ...
حکایت شماره ۷۰: خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةالله علیه کی در آن وقت ...
حکایت شماره ۷۱: در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یک روز در خانقاه ...
حکایت شماره ۷۲: به روایتی درست از خواجه امام ابوعلی عثمانی نقلست ...
حکایت شماره ۷۳: وقتی شیخ قدس الله روحه العزیز در میهنه مجلس ...
حکایت شماره ۷۴: در آن وقت کی شیخ به نشابور شد مدت یکسال ابوالقسم ...
حکایت شماره ۷۵: هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یکی از ایمۀ بزرگ ...
حکایت شماره ۷۶: هم در آن وقت کی شیخ بنشابور بود روزی بگورستان ...
حکایت شماره ۷۷: شیخ ابوسعید به مرو رودمیشد چون به بغشور رسید ...
حکایت شماره ۷۸: آوردهاند کی چون شیخ به شهر مرو رفت و آن ماجرا با ...
حکایت شماره ۷۹: خواجه بوالفتح شیخ گفت رحمةالله علیه کی در آن ...
حکایت شماره ۸۰: آوردهاند کی شیخ را بازرگانی کنیزکی ترک آورده بود ...
حکایت شماره ۸۱: شیخ گفت روزی مردی دهری بر حلقۀ بوالحسن نوری ...
حکایت شماره ۸۲: شیخ بوسعید گفت قدس الله روحه العزیز کی ما را ...
حکایت شماره ۸۳: شیخ را پرسیدند که هر پیری را پیری بوده است پیر تو ...
حکایت شماره ۸۴: روزی شیخ قدس الله روحه العزیز در نشابور بتعزیتی ...
حکایت شماره ۸۵: روزی شیخ براهی میگذشت کناسان مبرز پاک میکردند ...
حکایت شماره ۸۶: آوردهاند کی یک شب در میهنه حسن مؤدب چراغ در پیش ...
حکایت شماره ۸۷: طلحة بن یوسف العطار گفت که مدتی پیش شیخ ابوسعید ...
حکایت شماره ۸۸: خواجه بوالفتح شیخ گفت کی شیخ قدس الله روحه ...
حکایت شماره ۸۹: خواجه بوالفتح شیخ گفت که روزی قوال در خدمت شیخ این بیت برمیگفت که:
حکایت شماره ۹۰: خواجه بوبکر مؤدب گفت که روزی شیخ با خطیب کوفی ...
حکایت شماره ۹۱: در آن وقت کی شیخ بنشابور بود کسی کوزۀ آب بوی آورد ...
حکایت شماره ۹۲: در آن وقت کی شیخ قدس الله روحه العزیز بنشابور ...
حکایت شماره ۹۳: شیخ گفت کی هرکه شب آدینه هزار بار بر مصطفی صلوات ...
حکایت شماره ۹۴: در آن وقت کی شیخ بنشابور بود یک سال مردمان سخن ...
حکایت شماره ۹۵: روزی یکی از شیخ سؤال کرد کی ای شیخ در حق من دعایی کن. بگفت:
حکایت شماره ۹۶: در آن وقت کی شیخ قدس الله روحه العزیز بنشابور ...
حکایت شماره ۹۷: خواجه حسن مؤدب گفت کی در آن وقت کی شیخ بنشابور ...
حکایت شماره ۹۸: حسن مؤدب گفت که شیخ یک روز مجلس میگفت چون از ...
حکایت شماره ۹۹: آوردهاند کی درآن وقت کی شیخ در خانقاه کوی عدنی ...
حکایت شماره ۱۰۰: شیخ بوسعید قدس الله روحه همشیرۀ داشت کی فرزندان ...
حکایت شماره ۱۰۱: شیخ گفت قدس الله روحه کی یکی بهشت بخواب دید و ...
حکایت شماره ۱۰۲: آوردهاند کی کسی از بغداد برخاست و بمیهنه آمد ...
حکایت شماره ۱۰۳: وقتی درویشی در پیش شیخ خانقاه میرفت شیخ گفت ای ...
حکایت شماره ۱۰۴: آوردهاند کی استاد بوصالح را کی مقری بود رنجی ...
حکایت شماره ۱۰۵: آوردهاند کی یکی از مشایخ در عهد شیخ بغزا رفته ...
حکایت شماره ۱۰۶: خواجه مصعد پسر خواجه امام مظفر حمدان نوقانی گفت ...
حکایت شماره ۱۰۷: ابوالفضل محمدبن احمد العارف النوقانی گفت کی با ...
حکایت شماره ۱۰۸: آوردهاند کی شیخ قدس الله روحه العزیز میرفت ...
حکایت شماره ۱۰۹: وقتی احمد بولیث نزدیک شیخ آمده بود چون باز ...
حکایت شماره ۱۱۰: آوردهاند کی خواجه علی خباز از مرو بمیهنه آمد کی ...
حکایت شماره ۱۱۱: آوردهاند کی شیخ قدس الله روحه العزیز در مسجد ...
حکایت شماره ۱۱۲: آوردهاند کی درآن وقت کی شیخ قدس الله روحه ...
حکایت شماره ۱۱۳: استاد عبدالرحمن گفت کی مقری شیخ بود کی در آن ...
این آمار از میان ۴۲ بیت شعر فارسی از کل ۴۷ بیت شعر موجود در گنجور از اشعار این بخش استخراج شده است.
توجه فرمایید که این آمار به دلایلی از قبیل وجود چند نسخه از آثار شعرا در سایت (مثل آثار خیام) و همینطور یک بیت محسوب شدن مصرعهای بند قالبهای ترکیبی مثل مخمسها تقریبی و حدودی است و افزونگی دارد.
آمار همهٔ شعرهای گنجور را اینجا ببینید.
وزنیابی دستی در بیشتر موارد با ملاحظهٔ تنها یک مصرع از شعر صورت گرفته و امکان وجود اشکال در آن (مخصوصاً اشتباه در تشخیص وزنهای قابل تبدیل از قبیل وزن مثنوی مولوی به جای وزن عروضی سریع مطوی مکشوف) وجود دارد. وزنیابی ماشینی نیز که جدیداً با استفاده از امکانات تارنمای سرود اضافه شده بعضاً خطا دارد. برخی از بخشها شامل اشعاری با بیش از یک وزن هستند که در این صورت عمدتاً وزن ابیات آغازین و برای بعضی منظومهها وزن غالب منظومه به عنوان وزن آن بخش منظور شده است.
ردیف | وزن | تعداد ابیات | درصد از کل |
۱ | مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | ۱۵ | ۳۵٫۷۱ |
۲ | مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | ۹ | ۲۱٫۴۳ |
۳ | مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | ۵ | ۱۱٫۹۰ |
۴ | فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ۴ | ۹٫۵۲ |
۵ | مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | ۴ | ۹٫۵۲ |
۶ | وزنیابی نشده | ۳ | ۷٫۱۴ |
۷ | فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | ۲ | ۴٫۷۶ |
آمار ابیات برچسبگذاری شدهٔ این بخش با زبان غالب شعر در گنجور به شرح زیر است:
ردیف | زبان | تعداد ابیات | درصد از کل |
۱ | فارسی | ۴۲ | ۸۹٫۳۶ |
۲ | عربی | ۵ | ۱۰٫۶۴ |
آمار ابیات برچسبگذاری شدهٔ این بخش با قالب شعری در گنجور به شرح زیر است:
ردیف | قالب شعری | تعداد ابیات | درصد از کل |
۱ | غزل/قصیده/قطعه | ۴۱ | ۸۷٫۲۳ |
۲ | رباعی | ۶ | ۱۲٫۷۷ |
آمار فراوانی تعداد ابیات اشعار این بخش به شرح زیر است (بلندترین شعر شامل ۶ بیت و کوتاهترین شامل ۱ بیت شعر است):
ردیف | تعداد ابیات شعر | فراوانی | درصد از ۲۷ شعر |
۱ | ۱ | ۱۸ | ۶۶٫۶۷ |
۲ | ۲ | ۷ | ۲۵٫۹۳ |
۳ | ۶ | ۱ | ۳٫۷۰ |
۴ | ۴ | ۱ | ۳٫۷۰ |