حکایت شمارهٔ ۹
یک روز شیخ ابوسعید قدس اللّه روحه العزیز در نشابور مجلس میگفت، خواجه بوعلی سینا از در خانقاه شیخ درآمد و ایشان هر دو پیش ازین یکدیگر را ندیده بودند اگرچه میان ایشان مکاتبه رفته بود. چون بوعلی از در درآمد شیخ روی بوی کرد و گفت حکمت دانی آمد. خواجه بوعلی درآمد و بنشست، شیخ با سر سخن رفت و مجلس تمام کرد و در خانه رفت، بوعلی سینا با شیخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و با یکدیگر سه شبانروز بخلوت سخن گفتند بعد سه شبانروز خواجه بوعلی سینا برفت شاگردان او سؤال کردند کی شیخ را چگونه یافتی؟ گفت هرچ من میدانم او میبیند، و مریدان از شیخ سؤال کردند کی ای شیخ بوعلی را چگونه یافتی؟ گفت هرچ ما میبینیم او میداند و بوعلی سینا را در حقّ شیخ ما ارادتی پدید آمد و پیوسته نزدیک شیخ آمدی و کرامات شیخ میدیدی. یک روز از در خانۀ شیخ درآمد، شیخ گفته بود که ستور زین کنند تا به زیارت اندر زن شویم، و آن موضعیست بر کنار نشابور در کوه کی غار ابرهیم آنجا بوده است و صومعۀ وی آنجا. چون بوعلی درآمد شیخ گفت ما را اندیشۀ زیارت میباشد، بوعلی گفت ما در خدمت میباشیم جمع بسیار از متصوفه و مریدان شیخ و شاگردان بوعلی با ایشان برفتند. در راه که میرفتند نیی یافتند انداخته، شیخ گفت آن نی را بردارید برگرفتند و به شیخ دادند، شیخ نی در دست گرفته بود بجایی رسیدند کی سنگ خاره بود، شیخ آن نی بدان سنگ خاره نهاد و به سنگ خاره اندر نشاخت، بوعلی چون آن بدید در پای شیخ افتاد و کس ندانست کی در ضمیر بوعلی چه بود کی شیخ آن کرامت بوی نمود. اما خواجه بوعلی چنان مرید شیخ شد کی کم روزی بود کی به نزدیک شیخ مانیامدی و فصلی مشبع در اثبات کرامات اولیا و حالات متصوفه ایراد کرد و در بیان مراتب ایشان و کیفیّت سلوک جادۀ طریقت و حقّیقت تصانیف مفرد ساخت چنانک مشهورست.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: یک روز شیخ ابوسعید در نشابور در جمع صحبت میکرد که خواجه بوعلی سینا وارد خانقاه شد. این دو نفر پیش از آن هرگز یکدیگر را ندیده بودند، اگرچه نامهنگاریهایی داشتهاند. شیخ با دیدن بوعلی به او احترام گذاشت و پس از پایان مجلس، در خانه با هم به گفتوگو پرداختند و سه روز و شب در خلوت با یکدیگر صحبت کردند.
پس از این سه روز، وقتی شاگردان بوعلی از او پرسیدند که شیخ را چگونه یافتی، بوعلی گفت که هر چیزی که او میداند، شیخ میبیند. و وقتی مریدان شیخ از او در مورد بوعلی پرسیدند، شیخ گفت که بوعلی هر چیزی را که ما میبینیم، میداند. بوعلی به شیخ ارادت خاصی پیدا کرد و نزد او رفت و کرامات شیخ را مشاهده کرد.
یک روز شیخ برای زیارت به مکانی نزدیک نشابور رفت و بوعلی و دیگران هم او را همراهی کردند. در راه، شیخ نیای پیدا کرد و آن را برداشت. سپس در نزدیکی یک سنگ بزرگ، شیخ آن نی را روی سنگ گذاشت و بوعلی که این را دید، به پای شیخ افتاد. این نشانهای بود از کرامت شیخ و بوعلی به شدت مرید او شد.
پس از آن، بوعلی به شیخ نزدیکتر شد و درباره کرامات اولیا و حالات صوفیان صحبت کرد و تصانیف مفصلی درباره سلوک در طریقت و حقیقت نوشت که بعدها معروف شد.
هوش مصنوعی: روزی در نشابور، شیخ ابوسعید در حال برگزاری مجلس بود که خواجه بوعلی سینا به خانقاه شیخ وارد شد. این دو قبلاً یکدیگر را ندیده بودند، اما نامهنگاریهایی میانشان وجود داشت. وقتی بوعلی وارد شد، شیخ به او توجه کرده و گفت که حکمتدان میآید. بوعلی سینا وارد شد و نشسته و شیخ مجلس را اداره کرد تا به پایان رسید. سپس شیخ به خانه رفت و بوعلی سینا در خانه با شیخ تنها ماندند و به مدت سه روز و سه شب با یکدیگر صحبت کردند. بعد از این سه روز، بوعلی به شاگردانش گفت که شیخ را چگونه یافته است. او گفت که هر چه او میداند، شیخ میبیند. مریدان شیخ نیز از او پرسیدند که بوعلی را چگونه یافته است و شیخ پاسخ داد که هرچه آن میبیند، بوعلی میداند. بوعلی سینا نسبت به شیخ ارادت عمیق پیدا کرد و به طور مداوم نزدیک او میرفت و کرامات شیخ را نظاره میکرد. یک روز، شیخ گفت که زین بر ستور بزنند تا به زیارت بروند. مکان زیارت در کوه نزدیک نشابور و غار ابراهیم بود. وقتی بوعلی به خانه شیخ وارد شد، شیخ گفت که اندیشه زیارت دارند و بوعلی نیز گفت که در خدمت هستیم. عده زیادی از مریدان و متصوفه همراه با آنها رفتند. در راه، نیای را پیدا کردند و شیخ دستور داد که آن را بردارند. وقتی که به سنگی خارا رسیدند، شیخ نی را به سنگ نهاد و آن را درون سنگ نشاخت. در اینجا بوعلی به پای شیخ افتاد و هیچکس نمیدانست که در دل بوعلی چه میگذرد و شیخ چگونه این کرامت را به او نشان داد. خواجه بوعلی چنان به شیخ مرید شد که مدت زیادی نگذشت که در نزد شیخ برآمد و فصلی جامع درباره کرامات اولیا و حالات متصوفه ایراد کرد و تصنیفاتی در بیان مراتب ایشان و نحوه سلوک در راه حقیقت نوشت که بسیار مشهور شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.