محمد بن منور
»
اسرار التوحید
»
باب دوم - در وسط حالت شیخ
»
فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
»
حکایت شمارهٔ ۱۰۴
آوردهاند کی استاد بوصالح را کی مُقری بود رنجی پدید آمد چنانک صاحب فراش گشت شیخ خواجه بوبکر مؤدب را گفت دوات وقلم بیار تا برای بوصالح حرزی املا کنم. پس فرمود کی بنویس، بیت:
حورا بنظارۀ نگارم صف زد
رضوان بعجب بماند کف بر کف زد
یک خال سیه بران رخ مطرف زد
ابدال ز بیم چنگ در مصحف زد
خواجه بوبکر مؤدب بنوشت و به نزدیک بوصالح بردند و بروی بسته، در حال اثر صحت پدید آمد و آن عارضه زایل گشت.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این داستان، استاد بوصالح که یک مقری (قاری قرآن) بود، به یک بیماری دچار شد. شیخ خواجه بوبکر مؤدب دستور داد تا دوات و قلم بیاورند و برای بوصالح یک حرز (دعای حفاظتی) بنویسند. او شعری را املا کرد که در آن به زیبایی و ویژگیهای بهشت اشاره شده بود. وقتی این شعر را نوشتند و به بوصالح دادند، او بهبودی پیدا کرد و بیماریاش برطرف شد.
هوش مصنوعی: گفته شده که استاد بوصالح که قاری بود، بیمار شد. بنابراین، شیخ خواجه بوبکر مؤدب به صاحب فراش گفت که دوات و قلم بیاورد تا حرزی برای بوصالح بنویسد. سپس فرمود که بنویس، یک بیت شعر.
هوش مصنوعی: در جایی، حوران به تماشای معشوقهام ایستادهاند و مقام رضوان، بهخاطر زیبایی او حیران و شگفتزده مانده و فقط به زدن دست بر روی هم راضی شده است.
هوش مصنوعی: یک دانه سیاه بر چهرهی معشوقهام نقش بسته و ابدال (افراد پاک و الهی) به خاطر ترس از چنگ (شاید به معنای قدرت یا سرنوشت) در کتاب مقدس زخم زدهاند.
هوش مصنوعی: خواجه بوبکر مؤدب نامهای نوشت و آن را به نزد بوصالح بردند. پس از مدتی، اثر بیماری او کاهش یافت و آن عارضه برطرف شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.