محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۱۳
وقتی شیخ طهارت میساخت درویشی را بفرستاد تا آب آورد، درویش دیر میآمد، جماعتی کی حاضر بودند اعتراضی میکردند و انکار مینمودند کی راه نزدیک چرا دیر میآید؟ چون آن درویش باز آمد شیخ آن داوری ایشان میدید گفت آن آب کی ما را بآن آب وضو میبایست ساخت هنوز از چشمه بیرون نیامده بود، این درویش منتظر آن بود کی آن آب از چشمه بیرون آید چون آن آب بیرون آمد و آنجا رسید برگرفت و بیاورد و شما داوری مکنید.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره شیخی است که قصد دارد طهارت داشته باشد و درویشی را برای آوردن آب میفرستد. درویش دیر میآید و جمعی از حاضرین به تأخیر او اعتراض میکنند و فکر میکنند که مسیر نزدیک است؛ اما وقتی درویش با آب میآید، شیخ توضیح میدهد که درویش منتظر بوده تا آب از چشمه خارج شود و به همین دلیل دیر آمده است. او به جمع یادآوری میکند که نباید در مورد چیزی که نمیدانند قضاوت کنند.
هوش مصنوعی: روزی شیخ طهارت در حال ساختن بود و درویشی را به این منظور فرستاد تا آب بیاورد. اما درویش دیر به محل رسید و جمعیتی که منتظر بودند، اعتراض کردند و از او پرسیدند که چرا با وجود نزدیک بودن راه، دیر میآید. وقتی درویش برگشت، شیخ به اعتراض آنها توجه کرد و گفت که آبی که ما به آن نیاز داریم هنوز از چشمه نیامده بود. درویش منتظر بود تا آب از چشمه خارج شود و زمانی که آب بیرون آمد و به نزد او رسید، آن را برداشت و آورد. بنابراین، شما حق قضاوت درباره دیر رسیدن او را ندارید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.