محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۱۰۹
وقتی احمد بولیث نزدیک شیخ آمده بود، چون باز میگشت شیخ کسی را با وی بفرستاد، چون باز آمد پرسید کی در راه احمد چه میگفت؟ گفت حدیث نعمتهای خدای تعالی میگفت. شیخ گفت کدام نعمتها را میگفت؟ این نعمتها بردرجاتست، آن نعمت کی با ما کرده است یا آن نعمت کی با شما کرده است؟ آن نعمت کی با ما کرده است بلندترین و بزرگترین نعمتهاست و آن نعمت کی با شما کرده است میانه است و تمام شود. پس گفت پیری بوده است و موی سر باز نکرده تا کژدم در سرش آشیانه نهاد و بچه کرد..
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: احمد بولیث به شیخ نزدیک میشود و بعد از گفتوگویی که بینشان برقرار است، شیخ از کسی میخواهد تا او را همراهی کند. وقتی احمد برمیگردد، شیخ از او میپرسد که در راه چه گفته است و او به بیان نعمتهای خداوند اشاره میکند. شیخ توضیح میدهد که نعمتها بر حسب درجات مختلف هستند: برخی از آنها بزرگترین و مهمترین نعمتها برای ماست و برخی دیگر برای دیگران. سپس به داستان مرد پیری اشاره میکند که بهقدری در زندگیاش غفلت کرده که کژدم در موی سرش آشیانه کرده و زاد و ولد کرده است.
هوش مصنوعی: هنگامی که احمد بولیث به نزد شیخ رفت و سپس بازگشت، شیخ کسی را با او فرستاد. وقتی آن شخص به نزد شیخ آمد، شیخ از او پرسید احمد در راه چه میگفت؟ او پاسخ داد که احمد در مورد نعمتهای خدا صحبت میکرد. شیخ پرسید کدام نعمتها؟ او گفت که آن نعمتها در درجات مختلف وجود دارند. بزرگترین نعمتها به ما تعلق دارند و نعمتهایی که به شما داده شده، در سطح میانهای قرار دارند و به مرور زمان تمام خواهند شد. در ادامه گفت که او پیر بوده و موی سرش هرگز سفید نشده، تا اینکه کژدم در سرش آشیانه کرده و بچه گذاشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.